مجلس

تاریخی

چرا مجلس هفتم با دولت همراه تر بود؟

تابناک: غلامرضا مصباحی مقدم که در روزهای اخیر میهمان خبرگزاری مهر بود درخصوص مسائل مختلفی از جمله پیش بینی نتیجه انتخابات مجلس نهم، عملکرد مجلس هشتم و مقایسه آن با مجلس هفتم سخن گفت. او معتقد است عملکرد مجلس هفتم از این جهت که دارای برنامه ریزی بوده است بهتر از مجلس هشتم بود اما مجلس هشتم از لحاظ مدیریت قوی تر عمل کرد و در قانونگذاری و نظارت بهتر از مجلس هفتم ظاهر شد.


- پس از مجلس ششم تجربه دو مجلس اصولگرا را پشت سر گذاشتیم، در هر دوی اینها حضور داشتید، در مقایسه کلی این دو مجلس، نقاط قوت و ضعف این دو مجلس را چطور می بینید؟

البته می توان بین این دو مجلس و مجلس ششم که واقعا ما را به ناکجا آباد برد مقایسه کلی داشت و مجلس ششمی ها تنش واقعی بین ارکان نظام به وجود آورده بودند، یک روز با شورای نگهبان، یک روز با قوه قضائیه، یک روز با مجلس ، یک روز با رهبری به چالش پرداختند.

مجلس هفتم به عنوان مجلسی که به اصول اولیه انقلاب برگشت نقطه مثبتی داشت. باید مردم را تحسین کرد که انتخاب درستی به عمل آوردند و از شعارهای اصولگرایان تحت عنوان آبادگران استقبال کردند. این مجلس از نظر برخی ابعاد کارشناسی خوب عمل کرد. یکی از این ابعاد اقتصادی بود، ما در این مجلس دکتر خوش چهره دکتر دانش جعفری و دکتر سبحانی را داشتیم اینها سه اقتصاد دان خوب بودند که در دوره هشتم آنها را نداشتیم.

مجلس هفتم با دولت همراه تر بود، علتش هم رئیس مجلس بود که بر اساس ره یافتی که خودش از دیدگاه مقام معظم رهبری داشت در تعامل با دولت انعطاف بیشتر ی نشان داد و همراهی بیشتری با رئیس جمهور داشت، از این جهت آن مجلس با دولت چالش کمتری داشت

اما در ابعاد دیگر کارشناسی مجلس هشتم را قوی تر از مجلس هفتم ارزیابی می کنم علتش هم این است که حداقل شرط ورود به مجلس را دارا بودن مدرک تحصیلی لیسانس گذاشتند، این امر یک پله توان کارشناسی مجلس را بالاتر برد.

مجلس هفتم با دولت همراه تر بود، علتش هم رئیس مجلس بود که بر اساس ره یافتی که خودش از دیدگاه مقام معظم رهبری داشت در تعامل با دولت انعطاف بیشتری نشان داد و همراهی بیشتری با رئیس جمهور داشت ، از این جهت آن مجلس با دولت چالش کمتری داشت.

- آیا این همراهی بیشتر به دلیل آغاز کار دولت در آن مقطع بود؟

بله آغاز کار دولت بود، نوع رفتار رئیس جمهور هم خیلی منعطف تر بود. مجلس هم مجلسی بود که همگرایی با دولت را در اساس کار خود داشت. اما مدیریت دوره هشتم را قویتر از دوره هفتم می دانم . البته آقای لاریجانی تجربه مدیریتی طولانی هم داشت. ۱۰ سال در صدا و سیما بود، مدتی به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی بود قبل از آن هم از افراد بسیار موثر سپاه بود. دوره ای که ایشان به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی سفرهای خارجی داشت و در مذاکرات مهم بین المللی شرکت می کرد به عنوان یک شخصیت مذاکره کننده قوی شناخته شده بود.

البته قوت بیان و استدلال او هم در نطق های مجلس بارز است، انصافا خیلی خوب موضع گیری می کند و قوی به میدان می آید در مدیریت هم قوی است از این جهت مدیریت مجلس هشتم را قوی تر از مجلس هفتم می دانم.

هر دو دوره را تجربه دارم معتقدم بازدهی مجلس هشتم بیش از مجلس هفتم بود از لحاظ تعداد قوانین مصوب و مهمترین قوانین، مجلس هشتم دستاوردهای بهتری دارد. جایگاه نظارت هم در مجلس هشتم ارتقا پیدا کرد.

زمان آقای حدادعادل ما چیزی به نام مدیر کل نظارت داشتیم که گزارشات نظارتی نمایندگان در دستگاه ها به مدیر کل نظارت ارسال می شد، در مجلس هشتم معاونت نظارت ایجاد شد. مسلما جایگاه معاونت نظارت جایگاه قوی تری بود. تعداد سوالاتی که در این دوره از وزیران شد و تعداد تحقیق و تفحص هایی که انجام شد نشان از بهتر بودن قوه نظارت مجلس هشتم دارد.

البته مسائلی که درگیر بودیم هم بیشتر بود. مواضعی که مجلس در قبال موضوعات داخلی و بین المللی گرفت، نکته مثبت دیگر بود اما مجلس هشتم نقاط ضعفی هم داشت البته در صدد جبران برآمد و جبران هم کرد.

برخی روی نقاط ضعف می ایستند و آن را به رخ می کشند در حالیکه انسان عاقل کسی است اگر نقاط قوی هم می بیند بیان کند. این مجلس نقاط ضعف خود را جبران کرد در هر مسئله ای که اتفاق افتاده و یا اشارتی از جایی بوده، سعی کرده جبران کند و از این جهت باید عملکرد مجلس را پاس داشت.


- مهمترین نقدی که به مجلس هشتم وارد می کنید و تصمیم دارید آن را در مجلس نهم جبران کنید، چیست؟

نقد جدی که وجود دارد، نداشتن یک برنامه است، ما در مجلس هشتم برنامه نداشتیم البته اول مجلس رفتیم به این سمت که برنامه داشته باشیم. مجلس هفتم برنامه ریزی بهتری داشت. علت هم این بود که یک گروه از نخبه ترهای مجلس در آغاز کار باهم به هم اندیشی پرداختند، نشست های قابل توجه داشتند یک تعطیلات یک هفته ای داشتیم و همه یک جا متمرکز شدیم و روزانه ۸-۱۰ ساعت کار کردیم صورت مسائلی که باید رسیدگی کنیم آنجا باهم تقسیم کار و هماهنگی هایی انجام دادیم، همان اقدامات موجب شد خیلی از مسائلی که در مجلس بررسی شد دنبال همان برنامه ریزی آغاز کار مجلس هفتم باشد.

مجلس هشتم چنین چیزی نداشت، این نقطه ضعف مجلس هشتم است. آن طور نبود که مطابق پیش بینی برنامه ریزی شده ۴ سال را دنبال کنیم بلکه حالت انتظار در مقابل لوایح دولت داشتیم. گاهی هم نمایندگان طرح ها و دیدگاه های خوبی داشتند اما اینکه در قالب برنامه باشد، نبود.

مشکل این است که ما حزب نداریم. حزبی که قوی دارای برنامه، کادر، دارای شعار باشد نداریم که وارد مجلس شود و برنامه ارائه دهد. اما مدیریت مجلس می تواند این کار را انجام دهد

البته یک مشکل داریم و مشکل این است که ما حزب نداریم. حزبی که قوی دارای برنامه، کادر، دارای شعار باشد نداریم که وارد مجلس شود و برنامه ارائه دهد. اما مدیریت مجلس می تواند این کار را انجام دهد.

حتی پس از مشخص شدن نتایج انتخابات و ترکیب آینده مجلس و قبل از شکل گری مجلس نهم می توان تمهیداتی اندیشید و جلساتی گذاشت و اولویت ها را مشخص کرد. در آغاز مجلس هشتم رفتیم به سمت تعیین اولویت ها اما نیمه کار ماند.

- بحث نظارت بر نمایندگان که با فراز و فرودهای زیادی همراه بود نهایتا در مجلس هشتم اجرایی نشد، علت را چه می دانید؟

یک طرح در این باره در مجلس هفتم تصویب شد که شورای نگهبان آن را رد کرد و مجلس اصرار کرد بر مصوبه خود که به مجمع تشخیص مصلحت رفت و در آنجا ماند.

طرح نظارت بر رفتار نمایندگان در مجلس هشتم مصوب شد اما در این دوره عملیاتی نمی شود چون زمان نداریم اما این مصوبه، قانون خوبی برای مجلس نهم خواهد بود.

- عده ای از نمایندگان مجلس معتقدند این قانون، قانون خوبی نیست و چندان ضمانت اجرایی ندارد و نظارت واقعی را روی مجلس اعمال نمی کند نظر شما چیست؟

اتفاقا من معتقدم بسیار قانون خوبی است و اگر اجرایی شود مفید خواهد بود. در وضع قوانین این چنینی، حالت باز دارندگی اش هم اهمیت دارد.

نمایندگان ممکن است در طول دوره دستخوش تغییر شوند اما این قانون حالت باز دارندگی دارد. نظارتی که می خواهد باز دارنده باشد، ترس از آن هم کفایت می کند که بعضی ها خود را دچار گرفتاری نکنند، به فساد مبتلا نشوند و تخلف از قوانین نداشته باشند، بنابراین وجود چنین قانون و نظارتی حالت بازدارندگی دارد.

- ترکیب فهرست جبهه متحد را در تهران و کشور چقدر نزدیک به ترکیب مجلس هفتم و هشتم می بینید و اینکه ترکیب مجلس نهم را چطور پیش بینی می کنید؟

اکثر کسانی که درفهرست جبهه متحد تهران قرار داده شده اند همان کسانی هستند که در دوره هشتم هم نماینده هستند یک تعداد کمی تغییر کردند و آنها که در فهرست جبهه متحد وارد نشدند فهرست جداگانه ای می دهند و وارد رقابت انتخاباتی در تهران می شوند.

پیش بینی من نسبت به مجلس نهم این است که تغییر جدی در ترکیب اعضای مجلس رخ نمی دهد. اگر ما ۲۲۰ نفر اصولگرا داشتیم حول و حوش همین تعداد اصولگرا در مجلس نهم خواهیم داشت

ما نگران بودیم که تعدد فهرست ها باعث به هم ریختن آراء و تقسیم آراء شود و احیانا از غیر مجموعه اصولگرایان کسانی رأی آورند، البته همچنان این احتمال وجود دارد. حال که این اتفاق افتاد باید آن را به فال نیک گرفت ، نفس رقابت شاید موجب حضور بیشتر مردم هم بشود. آراء متفرقه ای وجود دارد که شاید لیست های متفرق بتوانند این آراء را جذب کنند و به میدان آورند.

اما پیش بینی من نسبت به مجلس نهم این است که تغییر جدی در ترکیب اعضای مجلس رخ نمی دهد. اگر ما ۲۲۰ نفر اصولگرا داشتیم حول و حوش همین تعداد اصولگرا در مجلس نهم خواهیم داشت. اصلاح طلبان دوره حاضر مجلس غالبا تأیید صلاحیت شدند، و دوره بعد هم بعید نیست که در مجلس راه پیدا کنند.

تصور می کنم حضور اصلاح طلبان در مجلس بعدی نه خیلی پر رنگ و نه خیلی کمر رنگ تر نسبت به مجلس هشتم باشد. اما ما شاهد حضور مستقل های قابل توجهی خواهیم بود که این تعداد ممکن است وقتی وارد مجلس شوند یا فراکسیون مستقلی تشکیل دهند یا به دو فراکسیون موجود مجلس بپیوندند و یا شاید هم تعداد فراکسیون های بیشتری داشته باشیم. زیرا در این دوره جبهه پایداری لیست مستقل می دهد اگر کاندیداهایشان رای بیاورند شاید فراکسیون مستقلی داشته باشند. چون در مجلس هشتم این عده فراکسیون داخل فراکسیون اصولگرایانی داشتند. امکان دارد که در مجلس نهم جدا شوند البته شاید هم شرایط شرایط انتخابات باشد که حالت تند و تیز پیدا کردند و مرزها روشنتر و فاصله ها بیشتر شده است اما احتمال این جدایی هست.


- وضعیت جریان مشهور به جریان انحرافی را در مجلس چطور می بینید؟

من از کم و کیف حضور آنها اطلاع دقیقی ندارم اما اصل این مسئله را می دانم که به صورت پنهان کارهایی کرده اند و هدف گذاریشان ۱۵۰ کرسی بوده است حتما برای هدف گذاری که کرده اند همت و منابع لازم را در نظر گرفته اند.

اما اینکه چه اتفاقی رخ دهد نمی دانم. یک مسئله این بود که اگر شورای نگهبان تعدادی از آنها را بشناسد صلاحیت شان را تأیید نمی کند کما اینکه خود آقای امیری فر وشریعت زاده تأیید صلاحیت نشدند.

یک احتمال هم این است که شناخته نشوند و صلاحتیشان تأیید شود. رأی آوردن آنها جای حرف دارد. چون مردم ما حساس هستند و به شدت به نظام علاقمند هستند و از اینکه علیه نظام توطئه ای شود و انحرافی پدید آید پرهیز می کنند، هشیاری می کنند، اگر ببینند کسی که ناشناس است خیلی خرج می کند ممکن است انگشت های اشاره به سمت او نشان رود و نتیجه عکس بگیرند.

در انتخابات گذشته هم داشتیم کسانی که خیلی خرج کردند خیلی کم رأی آوردند البته برعکس آن هم بود کسانی که خیلی خرج کردند و رأی هم آوردند.

احتمال رأی آوردن جریان انحراف را خیلی قوی نمی دانم اگر هم وارد مجلس شوند و فراکسیونی تشکیل دهند فراکسیون ضعیفی خواهد بود.

- بحثی دیگر که وجود دارد این است که نمایندگان وارد شده خریده و یا یارکشی شوند، چون این استدلال هم از سوی عده ای پیگیری می شود که فرستادن نماینده به مجلس سخت تر از یارگیری است، با توجه به بنیه های جریان انحرافی و تشکیلاتی که دارد فکر می کنید چقدر در اجرای این سناریوها موفق شوند؟

آنچه برنامه جریان انحرافی بود، این است که نماینده به مجلس بفرستند و برای فرستادن نماینده به مجلس هزینه می کنند. خبرهایی هم که از گوشه و کنار می رسید این بود که میلیاردی پول هایی را در اختیار افراد گذاشته اند پس چنین نیست که صبر کنند نمایندگان وارد شوند و بعد آنها را بخرند بلکه پیش خرید می کنند.

خبرهایی هم که از گوشه و کنار می رسید این بود که میلیاردی پول هایی را در اختیار افراد گذاشته اند پس چنین نیست که صبر کنند نمایندگان وارد شوند و بعد آنها را بخرند بلکه پیش خرید می کنند.

اگر این اتفاق بیافتد تصور می کنم که حتما نتیجه این خواهد بود که افراد هزینه های اضافی خواهند داشت و خودشان را ناخواسته معرفی می کنند که از کدام گروه هستند و اگر هم چنین نکنند، رأی نمی آورند.

چون چهره های شاخصی در این ماجرا به دام نیفتاده اند. حال اگر سناریو این باشد که وقتی وارد مجلس شدند آنها را بخرند، خب این هم همیشه امکان دارد نیازی به سر و صدا نداشت نیاز به بد و بیراه شنیدن ها و فحش خوردن ها نداشت، کفایت می کرد هیچ نگویند تا مجلس شکل بگیرد یک عده را تطمیع کنند.

البته این خلاف اساس نظام و خلاف اصول مردم سالاری است آن هم مردم سالاری دینی، اینکه مردم نماینده ای انتخاب کنند آنگاه عده ای آن نماینده را بخرند، این پول از کجا می آید، چطور قرار است به آنها منتقل شود، چگونه این پول می خواهد وارد زندگی آنها شود که زندگی آنها را تغییر ندهد و رفتار آنها را عوض نکند.

در صورت وقوع چنین اتفاقی، اینجا جای پرسیدن این سوال است که شما زمان ورود با این امکانات وارد شدید و با گذشت سالهای نمایندگی امروز این امکانات را دارید، اینها را از کجا آورده اید؟ وزارت اطلاعات هم در این گونه موارد وظیفه دارد، کمیسیون اصل نود هم وظایفی دارد، بنابراین معتقدم این نقشه ها ناکام است و از مکر شیطان است.

- سناریوی دیگری بود که اگر نتوانستند نماینده ای بفرستند، با اصلاح طلبان مجلس پیوند بخورند و مبنایشان این است که رقیب مشترکی داریم، فکر می کنید چنین چیزی ممکن است؟

این اقلیتی که در مجلس هشتم بود عاقل تر از این است که حیثیت خود را پای یک گروه انحرافی بگذارد

من تصور نمی کنم ، این اقلیتی که در مجلس هشتم بود عاقل تر از این است که حیثیت خود را پای یک گروه بگذارد که آن گروه را موسوم کردند به گروه انحرافی. این اقلیتی که امروز در مجلس است در جریان فتنه با اکثریت همراه شد. مواضع خوبی گرفتند به صراحت در نطق هایشان ابراز برائت کردند بنابراین این گروه خودشان را هزینه نمی کنند برای جریان موسوم به فتنه. بر فرض دو گروه اقلیت این چنینی به هم بپیوندند در مقابل اکثریت اصولگرایان مجلس چه نقشی می توانند داشته باشند ؟ علاوه بر این مگر نظام جمهوری اسلامی به تعبیر مقام معظم رهبری بی صاحب است؟ صاحش همین مردم هستند. صاحب اصلی، امام زمان (عج) است که بر ما نظارت دارد و هدایت امور زیر سایه امام زمان انجام می گیرد. از خیلی از توطئه ها که خبر نداریم عبور می کنیم و خیلی از بحران ها، که فکرش را نکرده ایم از سر ما عبور می کند. مردمی که حضورشان در راهپیمایی ۲۲ بهمن نشان صبر و مقاومتشان بود، دست به دست هم می دهند تا جلوی چنین حرکت فتنه انگیزی را بگیرند.

- ارزیابی شما از رای جبهه متحد در انتخابات چیست؟

تصورم این است جبهه متحد در تهران بالاترین رأی را می آورد، احتمال اینکه ۲۰ تا ۲۵ نفر از کاندیداهای این جبهه در مرحله اول رأی آوردند وجود دارد. حداقل ۵ نفر می مانند که آنها هم از فهرست صدای ملت رأی خواهند آورد. احتمال قوی نمی دانم که دوستان جبهه پایداری در تهران رأی بالایی آورند.

- آیا با شما برای حضور در فهرست " صدای ملت" صحبت شده ؟

بله صحبت هایی شده اما هنوز به تصمیم نرسیدم باید مشورت هایی داشته باشم. از ناحیه جبهه متحد منعی برای حضور در سایر لیست ها وجود ندارد.

- اگر صدای ملت چهره های اصلاح طلب را در فهرست خود قرار دهد این موضوع برای شما خط قرمز هست یا نه؟

من پیوند این دو را بعید می دانم. من از نظر علائق و گرایش صدای ملتی ها بعید می دانم که بخواهند با اصلاح طلبان به یک لیست مشترک برسند اخلاقیات و رفتار سیاسی آنها را می شناسم و بعید می دانم، به هر ترتیب اگر هم پیوندی داشته باشند قطعا من بیشتر پرهیز می کنم که در فهرست آنها باشم.
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1390ساعت 8:24  توسط مصطفی جوان  | 

رقابت انتخاباتی ۵۷۲ نفر در تهران

پانا: رییس ستاد انتخابات تهران از رقابت ۵۷۲ نفر در نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه تهران ، ری، شمیرانات و اسلامشهر خبرداد.

صفرعلی براتلو گفت: از این تعداد ۹۸ نفر زن و ۴۷۴ نفر مرد هستند که مسن ترین آنها یک زن ۷۳ ساله و جوانترین آنها نیز یک مرد ۳۰ ساله است.

وی گفت: ۶۲ نفر فرهنگی، ۳۱ نفر پزشک، ۱۷۱ نفر کارمند ، ۳۷ دارای شغل آزاد، ۹۴ نفر استاد دانشگاه، ۷۰ نفر بازنشسته ، ۱۴ نفر قاضی، ۴۲ نفر از دیگر صنوف ، ۳۰ نفر نماینده و ۱۹ نفر روحانی هستند.

براتلو افزود: مدرک تحصیلی اکثر نامزدهای انتخاباتی حوزه انتخابیه تهران کارشناسی ارشد و دکتری است.

وی افزود: آغاز تبلیغات انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی چهارم اسفند و زمان برگزاری آن نیز دوازدهم اسفند خواهد بود.
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1390ساعت 8:22  توسط مصطفی جوان  | 

ليست 15 نفره جبهه مردم سالاري

به گزارش باشگاه خبرنگاران، ليست 15 كانديداي انتخاباتي مجلس نهم جبهه مردم سالاري قطعي شد.

1- سيد حسين هاشمي

2- علي رضا محجوب

3- علي مطهري

4- سهيلا جلودارزاده

5- الهه راستگو

6- حجت الاسلام علي عسگري

7- حميد رضا كاتوزيان

8- محمد رضا جعفري

9- محمد علي رجايي نيا

10- سيد مرتضي موسوي

11- سيد علي محمد خادمي

12- مصطفي مصطفايي

13- يونس قرباني

14- عليرضا نژاد صاحبي

15- سالار حسن زاده
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1390ساعت 8:21  توسط مصطفی جوان  | 

برخی ویژگی های فهرست جبهه متحد

۸ کاندیدا از خانواده معظم شهدا، ۹ نفر جانباز، ۱۹ نفر از رزمندگان، ۵ دانش آموخته رشته اقتصاد
مسئول کمیته ایثارگران جبهه متحد گفت: تمامی نامزدهای جبهه متحد اصولگرایان از خانواده های شهدا، جانبازان و ایثارگران دوران دفاع مقدس و انقلاب اسلامی هستند.

مجتبی رحماندوست در گفتگو با پایگاه اطلاع رسانی جبهه متحد اصولگرایان افزود: این افتخار بزرگی برای جریان اصولگراست که لیست اصلی این جریان را افرادی شامل می شوند که یا خود از مجاهدان و ایثارگران دوران دفاع مقدس هستند یا اینکه از خانواده های شهدا، جانبازان و ایثارگران دوران دفاع مقدس و انقلاب اسلامی محسوب می شوند.

وی افزود: از بین ۳۰ کاندیدای این جبهه، ۸ کاندیدا از خانواده معظم شهدا هستند و ۹ نفر نیز به افتخار جانبازی نائل شده اند. همچنین ۱۹ نفر از لیست جبهه متحد رزمندگان دوران پر افتخار دفاع مقدس هستند که شش نفر از آنها از فرماندهان این دوران پر نور هستند.

وی در مورد دیگر ویژگی های فهرست جبهه متحد اصولگرایان گفت: در این فهرست دانش آموختگانی در رشته اقتصاد همچون دکتر احمد توکلی، حجت الاسلام دکتر غلامرضا مصباحی مقدم، دکتر الیاس نادران، دکتر مسعود میرکاظمی و حسین فدایی قرار دارند.

رحماندوست، با اشاره به برخی انتقادات مطرح شده در مورد فهرست جبهه متحد اصولگرایان گفت: این فهرست نتیجه کار جمعی خیل وسیعی از اصولگرایان است و در کار جمعی ممکن است همه راضی نباشند اما باید همگی کار جمعی را تمرین کرده و به عقل جمعی احترام بگذاریم.

وی افزود: فهرست جبهه متحد اصولگرایان مورد تایید علمای بزرگی چون آیت الله یزدی و آیت الله مهدوی کنی و جامعتین قرار دارد.

وی در مورد اینکه برخی تعلقات سیاسی در فهرست اصولگرایان دارند گفت: همه نامزدهای فهرست جبهه متحد به جریان، تفکر و گفتمان اصولگرایی تعلق دارند و ممکن است برخی نیز باشند که تعلقات تشکلی داشته باشند لیکن چون بسیاری همچون دکتر حداد عادل، سردارکوثری، دکتر امین‌زاده، دکتر طبیب‌زاده، دکتر مرندی، دکتر میرکاظمی، دکتر نجابت و.. به هیچ گروهی تعلق ندارند و لذا مباحثی چون سهمیه بندی سیاسی چیزی جز اتهام پراکنی نیست که جزو بداخلاقی های انتخاباتی محسوب می شود.
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1390ساعت 8:19  توسط مصطفی جوان  | 

تفکر اصولگرایی در جبهه متحد قرار دارد

به گزارش جهان، اسماعیل کوثری، رییس کمیته اقشار جبهه متحد اصولگرایان، در رابطه با حضور جبهه های نوظهوری از قبیل جبهه منتقدین دولت خاطرنشان کرد: در لیستی که توسط جبهه متحد اصولگرایان ارائه خواهد شد، نهایتاً ۳۰ نفر حضور دارند و از آنجایی که حدود ۳۰۰ الی ۴۰۰ نفر اصولگرای شاخص نام نویسی کرده اند، باید تحت یک عنوانی در انتخابات شرکت کنند.

نایب رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس افزود: اینها قطعاً تشکل های سیاسی مختلفی را تشکیل می دهند. جبهه منتقدین دولت هم یکی از این جبهه هاست. آنها هم چون در لیست قرار نگرفتند اقدام به سازماندهی چنین تشکلی کردند تا به نحوی اعلام موجودیت کنند.

نماینده تهران در خانه ملت اضافه کرد: نمی توان جلوی ایجاد اینگونه جبهه ها را گرفت. البته تعداد زیادی هم به صورت مستقل شرکت می کنند که همه اینها طبیعی است.

وی در خصوص اینکه ممکن است با حضور چنین جبهه هایی، تعداد آرا به نفع جبهه متحد اصولگرایان کاهش یابد، گفت: مردم ما به لطف خدا، در اثر شناخت دقیق و عمیق نسبت به انتخابات می دانند که تفکر اصولگرایی در جبهه متحد قرار دارد. رأس معنوی این جبهه هم که آقایان آیت الله مهدوی کنی و آیت الله یزدی هستند. لذا مردم به راحتی می توانند تشخیص دهند که سمت کدام جبهه ها سوق پیدا کنند.

به گفته رییس کمیته اقشار جبهه متحد، آنها با توجه به عملکرد نمایندگان مجلس هشتم و در نظر گرفتن چگونگی فعالیت آنان، بسیار به جبهه متحد توجه می کنند.

کوثری همچنین درباره چگونگی حضور اصولگرایی در مجلس نهم گفت: بالاخره چیزی که هست، به امید خدا، تفکر اصولگرایی تا به حال دو دوره گذشته به خوبی نمایان شده و نوع نگرش مردم به این تفکر، نگرشی مثبت خواهد بود
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 15:53  توسط مصطفی جوان  | 

بیشگیری از شکست آرا تکلیف شرعی است

به گزارش جهان به نقل از كيهان، حسين شريعتمداري كه جمعه شب در يادواره 96 شهيد منطقه فين و حسن آباد كاشان شركت كرده بود، شرايط كنوني جمهوري اسلامي ايران را درخشان ترين دوران معرفي كرده و گفت؛ فردا در حالي 33 سالگي انقلاب اسلامي را پشت سر مي گذاريم كه طي 33 سال گذشته به همت امام راحلمان(ره) نسخه اسلام ناب محمدي(ص) را بر كرسي حاكميت نشانده ايم و از عقبه هاي تند و نفس گيري نظير كودتاهاي نافرجام، هجوم گروهك هاي تروريستي، غائله آفريني هاي منطقه اي، تحريم اقتصادي، جنگ 8 ساله، و دهها چالش پي درپي و بي وقفه به سلامت عبور كرده ايم.

وي افزود اگرچه هنوز گام هاي ناپيموده فراواني در پيش داريم ولي طي 33 سال گذشته گامهاي بلند و حيرت انگيزي به سوي نقطه ايده آل برداشته ايم تا آنجا كه امروز، به مقتدرترين و پيشرفته ترين كشور منطقه تبديل شده ايم و در پاره اي از رشته هاي نوين علمي در فهرست 10 رتبه اول جاي گرفته ايم.

مديرمسئول كيهان گفت: امروزه از يكسو ايران اسلامي به قله هاي بلند اقتدار نزديك تر شده است و از سوي ديگر آمريكا و متحدانش به قول كيسينجر روي قوس نزولي قرار گرفته اند.

وي با اشاره به نمونه هايي از اعتراف دشمنان بيروني و ارائه اسنادي از جايگاه كنوني ايران اسلامي گفت؛ همه تلاش دشمن آن است كه مردم ايران از اقتدار مثال زدني خود غافل باشند و اين الگو بيش از اين در منطقه و جهان تحول آفرين نباشد.

شريعتمداري در بخش ديگري از سخنان خود خطاب به كساني كه فريب دشمنان را خورده اند گفت؛ فرصت حضور در چرخه تغيير تاريخ به نفع اسلام و ملت هاي محروم را كه ايران اسلامي نقش آفرين و رهبر انقلاب پرچمدار آن است، از دست ندهيد و افزود؛ انقلاب نسخه روشن و تعريف شده اي دارد كه قابل تحريف نيست بنابراين انقلاب اسلامي برخلاف ساير انقلاب ها فرزندان خود را نمي خورد، بلكه فرزندان ناخلف را تصفيه مي كند و در مسير حركت خود به توده هاي وفادار و فداكار كه خيل عظيم جوانان حزب اللهي از جمله آنها هستند مي افزايد.

مديرمسئول كيهان در ادامه سخنان خود به انتخابات پيش روي اشاره كرد و گفت؛ اگرچه مانند هميشه، تركيب مجلس شوراي اسلامي و از جمله، تركيب مجلس نهم براي دشمن از اهميت ويژه اي برخوردار است ولي در شرايط كنوني، اولويت دشمن در انتخابات، كاهش حضور مردم است.

وي به اظهارات «كنت تيمرمن» مسئول اسبق ميز ايران در سازمان سيا اشاره كرد كه گفته بود «اصلاح طلبان در يك دوره چند ساله، مجلس و دولت را در اختيار داشتند ولي كاري از پيش نبردند و قادر به تغيير ساختار جمهوري اسلامي نبودند» و نتيجه گرفت كه امروزه اصلي ترين مشكل دشمن، الگو شدن انقلاب اسلامي براي ملت هاي مسلمان است بنابراين خدشه دار كردن اين الگو از طريق سياه نمايي و كاهش حضور را در اولويت پروژه هاي خود قرار داده است و تحريم انتخابات از سوي مدعيان اصلاحات در همين راستا قابل ارزيابي است.

شريعتمداري در بخش ديگري از سخنان خودگفت؛ وقتي تعداد نامزدهاي اصولگرا و متعهد در يك منطقه چند برابر سهميه مجلس از آن منطقه است، حضور تمامي نامزدهاي اصولگرا مي تواند به شكستن آراء منجر شده و باعث شود افرادي كه صلاحيت كمتري دارند به مجلس راه يابند.ضمن آن كه انتخاب اصلح وظيفه همگان است.

وي افزود؛ اگرچه بسياري از نامزدها بر اين باورند كه در پي احساس يك تكليف شرعي قصد ورود به خانه ملت را دارند و اين احساس تكليف قابل تقدير است ولي پيشگيري از شكستن آراء نيز يك تكليف است بنابراين در برخي از موارد انصراف از نامزدي و كنار كشيدن به نفع اصولگراي اصلح هم مي تواند يك تكليف شرعي تلقي شود.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 15:52  توسط مصطفی جوان  | 

تلاش کنیم مجلس ششم تکرار نشود

سید مرتضی نبوی در گردهمایی اصناف و بازاریان تهران گفت: عده‌ای در دوران اصلاحات از تریبون مجلس ششم علیه نظام موضع گیری کردند و ما باید تلاش کنیم تا خدای ناکرده مجلس ششم تکرار نشود.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و مدیرمسئول روزنامه رسالت در جمع بازاریان و اصناف تهران گفت: انتخابات یکی از مهم‌ترین رخدادهای سیاسی است و انتخابات مجلس نهم به این دلیل که نخستین انتخابات بعد از انتخابات ۸۸ است بسیار مهم‌تر است.
وی با تاکید بر این مطلب که مجلس نهم نباید جای افرادی باشد که به آمریکا چراغ سبز نشان دهند، ادامه داد: غربی‌ها به دنبال این هستند که با تحریم و فشارهای سیاسی و اقتصادی بر مردم، مشارکت را به حداقل برسانند و پشتوانه مردمی نظام را به حداقل برسانند.
نبوی با بیان این مطلب که اصلاح طلبان در مسیر آمریکا حرکت می‌کنند، اظهار داشت: در سال ۸۸ این گروه به قصد براندازی و ایجاد یک جمهوری سکولار حرکت کردند اما حضور مردم باعث شکست آن‌ها شد.
وی با تاکید بر رجوع مردم به افراد صاحب نظر برای انتخاب نامزد‌ها، گفت: رجوع به جامعه روحانیت مبارز می‌تواند به انتخاب مردم کمک کند و باید لیستی رای بدهید که امضاء بزرگان جامعه روحانیت پای آن باشد و مردم باید به ۳۰ نفر کامل رای دهند.
وی با بیان اینکه در جریان برگزاری انتخابات مجلس در ادوار مختلف، مشارکت ۵۰ تا ۷۰ درصدی را شاهد بودیم، گفت: در انتخابات پیش رو قطعا با مشارکت بالای مردم مواجهیم و توطئه دشمنان برای به پایین آوردن مشارکت شکست خواهد خورد.
مدیرمسئول روزنامه رسالت با تاکید بر اهمیت رشد اقتصادی، افزود: ما در چند سال گذشته رشد کمی در عرصه اقتصادی داشتیم و این موضوع به این دلیل است که اقتصاد ما درست مدیریت نمی‌شود و ارتباط لازم و هماهنگ بین دستگاه‌ها نیست
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 15:50  توسط مصطفی جوان  | 

حجت‌الاسلام پناهیان: جایگاه انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی

به گزارش جهان حجت الاسلام علیرضا پناهیان کارشناس مسائل مذهبی و فرهنگی در گفت‌وگو با فارس، به واکاوی ریشه‌های فتنه 88 و نیز اهمیت و جایگاه انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی پرداخت که در ادامه به آن اشاره می‌شود؛

الان در آستانه انتخابات و پس از فتنه ۸۸ فضای سیاسی جامعه را چگونه می‌بینید؟

- طبیعتاً بعد از تنش‌های مربوط به فتنه، آرایش سیاسی جامعه تا حدودی تغیر کرده است؛ مطالبات و شعارهای مردم نیز تا حدی تفاوت یافته، و بهتر است بگویم متکامل شده است و این خاصیت جامعه انقلابی ماست که همیشه در حال تکاپو و تکامل است. اوضاع هیچ وقت به یک شکل باقی نمی‌ماند. این تحول و تطور علامت بی‌ثباتی نیست؛ بلکه علامت ثبات اصول انقلاب در میان مردم است که هر کس با آن فاصله پیدا می‌کند به مرور حذف می‌شود. وجود چنین وضعیتی علامت ثبات اصول انقلاب در میان مردم است که هر کس با آن فاصله پیدا می‌کند به مرور حذف می‌شود. وجود چنین وضعیتی علامت آن است که جامعه ما توسط گروهی سرمایه‌دار زالوصفت که احزاب را برای کنترل نخبگان ساخته‌اند و رسانه‌ها را برای فریب و تخدیر توده‌ها پرداخته‌اند، اداره نمی‌شود. آنچنان که در جوامع عقب‌مانده و درمانده دمکراتیک اینچنین است. اینجا آزادی به معنای واقعی آزاد است. سیاسیون باید بدانند که هیچ‌گاه کسی برایشان ضمانت نامه دائمی استقرار در عرصه سیاست صادر نکرده است، چه رسد به عرصه؛ قدرت که فراز و فرودهای بیشتری دارد. نه تنها باید در مسیر انقلاب باقی بمانی، بلکه باید در این مسیر پیشرفت کنی و همپای مردم انقلابی رشد کنی و به اصلاح دائم خود بپردازی.

هم اکنون در چه وضعیتی قرار داریم؟ ویژگی‌های مهم زمانه ما خصوصا پس از دوران فتنه چه چیزهایی است؟

اولا از نظر بین‌المللی ایران اسلامی جایگاه بی‌نظیری پیدا کرده است. اقتدار بی‌سابقه جمهوری اسلامی در بیانات امام امت رهبر عزیز انقلاب در خطبه‌ نماز جمعه اخیر مشهود بود. هدایت بیداری اسلامی در منطقه و حتی بیداری جهانی در کلمات و رهنمودهای ایشان کاملا احساس می‌شد و این را همه جهانیان می فهمند روز جمعه معلوم شد کوچکترین تهدید نظام مقدس ما علیه استکبار کارساز است در حالی که بزرگترین تهدیدهای دشمنان ما حتی اگر آن را اجرا کنند هم بی‌تاثیر است و بلکه به ضرر خودشان است. در چنین شرایطی طبیعی است مردم امیدوارانه‌تر و شجاعانه‌تر به میدان می‌آیند و از انقلاب و ولایت که مظهر اقتدار نظام است دفاع می‌کنند و اثرش را در حضور باشکوه مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن دیدیم.

از طرف دیگر یکی از ویژگی‌های زمانه ما این است که مطالبات انقلابی مردم اگر در ابتدای انقلاب بیشتر تحت تاثیر جو انقلاب و یا هیجانات دفاع مقدس شکل می‌گرفت پس از یک دوره فترت که دلائل خاص خود را دارد به شکل حقیقی‌تری بروز کرده و روز به روز جدی‌تر و عمیق‌تر می‌شود. چون روز به روز سطح معنویت و معرفت افزایش پیدا می‌کند و تجربیات انقلابی جامعه ما و بلکه جهان پیرامونی ما گسترده‌تر و عمیق‌تر می‌شود که همه مؤید حرکت انقلابی مردم ما هستند. در آینده نه چندان دور تمام کسانی که به روند رو به جلوی حرکت انقلاب کمک نکرده‌اند طبیعتا منزوی خواهند شد و جزء مطرودین جامعه قرار خواهند گرفت؛ چه رسد به کسانی که سنگ‌اندازی هم کرده‌اند.

یکی دیگر از ویژگی‌های زمانه ما این است که همگام با افزایش بصیرت و مطالبات انقلابی مردم، پیچیدگی فریب و نفاق هم افزایش پیدا کرده است و تلاش برای نفوذ در بدنه انقلابیون به انحاء مختلف بیشتر شده است. چون نه دشمنی‌ها کاهش پیدا کرده، نه چیزی از منفعت‌طلبی‌های سودجویان کاسته شده است. وقتی با بصیرت انقلابی راه‌های اصلی به نفوذ دشمنان و منفعت‌طلبان بسته می‌شود، طبیعتا از درزها و روزنه‌ها برای ایجاد هر نوع رخنه و شکافی استفاده می‌شود. این نباید موجب سلب اعتماد از نیروهای انقلابی شود، ولی باید هوشیارتر از گذشته بود و ارزیابی‌های دقیق‌تری از رفتار پیچیده دشمنان داشت و با احتیاط بیشتری گام برداشت.

ویژگی چهارم، چرخش قدرت بین نخبگان جامعه است که مقدمتاً عرض کردم. این گردش قدرت در هر جامعه‌ای امری طبیعی است؛ در جوامع دیکتاتوری با کودتا یا انقلاب‌های خونین همراه است و در جوامع به اصطلاح دمکراتیک، صوری و غیرواقعی است. اما چرخش قدرت بین نخبگان در جامعه اسلامی ما یک امر حقیقی و تاثیرگذار است و همیشه با کمترین هزینه‌ها صورت گرفته است.

هر کس به تاریخ انقلاب ما نگاه کرده باشد می‌بیند جامعه اسلامی ما هیچگاه در مسیر حرکت انقلابی خود معطل کسی نمانده است و خود را مدیون و اسیر هیچ جریان عقب‌مانده‌ای نکرده است. البته بعضی‌ها وقتی قافیه را می‌بازند مایلند جرزنی کنند و به انواع طرفندها می‌خواهند قاعده بازی را بهم بزنند اما همیشه خود بازنده بوده‌اند. فتنه ۸۸ جدا از فرصت‌طلبی‌های بیگانگان، یکی از عوامل مهمش این بود که بعضی‌ها باخت در انتخابات را به منزله مرگ جریان خود می‌دیدند و نمی‌خواستند این را بپذیرند. در شرایط کنونی چرخش قدرت بین نخبگان که چندی است آغاز شده، در حال شکل‌گیری نهایی است و هر انتخاباتی از لحظه‌های حساس تجلی این چرخش است.

ویژگی‌های دیگری هم قابل ذکر است که به جهت اختصار صرف نظر می‌کنم. ولی جمع‌بندی این شرایط به ما می‌گوید ما با قدرت بیشتری به نبرد با مشکلات بزرگتری خواهیم رفت و باید با امید و هوشیاری کامل به برداشتن موانع جدید اقدام کنیم و فتنه‌های آینده را درهم بشکنیم.

در این میان پدید آمدن دو جریان مهم اصول‌گرایی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

-اولا شکل گرفتن این جبهه‌ها امری طبیعی است و حتی اگر آن را افتراق و جدایی بدانیم و بر آن انتقاد هم داشته باشیم، یک امر قهری و طبیعی به نظر می‌رسد. برای تبیین این افتراق می‌خواهم قبل از پرداختن به علل تاریخی این شکل‌گیری به تبیین تفاوت اصلی بین این دو جریان بپردازم. به تصور بنده گروهی از اصول‌گرایان معتقدند باید با مدارا و سعه صدر بیشتری به میدان انتخابات رفت، و ضمن پافشاری بر اصول تا آنجا که جا دارد دائره اصول‌گرایی را گسترده‌تر کرد که این گروه بیشتر در جبهه متحد گرد هم آمده‌اند. انصافا هیچگاه نمی‌توان در میدان سیاست بدون رعایت مصالح قدم برداشت و سعه صدر لازمه سازوکار اداره جامعه است. خصوصا اگر افراد انقلابی و دلسوز بخواهند چنین جریانی را رهبری کنند، کاملا قابل اعتماد خواهد بود.

و گروه دیگر زمانه را نیازمند این مقدار از تحمل و بردباری در برابر برخی از عناصر که دچار خطا و اشتباه شده‌اند نمی‌بینند و معتقدند جامعه کشش برخوردهای غیر مصلحت‌اندیشانه و انقلابی، در حذف هر کسی که به هر مقدار به اصول مقید نبوده است را دارد. که این گروه هم بیشتر در جبهه پایداری سازماندهی شده‌اند. البته باید این جبهه در مقام عمل بتوانند ثابت کنند چنین ایده‌ای را تعقیب می‌کنند و بتوانند در اجرای این ایده در تنظیم فهرست انتخاباتی موفق عمل کنند.

واقعیت این است که این دو نظر از قبل هم در متن جریان وفادار به اصول نظام و انقلاب وجود داشته و دارد؛ ولی ظاهرا هم اکنون زمان تجلی یافتن این دو دیدگاه در متن رقابت‌های انتخاباتی فرا رسیده است.

حالا ممکن است در رفتارهای برخی از وابستگان به این دو جریان اشتباهاتی هم دیده شود ولی اصل ماجرا از این قرار است. مهم این است که هر دو جریان توسط عناصر انقلابی و معتقد اداره می‌شوند.

تفاوت این دو جریان در همین «میزان مدارا» خلاصه می‌شود؟

- طبیعتا اطراف و ابعاد دیگری هم پیدا می‌کند ولی فعلاً همین تفاوت برجسته شده است و موجب پدید آمدن یک فضای رقابتی جدی در عرصه انتخابات شده است. البته باید مواظبت کرد که اختلاف‌ها موجب اتهام‌های ناروا نشود. شاید یکی از تفاوت‌های این دو جبهه در شیوه معنا کردن اصول‌گرایی و نحوه مصداق‌یابی برای آن باشد که هر دو گروه حرف‌های قابل ملاحظه‌ای دارند.

شما فکر می‌کنید مردم به کدام طرز تفکر رای خواهند داد؟

- من مایلم به جای اینکه پیش‌بینی کنیم، صبر کنیم و ببینیم واقعا مردم به کدام نظر بیشتر رای می‌دهند. اگر مردم به سمت سعه صدر رفتند معلوم می‌شود زمانه زمانه مدارا است و اگر مردم مدارا را ضروری ندانستند معلوم می‌شود طور دیگری است. البته هر گروه باید روشنگری‌ها و فعالیت‌های خود را داشته باشد. هرچند شاید این دو جریان وجه تمایز خود را مدارا و یا عدم مدارا نگذارند؛ ولی نتیجه در تعیین لیست انتخاباتی همین است. طبیعتا هرکدام از این دو نگاه دلایل خاص خود را در انتخاب افراد دارند.

حضور آیات مصباح و مهدوی را در راس دو جبهه پایداری و متحد چگونه تحلیل می‌کنید؟

- اولا این یکی دیگر از ویژگی‌های این زمان است که علماء طراز اول در مقام هدایت جریان‌های سیاسی بیش از گذشته وارد صحنه شده‌اند و این بسیار باعث مسرت و خرسندی است. البته آقایان قبلاً هم همیشه در میدان حاضر بوده‌اند اما به این نحوه بارز، بدیع و ارزشمند است. این نشان‌دهنده هرچه عمیق‌تر شدن بینش و نگرش جامعه و نیاز عرصه سیاست به اندیشه و علم است. هم آیت‌الله مهدوی و هم آیت‌الله مصباح هر دو در نهایت دلسوزی و فداکاری به میدان هدایت نخبگان سیاسی کشور آمده‌اند.

ثانیا هر دو بزرگوار از استقلال و سلامت سیاسی و ثبات قدم در طول این سال‌ها برخوردار بوده‌اند.جمله حضرت امام(ره) را درباره آیت‌الله مهدوی هیچگاه فراموش نمی‌کنیم و همچنین حضور ایشان در رأس یک مجموعه علمی ارزشمند مانند دانشگاه امام صادق(ع) و نیز مواضع انقلابی ایشان در طول سال‌های پس از انقلاب، ایشان را به نقطه اتکاء قابل اعتمادی تبدیل کرده است. همینطور مجاهدت های شجاعانه و عالمانه حضرت آیت‌الله مصباح را که بعضا منحصر به فرد بوده است و مجموعه علمی بسیار وزین مؤسسه علمی پژوهشی امام خمینی(ره) که از برکات وجودی ایشان است، ایشان را یک استوانه کم‌نظیر در انقلاب اسلامی ساخته است. واقعا حضور این دو بزرگوار بسیار مغتنم است و نشان می‌دهد که ما آینده بسیار بهتری را در عرصه سیاست پیش‌رو خواهیم داشت.

پس اینکه برخی مدعی‌اند جریان آقای هاشمی پشت سر جبهه متحد است و جریان انحرافی پشت سر جبهه پایداری است شما این ادعاها را قبول ندارید؟

- نخیر قبول ندارم. اولا این دو بزرگوار مستقل‌تر و هوشیارتر از آنی هستند که بازی بخورند. ثانیا تعداد فراوانی از افرادی که در هر دو مجموعه حضور فعال و موثر دارند سوابق روشن آنها دلالت بر استقلال این دو مجموعه دارد. البته همیشه باید احتمال نفوذ و سوءاستفاده داده شود. بالاخره هر جریان مغرضی که از پایگاه توده‌ای مناسبی برخوردار نیست مایل است از جریان‌های قوی سوء‌استفاده کند و یا در آن نفوذ نماید ولی بیش از این باید نگران دوبهم‌زنی‌های ناروا و اختلاف‌افکنی‌های مخرب بود که همیشه دشمنان ما را خوشحال می‌کند و بعضی‌ها برای اینکه بازی را به نفع خود تمام کنند مایلند اختلاف نظر را به دشمنی بین اصول‌گرایان تبدیل کنند؛ تا در اثر تضعیف آنان خود را تقویت نمایند.

به این ترتیب اتحاد این دو جبهه دیگر منتفی است؟

- نخیر شرایط ممکن است تغییر کند و رقابت‌ها به گونه‌ای دیگر شکل بگیرد. ولی امروزه اگر به صورت طبیعی به روند شکل‌گیری جریان‌ها در صحنه سیاسی نگاه کنیم نه تنها اتحاد منتفی به نظر می‌رسد بلکه رقابت اصلی بین این دو مجموعه خواهد بود. جریان‌های دیگر اگر به میدان بیایند از پشتوانه عمیق نظری و اصالت کافی برخوردار نیستند. ولی اگر شرایط با برخی عوام‌فریبی‌ها و یا فرصت‌طلبی‌ها متفاوت شد، بهتر است اصول‌گرایان و وفاداران انقلاب با متحد شوند.

نسبت به مفهوم و مصداق ساکتین فتنه چه نظری دارید؟

- سکوت در مقابل فتنه مورد نفرت همه مردم است. منتها درجات و مراتبی دارد و معقول به تشکیک است. بنده هم مانند بقیه مردم دلم از کسانی که در مقابل فتنه سکوت کرده‌اند خون است. ولی عملکرد معقول و انقلابی در هر برهه ما را نیازمند به ارزیابی دقیق‌تر و رعایت تمام جوانب امر می‌کند که ممکن است نتیجه آن بود که با همه انواع اشتباهات به یک شکل برخورد نکنیم. وارد جزئیات نمی‌شوم. ولی جدا از مقام‌نظر که هر سکوتی در مقابل فتنه مطرود است، در مقام عمل باید میزان اشتباهات افراد سنجیده شود و به طول کلی براساس اولویت‌‌ها برخورد شود. البته باید از عملکرد جبهه متحد در حذف برخی اسامی که عدم درک صحیح خود را از ولایتمداری به اثبات رسانده‌اند تقدیر کرد.

نسبت به وضعیت اصلاح‌طلب‌ها چه نظری دارید؟

- جریان اصلاح‌طلب یک بدنه دارد و یک رأس، باید ابتدا حساب این دو بخش را از یکدیگر جدا کرد. از طرف دیگر بدنه جریان اصلاح‌طلبی نیز جدا از عموم مردمی است که زمانی به اینها اقبال کرده بودند. بسیاری از مردم به خاطر سیاست و ابوی محترم آقای خاتمی به ایشان رأی دادند، اما سران اصلاح‌طلب همه را به حساب تفکرات غرب‌گرای خود گذاشتند و بعد البته به مرور پاسخ منفی مردم را دریافت کردند. هرچند ظاهراً‌ بعضی‌ها هنوز به اشتباه خود پی نبرده‌اند. رؤسای اصلاح‌طلب در انتخابات ۸۸ این اشتباه را تکرار کردند، آمدند و روی حساب نخست‌وزیر حضرت امام (ره) رأی جمع کردند و می‌خواستند همه را به حساب اندیشه‌های غرب‌زده خود بگذارند.

و اما بدنه اصلا‌ح‌طلب متشکل از چند طیف هستند، گروهی از آنان عمدتاً کسانی هستند که نسبت به تجربه غرب خوش‌بین هستند و بیشتر مایلند با نگاهی برآمده از برخی علوم منسوخ‌ تجربی به تفسیر دین و حتی پذیرش و یا عدم پذیرش احکام اسلام بپردازد. اینها یا از معارف دینی به صورت عمیق اطلاع‌ ندارند و یا به عالمان دینی کمتر اعتماد دارند. ولی اکثراً آدم‌های روشنفکری هستند که وقتی بن‌بست‌های تمدن غرب را می‌بینند، علی‌القاعده باید خود به خود از اصرار بر تکرار تجربه‌های روشنفکری هستند که وقتی بن‌بست‌های تمدن غرب را می‌بینند، علی‌القاعده باید خود را اصرار بر تکرار تجربه غرب فاصله بگیرند و نمی‌توان از آنها به عنوان سربازان وفادار و فداکار سران اصلاحات نام برد.

گروه دیگر انقلابیونی هستند که به صورت سنتی همیشه همراه با چهره‌های شاخص جریان باصطلاح چپ بوده‌اند و همیشه با مبانی یا بدون مبانی، اعتماد بیشتری به آن جریان داشته‌اند، ولی غالباً دلسوز انقلاب به حساب می‌آیند و افراد غیر منطقی هم نیستند. اینها نیز اکثراً از سران اصلاحات به خاطر اشتباهات فاحشی که داشته‌اند بریده‌اند.

البته برخی از کسانی که این بدنه را تشکیل می‌دهند مخالفان نظام هستند و کف مطالباتشان سقف مطالبات اصلاح‌طلبان است، که بسیار اندک هم هستند ولی مایلند بر انتخابات تأثیر بگذارند و افراد نزدیکتر به افکار خود را بالا ببرند. هر چند آنها همین مقدار التزام اصلاح‌طلب‌ها را هم نمی‌توانند قبول کنند و اگر فرصت کنند و بتوانند، دوست دارند از اساس نظام را ساقط کندن. اصلاح‌طلب‌ها هم بدشان نمی‌آید رأی اینها را برای شلوغی بازارشان با خود همراه کنند. برای اینها نمی‌شود فکری کرد. اما مابقی بدنه اصلاحات باید فکری برای نمایندگی طرز تفکر در فضای سیاسی جامعه داشته باشند.

به طور کلی آنان که در رأس جریان اصلاحات بوده‌اند نه تنها به خوبی از بدنه اصلی خود یعنی دو قسم اول نمایندگی نکرده‌اند بلکه در بسیاری از موارد موجب سرافکندگی طرفداران خود هم شده‌اند. بدنه سالم و بی‌غرض اصلاحات را باید دریافت و حساب آنها را باید از آن رؤسای فتنه جدا نمود. حتی باید به گونه‌ای این بدنه در جریان‌های فکری و سیاسی موجود بازتعرف شده رئوس خود را پیدا کنند و حضورشان در عرصه سیاست تثبیت شود تا به مرور فاصله‌های ایجاد شده از نظام که محصول بداخلاقی رئوس جریان اصلاحات بوده از بین برود و دیدگاه‌ها نیز به هم نزدیکتر شود. یادمان باشد که جریان اصلاحات سال‌ها بر طبل اختلاف و «دیو و دلبر» سازی، آن‌هم در تقابل با نظام تلاش وافر کرده است که امیدواریم همدلی‌های بیشتر در آینده شاه باشیم و رقابت‌های مخرب را در میان نخبگان سیاسی شاهد نباشیم. اما به نظر بنده هر کس در رأس اصلاحات بوده و بد عمل کرده، دیگر لیاقت حضور در صحنه سیاسی جمهوری اسلامی را ندارد. کجا بدنه اصلاحات به چنین رفتارهای زننده‌ای که سران اصلاحات انجام داده‌اند راضی بوده‌اند؟

مجلس بعدی چه مشخصاتی باید داشته باشد؟

- دو ویژگی کلیدی در نمایندگان مجلس بعدی باید باشد، تا بتواند مملکت را در شرایط سخت آینده به پیش ببرد. اولاً کارآمد باشد و از توانایی قانون‌گذاری و ژرف‌نگری مورد نیاز آن برخوردار باشد. ثانیاً ولایتمدار باشد، یعنی بفهمد آنچه موجب اقتدار کشور است و موجب سهولت گردش امور و صلابت نظام می‌شود و زحمات را کم می‌کند و هزینه‌ها را به شدت کاهش می‌دهد تقویت ولایتمداری به ویژه در میان نخبگان سیاسی است.

تأکید ما بر ولایتمداری یک امر معقول است. چرا که ولایت عامل تضمین مردم‌سالاری و عامل مهم موفقیت در تحقق عدالت در ابعاد گوناگون است. ما هرچه از تجربه شکست خورده دمکراسی به معنای غربی آن فاصله می‌گیریم و هرچه می‌خواهیم از دیکتاتوری پرهیز کنیم،باید هرچه بیشتر به ولایتمداری روبیاوریم.

درباره اصل انتخاباتی که پیش‌رو داریم چه نظری دارید؟

- اولاً دشمنان ما می‌خواهند مشارکت را کاهش دهند این خواست جدی دشمنان ماست و مهمترین نتیجه‌ای که می‌خواهند از این وضعیت بگیرند ایجاد بی‌ثباتی و ناامنی برای کشور است. هرکسی تلاش دارد مشارکت کاهش یابد باید برای همیشه از صحنه سیاسی کشور حذف شود و همکاری دشمنان این ملت تلقی شود. دشمنان ما مایلند مرد‌م‌سالاری دینی ما هم مانند دمکراسی پوسیده آنها بی‌رونق باشد تا الگو برای سایر ملت‌ها قرار نگیریم. امروزه برای دشمنان ما بیش از نابودی ما، نابود نشدن خودشان اهمیت دارد که آن را در گرو الگو نشدن ما می‌دانند.

ثانیاً این خواست دشمنان ماست که فرصت‌طلایی انتخابات را که همیشه موجب جلا یافتن انقلاب حیات مجدد ارزش‌های انقلاب بوده است را به تهدید تبدیل کنند و به بهانه‌‌‌های مختلف نظیر آنچه در انتخابات ۸۸ روی داد فضای جامعه را دستخوش ناامنی نمایند. دشمنان ما نمی‌خواهند ما بیش از این برای سایر ملتهای اسلامی الگو باشیم آنها مایلند به پیروزی و بهروزی را در موج اسلام‌گرایی منطقه به یأس مبدل کنند و راهش را این می‌دانند که لااقل چند نفر به خیابان‌ها بیایند و چند تا سطل آتش بزنند و شعارهای مطلوب آنان را سر دهند. تا آنها آن را در رسانه‌های عمومی چند برابر نشان دهند و موجب ناامیدی ملت‌ها بشوند.

امیدوارم که ملت سربلند ما عصاره فضائل خود را به مجلس بفرستند و با مشارکت بالا به حل مشکلات خود اقدام نمایند. که ریشه حل تمام مشکلات معیشتی و فرهنگی در گرو روی کار امدن افراد متدین کارآمد و انقلابی است که بتوانند با شجاعت در مقابل دشمنان بایستند و با تلاش و مجاهدت فراوان به این مردم خدمت کنند.

به عنوان آخرین سؤال شما خودتان چرا ثبت‌‌نام نکردید؟ ظاهراً در دوره‌های قبل هم به صورت جدی از شما درخواست شده بود اما قبول نکرده بودید.

- همه فعالیت‌های مفید در مجلس خلاصه نمی‌شود باید تقسیم مسئولیت کرد. بنده وظایفی دارم که اگر بتوانم همان‌ها را انجام بدهم کافی است و صحیح نیست که انتها و یا اوج فعالیت‌های انقلابی را حضور در مجلس بدانیم. بنده بدون حضور در مجلس هم به فعالیت سیاسی به ویژه در زمینه فکر سیاسی و فرهنگ سیاسی می‌پردازم و نیازی به حضور در مجلس برای انجام وظایف‌طلبگی خود نمی‌بینم. خصوصاً اینکه فعالیت تبلیغی و تربیتی را مهم‌تر از قانون‌گذاری می‌دانم. ضمن اینکه از بیرون مجلس هم می‌شود تأثیراتی در قانون‌گذاری داشت که امیدوارم با حضور نمایندگان انقلابی و روشن‌بین این امر تسهیل شود.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 15:49  توسط مصطفی جوان  | 

حضور حماسی امروز مردم ایران، نوید دهنده انتخاباتی پر شور با مشارکت گسترده است

حدادعادل در گفت وگو با فارس:
حضور حماسی امروز مردم ایران، نوید دهنده انتخاباتی پر شور با مشارکت گسترده است

خبرگزاری فارس: حدادعادل گفت: حضور پرشور و حماسی مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال از مشارکت گسترده و پرشور در انتخابات مجلس حکایت می‌کند.

خبرگزاری فارس: حضور حماسی امروز مردم ایران، نوید دهنده انتخاباتی پر شور با مشارکت گسترده است

غلامعلی حدادعادل عضو شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان در حاشیه راهپیمایی ۲۲ بهمن در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی باشگاه خبری فارس توانا اظهار داشت: حضور مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن امیدبخش، نشاط‌ آور و اثرگذار در مشارکت آنها در انتخابات ۱۲ اسفند است.

رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس افزود: ملت ایران امروز تنها پیروزی انقلاب خود را جشن نمی‌گیرد بلکه در واقع پیروزی سایر انقلاب‌های منطقه را نیز جشن می‌گیرد.

وی در پایان تأکید کرد: حضور حماسی امروز مردم در سالگرد پیروزی انقلاب افزایش مشارکت در انتخابات را در پی دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 15:32  توسط مصطفی جوان  | 

لیست های جداگانه به زیان اصولگرایان است

زاکانی در گفت‌وگو با فارس:
لیست های جداگانه به زیان اصولگرایان است

خبرگزاری فارس: رئیس ستاد انتخاباتی جبهه متحد اصولگرایان گفت: ارائه لیست‌های متعدد توسط اصولگرایان نه‌ تنها حسنی ندارد، بلکه تماماً ضرر است.از معایب این موضوع آن است که فرش قرمز زیر پای کسانی پهن می‌کنیم که تجربه آنها را در مجلس داشته‌ایم.

خبرگزاری فارس: لیست های جداگانه به زیان اصولگرایان است

علیرضا زاکانی عضو شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان امروز با حضور در خیابان آزادی تقاطع نواب در راهپیمایی 22 بهمن شرکت کرد و در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس در پاسخ به این سوال که آیا شایعه ارائه لیست انتخاباتی جداگانه از سوی جبهه پیروان خط امام و رهبری صحت دارد؟ گفت: این خبر نادرست است و از اینگونه سخن‌ها زیاد زده می‌شود، ولی حتماً تکذیب می‌شود.

وی افزود: بنده چنین خبری را نشنیده‌ام و اصلاً چنین تدبیری نداریم.

این نماینده مجلس در پاسخ به این سوال که محاسن و معایب ارائه لیست جداگانه توسط جبهه متحد و جبهه پایداری را چه می‌دانید؟ گفت: بنده محاسنی نمی‌بینم و هر چه می‌بینم ضرر و زیان است

وی در ادامه گفت: از معایب این موضوع آن است که فرش قرمز زیر پای کسانی پهن می‌کنیم که تجربه آنها را در مجلس داشته‌ایم و اینچنین سال‌ها کشور در التهابات بی‌جا سوخته است لذا رقابت درون اصولگرایان خواست جدی فتنه‌گران و منحرفان است.

زاکانی تصریح کرد: به اعتقاد من این یک اشتباه جدی و اساسی است که تن به این گونه رقابت‌ها دهیم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 15:30  توسط مصطفی جوان  | 

تصمیم گیری تنها درباره ۲۷ نامزد شهر تهران

تصمیم گیری تنها درباره ۲۷ نامزد شهر تهران
جبهه متحد اصولگرایان هیچ تصمیمی درباره ۳ نامزد باقی مانده تهران نگرفته است

خبرگزاری فارس: یک منبع مطلع گفت: لیست ۲۷ نفره نامزدهای جبهه متحد اصولگرایان شهر تهران در جلسه یکشنبه شب نهایی شده و تصمیم گیری نهایی درباره ۳ نامزد باقی مانده به جلسه بعدی این جبهه موکول شده و اسامی منتشر شده گمانه زنی رسانه ای است.

خبرگزاری فارس: جبهه متحد اصولگرایان هیچ تصمیمی درباره ۳ نامزد باقی مانده تهران نگرفته است

این مقام آگاه در گفتگو با خبرنگار سیاسی فارس افزود: پس از تعیین اسامی ۲۷ نفره، شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان جلسه دیگری نداشته و قرار است پیشنهادها در جلسه سه شنبه شب این شورا مورد بحث و بررسی قرار گیرد. در جلسه شب گذشته شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان که به انتخاب نامزدهای جبهه متحد اصولگرایان اختصاص داشت، ۲۷ نامزد از نامزدهای این جبهه در شهر تهران انتخاب شدند.

 

 این منبع مطلع گفت: لیست ۲۷ نفره نامزدهای جبهه متحد اصولگرایان شهر تهران در جلسه یکشنبه شب نهایی شده و تصمیم گیری نهایی درباره ۳ نامزد باقی مانده که عبارتند از یک نفر از میان از میان گزینه های پیشنهادی جبهه پیروان خط امام و رهبری (غفوری فرد، فرمانی، کمال سجادی) و دو نفر از میان گزینه های پیشنهادی جامعه روحانیت مبارز( حجج اسلام تقویمی، انصاریان و نبویان) به جلسه بعدی این جبهه موکول شده و اسامی منتشر شده تاکنون صرفا گمانه زنی رسانه ای و پیشنهادی است و نیاز به مصوبه شورا دارد.

 

 شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان شب گذشته علی مطهری، علی عباسپور و حمیدرضا کاتوزیان را از لیست انتخاباتی حوزه انتخابیه تهران این جبهه برای نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی حذف کرد و به این ترتیب به تخریبهای چند ماه اخیر پایان بخشید.

 

اسامی ۲۷ نامزد جبهه متحد اصولگرایان در شهر تهران به شرح زیر است:

 

۱- غلامعلی حداد عادل

 

۲-  حجت‌الاسلام سیدمحمدحسن ابوترابی‌فرد

 

۳- حجت‌الاسلام مصباحی مقدم

 

۴- حجت‌الاسلام میردامادی

 

۵- حسین فدایی

 

۶- علیرضا زاکانی

 

۷- احمد توکلی

 

۸- الیاس نادران

 

۹- مجتبی رحمان‌دوست

 

۱۰- محمدرضا باهنر

 

۱۱- علیرضا مرندی

 

۱۲- حسین مظفر

 

۱۳- محمد کوثری

 

۱۴- محمدنبی حبیبی

 

۱۵- پرویز سروری

 

۱۶-اسدالله بادامچیان

 

۱۷- الهام امین‌زاده

 

۱۸- زهره الهیان

 

۱۹- نبی رودکی

 

۲۰- علی اصغر خانی

 

۲۱- زهره طبیب‌زاده

 

۲۲- مسعود میرکاظمی

 

۲۳- لاله افتخاری

 

۲۴- محمود فرشیدی

 

۲۵- فاطمه رهبر

 

26- حسین نجابت

 

27- محسن کازرونی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 15:28  توسط مصطفی جوان  | 

حضور مردم در صحنه: هنر بزرگ انقلاب اسلامى

محمد رضا مجیدی(۳)
حضور مردم در صحنه: هنر بزرگ انقلاب اسلامى

خبرگزاری فارس: با هر انتخاباتى، خون تازه‌اى در رگهاى کشور تزریق میشود؛ روح تازه‌اى در کالبد کشور دمیده میشود - این را بدانید - و به خاطر همین هم هست که در طول این سالهاى متمادى، همیشه دشمن خواسته است که یا انتخابات نباشد یا کمرنگ باشد. در هیچ انتخاباتى ما سراغ نداریم که قبل از انتخابات، بوقهاى تبلیغاتى دشمن به کار نیفتاده باشد.

خبرگزاری فارس: حضور مردم در صحنه: هنر بزرگ انقلاب اسلامى

به گزارش خبرگزاری فارس، متن سومین قسمت مقاله محمد رضا مجیدی عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران به شرح ذیل است:

مشارکت انتخاباتى

حضور مردم در صحنه: هنر بزرگ انقلاب اسلامى

برادران و خواهران عزیز! ملت بزرگ ایران! شما امتحانهاى بسیار خوبى را در این دوران طولانى دادید؛ امتحان اتحادتان، امتحان آگاهیتان، امتحان همراهى و همکارى‌تان با مسؤولین، امتحان حضورتان در صحنه‌هاى گوناگون، امروز موضوع انتخابات ریاست جمهورى مطرح است. شرکت در انتخابات یک وظیفه عمومى براى آحاد ملت ایران است. شما براى اینکه دریابید چرا این مشارکت وظیفه است، دو راه دارید: یکى این که بدانید رأى شما به کسى که توفیق پیدا خواهد کرد از طرف شما منتخب شود، در روحیه او، در عملکرد او، در تواناییهاى او، در حیثیت جهانى او و در قدرت فعالیت او در داخل، چقدر اثر مى‌گذارد! بدانید که حضور شما بسیار تعیین‌کننده است. این، همان حضور مردمى است که هنر بزرگ انقلاب اسلامى بوده است و در این کشور تا قبل از انقلاب اسلامى، در طول تاریخ و در طول قرنها، سابقه نداشته است. این، یک راه. راه دوم این است که ببینید دشمنان از دو سه ماه قبل ـ بلکه بیشتر ـ تاکنون ـ هر کدام که بلندگویى و بوقى در دست دارند ـ شروع به تبلیغات کرده‌اند تا شاید بتوانند کارى کنند که انتخابات ریاست جمهورى خلوت باشد.

یکى از جاهائى که مردم میتوانند حضورشان را نشان بدهند، همین انتخابات است. نه از حالا، از مدتى قبل شروع کرده‌اند؛ که شاید کارى کنند که در این انتخابات، حضور مردم کم شود. میشنوید دیگر، مى‌بینید؛ حالا در آن مقدارى که به گوش مردم میرسد، به چشم مردم میرسد، در مطبوعات و در رسانه‌هاى گوناگون، دشمنان ما، از آن صدر گرفته است، که مرکز و قرارگاه فرماندهى جبهه‌ى کفر و استکبار است، تا این پادوها و ایادى کوچک و پیاده‌نظامشان که همه جا پخشند - اینجا هم هستند، بیرون هم هستند - همه‌ى تلاششان این است که کارى کنند که مردم در این انتخابات شرکت نکنند. من با تجربه‌اى که از رفتار این مردم دارم، و با اعتمادى که به لطف خداى متعال دارم، پیش‌بینى میکنم که به لطف الهى، به فضل الهى، به حول و قوه‌ى الهى، حضور مردم در این انتخابات، یک حضور دشمن‌شکن خواهد بود و با این انتخابات، خون تازه‌اى به پیکر انقلاب و کشور و نظام جمهورى اسلامى دمیده خواهد شد؛ حرکت تازه‌اى براى او پیش خواهد آمد، نشاط تازه‌اى پیدا خواهد کرد؛ همچنان که همه‌ى انتخاباتها همین جور است. انتخابات مظهر حضور مردم است؛ مظهر دخالت مردم در سرنوشت خود است .

با هر انتخاباتى، خون تازه‌اى در رگهاى کشور تزریق میشود؛ روح تازه‌اى در کالبد کشور دمیده میشود - این را بدانید - و به خاطر همین هم هست که در طول این سالهاى متمادى، همیشه دشمن خواسته است که یا انتخابات نباشد یا کمرنگ باشد. در هیچ انتخاباتى ما سراغ نداریم که قبل از انتخابات، بوقهاى تبلیغاتى دشمن به کار نیفتاده باشد براى اینکه کارى کنند که انتخابات در ایران کمرنگ شود. در همه‌ى انتخاباتها، به شکلهاى مختلف، این کار صورت گرفته است. شما هوشمندید، زیرکید؛ خودتان میتوانید تشخیص بدهید که براى بى‌رونق کردن انتخابات، بى‌شوق و ذوق کردن مردم به حضور در انتخابات، چه حرفهائى زده میشود و چه کارهائى میشود. شما این را در سه چهار ماه آینده هم خواهید دید. بدانید انتخابات براى کشور، براى نظام، براى مردم، در همه‌ى دوره‌ها یک دستاورد بزرگ است. وضع مجلس در وضع عمومى کشور تأثیرگذار است. مجلس محور اصلى تصمیم‌گیرى در کشور است. اینها همه‌اش اهمیت انتخابات را نشان میدهد .

نقش مردم در نظام اسلامى

وقتى امام بر روى عنصر «مردم» تکیه مى‌کرد، لفاظى نمى‌کرد؛ به معناى حقیقى کلمه، به اصالت عنصر «مردم» در نظام اسلامى معتقد بود و مردم را در چند عرصه مورد توجه دقیق و حقیقى خود قرار داد :

عرصه اول، عرصه تکیه نظام به آراى مردم است. تکیه نظام به آراى مردم، یکى از میدانهایى است که مردم در آن نقش دارند. حضور مردم و اعتقاد به آنها باید در این جا خود را نشان دهد. در قانون اساسى ما و در تعالیم و راهنماییهاى امام، همیشه بر این نکته تأکید شده است که نظام، بدون حمایت و رأى و خواست مردم، در حقیقت هیچ است. باید با اتکا به رأى مردم کسى بر سر کار بیاید. باید با اتکا به اراده مردم، نظام حرکت کند. انتخابات ریاست جمهورى، انتخابات خبرگان، انتخابات مجلس شوراى اسلامى و انتخابات دیگر، مظاهر حضور رأى و اراده و خواست مردم است. این یکى از عرصه‌هاست. لذا امام بزرگوار هم در دوران حیات خود به شدت به این عنصر در این عرصه پایبند باقى ماند؛ هم در وصیت‌نامه خود آن را منعکس و به مردم و مسؤولان توصیه کرد. در حقیقت انتخابات و حضور مردم در صحنه انتخابات رئیس‌جمهور، نمایندگان مجلس و یا سایر انتخابهایى که مى‌کنند، هم حق مردم است، هم تکلیفى بر دوش آنهاست. در نظام اسلامى مردم تعیین‌کننده‌اند. این هم از اسلام سرچشمه مى‌گیرد.

مسأله اساسى‌اى که بنده بارها بر آن تأکید کرده‌ام، این است که اسلام‌گرایى در نظام اسلامى، از مردم‌گرایى جدا نیست. مردم‌گرایى در نظام اسلامى، ریشه اسلامى دارد. وقتى ما مى‌گوییم «نظام اسلامى» امکان ندارد که مردم نادیده گرفته شوند. پایه و اساس حق مردم در این انتخابات، خود اسلام است. لذا مردم‌سالارى ما ـ که مردم‌سالارى دینى است ـ داراى فلسفه و مبناست. چرا باید مردم رأى دهند؟ چرا باید رأى مردم داراى اعتبار باشد؟ این متکى بر احساسات توخالى و پوچ و مبتنى بر اعتبارات نیست؛ متکى بر یک مبناى بسیار مستحکم اسلامى است. پس یکى از عرصه‌هایى که امام همواره بر آن تأکید مى‌کرد و آن را در ساخت نظام اسلامى کار گذاشت و براى همیشه آن را ماندگار کرد، مسأله حضور مردم در انتخابات مسؤولان نظام و منتهى‌شدن مسؤولیتها به اراده و خواست مردم است.

آنچه که بنده در همه‌ى انتخاباتها تأکید کرده‌ام، امروز هم همان را در درجه‌ى اول تأکید میکنم، حضور مردمى و قدردانى مردمى است از انتخابات. من به شما عرض بکنم - البته حالا سربسته میگویم - سعى شد در این کشور، باب انتخابات بسته شود تا دشمنان بتوانند بگویند نظام جمهورى اسلامى نظام مردمى نیست؛ تلاش شد براى این کار، خداى متعال نگذاشت؛ اراده‌ى الهى بر اراده‌ى بدخواهان فائق آمد، دلهاى مردم به سمت انتخابات جذب شد در دوره‌هاى متعدد و بخشهاى مختلف؛ على‌رغم دشمن، مردم در انتخابات شرکت کردند. این انتخابات هم همانجور است. آنچه که من عرض مى‌کنم، در درجه‌ى اول حضور مردمى است. در درجه‌ى بعد که البته حائز اهمیت بسیارى است این هم، پیدا کردن نماینده‌ى اصلح است .

مشارکت انتخاباتى و حق تعیین سرنوشت مردم

انتخابات مظهر حضور مردم و آزادى ملت ایران در سرنوشت خود است. شما وقتى رئیس‌جمهور را انتخاب مى‌کنید، یعنى تمام سررشته‌هاى اجرایى کشور را در دست کسى مى‌گذارید که منتخب شما و برخاسته از رأى و اراده شماست. وقتى نمایندگان مجلس را انتخاب مى‌کنید، یعنى قانون‌گذارى و همچنین نظارت بر کار اجرایى را به دست کسانى مى‌سپرید که شما آنها را شناخته و انتخاب کرده‌اید. بنابراین شما هستید که انتخاب مى‌کنید. این کار به معناى قدرت مردم در اداره امور کشور و در دست داشتن سرنوشت کشور به وسیله ملت است. این چیز کم و کوچکى نیست؛ این براى ما همه چیز است و من به شما عرض کنم، چیزى که در این بیست و پنج سال کشور و ملت ما را در مقابل تهاجم وحشیانه زیاده‌خواهان بین‌المللى حفظ کرد، همین بود که مى‌دیدند ملت، صاحب دولت و مجلس و صاحب مسؤولان است. تا امروز پشتوانه حضور ملى بوده که همیشه دولتهاى متجاوز و مقتدر جهانى را ترسانده است. این حضور، مثل سنگرى براى کشور ما محسوب شده است. این چیز خیلى مهمى است. اگر در کشور ما انتخابات و مردم‌سالارى و حضور مردمى و اراده‌هاى جوشان شما مردم در وسط صحنه و میدان نمى‌بود، بدانید یک سال هم این انقلاب دوام نمى‌آورد؛ در مقابل یکى از تهاجمهاى سیاسى و محاصره‌هاى اقتصادى هم دولتها نمى‌توانستند ایستادگى کنند؛ آن سنگر اصلى، شما بودید.

انتخابات مظهر حضور مردم است؛ همچنان که حضور در راهپیمایى بیست و دوم بهمن، یکى از مظاهر حضور مردمى است. دشمن و دستگاه‌هاى استکبارى از انتخابات شما و از راهپیمایى شما در بیست و دوم بهمن مى‌ترسند؛ بنابراین از همه نیروى خود استفاده مى‌کنند، شاید بتوانند انتخابات و حضور مردم و رأى آزاد و دخالت مردم در سرنوشت مردم را از این ملت و از این کشور بگیرند. بیست و پنج سال است که دارند این تلاش را مى‌کنند، الان هم دارند تلاش مى‌کنند.

ضرورت مشارکت در صحنه انتخابات

«چند صباح دیگر انتخابات داریم. حضور در انتخابات هم از همین قبیل است؛ حضور است. من اصرارم در همه ی انتخابات ها بر حضور است. باید آمد سر صندوق رأی، به کوری چشم دشمن بایستی رأی داد. دشمن می خواهد که ملت انتخابات نداشته باشد، راهپیمائی بیست و دو بهمن نداشته باشد، راهپیمائی قدس نداشته باشد، حضور در مراسم عظیم دینی نداشته باشد، احساسات دینی نداشته باشد. جوان ما بی تفاوت و بی رگ و بی اعتنا و دلسپرده ی به شهوات و غرق در فساد و در مواد مخدر باشد. دشمن این را می خواهد؛ این برای دشمن خوب است، لذا این را ترویج می کنند؛ گاهی به زبان بیان ایدئولوژی، گاهی به زبان تهدید سیاسی، گاهی به زبان تهدید نظامی، گاهی به وسیله ی باندهای قاچاق مواد مخدر، گاهی به وسیله ترویج فیلم های مهیج شهوت؛ دشمن همه جور وارد میدان می شود و تلاش می کند و خودکشون می کند که بلکه بتواند این ملت را از این حرکت مستقیم و قوی و عزیز منصرف کند. وقت انتخابات هم که می شود -شاید یادتان هست- غالباً قبل از انتخابات یک حرفی می زنند که معنایش این است که مردم در انتخابات شرکت نکنید؛ کارهائی می کنند، تلاش می کنند؛ گاهی به وسیله آدم های غافل و فریب خورده، گاهی به وسیله آدم های وابسته، کارهائی می کنند که بلکه مردم را از شرکت در این مراسم عظیم باز بدارند، که انتخابات یکی از این مراسم بسیار عظیم است.من توصیه ام به مردم در درجه اول این است که بیایند وارد میدان انتخابات شوند، صندوق های رأی را پر رونق کنند. خود این صفوفی که ایستادند، ممکن است زحمت هم داشته باشد؛ در هوای سرد؛ یک ساعت - کمتر، بیشتر - اما این مجاهدت است، این جهاد است؛ این زحمت پیش خدای متعال اجر دارد. بروند رأی بدهند. »

حضور در انتخابات، رأى به جمهورى اسلامى و قانون اساسى آن

با هر انتخاباتى، خون تازه‌اى در رگهاى کشور تزریق میشود؛ روح تازه‌اى در کالبد کشور دمیده میشود - این را بدانید - و به خاطر همین هم هست که در طول این سالهاى متمادى، همیشه دشمن خواسته است که یا انتخابات نباشد یا کمرنگ باشد. در هیچ انتخاباتى ما سراغ نداریم که قبل از انتخابات، بوقهاى تبلیغاتى دشمن به کار نیفتاده باشد براى اینکه کارى کنند که انتخابات در ایران کمرنگ شود. در همه‌ى انتخاباتها، به شکلهاى مختلف، این کار صورت گرفته است. شما هوشمندید، زیرکید؛ خودتان میتوانید تشخیص بدهید که براى بى‌رونق کردن انتخابات، بى‌شوق و ذوق کردن مردم به حضور در انتخابات، چه حرفهائى زده میشود و چه کارهائى میشود. شما این را در سه چهار ماه آینده هم خواهید دید. بدانید انتخابات براى کشور، براى نظام، براى مردم، در همه‌ى دوره‌ها یک دستاورد بزرگ است. وضع مجلس در وضع عمومى کشور تأثیرگذار است. مجلس محور اصلى تصمیم‌گیرى در کشور است. اینها همه‌اش اهمیت انتخابات را نشان میدهد .

امروز هر برگه رأیى که به صندوقها انداخته مى‌شود، در حقیقت رأى به نظام جمهورى اسلامى و قانون اساسى است و این براى کشور بسیار باارزش و بااهمیت است؛ لذا شما مى‌بینید که بوقهاى بیگانه همه سعى خودشان را مى‌کنند تا شاید بتوانند انتخابات را کم‌رونق کنند؛ اما نخواهند توانست؛ چون ملت ما در طول چندین سال گذشته و در انتخابهاى متعدد همواره توانسته‌اند در دنیا رکورد حضور در پاى صندوقهاى رأى را بشکنند و حضورشان در پاى صندوقها و نشان‌دادن مردم‌سالارى در این کشور، تقریباً از همه کشورهاى غربى و کشورهاى لائیک بیشتر بوده و، این دفعه هم به فضل الهى همین‌طور خواهد شد.

انتخابات: حق و تکلیف

انتخابات مظهر حضور مردم است. انتخابات هم حق مردم و هم وظیفه آنهاست. حق مردم است. براى اینکه بیایند و مدیر اجرایى کشور را انتخاب کنند. تکلیف مردم است؛ چون با حضور شما نظام تقویت پیدا مى‌کند؛ اسلام عزیز مى‌شود؛ حاکمیت اسلام در دنیا سرافراز مى‌گردد و توطئه دشمن ـ که اسلام را به جدایى از آراى مردم متهم مى‌کند ـ باطل مى‌شود.

حضور شما مى‌تواند دفاع از اسلام و کشور و انقلاب محسوب شود. هر مقدار این حضور وسیع‌تر و قوى‌تر باشد، نشانه اقتدار بیشتر نظام اسلامى است. نظام اسلامى در مقابل چشمهاى دوستان و دشمنان خود در دنیا به این مى‌بالد که تعداد حاضرشوندگان در پاى صندوقهاى رأى زیاد است. این مایه افتخار نظام اسلامى است. همه کسانى که در مقابل اسلام و آینده این کشور احساس مسؤولیت مى‌کنند، وظیفه دارند که در این آزمایش الهى شرکت کنند. البته این حضور باید آگاهانه و از روى تحقیق و با به‌دست آوردن حجت بین خود و خدا باشد. آن کسى که رأى مى‌دهد و فردى را انتخاب مى‌کند، باید بر طبق تشخیص باشد. این تشخیص را به دست آورید و ان‌شاءاللّه با قاطعیت در این آزمایش الهى شرکت کنید.

بحمداللّه در طول این بیست و دو سال، همه انتخابات ما در محیط آرام برگزار شده است. کسانى که از خارج از این مرزها مى‌خواهند خواست و اراده شوم خودشان را بر این کشور و این مردم حاکم کنند، اولاً خواسته‌اند مردم در انتخابات شرکت نکنند و انتخابات بى‌رونق باشد؛ ثانیاً اگر انتخابات صورت مى‌گیرد، با آشوب و دعوا و تنازع و درگیرى همراه باشد. اما مردم در طول این بیست و دو سال، هر وقت انتخاباتى بوده است؛ با آرامش خود توى دهن دشمن زده‌اند و این‌بار هم به امید خدا و با همت شما مردم عزیز باید همین‌طور باشد. ان‌شاءاللّه دولتى که براساس این انتخابات تشکیل مى‌شود، خود را خادم اسلام و مردم و در صف اول مقابله با دشمنان بداند و این کشور و این ملت را یک قدم بلند به آرمانهاى اسلامى ـ که مایه سعادت و خوشبختى مردم است ـ نزدیک کند. هم همت کنید و هم از خداى متعال بخواهید که به شما و مسؤولان کمک کند تا بتوانند این وظایف بزرگ را انجام دهند.

هم حق و هم تکلیف مردم است که بیایند و سرنوشت کشورشان را به دست خودشان معین کنند. زیرا که کشور متعلق به مردم است. مردم باید بیایند و با انتخاب صحیح و آزادانه، قانون‌گذارانشان را در قوه مقننه معین کنند؛ مجریان خودشان را با ترتیبى که در قانون معین شده است، معین کنند. این حق مردم است و متعلق به آنهاست. اما تکلیف هم هست. این‌طور نیست که یکى بگوید من نمى‌خواهم از این حقم استفاده کنم، نه، سرنوشت نظام بسته به احقاق و استنقاذ این حق است؛ این تکلیف است. باید همه شرکت کنند. نظام جمهورى اسلامى توانسته است این حق را در اختیار مردم بگذارد، اما در گذشته ما این حق را نداشتیم. در نظامهاى گذشته، مردم از استفاده از چنین حقى محروم بودند. نظام جمهورى اسلامى این را داده است. باید مردم بروند و استنقاذ کنند.

ملت عزیز ایران، انتخابات را باید اولاً به عنوان یک تکلیف الهى و یک تکلیف اسلامى محاسبه کنند ـ کسانى هم که به مسائل دینى توجه نداشته باشند باید به چشم یک تکلیف وجدانى و ملى به آن نگاه کنند، البته ملت عزیز ما، ملتى مؤمن است؛ با نام خدا شروع کرده و به پیش رفته است. با نام خدا هم ادامه خواهد داد. بنابراین انتخابات هم براى او یک تکلیف الهى است ـ ثانیاً به عنوان یک آزمایش بزرگ به آن نگاه کنند.

انتخابات، هم حق ملت است، هم یک وظیفه ملى است. نظام جمهورى اسلامى نظامهاى انتصابى قدرتها را نسخ کرد و انتخاب مردم را در مدیریت کشور داراى نقش کرد. این حق آحاد ملت است که بتوانند انتخاب کنند و در تعیین مدیر کشور داراى نقش باشند. از سوى دیگر وظیفه هم هست؛ به این خاطر که این شرکت مى‌تواند روح نشاط و احساس مسؤولیت را همیشه در جامعه زنده نگه دارد و حضور مردم در صحنه را به رخ دشمنان این ملت بکشد. انتخابات فقط یک وظیفه نیست، فقط یک حق هم نیست، هم حق شماست، هم وظیفه عمومى است.

انتهای پیام/

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 15:26  توسط مصطفی جوان  | 

جایگاه مجلس و اهمیت انتخابات(۲)

محمد رضا مجیدی
جایگاه مجلس و اهمیت انتخابات(۲)

خبرگزاری فارس: حضور شما در پاى صندوقهاى رأى بارزترین مظهر حضور مردمى است و این پشتوانه انقلاب و کشور است. کسانى که با اخبار سروکار دارند، مى‏بینند که مراکز سیاسى دنیا از گوشه و کنار سر بلند مى‏کنند و مى‏گویند ما نگران انتخابات ایران هستیم و مسائل انتخابات ایران را پیگیرى مى‏کنیم.

خبرگزاری فارس: جایگاه مجلس و اهمیت انتخابات(۲)

به گزارش خبرگزاری فارس متن دومین قسمت کتاب انتخابات مجلس شورای اسلامی تجلی مردمسالاری دینی در پرتو کلام حضرت آیت الله العظمی خامنه ای رهبر فرزانه انقلاب اسلامی که از سوی محمد رضا مجیدی عضو هیئت علمى دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران تهیه و تنظیم شده به شرح ذیل است: 

 

جایگاه مجلس و اهمیت انتخابات:

اهمیت انتخابات مجلس از دو جهت است؛ اوّل از این جهت که حضور شما در پاى صندوقهاى رأى بارزترین مظهر حضور مردمى است و این پشتوانه انقلاب و کشور است. کسانى که با اخبار سروکار دارند، مى‏بینند که مراکز سیاسى دنیا از گوشه و کنار سر بلند مى‏کنند و مى‏گویند ما نگران انتخابات ایران هستیم و مسائل انتخابات ایران را پیگیرى مى‏کنیم؛ این به همین خاطر است. نگاه مى‏کنند تا ببینند آیا مردم در صحنه حضور دارند یا نه؛ اگر دارند، مثل گذشته نمى‏شود با این نظام کارى کرد؛ اگر حضور مردم ضعیف شود، آن وقت استنتاج مى‏کنند که بین مردم و نظام فاصله افتاده است؛ در این صورت راه را براى دخالت و سلطه و پنجه انداختنِ دوباره بر کشور هموار مى‏بینند؛ از این جهت متوجّه انتخاباتند. پس اهمیت اوّلِ انتخابات به‏خاطر این است که انتخابات سنگر کشور است؛ حضور مردم در پاى صندوقهاى رأى، مصون‏ساز سرنوشت ملت و مردم است و دشمن را از تعرّض و تجاوز و پُررویىِ بیشتر باز مى‏دارد. در این بیست‏وپنج سال، دشمنان ایران براى تسلّط بر این کشور راههاى گوناگونى را پیمودند و همه ناکام. یک راه براى آنها باقى مانده است و آن، جدا کردن مردم از مسؤولان و نظام است؛ چشم به این راه دوخته‏اند. همه تلاشها و تبلیغاتى که مى‏کنند و همه حرفهاى زیادى‏اى هم که مى‏زنند، به‏خاطر همین است؛ مى‏خواهند مردم را جدا کنند. انتخابات توى دهن دشمن مى‏زند و او را مأیوس مى‏کند؛ احساس مى‏کند که مردم در میدان دفاع از کشور و مرزها و مصالح و نظامشان قرص و محکم ایستاده‏اند.

جهت دومِ اهمیت انتخابات مجلس این است که شما با انتخاب نماینده مجلس، در واقع سرنوشت کشور را در چهار سال آینده رقم مى‏زنید. انتخابات مجلس مظهر دخالت مردم در سرنوشت خود و کشورشان است؛ چون مجلس مرکز قانونگذارى است. قانون یعنى جاده‏اى که باز مى‏شود تا مسؤولان اجرایى از آن جاده حرکت کنند و با تلاش خود گوشه و کنار و زوایاى کشور را آباد و اصلاح کنند. این جاده بازکنى به عهده قانون است و قانون را هم نماینده شما در مجلس وضع مى‏کند؛ بنابراین مجلس خیلى مهمّ است. علاوه بر این، طبق قانون اساسىِ ما، مجلس ناظر بر دولت است. اگر دولت در جایى بد و یا کج حرکت کند، پا در راه نادرستى بگذارد و خداى نکرده سوءاستفاده‏اى بشود و فسادى به‏وجود آید، مرکزى که مى‏تواند جلوِ فساد و انحراف را بگیرد، مجلس است؛ ببینید چقدر مهمّ است! این مجلس با آراءِ مردم تشکیل مى‏شود. هرچه آراء بیشتر باشد، مجلس قویتر خواهد شد. شما وقتى کسى را صالح و شایسته دانستید و او را به مجلس فرستادید، توانسته‏اید بخشى از توان خود را در ساختن و پیشرفت آینده به‏کار بگیرید؛ اهمیت مجلس از این‏جاست. لذا مردم براى مصالح خود، مصالح کشور و مصالح نظام باید نگذارند انتخابات از آن شکوه و عظمت خودش بیفتد. متأسفانه بعضى از افرادى که تریبون دارند - یا قلم یا بیان - و مى‏توانند حرف بزنند، ملتفت نیستند که انتخابات و مجلس چه عظمتى دارد؛ حرفى ندارند که کارى کنند یا چیزى بگویند که مردم را از حضور در صحنه انتخابات و عرصه رأى دادن دلسرد کنند؛ این بر اثر بى‏توجّهى و غفلت است، والّا هر ایرانىِ غیور و علاقه‏مند به عزّت ایران و آبادى کشور و سرنوشت ملت باید تلاش کند تا مجلسى قوى و آبرومند تشکیل شود. البته مجلس هفتم یک خصوصیت اضافه هم دارد و آن این است که اوّلین قدم دوره‏اى به سمت چشم‏انداز بیست‏ساله را باید بردارد. چشم‏انداز بیست‏ساله‏اى تصویب و به دستگاهها ابلاغ شده است که حقیقتاً جاده بسیار مستحکمى به سمت یک آینده روشن، زیر پاى ملت و مسؤولان باز مى‏کند. اوّلین دوره چهار ساله به سمت آن چشم‏انداز، به‏وسیله این مجلس باید طى شود و اوّلین حرکت را این نمایندگان باید انجام دهند که اهمیت دارد. در دنیا عدّه‏اى هستند که به مصالح جمهورى اسلامى علاقه‏مندند؛ در بین ملتها هم هستند، در بین دولتها هم هستند. بعضى از دولتها هم هستند که به دلایل متعدّد به مصالح جمهورى اسلامى علاقه‏مندند. بسیارى از ملتها، بخصوص ملتهاى اسلامى هم علاقه‏مندند. نگاه همه اینها به این انتخابات است؛ دلشان مى‏خواهد این انتخابات، قوى، پُرشور و نشان‏دهنده عزم استوار ملت ایران باشد. یک عدّه هم در دنیا بدخواهِ ملت ایران هستند؛ اینها مى‏خواهند این انتخابات یا اصلاً برگزار نشود تا این پشتوانه مردمى گرفته شود؛ یا اگر برگزار شد، بسیار سرد و بى‏روح برگزار شود. دو روز قبل بعضى از نمایندگان کنگره امریکا در مقابل چند نفر از مریدان خود ظاهر شدند و به ملت ایران دستور دادند در پاى صندوقها حاضر نشوند! چه دلیلى از این واضحتر بر آن مطلبى که من هفته پیش خطاب به ملت ایران عرض کردم که راهبرد کلّى دشمن این است که انتخابات در کشور انجام نگیرد؟ دلیلش هم واضح است؛ چون اگر انتخابات نباشد، کشور و نظام بى‏پشتوانه خواهد شد؛ اینها این را مى‏دانند؛ لذا مى‏خواهند انتخابات نباشد . 

مجلس جایگاه بسیار مهمّى است؛ خانه ملت است؛ تجلّیگاه عزّت ملى ماست؛ مى‏تواند عزّت اسلامى و عزّت ملى ما را به دنیا نشان دهد؛ تأمین‏کننده منافع عمومى است. با قوانین مجلس است که مسؤولان مى‏توانند حرکت کنند و پیش بروند. مجلس مى‏تواند حافظ امنیت ملى باشد؛ مى‏تواند سدّ مستحکمى در برابر تعرّض دشمنان و طمع‏ورزى بیگانگان باشد. خصوصیات یک مجلس مطلوب این است. وقتى مردم در انتخابات شرکت کنند و با چشم باز و با بصیرت، کسى را که شرایط لازم را در او مى‏بینند، انتخاب کنند و به مجلس بفرستند، مجلس خواهد توانست چنین نقش بزرگى را ایفا کند. مجلس - همان‏طور که امام فرمودند - عصاره فضایل ملت است. وقتى مردم در انتخابات بیشتر شرکت کنند، کارآمدى و اعتبار مجلس بیشتر مى‏شود و توان خدمت‏رسانى پیدا مى‏کند .

مجلس شوراى اسلامى، مهم است. مجلس شوراى اسلامى، به اعتبارى، حسّاسترین و مؤثّرترین نهاد قانونى کشور است. اگر نماینده‏اى بى‏علاقه به انقلاب و کشور و بى‏اعتقاد به قانون اساسى به مجلس راه پیدا کند که مصالح این کشور برایش مهم نباشد؛ دشمنیهاى استکبار جهانى را نفهمد، دلش بخواهد که از استکبار جهانى تملّق بگوید و در روزنامه‏ها و مجلّات وابسته به صهیونیستها اسمش را درشت بنویسند و بگویند فلانى با سیاست نظام جمهورى اسلامى مخالفت کرد؛ چنین نماینده‏اى مجلس را خراب مى‏کند، ملت را خراب مى‏کند، کشور را هم خراب مى‏کند؛ پس به‏درد نمى‏خورد. اگر نماینده‏اى بر سرِ کار آید که قبل از ورود به مجلس، خود را وامدار دیگران کرده و مجبور باشد در مجلس وام آنها را ادا کند؛ نانهایى به قرض گرفته باشد و بخواهد به مجلس که رفت، قرض خود را ادا کند؛ به‏درد نمى‏خورد. اگر نماینده‏اى به مجلس برود که از مسائل کشور درک لازم را نداشته باشد؛ فاقد هوشمندى، آگاهى، سواد و معرفت لازم باشد، به‏درد نمى‏خورد. نمایندگى کار مهّمى است. من خواهش مى‏کنم برادران و خواهرانى که - بینهم و بین اللَّه - مى‏بینند این کار از عهده آنها برنمى‏آید، پیشقدم نشوند. البته این حرف ما موجب نشود که بعضى وسوسه‏شان بگیرد و احتیاطاً کنار بروند؛ نخیر. کسانى که احساس مى‏کنند مى‏توانند، وظیفه شرعى است که بیایند. همه چیز در این نظام الهى باید از راه تقرّب به پروردگار و قصد قربت حل شود. رأى هم که مى‏دهید، انتخاب هم که مى‏کنید، براى خدا باشد. انتخاب هم که مى‏شوید، باز مسأله، عمل به تکلیف خدایى است. بنده هم که این‏جا حرف مى‏زنم، باید به‏عنوان تکلیف خدایى حرف بزنم. آن کسانى هم که به مردم، نامزد انتخاباتى معرفى مى‏کنند، آنها هم باید براى رضاى الهى و مصالح این کشور این اقدام را انجام دهند. البته بحمداللَّه گروههاى مختلف در این کشور همه به این انتخابات اظهار علاقه‏مندى و دعوت کرده‏اند. من از همه کسانى که در این کار، تلاشِ صحیح و منطبق بر اصول و ضوابط دارند، تشکّر مى‏کنم. البته مردم هم مى‏دانند بایستى به چه کسانى اعتماد کنند و از چه کسانى حرف بشنوند. هر کس افرادى را مى‏شناسد و معرّفى آنها برایش اطمینان ایجاد مى‏کند؛ یعنى احساس مى‏کند که از لحاظ شرعى مشکلى ندارد، بر طبق معرفیها اقدام کند. ممکن است همه کاندیداها را نشناسد، یک عدّه هم معرفى مى‏کنند. مهم، رعایت موازین است .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 15:24  توسط مصطفی جوان  | 

انتخابات مجلس در پرتو کلام رهبر فرزانه انقلاب اسلامی (۱)

محمد رضا مجیدی
انتخابات مجلس در پرتو کلام رهبر فرزانه انقلاب اسلامی (۱)

خبرگزاری فارس: انتخابات مجلس شورای اسلامی تجلی مردمسالاری دینی در پرتو کلام رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیة‌اللّه العظمی خامنه‌اى عنوان کتاب محمد رضا مجیدی است که اخیرا منتشر شده است.

خبرگزاری فارس: انتخابات مجلس در پرتو کلام رهبر فرزانه انقلاب اسلامی (۱)

متن کتاب «انتخابات مجلس شورای اسلامی تجلی مردمسالاری دینی در پرتو کلام رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیة‌اللّه العظمی خامنه‌اى» که به صورت پاورقی از امروز در خبرگزاری فارس منتشر می شود، به شرح ذیل است:

 

مقدمه

 

انقلاب اسلامى، انقلاب به نام خدا است که با تکیه بر حضور و مشارکت مردم شکل گرفت و ادامه یافت. امام خمینى رضوان‌اللّه تعالى علیه با اتکا به خدا و با پشتوانه مردمى انقلاب را رهبرى و الگوى نوین حکومت دینى را بر پایه نظریه «مردم‌سالارى دینى» با عنوان «جمهورى اسلامى» به مردم پیشنهاد کرد و با آراى عمومى نظام جدید مستقر گردید. امروز هم خلف صالح ایشان با همین مبنا راه امام(ره) را ادامه مى‌دهند. بر این اساس حضور چشمگیر و حداکثرى مردم در پاى صندوقهاى رأى، مورد تأکید همیشگى رهبر فرزانه انقلاب اسلامى حضرت آیةاللّه العظمی خامنه‌اى بوده است. نظام جمهورى اسلامى بر مشارکت عمومى شهروندان در تعیین سرنوشت خویش اصرار دارد و رمز اقتدار ملى را در اصول مشارکت عمومى و همبستگى ملى مى‌داند. در این میان مشارکت انتخاباتى به عنوان جلوه‌اى از مشارکت عمومى تجربه‌اى است که با برگزارى بیش از سی انتخابات و همه‌پرسى و حضور مردم در پاى صندوقهاى رأى به منصة ظهور رسیده است. اینک در آستانه برگزارى نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامى، نگاهى دیگر به مشارکت عمومى در صحنه انتخابات و همبستگى ملى در این عرصه و بازخوانى ابعاد موضوع، از اهمیت مضاعف برخوردار است. در تمامی سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی انتخابات مجلس و ریاست جمهوری فراتر از یک گزینش معمول نمایندگان مجلس و یا رئیس قوه مجریه بوده است؛ بلکه با توجه به جایگاه خاص جمهوری اسلامی به عنوان یگانه قطبی که استکبار ستیزی و عدالتخواهی را در جهان سلطه و سرمایه نمایندگی می کند چشم دوست و دشمن به انتخابات ایران دوخته شده و مباحث و مناظرات بسیاری را در رسانه های بین المللی برانگیخته است. شاید وضعیت حاکم بر انتخابات در ایران از نظر بازتابهای جهانی در تاریخ نظامهای سیاسی بی سابقه باشد. هر انتخابات در ایران از نظر کارشناسان و تحلیلگران بین المللی به عنوان عرصه ای برای ارزیابی اعتبار و مشروعیت نظام تلقی می شود. در واقع حساسیت دشمن به انتخابات به عنوان مهمترین تجلی مردم سالاری دینی بدان حد است که در طول تمامی 4 دهه اخیر تلاش برآن داشته تا انتخابات در جمهوری اسلامی ایران را غیررقابتی، نمایشی، هدایت شده و مخدوش و مجالس و دولتهای برآمده از این انتخابات را فرمایشی و نامشروع جلوه دهد. دشمنان نظام در راستای این هدف در زمانهای نزدیک به انتخابات با سیاه نمایی وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور و طرح شبهاتی مانند مغایرت نظارت استصوابی با حق تعیین سرنوشت مردم و انتخابات آزاد، سعی در حاکم نمودن فضای یاس و دلسردی بر جامعه و حتی المقدور کاهش نصاب مشارکت در انتخابات دارند. این سیاستهای خصمانه که از دیرباز ادامه داشته در آستانه نهمین دوره انتخابات مجلس شدت گرفته است. در حقیقت شرایط تاریخی حاضر جایگاهی خاص و موقعیتی منحصر به فرد در جغرافیای سیاسی ایران و منطقه به انتخابات پیش روی مجلس بخشیده است. انتخابات مجلس در سال 90 همزمان گشته با موج جدید بیداری اسلامی در غرب آسیا و شمال آفریقا که به جرأت می توان از آن به تحقق گفتمان انقلاب اسلامی در سطح منطقه تعبیر نمود. برگزاری شکوهمند این انتخابات می تواند بار دیگر کارآمدی مدل مردمسالاری دینی را در اذهان ملل مسلمان تثبیت نموده و موقعیت الگوی جمهوری اسلامی برای کشورهای منطقه را به عنوان یک سیستم متکی بر ارزشهای بومی و اصیل اسلامی تقویت نماید. این در واقع همان کابوسی است که قدرتهای استکباری و دول ارتجاعی منطقه را به وحشت می اندازد.

از سوی دیگر این انتخابات اولین انتخابات پس از فتنة 88 است که طی آن دشمنان اسلام تلاش نمودند تا رای 40 میلیونی مردم به نظام در انتخابات ریاست جمهوری را به کام مردم و نظام تلخ نموده و با آشوبهای خیابانی ساز و کار انتخاباتی و قانونی را در جمهوری اسلامی ایران به بن بست بکشانند. توطئه ای که خوشبختانه با حضور هوشیارانه مردم در صحنه و رهبری داهیانه حضرت آیت‌اللّه العظمی خامنه‌اى نافرجام ماند و تلاش دشمن و پیاده نظام داخلی آن برای تخریب وجهه نظام عقیم ماند. با این وجود دشمن سعی بر آن دارد که با برانگیختن و فعال نمودن بقایایی فتنه حول طرحهای نخ نما و ورشکسته ای چون تحریم انتخابات بر مشارکت مردم در انتخابات تاثیر منفی بگذارد.

به موازات طرح شکست خورده تحریم (که در طول تمامی 30 ساله اخیر از سوی دشمن بکار گرفته شده و ناکارآمدی و عدم تاثیر آن به اثبات رسیده است)؛ مطرح گشتن مقولة تحریم اقتصادی در جبهة بین المللی در ماههای اخیر از سوی آمریکا و اروپا را نیز باید به عنوان بخش دیگری از پروژة تخریب دشمن برای سرخورده نمودن مردم از انتخابات مجلس ارزیابی نمود. هرچند پروژة تحریم اقتصادی از چند سال قبل کلید خورده بود لیکن تشدید و تسریع آن در ایام منتهی به انتخابات را باید بیش از پیش در متن و زمینة انتخابات پیش روی مجلس مورد فهم و تحلیل قرار داد.

در این مجموعه برآنیم تا در آستانه نهمین دوره انتخابات مجلس با خوشه چینی از گنجینة معارف و تأملات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی به درکی جامع از تهدیدات و فرصتهای پیش روی انقلاب نائل آییم. مطالعه این مجموعه نشان می دهد که در طول تمامی سالهای اخیر معظمٌ له در بیانات خویش با اشراف کاملی که بر تمام زوایا و ابعاد توطئه دشمن داشته اند تمامی سناریوهای احتمالی دشمن در جبهة داخلی و خارجی را پیش بینی نموده و بدین گونه حجت را بر آنانی که هویت خود را درون خانوادة نظام تعریف می نمایند تمام کرده اند. باشد تا با دلیل راه قرار دادن اندیشه های معظم له و تمسک به حبل المتین ولایت در تندباد فتنه ها به سفینة رستگاری راه یابیم.   

 

انتخابات به عنوان تجلی مردم سالاری دینی و عامل تقویت نظام

 

انتخابات در کشور ما یک حرکت نمایشى نیست. پایه‌ى نظام ما همین انتخابات است. یکى از پایه‌ها، انتخابات است. مردم‌سالارى دینى با حرف نمیشود؛ مردم‌سالارى دینى با شرکت مردم، حضور مردم، اراده‌ى مردم، ارتباط فکرى و عقلانى و عاطفى مردم با تحولات کشور صورت میگیرد؛ این هم جز با یک انتخابات صحیح و همگانى و مشارکت وسیع مردم ممکن نیست. این مردم‌سالارى، عامل پایدارى ملت ایران است. اینکه شما توانسته‌اید در طول این سى سال از نهیب ابرقدرتها نترسید، اینکه ابرقدرتها هم غیر از نهیب نتوانستند ضربه‌ى اساسى به شما بزنند، اینکه جوانان کشور در ورود به میدانهاى گوناگون این شجاعت و اخلاص را نشان میدهند، ناشى از مردم‌سالارى دینى است؛ این را باید خیلى قدر بدانیم.

انتخابات سرمایه‌گذارى عظیم ملت ایران است؛ مثل اینکه شما سرمایه‌ى سنگین و عظیمى را در بانک میگذارید، بانک با آن کار میکند و شما از سودش استفاده میکنید؛ انتخابات یک چنین چیزى است. ملت ایران سرمایه‌گذارى عظیمى را میکند، سپرده‌گذارى بزرگى را انجام میدهد و سود آن را میبرد. آراء یکایک شما مردم سهمى است از همان سرمایه‌گذارى و سپرده‌گذارى. هر رأیى که شما در صندوق مى‌اندازید، مثل این است که یک بخشى از پول آن سپرده را دارید تأمین میکنید. یک رأى هم اهمیت دارد. هرچه انتخابات پرشورتر باشد، عظمت ملت ایران بیشتر در چشم مخالفان و دشمنانش دیده خواهد شد؛ براى ملت ایران حرمت بیشترى خواهند گذاشت؛ دوستان شما هم در دنیا خوشحال میشوند. عظمت ملت ایران را حضور مردم در انتخابات نشان میدهد؛ انتخابات این است. بنده همواره در درجه‌ى اول در انتخابات سعیم بر این است که به مردم عرض کنم حضور شما در این انتخابات مهم است. این، تصدیق و تأیید و مستحکم کردن نظام جمهورى اسلامى است. مسئله فقط یک مسئله‌ى سیاسى و فردى و اخلاقى محض نیست؛ یک مسئله‌ى همه‌جانبه است. انتخابات با سرنوشت مردم سر و کار دارد. 

مهمترین چیزى که در باب مجلس شوراى اسلامى وجود دارد، این است که این مجلس مظهر مردم‌سالارى دینى است. الگویى که نظام اسلامى در خصوص مردم‌سالارى دینى به دنیا ارائه داد و در عرصه‌ى سیاست جهانى مطرح کرد، بدون شک تجربه‌ى موفقى از آب درآمد. آنچه در آن، هم رأى و اراده و شخصیت و خواست مردم در آینده‌سازى جامعه تأثیر دارد، و هم چارچوب این حرکت، ارزشهاى معنوى و الهى است، همان چیزى است که امروز بشریت نیازمند آن است و از نبود آن دارد رنج مى‌برد. ….. ما ملت ایران آمده‌ایم معنویت را به شکل جوهرى، اصولى و ریشه‌یى - نه به شکل سر بار و تعارفى - در الگوى جدید خود گنجانده‌ایم. مردم‌سالارى دینى، این است. مظهر این مردم‌سالارى، مجلس شوراى اسلامى است؛ هم «شورا» است، هم «اسلامى» است؛ هم انتخاب مردم است، هم جهتگیرى اسلامى است، که در اصول متعدد قانون اساسى و در سوگند نمایندگى آشکار است. این الگو، بى‌نظیر است. البته طبیعى است که علیه آن تبلیغات کنند - به تعبیر بازارى‌ها - توى سر جنس بزنند و سعى کنند آن را از چشمها بیندازند و بى‌ارزش وانمود کنند؛ این یک ترفند شناخته شده است. در دنیا عالى‌ترین دستاوردها و میراثهاى فرهنگى یک ملت را گاهى کوچک مى‌کنند و آن ملت را از آن دستاوردها بیزار مى‌کنند؛ در دنیا این کار شناخته‌شده‌یى است؛ اما حقیقت قضیه همین چیزى است که ما آن را حس مى‌کنیم. مجلس، مهمترین مظهر مردم‌سالارى دینى است؛ بنابراین از جایگاه خودتان غفلت نکنید. توجه داشته باشید این‌جا کجاست و مجلس شوراى اسلامى یعنى چه. اهمیت تصمیم و موضعگیرى را در این مجلس مورد غفلت قرار ندهید. این‌جا مرکز و قله و به تعبیرى ویترین مجموعه‌ى نظام اسلامى است که جلوى چشم قرار دارد .ادامه دارد...

انتهای پیام/

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 15:23  توسط مصطفی جوان  | 

مضار رقابت درونی اصولگرایان

مالک شریعتی
مضار رقابت درونی اصولگرایان

خبرگزاری فارس: تلاش رهبر حکیم انقلاب همواره بر این بوده است که نیروهای انقلاب در برابر هجمه های گسترده ضدانقلاب و نظام سلطه متحد شوند. تاکیدات مکرر ایشان بر وحدت نیروهای انقلاب ولو با اغماض و نیز خالص سازی از درون به جای حذف افراد برای خالص سازی، ناشی از نگرانی عمیق ایشان از رقابت درونی و اختلافات ناشی از آن است؛ اختلافاتی که تحقق این خواسته حکیمانه رهبری را با مشکل مواجه می سازد.

خبرگزاری فارس: مضار رقابت درونی اصولگرایان

به گزارش خبرگزاری فارس تازه ترین شماره هفته نامه پنجره در یاداشتی به مضار رقابت درونی اصولگرایان پرداخته که در ذیل می خوانیم:

 هوالحکیم

در حالیکه نزدیک به بیست روز تا آغاز تبلیغات نامزدهای انتخابات مجلس نهم باقی مانده است، جمعی از اصولگرایان تحت عنوان جبهه پایداری، معتقد به رقابت درونی میان اصولگرایان شده و اعلام کرده اند خصوصا در تهران لیست مستقل انتخاباتی ارائه خواهند کرد. آنها مهمترین دلایل خود را برای این تصمیم اینگونه برشمرده اند:

- عدم حضور چهره های جریان فتنه و کمبود نیروی انسانی جریان نفوذی در دولت (گروه انحرافی)

- غیررقابتی بودن انتخابات در شهر تهران و لزوم جبران آن با ارائه لیست مستقل توسط آنها و در نتیجه بالا رفتن مشارکت مردم در انتخابات با رقابت درون گروهی اصولگرایان

- لزوم حرکت مردمی جمعی از خالص ترین و بهترین نیروهای کیفی جریان اصول‌گرا بدون جنجال و هیاهو به سوی خالص سازی با گفتمان ناب اصول‌گرایی

- ضرورت تشکیل مجلسی آرمانگرا و تلاش پایداری برای تحقق آن

- پر کردن خلاء عملکرد نامناسب دکتر احمدی نژاد در حمایت و میان‌داری جریان نفوذی دولت (گروه انحرافی)

- دوخته شدن چشم امت حزب الله در شرایط کنونی به جبهه پایداری برای انتخاب گزینه‎های اصلح

- علی السویه بودن پیروزی و شکست ظاهری در فردای انتخابات و عمل به تکلیف در جهت منافع انقلاب

به نظر می رسد برخی از فرضیات مطرح شده فوق الذکر برای ارائه نظریه "ضرورت رقابت درونی اصولگرایان" اساسا نادرست و غیر منطبق بر واقعیات و حقایق بوده، برخی دیگر صرفنظر از صحت و سقم، اصلا ربطی به موضوع ندارند. چرا؟

1. منظور از رقابتی بودن انتخابات که در کلام رهبر معظم انقلاب نیز بدان تصریح شده این است که اولا تعداد نامزدهای انتخاباتی در همه حوزه ها از تعداد نمایندگان مورد نیاز بیشتر باشد و ثانیا سلایق مختلف سیاسی در انتخابات دارای کاندیدا باشند تا مردم از میان تعدد نامزدها و تنوع سلایق به هرکه خواستند رای بدهند. لذا دو دسته شدن یک سلیقه سیاسی شناخته شده و تقسیم رای آنها میان هواداران خود، نه تعداد نامزدها را بالا می برد و نه سلایق سیاسی را در نظر عامه مردم متنوع و قابل تفکیک و تمیز می نماید. مگر اینکه یک گروه از اصولگرایان بخواهد همچون مجمع روحانیون این انتخابات را محملی برای انفکاک جدی و اتخاذ مبانی متفاوت از جامعه روحانیت مبارز نماید.

2. رقابت درونی اصولگرایان تاثیری بر بالا بردن مشارکت مردم که ندارد آن را کاهش نیز خواهد داد؛ چراکه سبد رای همه گروهها و افراد اصولگرا مشترک است و کسانی که تاکنون به اصولگرایان رای نداده اند، هرگز با رقابت و خدای ناکرده دعوا میان آنها تغییر نظر نداده، رای خود را به نفع هیچ یک از اطراف رقابت اصولگرایان به صندوق نخواهند ریخت؛ بنابراین رقابت درونی اصولگرایان نتیجه ای جز متکثر شدن سبد آرای آنان و نهایتا رای به تک چهره ها نخواهد داشت. ضمن اینکه محتمل است برخی از افراد میانه (مشهور به خاکستری) ولی نزدیکتر به تفکر اصولگرایی که تاکنون به دلیل ارزشگرایی و خدمتگزاری به اصولگرایان رای می دادند، با مشاهده اختلافات درونی، جریان اصولگرایی را قدرت طلب خوانده، به رقیب آنها رای دهند یا اساسا از شرکت در انتخابات مایوس شوند.

در انتخابات شورای شهر دوم سال 81، رقابت درونی و بی پروای جریان اصلاح طلب - که با تصور و بلکه توهم عدم حضور رقیب صورت گرفت - نه تنها مشارکت مردم را بالا نبرد که باعث شد اولا عده زیادی از مردم به دلیل دعوا و اختلاف جریان حاکم از انتخابات قهر کرده و درصد مشارکت افت جدی نماید، ثانیا آرای اصلاح طلبان میان خودشان تقسیم شود و کسی به خاطر گرم کردن رقابت توسط آنها، به یک گروهشان رای بیشتری ندهد. ثالثا قطار آبادگران - که با چراغهای خاموش و موتور روشن و استفاده از چهره های غیرجنجالی فعال و در حرکت بود - پس از اعلام نتایج انتخابات چنان سوتی کشید که اصلاح طلبان مشغول وزن کشی سیاسی را بهت زده کرد و تا مرز ناشنوایی پیش برد.

3. عدم حضور رقیب از جریان فتنه و اصلاح طلب نیز فرضی کاملا نادرست و ساده انگارانه است. اکثر کسانی که از جریان اصلاح طلب و دوم خرداد ثبت نام نکرده اند، افرادی حامی فتنه بودند که در صورت ثبت نام رد صلاحیت می شدند. لذا اصلاح طلبان تایید صلاحیت شده (خانه کارگر و امثالهم)، به عنوان عناصر نزدیک به جریان فتنه 88، در انتخابات حضور جدی ولی با چراغ خاموش دارند. بخشی از این حضور (جبهه مردمسالاری) اعلام شده است و بخش دیگر آن در انتظار انتشار فهرستها در 4 اسفندماه و شکل گیری آرایش قطعی و غیرقابل تغییر انتخاباتی اصولگرایان می ماند تا متناسب با آن، سناریوی خود را عملی کند. اگر اصولگرایان با لیست واحد بیایند، تلاش جدی از جانب جریان فتنه رخ نخواهد داد تا سطح مشارکت مردم بالا نرفته، بتوانند آرای خاموش را به نفع خود مصادره کنند. حضور حداقلی جمعی از آنها هم تنها برای لیز خوردن از زیر بار اتهام تحریم انتخابات و نگهداشتن پلی برای بازگشت به صحنه در آینده است.

4. با مطالعه چند انتخابات اخیر مجلس و شورای شهر، مشاهده می شود که از حدود دو میلیون نفر شرکت کننده در تهران، بازه سهم رای تمام اصولگرایان بین 200 هزار تا 900 هزار رای بوده است. در انتخابات مجالس هفتم و هشتم که اصولگرایان یک لیست اصلی و مطرح داشتند، دکتر حدادعادل به ترتیب با 888 هزار (45%) و 844 هزار رای (49%)، حائز بیشترین آرای شرکت کنندگان شد، اما در انتخابات شورای شهر سوم که اصولگرایان با دو لیست مطرح رقابت کردند، مهندس چمران با 604 هزار رای حائز 36% آرای مردم تهران گردید. همچنین معلوم شد که متوسط رای بدنه فهرست اصولگرایان در انتخابات مجلس هفتم و هشتم به ترتیب 600 هزار و 450 هزار رای و در شورای شهر سوم 370 هزار رای بوده است؛ لذا پیش بینی متوسط رای بیش از 600 هزار رای در انتخابات مجلس نهم واقع بینانه نخواهد بود.

این بازخوانی تاریخی و مستند ضمن تایید مدعای قبلی نگارنده در کاهش حتمی آرای منتخبین اصولگرا در یک رقابت درونی شبیه به انتخابات شورای شهر سوم، خطر مهم دیگری را نیز در منظر عقلای اصولگرا قرار می دهد؛ در دوقطبی شدید انتخابات 88 در شهر تهران - که موسوی با حدود دومیلیون و 170 هزار رأی (53%) و اختلاف بیش از 300هزار رأی از احمدی نژاد پیشی گرفت - حمایت اکثریت قریب به اتفاق اصولگرایان (حتی منتقدین دولت) از احمدی نژاد، نشان داد که رای اکثریت بدنه حزب اللهی و اصولگرا تماما در یک میلیون و 810 هزار رای (43%) احمدی نژاد بوده است و کسانی از طیف خاکستری هم به او رای دادند. لذا با توجه به آنالیز آمار فوق الذکر انتخابات مجالس هفتم و هشتم و به دلیل تفاوت نوع انتخابات مجلس و ریاست جمهوری، نزدیک به 50% آرای احمدی ن‍ژاد در خرداد 88 (حداکثر یک میلیون رای) متعلق به تمام اصولگرایان در انتخابات 12 اسفند 90 خواهد بود.

حال چنانچه دو فهرست جداگانه از اصولگرایان در تهران منتشر شود، بسیار محتمل است که عناصر خارج نشین جریان فتنه - حتی یک روز قبل از انتخابات که دیگر فرصتی برای مقابله با آن نیست - وارد عمل شده، از فرصت دو پاره شدن آرای اصولگرایان استفاده کنند و بخشی از بدنه رای خود را با کمک ابزارهایی سریع و سهل الوصول چون شبکه های اجتماعی مجازی (فیس بوک، توئیتر و گوگل پلاس) به پای صندوقها بیاورند و برای این کار تنها 20% آرای شبکه ای موسوی یعنی حدود 435 هزار رای کافی است درحالیکه بخشی از آن در گذشته به طور معمول در اختیار اصلاح طلبان بوده است. بازبینی آرای علیرضامحجوب در مجلس هفتم (200 هزار) و مجلس هشتم (300 هزار) به دلیل حضور قطعی او در انتخابات مجلس نهم مفید است تا بدانیم رسیدن آرای اصلاح طلبان به مرز 400 هزار رای در تهران با سازماندهی شبکه های مجازی چندان غیرمحتمل و اصلا خیال پردازانه نیست.

در فرض رقابت درونی و جدی، آرای اصولگرایان در خوش بینانه ترین حالت، به نسبت 3 به 1 تقسیم شده و متوسط رای فهرست پیروز 450 هزار رای خواهد بود که در این صورت لااقل ده نفر از لیست تهران تقدیم اصلاح طلبان خواهد شد. در بدبینانه ترین حالت و تقسیم مساوی آرای اصولگرایان، بدنه هر یک از دو فهرست حدود 300 هزار رای کسب خواهند کرد که نتیجه با وجود 400 هزار رای منسجم رقیب کاملا مشخص است. ضمن اینکه با راهیابی تعداد قابل توجهی از اصلاح طلبان به دور دوم، بخش سازماندهی نشده آرای جریان فتنه را نیز با امیدواری به پای صندوقها خواهد آورد. در نتیجه اصولگرایان حتی با وجود کسب اکثریت کرسیهای مجلس از سایر حوزه ها و پیروزی عددی در کل کشور، با واگذاری تهران دچار شکستی سیاسی خواهند شد و اصلاح طلبان که می رفت برای همیشه از صحنه سیاسی حذف شوند به دست اصولگرایان احیا شده، به انتخابات ریاست جمهوری یازدهم نیز امیدوار خواهند گردید.

علاوه بر خطر اصلی جریان متمایل به فتنه گران، حضور فهرستی از جریان انحرافی با شعار حمایت از احمدی ن‍ژاد نیز می تواند بخشی از سبد آرای اصولگرایان را کم نماید. اگرچه توفیق جدی آنها در تهران تاکنون محتمل نبوده است، نباید تصمیمات دقیقه نودی و شوک آور رهبران گروه انحرافی با استفاده از قدرت و ثروت در اختیارشان را دور از ذهن دانست.

5. در دو دهه اخیر، حاکمیت هر یک از سه گفتمان سازندگی، اصلاحات یا اصولگرایی در کشور با پیروزی معتقدان به آن گفتمان در انتخابات و از مسیر رای مردم رقم خورده است و این همان معنای حقیقی مردمسالاری دینی است. لذا همچنانکه کمک به انتخاب افراد اصلح از سوی مردم تکلیفی مبرهن است، تلاش برای استمرار حاکمیت گفتمان اصولگرایی توسط جریانهای اصولگرا نیز تکلیفی انکارناپذیر و بدیهی است و خدشه به آن به بهانه آرمانگرایی و تکلیف مداری، قطعا ناشی از ظاهرگرایی و کم عمقی سیاسی است. اینجاست که توجه به فرمایش گهربار رهبر حکیم انقلاب در سفر اخیر به کرمانشاه حائز اهمیت و راهگشاست؛ آنجا که "آرمانگرایی" را با "واقع بینی" قابل دستیابی دانسته و "عقلانیت" را لازمه "اصولگرایی" بر شمرده اند. به عبارت دیگر اگر فرد یا جریانی، عقلانیت و واقع بینی را برای رسیدن به آرمانها و تحقق اصولگرایی ناب به کار نگیرد، ناگهان خواهد دید نه تنها از آرمانهای صد در صدی خبری نیست که چیزی جز صفر نصیب خود نکرده است و به دلیل ماهیت مشترک اصولگرایان، دود آن به چشم دیگران نیز خواهد رفت و نتیجه ای 180 درجه در خلاف جهت اهداف انقلاب اسلامی خصوصا در مقطع مهم بیداری اسلامی رقم خواهد خورد. این گونه احساس تکلیف برای خالص سازی و زدودن زنگار از چهره اصولگرایی ناب، بیشتر شبیه کشتن پشه نشسته بر پیشانی با تخته سنگی بزرگ است.

6. نسبت دادن مکرر عبارات و مفاهیم "تنها مریدان علامه مصباح یزدی"، "تنها امید امت حزب الله"، "خالص ترین و بهترین نیروهای کیفی جریان اصول‌گرا"، "صاحب فهرست گزینه‎های اصلح"، "صاحبان انحصاری گفتمان ناب اصول‌گرایی و خالص سازی"، "تشکیل مجلس آرمانگرا فقط با کاندیداهای ما"، "صاحبان حماسه های 3 تیر و 9 دی"، "تنها، نخستین و موثرترین مخالفین فتنه و انحراف"، "دارای بیشترین بدنه اجتماعی" و نظایر آن به جبهه پایداری بطور صریح و تلویحی از سوی اعضای آن - صرفنظر از میزان انطباق این مفاهیم با همه افراد منتسب به این تشکیلات - اگرچه برای بالا بردن روحیه هوادران و مرتبطین تشکیلاتی مناسب بوده و در کار تبلیغات نیز ضروری است، ربطی به موضوع رقابت درونی نداشته، ممکن است با واقعیات جامعه و نتایج نهایی انتخابات سازگار نباشد؛ دقیقا شبیه اتفاقی که برای فهرست "رایحه خوش خدمت" در انتخابات شورای شهر سوم در سال 85 و یک سال پس از انتخابات نهم ریاست جمهوری و در اوج محبوبیت احمدی ن‍ژاد در تهران رخ داد و برای میرحسین موسوی در انتخابات دهم ریاست جمهوری تکرار گردید.

7. ایجاد یک رقابت درونی و سامان دادن آن با خرج نمودن از ذخایر همیشگی و ارزشمند بزرگان دینی و تحدید ظرفیت گسترده علمای ربانی به عضویت در یک گروه، جمعیت و یا یک جبهه سیاسی خاص، ایجاد اختلاف و یا سیاسی و کوچه بازاری کردن تفاوت دیدگاه های علمی آنها برای ارضای نیاز چند روز رقابت سیاسی، خطایی استراتژیک و غیر قابل جبران است. آنچه در این میان خطرناکتر است خرج نمودن اعتبار علما برای مطامع شخصی اطرافیان ایشان است. آنچه در حمله اخیر رئیس دفتر آیت الله مصباح یزدی به دکتر زاکانی رخ داد، جز با هدف جنجال سازی رسانه ای و جلب رای مردم کرمان برای وی قابل ارزیابی نیست.

8. رقابت درونی اصولگرایان در همین مدت اخیر نشان داد که اخلاقی ماندن صد در صدی رقابت لااقل در میان هوادران آرزویی دست نیافتنی است. انتشار جزوه 80 صفحه ای حامیان جبهه پایداری و اعتراضات گسترده اصولگرایان و حتی برخی از اعضای شورای مرکزی این تشکل و در نتیجه تغییر و انتشار مجدد آن، نمونه روشنی از بداخلاقی انتخاباتی در رقابت درونی را به نمایش گذاشت. افشاگری اسرار نظام، نقل قولهای محرمانه و بعضا نادرست از مقامات عالیرتبه نظام، تفسیر به رای و مصادره به مطلوب فرمایشات رهبری، طعنه و کنایه به آیت الله مهدوی کنی با استفاده نابجا از عبارات آیت الله مصباح یزدی، کد دادن و مستند سازی ادبیات فتنه گران علیه بخشی از نیروهای اصولگرا نظیر آنچه در مورد حسین شریعتمداری رخ داد و او را فردی امنیتی و خیال پرداز خواند، تنها بخشی از اشکالات متعدد این جزوه بود.

9. تجربه انتخابات ریاست جمهوری نهم در سال 84 نشان داد که رقابت درونی اصولگرایان با تشدید و تثبیت اختلافاتی همراه می شود که حتی در صورت پیروزی یکی از طرفهای رقابت، آثار دائمی این شکاف و چند دستگی تا سالهای متمادی باقی خواهد ماند و خصوصا در بدنه هواداران به امری حتمی و خلل ناپذیر تبدیل خواهد شد.

10. تلاش رهبر حکیم انقلاب همواره بر این بوده است که نیروهای انقلاب در برابر هجمه های گسترده ضدانقلاب و نظام سلطه متحد شوند. تاکیدات مکرر ایشان بر وحدت نیروهای انقلاب ولو با اغماض و نیز خالص سازی از درون به جای حذف افراد برای خالص سازی، ناشی از نگرانی عمیق ایشان از رقابت درونی و اختلافات ناشی از آن است؛ اختلافاتی که تحقق این خواسته حکیمانه رهبری را با مشکل مواجه می سازد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 15:21  توسط مصطفی جوان  | 

معیارهای انتخاب نامزدهای جبهه و چگونگی انتخاب آنها بر اساس نظرسنجی

اطلاعیه ستاد انتخابات جبهه متحد اصولگرایان:
معیارهای انتخاب نامزدهای جبهه و چگونگی انتخاب آنها بر اساس نظرسنجی

خبرگزاری فارس: ستاد انتخابات جبهه متحد اصولگرایان با صدور اطلاعیه ای، فرآیند تعیین 290 نامزد نهایی جبهه متحد اصولگرایان در سراسر کشور را تبیین کرده و شاخص های ارزیابی و نحوه نظرسنجی نامزدهای جبهه متحد را اعلام کرده

خبرگزاری فارس: معیارهای انتخاب نامزدهای جبهه و چگونگی انتخاب آنها بر اساس نظرسنجی

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از جبهه متحد اصولگراین، ستاد انتخابات جبهه متحد اصولگرایان با صدور اطلاعیه ای، فرآیند تعیین 290 نامزد نهایی جبهه متحد اصولگرایان در سراسر کشور را تبیین کرده و شاخص های ارزیابی و نحوه نظرسنجی نامزدهای جبهه متحد را اعلام کرده است در پایان این اطلاعیه نیز از نشست سراسری نامزدهای نهایی جبهه متحد اصولگرایان در تاریخ 21 بهمن همزمان با سالروز ولادت با سعادت رسول گرامی اسلام (ص) و حضرت امام جعفر صادق (ع)خبر داده است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جبهه متحد اصولگرایان، متن کامل اطلاعیه ستاد انتخابات جبهه متحد اصولگرایان به این شرح است:

 

با توجه به اهمیت شکل گیری مجلسی در تراز انقلاب اسلامی که رابطه مستقیم و وثیقی با انتخاب نامزدهای شایسته خواهد داشت جبهه متحد اصولگرایان در مرحله اول صلاحیت های اعتقادی، رفتاری، سیاسی و کارآمدی نامزدهای انتخابات مجلس نهم را بررسی کرده و می کند و با عنایت به اهتمام به رای و نظر مردم شریف و انقلابی کشورمان، مسیری را به دور از سهم خواهی و بخشی نگری پیگیری نمود. بر این مبنا مقرر شد که نامزدهای صاحب صلاحیت با برداشت علمی و منطقی بر اساس اقبال مردم به عنوان نامزدهای جبهه متحد اصولگرایان معرفی شوند و تلاش خود را بر این نهادیم که از سایر عزیزان فعال در عرصه انتخابات خواهش و درخواست نماییم به واسطه اهمیت رقابت با عناصر  فتنه و انحراف از رقابت درون گفتمانی پرهیز نمایند لذا دستورالعملی در تبیین فرآیند تعیین 290 نامزد نهایی جبهه متحد اصولگرایان در سراسر کشور و شاخص های ارزیابی و نحوه نظرسنجی از مردم، تنظیم و به ستادهای جبهه متحد در استانها ابلاغ شد.

 

جبهه متحد اصولگرایان با توجه معیارها و ارزشهای مندرج در منشور اصولگرایی در مراحل مختلف به ارزیابی تمام نامزدهای تایید صلاحیت شده کشور می پردازد که این کار با استفاده از روشهای تجربی و علمی در سه مرحله به ترتیب اولویت و در طول هم صورت می گیرد.

 

در مرحله نخست ارزیابی صلاحیتهای عمومی، نامزدها باید حائز چهار ویژگی ایجابی و سه ویژگی سلبی باشند. در مرحله دوم صلاحیت های فردی ایشان نمره گذاری خواهد شد و در مرحله سوم میزان مقبولیت و رای آوری آنها بررسی می گردد و نهایتا به ازای هر کرسی مجلس یک نامزد به مردم شریف ایران در تمام حوزه های انتخابیه معرفی خواهد شد تا مجلسی در تراز انقلاب اسلامی و الگو برای بیداری اسلامی شکل گیرد.

 

مرحله نخست: ویژگیهای اصلی و صلاحیتهای عمومی

 

الف-ویژگی های ایجابی:

1-  اعتقاد به اسلام

2-  اعتقاد به انقلاب اسلامی (قانون اساسی)

3-  اعتقاد و التزام به اصل ولایت مطلقه فقیه

4- اعتقاد و عمل به اندیشه و سیره حضرت امام خمینی (ره) و حضرت آیها... العظمی خامنهای(مدظله العالی)

 

ب- ویژگی های سلبی:

1-  مرزبندی شفاف با فتنه

2-  عدم تمایل به گروه انحرافی

3-  دارا نبودن انواع فساد خصوصا فساد اقتصادی

 

در صورتیکه یک نامزد مرحله نخست را با موفقیت نگذراند، اساسا در بررسی های بعدی وارد نخواهد شد.

 

مرحله دوم– تعیین صلاحیتهای فردی و اختصاصی

 

این صلاحیتها شامل 4 مولفه اصلی است که مجموعا 1100 امتیاز به شرح جدول ذیل خواهد داشت:

جدول شاخص ها و ویژگی ها را در اینجا ببینید:

شروط عبور از مرحله صلاحیتهای اختصاصی و قرار گرفتن در مرحله مقبولیت سنجی از سوی جبهه متحد اصولگریان عبارتند از:

 

4- کسب حداقل 60 % امتیاز در صلاحیتهای اعتقادی (156 از 260)

5- کسب حداقل 50 % امتیاز در صلاحیتهای سیاسی (100 از 200)

6- کسب حداقل 50 % امتیاز در صلاحیتهای رفتاری (180 از 360)

7- کسب حداقل 50 % امتیاز در صلاحیتهای کارآمدی (140 از 280)

8- کسب حداقل 55 % امتیاز کلی (605 از 1100) برای قرارگیری در لیست نامزدهای اصولگرایان هر حوزه انتخابیه جهت شرکت در نظرسنجی

 

در این مرحله محدودیتی برای منتخبین وجود ندارد و هرتعداد از عزیزانی که صلاحیتهای عمومی و اختصاصی آنان تائید شده باشند در لیست نظرسنجی قرار خواهند گرفت که نتایج نهایی همین نظرسنجی مبنای معرفی نامزدهای نهایی جبهه متحد خواهد بود. این نتایج نیز به کلیه استانها در قالب میزان مقبولیت نامزد نهایی و سایر رقبا اعلام خواهد شد. 

 

مرحله سوم– نظرسنجی برای تعیین میزان مقبولیت

 

بعداز تطبیق لیست افراد اصولگرا با شاخصها و کسب نمره ارزیابی قابل قبول، چنانچه برای هر حوزه انتخابیه بیش از نامزدهای مورد نیاز وجود داشته باشد، تعیین میزان مقبولیت نامزدها بر اساس نظر سنجی های متعدد صورت خواهد پذیرفت و نتیجه نهایی به امت حزب الله ارایه خواهد شد.

 

نحوه نظرسنجی:

 

مولفه های اصلی این نظرسنجی ها عبارتند از:

 

1-  همه حوزه های انتخابیه کشور تحت پوشش میدانی قرار دارد.

2-  کف جامعه آماری در همه حوزه ها 400 نفر است؛ به طوریکه در حوزههای تک نماینده 400 نفر، دو نماینده 600 نفر و در حوزه های با سه نماینده و بیشتر 800 نفر و در تهران حداقل 4500 پرسش نامه قابل قبول تکمیل خواهد شد.

3-  جمعیت شهری و روستایی به نسبت جمعیت و بافت قومیتی آنها در نمونه ها لحاظ می شوند. در هر حوزه حداقل 4 روستا تحت پوشش خواهد بود.

4-  افراد مورد مراجعه ترکیبی از افراد ساکن در منازل و حاضر در اماکن عمومی است به طوریکه 40% فرمها درب منازل با بلوک بندی خاص جمعیتی و منطقه بندی و 60% در میادین و خیابان و پارک و بازارها توزیع می شود.

5-  پرسش نامه ها برای سهولت و حداقل دخالت خطای انسانی با فرمی شبیه تست های کنکور پر می شوند تا توسط دستگاه فرم خوان خوانده شده و با استفاده از نرم افزارهای ارزیاب نظیر SPSS تجزیه و تحلیل و نمره گذاری می گردند.

6-  پرسش نامه ها فقط دست پرسش گر است و به فرد مورد سوال تحویل نمیشود.

7-  بین 2000 تا 2500 نفر همزمان در سراسر کشور با آموزش قبلی و توجیه چندباره فعالیت می کنند.

8-  پرسشگران نتایج را از طریق کدهای از پیش تعیین شده بدون اسم به مرکز می فرستند و بعداً اصل نتایج را نیز همراه خود آورده تا دوباره بازبینی شوند.

9-  کار نظرسنجی توسط مجموعه هایی خارج از ستاد که سالها در این امر فعالیت کرده و خبره هستند صورت می گیرد. سوابق فعالیت این مراکز نظرسنجی همواره مورد تایید و استفاده دستگاهها و نهادهای تصمیم ساز نظام بوده است.

 

چگونگی استفاده از نظرسنجی ها

 

با توجه به انجام دو نوبت نظرسنجی کشوری و اهمیت مقبولیت نامزدها وپرهیز از رقابت درون گفتمانی، نظرسنجی در دو نوبت انجام پذیرفته و نتایج نظر سنجی ها در دو مرحله و با زمان بندی مشخص به قرار ذیل پالایش می گردد:

 

مرحله یک آن استکه نتایج نظرسنجی ها تا 16 بهمن ماه جمع بندی می گردد. در صورتیکه آخرین نامزد مورد نیاز یک حوزه بیش از 15% از میزان مقبولیت خود با نامزد بعدی فاصله داشته باشد (مثال: در یک حوزه انتخابیه تک نماینده، مقبولیت نفر اول 40% و مقبولیت نفر دوم زیر 34% باشد)، همین نظر سنجی مبنای عمل خواهد شد و نتیجه قطعی آن 17 بهمن ماه به طور رسمی اعلام عمومی گشته و در پایگاه اطلاع رسانی جبهه متحد اصولگرایان نیز قرار خواهد گرفت.

 

در غیر اینصورت، جمع بندی دوم نظرسنجی ها تا 23 بهمن انجام خواهد شد و هر نتیجه ای که حاصل شود از طریق پایگاه اطلاع رسانی جبهه منتشر شده و برای حوزه های انتخابیه باقیمانده ملاک عمل قرار خواهد گرفت.

 

بنابراین شوراهای داوری و اجرایی جبهه متحد اصولگرایان در سراسر کشور موظفند جمع بندی خود در مورد نامزدهای مورد نظر را حداکثر تا پایان روز 15 بهمن به دبیرخانه ستاد مرکزی انتخابات جبهه متحد در تهران ارسال نمایند. که در این مرحله محدودیتی برای معرفی منتخبین در هیچ یک از حوزه های انتخابیه وجود ندارد.

 

ضمناً نشست سراسری نامزدهای نهایی جبهه متحد اصولگرایان برای مجلس نهم که اکثرا در دور نخست نظرسنجی ها مشخص خواهند شد، در تاریخ 21 بهمن همزمان با سالروز ولادت با سعادت رسول گرامی اسلام (ص) و حضرت امام جعفر صادق (ع) در تهران برگزار خواهد شد.

 

ستاد انتخابات جبهه متحد اصولگرایان کشور

12/11/1390

انتهای پیام/

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 15:18  توسط مصطفی جوان  | 

نائب رییس مجلس رد صلاحیت شد

 

شهاب الدین صدر، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی در جریان بررسی صلاحیت نامزدهای شرکت کننده در انتخابات مجلس نهم توسط شورای نگهبان رد صلاحیت شد.

به گزارش خبرنگار مهر، در جریان بررسی صلاحیت نامزد های شرکت کننده در نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی توسط شورای نگهبان شهاب الدین صدر نایب رئیس مجلس رد صلاحیت شد.

گفتنی است صدر بعد از قرار نگرفتن در فهرست 30 نفره جبهه متحد اصولگرایان جبهه بصیرت و بیداری را تشکیل داد.

جبهه بصیرت و بیداری در روز های گذشته با برگزاری همایشی رسما موجودیت خود را برای شرکت در انتخابات اعلام کرد.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 9:36  توسط مصطفی جوان  | 

گفت و گوی خبرآنلاین با عضو حقوقدان شورای نگهبان درباره حل اختلاف قوا

دولت - آیت الله هاشمی شاهرودی تابستان امسال از سوی مقام معظم رهبری به عنوان رییس نهاد تازه تاسیس هیات عالی حل اختلاف قوا منصوب شد.

سید صادق روحانی: اولین موضوعی که پس از مطرح شدن این نهاد مطرح شد جایگاه حقوقی آن بود. اگر قرار باشد در دعاوی بین قوا این نهاد نقشی تعیین کننده داشته باشد باید طبق قانون اساسی قدرتی فرای سایر قوا داشته باشد و به این ترتیب برخی حقوقدانان این ایراد را مطرح کردند که مساله تفکیک قوا زیر سوال خواهد رفت. اما در همان موقع هم مطرح شد که این نهاد نهادی مشورتی است. اما همین عنوان مشورتی هم مسایل دیگری را مطرح کرد که مهمترین آن‌ها شاید ابهام‌ها در مورد نقش و جایگاه نهاد مجمع تشخیص مصلحت نظام است. طبق قانون اساسی مجمع تشخیص مصلحت نظام نهادی مشورتی است که در امور مختلف نظرات مشورتی خود را به رهبر معظم انقلاب عرضه می‌کند. طبیعی است که ایجاد یک نهاد مشورتی به معنای تحدید مسایل و مواردی است که تا پیش از آن مشورت پیرامون‌ آن‌ها بر عهده مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده است.
اختلاف قوا اگرچه در طول بیش از سی و دو سال انقلاب اسلامی وجود داشت اما هیچگاه قوای سه گانه به میزان کنونی در امور مختلف دچار اختلاف نظر و عقیده نبوده‌اند. اگر مساله رای عدم کفایت سیاسی بنی صدر را در نظر نگیریم مجلس هشتم تنها مجلسی است که در آن بحث سوال از رییس جمهور مطرح شده است. نکته جالب اینجاست که تصور اینکه دولت و مجلسی که از یک جناح سیاسی باشند با هم هماهنگ‌تر و همسوتر خواهند بود نیز تصور اشتباهی است. چراکه بیشترین تعداد استیضاح در مجلس ششم و دولت اصلاحات روی داده و همانطور که ذکر شد مساله سوال از رییس جمهور نیز در مجلس هشتم و دولت اصولگرا اتفاق افتاده است. جلسه سران قوا راهکاری بود تا اختلافات به حداقل کاهش پیدا کند اما به نظر می‌رسد خود این جلسات نیز محل ابراز اختلافات شده چرا که چند روز پیش خبری منتشر شد مبنی بر اینکه رییس جمهور پیشنهاد داده که برای کاهش اختلافات آیت الله هاشمی شاهرودی نیز در جلسات سران قوا شرکت کند. خبری که از سوی هیچ منبع رسمی تایید نشد.
دکتر حسینعلی امیری یکی از اعضای حقوقدان شورای نگهبان است که از نزدیک شاهد اختلافات بین دو قوه مقننه و مجریه است. دکتر امیری معقتد است بر اساس قانون اساسی حل اختلاف قوا بر اساس اصل 110 قانون اساسی جزء صلاحیت های رهبر است. گفت و گوی خبرآنلاین با عضو حقوق‌دان شورای نگهبان در ادامه می آید:
آقای دکتر امیری! اختلافات میان قوا معمولا در چه حوزه‌هایی پیش می‌آید؟
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اصل 57 نظام تفکیک قوا را برگزیده است بدین معنی که قوای حاکم یعنی قوه مجریه، قوه مقننه و قوه قضائیه باید هر یک وظایف مربوط به خود را انجام دهند. وظایف هرکدام از سه قوه نیز در قانون اساسی بیان شده است. حال در عمل ممکن است در خصوص سازمان و تشکیلات و یا صلاحیت هر کدام از سه قوه اختلاف و یا تعارضی ایجاد شود چراکه برداشت از حدود صلاحیت‌های مقرر در قانون اساسی ممکن است متفاوت باشد مثلاً در خصوص مرز تقنین و اجرا اختلاف پیش آید به عنوان مثال هیأت وزرا مصوبه‌ای داشته باشد و مجلس مدعی شود که آن مصوبه دارای خصیصه قانون است نه مقرراتی که وضع آن در صلاحیت قوه مجریه است و یا اینکه مجلس مصوبه‌ای را داشته باشد و دولت مدعی شود تصمیم‌گیری در خصوص آن موضوع عملی اجرایی است و اجرا اصولا به عهده قوه مجریه (دولت) است و مجلس به حوزه‌ای وارد شده که اساسا و منحصراً مربوط به صلاحیت‌های قوه مجریه است و مسائلی از این دست و اینگونه موارد منجربه ایجاد اختلاف بین قوا گردد.
وقتی که چنین اتفاقاتی افتاد تکلیف چیست؟ چه مرجع و یا مقامی صلاحیت تظیم قوا سه‌گانه و یا حل اختلاف بین آنها را دارد؟‌
قانون اساسی سال 1358 مسئویلت تنظیم روابط قوای سه‌گانه را برعهده رئیس‌جمهور قرار داده بود (اصل 113 سابق)، از آنجایی که ممکن است یکی از طرف‌های اختلاف خود رئیس‌جمهور یا دولت باشد در این فرض ممکن است تصمیم‌گیری به نفع قوه مجریه صورت گیرد لذا در بازنگری قانون اساسی در سال 1368 این موضوع تحت عنوان حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه‌گانه در بند 7 اصل 110 جزء صلاحیت‌های مقام رهبری قرار گرفت تا شبهه‌ای که عرض کردم به وجود نیاید و یک مقام خارج از سه‌قوه موضوع را حل و فصل نماید. البته باید عرض کنم که عنوان فوق یک اصل کلی است که از طریق آن می‌توان به جزئیات مشخص و روشن دست یافت زیرا اوضاع و احوال کشور همیشه یک نواخت نیست و هر زمانی تدبیر خاص زمان خود را طلب می‌کند. به قول استاد ما جناب آقای دکتر هاشمی تنظیم روابط در واقع یک کردار سیاسی است که نمی‌توان آن را در قالب موضوعات مشخص درآورد. اما به هر حال در صورت بروز و وقوع اختلاف مقام رهبری به‌علت اشرافی که بر قوای سه‌گانه دارند می‌توانند به حکمیت و داوری بنشینند و اختلاف فی‌مابین را هرچه که باشد حل کنند لذا با عنایت به آنچه که عرض کردم باید جایگاه قانونی هیأت عالی حل اختلاف قوا را در محدوده بند 7 اصل 110 تحلیل کرد. با این توضیح که مقام رهبری در راستای وظیفه محوله در بند 7 اصل 110 قانون اساسی سازوکاری را پیش‌بینی و ایجاد نموده اند تا چنانچه اختلافی بین قوا بروز کند نهادی ابتدائاً موضوع را از نقطه‌نظر حقوقی بررسی کارشناسی نموده گزارشی را با بیان و تبیین موضوع اختلاف برای مقام رهبری تهیه نموده و نظر کارشناسی خود را نیز اعلام تا مقام رهبری با ملاحظه آن در مقام تنظیم قوا و رفع اختلاف برآیند. این نکته را هم باید یادآوری نمایم که گزارش هیأت‌ مذکور صرفاً یک نظر کارشناسی و مشورتی است و مقام رهبری تکلیفی به تبعیت از آن ندارند بلکه این خود ایشان هستند که گزارش مذکور را ارزیابی و مخیراند آن را بپذیرند یا اینکه آن را رد کنند چرا که طبق اصل مذکور مسئولیت تنظیم قوا و حل اختلاف که طبیعتاً براساس اصول قانون اساسی خواهد بود به عهده رهبری است. دلایل بروز اختلافات قوای سه‌گانه برداشتی خواهد بود که از وظایف و اختیارات مندرج خود در قانون اساسی خواهند داشت که در ابتدای عرائضم به آن پرداختم.
آیا نمی‌شد با توجه به وظیفه‌ای که شورای نگهبان در تفسیر قانون اساسی دارد وظیفه حل اختلاف قوا را نیز به عهده این شورا گذاشت؟
وظایف شورای نگهبان به موجب اصول 94 و 96 و 98 و99 و اطلاق اصل چهارم قانون اساسی مشخص شده است. با این توضیح و با عنایت به اینکه اصل نود و یکم قانون اساسی پاسداری از احکام اسلام و قانون اساسی از نظر عدم مغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی را به شورای نگهبان واگذار نموده لذا تشخیص عدم مغایرت مصوبات مذکور با احکام اسلام با اکثریت فقهای شورای نگهبان و تشخیص عدم تعارض آنها با قانون اساسی برعهده اکثریت همه اعضا (یعنی فقها و حقوقدانان شورا) می باشد و تفسیر قانون اساسی که در واقع تفسیر همسنگ اصول قانون اساسی است و از اعتباری مانند اصول قانون اساسی برخوردار است به عهده شورای نگهبان است همچنین شورای نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ‌ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آرای عمومی و همه‌پرسی را برعهده دارد.
و شان و جایگاه مجمع تشخیص مصلحت نظام در قانون اساسی چیست؟
با وجود پیش‌بینی نهادها و سازمان‌های مختلف زمامداری و براساس نظام وجود سه قوه مجریه، مقننه و قضاییه و نظارت رهبری، در قانون اساسی سال 1358 تجربه نشان داد که گاهی مسائلی پیش می‌آید که براساس آنچه پیش‌بینی شده بود قابل حل نیست و مسائل به بن‌بست می‌رسد و در این مدت( ازسال 57 تا 68) تنش‌ها و بن‌بست‌هایی ایجاد شد که پس از چاره‌جویی‌ها موردی به ابتکار حضرت امام (قدس سره) در تاریخ 17/11/1366 مجمع تشخیص مصلحت نظام تأسیس و در بازنگری قانون اساسی در سال 1368 تحت عنوان اصل یکصدودوازدهم قوت قانونی پیدا کرد. اما در مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی درخصوص نقش مجمع تشخیص مصلحت نظام در قانونگذاری نظرات متنوعی ابراز شده است. بعضی وجود آن را به استناد اینکه فقهای شورای‌نگهبان آگاه به مقتضیات زمان و مسائل روز هستند و به هنگام رسیدگی می‌توانند نظر شرعی خود را براساس مقتضیات بدهند وجود مجمع غیر‌ضروری است. بعضی وجود آن را ضروری ولی از اینکه در عرض مجلس قانونگذاری کند. ابراز نگرانی کرده اند. و بالاخره بیشترین تلقی در شورای بازنگری عبارت از این بوده است که مجمع تشخیص مصلحت نظام در مقام مشاوره و حل معضلات به عنوان بازوی رهبری عمل می‌کند و حاصل کار شد اصل 112 که مقرر می‌دارد «مجمع تشخیص مصلحت نظام برای تشخیص مصلحت در مواردی که مصوبه مجلس شورای اسلامی در شورای نگهبان خلاف موازین شرع و یا قانون اساسی بداند و مجلس با درنظر گرفتن مصلحت نظام نظر شورای نگهبان را تأمین نکند و مشاوره در اموری که رهبری به آن ارجاع می‌دهد و سایر وظایفی که در این قانون ذکر شده به دستور رهبری تشکیل می‌شود. اعضا ثابت و متغییر این مجمع را مقام رهبری تعیین می‌نماید. مقررات مربوط به مجمع توسط خود اعضا تهیه و تصویب و به تأیید مقام رهبری خواهد رسید. در حل اختلاف به نظر می‌رسد صرفاً باید موارد اختلافی مورد بررسی قرار گیرد و قانون اساسی اشاره‌ای به بازگرداندن مصوبه به مجلس ندارد. بنابراین راجع به مصوبه سه فرض متصور است یا مجمع نظر مجلس را تأیید می‌کند، یا نظر شورای نگهبان را تأیید می‌کند و یا با صرف نظر از نظر مجلس و نظر شورای نگهبان خود مجمع نظر مستقلی را برای حل اختلاف اعلام می‌نماید. به هر حال نظر مجمع به شرحی که عرض کردم به همراه مجموع قانون موردنظر لازم‌الاجرا خواهد بود. به این ترتیب رسالت مجمع پایان یافته تلقی می‌گردد. بنابراین مجمع نمی‌تواند در مقام تتمیم و یا الحاق مواردی دیگر علاوه بر حل اختلاف برآید چراکه تتمیم و یا الحاق مواد قانونی تقنین محسوب و تقنین از اختیارات خاص مجلس شورای اسلامی است نه اختیارات مجمع.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 9:58  توسط مصطفی جوان  | 

مطهری: رئیس​جمهور در پاسخ به سوال مجلس، به ضرر خود و انقلاب حرف نمی​زند/مطالب ایشان در مناظره​ها هم

مجلس - طراحان سوال از رئیس​جمهور قصد دارند با لحنی ملایم این طرح را در کمیسیون​های مجلس پیگیری کنند و به سرانجام برسانند. فارغ از اینکه در آستانه انتخابات باشد.

نسرین وزیری: علی مطهری از طراحان اصلی این سوال است که در گفت​وگو با خبرآنلاین، تاکید دارد که در هرشرایطی می​توان از رئیس​جمهور سوال کرد، حتی زیر بمباران دشمن! این نماینده تهران امیدوار است که رئیس​جمهور نیز با لحنی آرامو ملایم به این طرح پاسخ دهد، چرا که طراحان به دنبال تحقیر یا انتقام گیری از او نیستند.
مشروح گفت​وگو با وی را درادامه بخوانید:
 
به نظرتان چه اتفاقی در فضای سیاسی کشور رخ داد که بالاخره هیات رئیسه مجلس پذیرفت سوال از رئیس​جمهور را به جریان بیاندازد و در مقابل آن مانع تراشی نکند؟
اتفاق خاصی رخ نداده، بلکه اراده امضاکنندگان سئوال هیات رئیسه را مجاب کرد. در مجموع مجلس هم به این نقطه رسیده است که سئوال از رئیس جمهور یک کار عادی است و نه تنها خطری برای کشور ندارد بلکه موجب تفاهم بیشتر دولت و مجلس خواهد شد.
هم اعضای هیات رئیسه، هم مخالفان طرح سوال از رئیسجمهور و هم برخی نمایندگانی که امضایشان از این طرح را پس گرفته بودند، تاکید داشتند که شرایط سیاسی داخلی کشور و شرایط بین​المللی و دشمنی​هایی که با ایران می​شود، بویژه تحریم​ها و تهدیدهای اخیر، شرایط مناسبی برای طرح این سوال نیست؟ به نظر شما چه شرایطی برای پرسیدن این سوال مناسب است و شرایط کنونی را چقدر نامناسب می​دانید؟
در هر شرایطی سئوال از رئیس جمهور به حال کشور مفید است. حتی اگر تهران زیر بمباران دشمن باشد باز مفید است چون در واقع یک گفت‌و‌گو برای رفع سوء تفاهمات و آگاهی مردم و نمایندگان است.
چطور مخالفان طرح سوال از رئیس جمهور که تا کنون این شرایط را بهانه مخالفت با طرح آن می​دانستند، این روزها کمتر از آن دم می زنند؟ دلیل تغییر موضع آنها را چه می​دانید؟
آنها به این نتیجه رسیده اند که تصور آنها از سوال از رئیس جمهور اشتباه بوده و شاید آن را با استیضاح و عدم کفایت سیاسی اشتباه گرفته بودند.
اگرچه شما سکوت رهبری در پاسخ به نامه خودتان درباره سوال از رئیس​جمهور را به منزله عدم مخالفت ایشان با این کار خوانده بودید، اما برخی نمایندگان همچون اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی بر این باور بودند که ایشان نظر موافقی با این کار ندارند؟ شما پس از ان نامه، پی جوی نظر ایشان شدید؟ آقای لاریجانی به عنوان رئیس مجلس با ایشان مشورتی کرده اند؟
اساسا مراجعه به رهبری در این گونه مسائل را قبول ندارم. این کار از وظایف و اختیارات نمایندگان است و نیازی به اجازه ندارد. علاوه بر این مقام رهبری در بیانات خود در دانشگاه کرمانشاه که به نظر من ناظر به همین سئوال از رئیس جمهور بود به صراحت فرمودند که" مجلس وظایفی دارد، رهبری نه دخالت می کند و نه حق دخالت دارد."
تمامی سوالات مندرج در طرح سوال از رئیس جمهور، مطالبی هستند که دست کم در دو سال گذشته بارها و بارها از سوی نمایندگان و دیگر دلسوزان نظام مطرح شدهاند. واکنش​های دولت به این موارد چقدر قانع کننده بوده است؟ مثلا در مورد عدم اجرای برخی قوانین مصوب مجلس مثل قانون تسهیلات ارزی برای مترو یا دورکاری رئیس​جمهور؟
پاسخ​ها قانع کننده نبوده. به علاوه احضار رئیس جمهور به مجلس برای پاسخگویی، خیلی معنی دارد و نشانه وجود دموکراسی در ایران است.
نگاه بدبینانه​ای نسبت به پیگیری طرح سوال از رئیس​جمهور در کمیسیون​های مجلس وجود دارد و آن اینکه طراحان سوال در این پروسه از قید سوالات خود بگذرند و بار دیگر این موضوع منتفی شود.  این بیم وجود دارد که در آستانه انتخابات مجلس، سوال از رئیس​جمهور بیش از آنکه تلاشی برای قانونگرایی دولت باشد، به عاملی برای کسب امتیاز از سوی برخی نمایندگان از امکانات دولتی جهت تبلیغات و ... بدل شود. شما که خود با انواع و اقسام این تطمیع​ها یا سودجویی​ها در جریان استیضاح وزرا یا ارائه رای اعتماد به آنها آشنا هستید، این نگرانی را چقدر جدی می​دانید؟
اگر بخواهیم احتمالات را آن هم احتمالات ناشی از بدبینی را مبنای کارها قرار دهیم، هیچ کاری نباید انجام دهیم. اکثر قریب به اتفاق نمایندگانی که سئوال را امضا کرده اند دنبال کاسبی نیستند بلکه معتقدند که مجلس نباید در مقابل قانون گریزی دولت سکوت کند و الّا اگر در آینده دچار استبداد شویم در تاریخ ثبت می شود که نقطه آغاز استبداد مجلس هشتم بود.
اساسا در شرایط کنونی که تنها دوماه دیگر تا انتخابات مجلس نهم باقی است، شرایط مناسبی برای طرح سوال از رئیس​جمهور است؟
سئوال از رئیس جمهور هیچ ربطی به انتخابات ندارد، سیر طبیعی آن به اینجا منتهی شد که در آستانه انتخابات انجام شود.
آیا نمایندگان در کنار فعالیت انتخاباتی برای دوره بعد مجلس، فرصت رسیدگی دقیق به طرح سوال از رئیس​جمهور را دارند؟ ممکن نیست این موضوع با بی​اعتنایی خود طراحان مواجه شده یا اینکه مشمول مرور زمان شود و از حیز انتفاع بیفتد؟
این کار نیاز به وقت زیادی ندارد. هر سئوالی در کمیسیون مربوط بررسی می شود، اگر همچنان 72 نفر قانع نشده بودند، سئوال به صحن علنی می آید و در صحن هم حداکثر یک ساعت و ربع وقت لازم است اگر طرفین از تمام وقت خود استفاده کنند. محتوای سئوالات هم برای نمایندگان روشن است و نیاز به تحقیق ندارد.
از همان ابتدا که بحث سوال از رئیس جمهور مطرح شد، برخی به خاطر آنکه تریبون به دست آقای احمدی​نژاد نیفتد و ایشان از تریبون مستقیم مجلس استفاده ای نکند که به زعم برخی ممکن است خوب نباشد، با این کار مخالف بودند. این نگرانی را چقدر جدی می​دانید؟
این نگرانی بجا نیست. آقای احمدی​نژاد همیشه تریبون مستقیم در اختیار داشته و هیچ وقت کاری به ضرر انقلاب و خودش انجام نمی دهد. مسائلی هم که در مناظره انتخاباتی رخ داد تحت تاثیر یک هیجان بسیار شدید بود.
پیش بینی شما از لحن کلام رئیس جمهور برای پاسخگویی به سوالات نمایندگان در صحن علنی مجلس چیست؟ لحنی آرام نظیر روزهایی که برای رهاندن وزرایش از استیضاح به کار می​برند، یا لحنی تند با الفاظ خاص نظیر آنچه که در نامه به نمایندگان به کار برده​اند؟ کدام لحن می​تواند کارساز باشد و افکار عمومی را از حسن نیت ایشان مطلع گرداند؟
ایشان لحنی ملایم خواهد داشت چون سوال کنندگان لحن ملایم دارند و همه دنبال حقیقت و مصالح کشور هستیم.همیشه لحن ملایم کارسازتر است. وقتی سوال کنندگان دنبال تحقیر و انتقام گیری نیستند، طبعا پاسخ دهنده هم تحریک نمی شود.
در حال حاضر که سوالات مختلف میان کمیسیون​ها تقسیم شده​است، آیا کمیسیون​ها مشغول بررسی آن شده​اند؟ با گذشت قریب به یک هفته از این موضوع، اطلاع دارید که چه کسانی به عنوان نمایندگان رئیس جمهور برای پاسخگویی به این سوالات به کمیسیون​ها آمده یا قرار است بیایند؟
امروز پیگیر این موضوع بودم و متوجه شدم که سوال در دستور کار همه کمیسیون​ها هست. در این مرحله امضاکنندگان طرح سوال از رئیس​جمهور باید نماینده​شان را به تناسب سوالات به کمیسیون​ها معرفی کنند تا توضیحات نماینده رئیس​جمهور را استماع کنند. ما تا روز سه شنبه نمایندگان خود را معرفی می​کنیم و و منتظریم تا دولت نیز نماینده خود را معرفی کند

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 9:57  توسط مصطفی جوان  | 

ظهارات تازه نماینده ولی فقیه در سپاه درباره امنیتی شدن انتخابات و ردصلاحیت برخی ثبت نام کنندگان مجلس

ا

انتخابات - پانا نوشت:

جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران گفت: کسانی که در برابر فتنه سکوت کردند یا رضایت دادند و به ندای علی زمان گوش نکردند چرا باید در صدر جامعه قرار گیرند.

حجت الاسلام علی سعیدی در همایش پیشکسوتان جهاد و شهادت در سازمان بسیج با بیان اینکه فتنه چند مرحله دارد اظهار داشت: مرحله اول بنیان گذاران و طراحان فتنه هستند. گروه دوم کسانی هستندکه زمینه جابجایی چهره ها را فراهم می کند و برای فتنه بسترسازی می کنند.

وی افزود: اینها در حوزه سیاسی دین زدایی، ولایت زدایی و شایسته زدایی تلاش می کنند و دنبال این بودند که شما را ریشه کن کنند. مرحله سوم مرحله ای است که جبهه حق در برابر توسعه ساکت نمی شیند و مبارزه می کند که بعد از این مرحله نوبت به حذف فیزیکی می رسد و باید زمینه ای فراهم شود.

وی درباره گروه چهارم گفت: آنهایی که امکانات و تدارکات به وجود آمدن فتنه را فراهم کردند اینها کمک کنندگان فتنه هستند و همان هایی هستند که امکانات، ساختمان، روزنامه و تریبون به فتنه گران دادند.

دیگر اظهارات وی به شرح زیر است:

*در مرحله پنجم کسانی هستند که در برابر فتنه یا سکوت کردند یا به آن رضایت دادند و البته فرقی هم بین این دو دسته نیست. کسانی که ندای حق را شنیدند و سکوت کردند و لب فرو بستند مانند کسانی هستند از این فتنه راضی بودند.

*اگر قابل برگشت نیستید، چرا باید در لیست انتخابات قرار بگیرید و اگر نتوانستند به ندای علی زمان گوش کنند چرا باید در صدر جامعه قرار گیرند.

* پایه گذاران، بانی گذاران ظلم معمولاً ناپیدا و محسوس هستند و می گویند چرا کروبی و موسوی را محاکمه نمی کنید چون اینها حریم دارند و در بخش هایی از جامعه دارای پایگاه هستند.

* مرد خاکستری فتنه می گوید من از این دو نفر تبری نمی جویم زیرا اینها آدم های خوبی هستند.

*فتنه در هر زمانی هست و در زمان موسی (ع) فتنه سامری وجود داشت و سامری زمانیکه دید که نمی تواند مقابل موسی بایستد در مقابل هارون ایستاد.

* در سال 88 فتنه عجیبی پیاده شد و در این فتنه کروبی و موسوی را می توان دید اما عناصری دیگری که این فتنه را طراحی کردند نمی توان شناخت و یا معرفی کرد چون حریم دارند و این یکی از شاخصه های عجیب این فتنه بود که بخشی از یاران امام در صحنه فتنه بودند.

ولایت مداری نیاز به استمرار دارد

* ولایت مداری نیاز به استمرار دارد و مقطعی نیست و اگر استمرار پیدا نکرد سقوط می کند.

* در آستانه انتخابات بزرگی قرار داریم . تاکنون ندیده بودم مقام معظم رهبری بگوید انتخابات ممکن است امنیتی باشد و این نشان دهنده حساسیت انتخابات پیش روست. حضور حداکثری امنیت انتخابات تاکید بر اتحاد مجموعه کسانی که به انقلاب وفادارند از نکاتی است که باید در انتخابات به آن توجه کرد.

*عوامل فتنه و بیگانگان ممکن است در این انتخابات دست به آشوب بزنند پرسید چرا دشمن روی این انتخابات متمرکز شده؟ زیرا به خاطر ناکارآمدی تهدیدهای نظامی و رشد بیداری اسلامی و بحران های درونی جبهه استکبار این سیاست را اتخاذ کرده است.

جمعیت زیادی ثبت نام کرده‌اند که بسیاری از آنها یقین دارند رد می‌شوند

* جریان موسوم به انحراف این شائبه را ایجاد کرده و دشمن ممکن از تبلیغاتی در این انتخابات استفاده کند مثلا رد صلاحیت ها را بهانه کند زیرا جمعیت زیادی ثبت نام کرده است که بسیاری از آنها یقین دارند رد صلاحیت می شوند.

* طبیعی است 5 هزار و 300 نفر شرایط لازم را ندارند و کدام کشوری است که اجازه دهد هر کسی در جایگاه قانونگذاری قرار بگیرد.

* بزرگ‌نمایی تحریم از راهکارهای دشمن برای انتخابات است.
بازنشسته سپاه نمی تواند خانه بماند

*بازنشسته سپاه با بازنشسته نهادهای دیگر متفاوت است . بازنشسته جاهای دیگر صبح به پارک می روند و ظهر به خانه بر می گردند اما با زنشسته سپاه که در کوران حوادث انقلاب بوده نمی تواند در خانه بماند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 9:56  توسط مصطفی جوان  | 

علی مطهری: سکوت محافظه‌کارانه در برابر قانون‌گریزی‌ها سطح رضایتمندی مردم را کاهش می​دهد

مجلس - عضو کمیسیون فرهنگی مجلس معتقد است که قوه مقننه نیازمند حضور نمایندگانی است که راه فرار از قانون را مسدود کنند

به گزارش خبرآنلاين، علي مطهري در نشست با مديران هماهنگي "ائتلاف كانديداهاي مستقل سراسر كشور"، تاكيد كرد: حريت، تقوا، عقل‌گرايي، اعتدال و قانون‌مداري از مهم‌ترين شاخص‌هاي نمايندگان مستقل است كه مي‌توانند با اين شرايط در هر يك از طيف‌هاي موسوم به اصولگرايان يا اصلاح‌طلبان حضور داشته باشند.
وي با بيان اينكه "نفس حضور يك نماينده در احزاب و جريانات سياسي، مانع از استقلال وي در مجلس نيست"، گفت: بايد دقت شود كه برخي رفتارها و تصميمات حزبي و گروهي، استقلال يك نماينده را زير سوال نبرد.
مطهري با اشاره به تشكيل ائتلاف كانديداهاي مستقل سراسر كشور افزود: تاكيد اين ائتلاف بر بهره‌گيري از نامزدهايي كه براساس فرمايش مقام معظم رهبري در پرهيز از وابستگي به منابع قدرت و ثروت تلاش مي‌كنند، تحسين‌برانگيز است. بي‌ترديد اين‌گونه تشكل‌هاي سياسي، بر رونق فضاي انتخاباتي افزوده است و موجب ورود افرادي به مجلس خواهد شد كه با تكيه بر ظرفيت علمي، كارشناسي و شخصيتي خود مي‌توانند در سرنوشت كشور به نحو مطلوبي تاثيرگذار باشند.
وي با اشاره به نياز اصلي مجلس اظهار كرد: مجلس در حال حاضر نيازمند حضور نمايندگاني است كه با شجاعت و صراحت، قدرت نقد و نظارت بر عملكرد دستگاه‌هاي اجرايي را داشته باشند و راه فرار از قانون را با ابزارهاي قانوني مسدود كنند.
مطهري در پايان تصريح كرد: سكوت محافظه‌كارانه در برابر برخي تخلفات و قانون‌گريزي‌ها منجر به پايه‌ريزي روشي خواهد شد كه در آينده نه چندان دور، سطح رضايتمندي مردم را كاهش خواهد داد و وجهه استقلال نمايندگان ملت را نيز در برابر افكار عمومي مخدوش مي‌كند.
/

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 9:55  توسط مصطفی جوان  | 

در گفت و گو با خبرآنلاین مطرح شد: پیشبینی منوچهر متکی از یک سونامی و حضور بی‌نشان اصلاح طلبان در انت

احزاب و تشکل ها - «لبخند »مهمترین خصیصه، منوچهر متکی است؛ خصوصیتی که شاید یادگار سالهای دیپلمات بودن اوست و ظاهرا از او جدا نمی شود.

محمود عزیزی: قریب یک سال قرار ما برای گفت وگو با منوچهر متکی به طول انجامید تا در نهایت در یک صبح زمستانی آخرین ماه پاییز 90 در دفتری که یک سال قبل برای افتتاحیه اش رفته بودم، مهمان وزیر سابق امور خارجه شدم؛ یک روز بعد از تسخیر سفارت انگلیس توسط دانشجویان.
وقتی عکاس مشغول عکس گرفتن شد، متکی با شوخی به او می گفت که «هنوز عطر نزدیم» و این به این معنی بود که صبر کنیم تا در صندلی اش مستقر شود.
تجربه سالها حضور در وزارت خارجه و چندین سال سکان داری دستگاه دیپلماسی او را به یک پاسخگوی حرفه ای بدل کرده است.
با اینکه از قبل متن سوالها را با دفترش در میان گذاشتیم، اما در میانه مصاحبه سوالهای پرسیدم و او هم با همان زیرکی دیپلماتیک به آنها پاسخ داد.
ترجیح متکی برای کار تشکلاتی کردن بعد از دوران وزارت از سوی برخی، خیز او برای رقم زدن آینده سیاسی اش تعبیر می شود، نظمی که او در کار تشکیلاتی خود را به آن پایبند می داند.
گفت وگو خبرآنلاین با منوچهر متکی از برنامه های اصولگرایان برای انتخابات آتی مجلس و پیش بینی متکی از نحوه حضور اصلاح طلبان آغاز و با مباحث مربوط به بیداری اسلامی ادامه یافت. پیش بینی متکی درباره سونامی که او معتقد است به عربستان می رسد پایان بخش این گفت وگوی یک ساعته بود.
 پایان گفت وگو به رسم روزگار وزارت با ما عکس دیپلماتیک می گیرد. عکسی که لبخند باز هم مشخص ترین ویژگی اش است.
 
در مورد مجلس نهم برخی معتقدند که تغییرات زیادی خواهد داشت، در مقابل گروهی این مجلس را هم همانند مجالس گذشته با تغییراتی طبیعی پیش بینی می کنند. ارزیابی شما از ترکیب مجلس نهم چیست؟
در مقایسه با مجالس دیگر دنیا بویژه کشورهای با نظام پارلمانی که فهرست احزاب سیاسی محور اصلی انتخاب مردم است و اساسا مجلس در این کشورها عموما از چهره های ثابتی تشکیل می شود و تنها اکثریت و اقلیت مجلس در انتخابات هرازچندی تغییرمی کند؛ در کشور ما بعد از انقلاب اسلامی حدود 70درصد هردوره به مجلس بعدی راه نمی یابند.
دلایل این امر: قضاوت مستقیم مردم نسبت به  عملکرد هر نماینده و گفتمان حاکم بر افکار عمومی  در انتخابات است. در بررسی نمایندگان مجلس در دوره های مختلف در مییابیم که حدود 30درصد نمایندگان هر دوره به دوره بعد راه می یابند.
شما پیش بینی تان این است این رقم بیشتر خواهد بود؟
من تصور رقم بیشتری را ندارم، همان میانگینی که در دوره های مختلف بوده در مجلس نهم هم اتفاق خواهد افتاد. البته کسانی که توانسته اند دیالوگ و ارتباط خوبی را با مردم حوزه های نمایندگی شان برقرار کنند، شانس حضور در مجلس بعدی را دارند.
 در مورد تهران و کلان شهرها که رقابت انتخاباتی شکل متفاوتی نسبت به شهرستانها دارد و انتخابات غالبا لیستی است پیش بینی می کنید که این تغییرات چقدر باشد؟
معمولا در تنظیم لیست انتخاباتی برای تهران و کلان شهرها اولین سوالی که برای جریان های سیاسی مطرح می شود این است که مثلا در تهران چه تعداد از30 نفرنماینده فعلی، مجددا در لیست بمانند؟ معمولا در تهران 12 تا15نماینده در فهرست بعدی قرار می گیرند و نیمی دیگر تغییر می کنند.
این سخن بدین معنی است که اصولگریان برای مجلس نهم از چهره های جوانتر استفاده کنند یا اینکه به سوی چهره های با تجربه‌تر که سابقه سیاسی هم دارند، حرکت می کنند؟ 
با انتخابات مجلس هفتم که به فاصله یک سال و اندی بعد از پیروزی اصولگرایان درانتخابات شورای های دوم برگزار شد؛ اصولگرایان مجددا در مدیریت کشور قرار گرفتند. این دوره حتما می بایست با نقد دوران گذشته و در عین حال بهره گیری از تجارب مثبت گذشته توام شود و تا حدودی چنین شد.
 بهمین دلیل براساس تعبیری که جنابعالی کردید رویکرداستفاده از چهره های متفاوت و یا جدید و جوانتر در دستور کار قرار گرفت. البته فقط بحث تغییر چهره ها نبود، بلکه تغییر گفتمان، لحاظ شرایط جدید، سیاست گذاری با در نظر گرفتن نیازها و مطالبات جامعه از محورهایی بود که در مجلس هفتم لحاظ شد و همان طور که اشاره کردید مجلس هفتم تا حدودی متفاوت از مجلس پنجم و  چهارم شد.
 برای مجلس هشتم یک سازو کار ترکیبی تعریف شد که ما این وضعیت را در مجلس هفتم نداشتیم. مجلس هفتم مجموعه اصولگرایی همه کنار هم بودند و خیلی تعریف ضلع و زاویه از آن نشده بود، اما در مجلس هشتم سه ضلع تشکیل شد و قاعدتا عدم تجانس هایی در آن قابل تصور بود که با کمی مداقه در شرایط کنونی قبل از انتخابات میتوان تبعات آن را مشاهده کرد.
اتفاقا یکی از مواردی که برخی از اصولگرایان به آن اشاره می کنند این است که اتحاد اصولگرایان چون مبانی قویی نداشت، در مجلس هشتم شاهد تشکیل فراکسیون انقلاب اسلامی در دل فراکسیون اصولگرایان بود. بنابراین بهتر است در این دوره مجلس اصولگرایان خرج خود را از ابتدا از هم جدا کنند، تا بعدا دچار افتراقی نشوند.مثل اتفاقی که الان در مورد جبهه پایداری درباره آن بحثهای زیادی وجود دارد.
 افتراقی که از آن نام می برید در درون هر مجموعه سیاسی که از مبانی و شعارهای اساسی مشترک استفاده می کنند، یک آفت و آسیب است. اما حل این مشکل نباید منجر به تحمیل یک آسیب ومشکل جدید برآن مجموعه شود.
به اعتقاد من در این زمینه دو محور ساختاری و شخصیتی وجود دارد. محور نخست آن است که جریان سیاسی بر اساس ملاک هایی کلی، نامزدهای مورد نظر را در لیست خود قرار می دهد و چارچوب و میثاقی برای وظایف و تعهدات متقابل بین نامزدها و مرکزیت جریان سیاسی تدوین نمی شود و نماینده منتخب تا پایان دوره عمدتا با تشخیص شخصی خود عمل می کند. درحالی که مسیر حرکت باید «قبل، حین و بعد »از انتخابات مشخص باشد.
حضرت آیت الله مهدوی کنی در جلسات اولیه ای که ما در مجموعه جبهه متحد اصولگرایان داشتیم این بحث را مطرح کردند که در دوره های گذشته بر اساس توصیه و حمایت روحانیت افرادی وارد مجلس می شدند، اما این افراد در مدت 4 سال نمایندگی هیچ کاری با ما نداشتند! این یک آسیب است.
مفهوم این سخن آن است که اصولگرایی در دوران جدید بایستی قبل از ورود به انتخابات برای لیستی که تعیین می شود چارچوب های مورد توافق و میثاقهای مورد عمل را مشخص کند تا در طول 4 سال مجلس به عنوان مبنای کار تشکیلاتی، مدنظر باشد.
محور دوم در این آسیب شناسی آنست که ممکن است برخی وحدت بین اصولگرایان را یک تاکتیک فرض کرده و نگاه ابزاری به آن داشته باشند و بعد در تحلیل «غیر واقع بینانه» از شرایط و ارزیابی نادرست از موقعیت و استراتژی رقیب و یا رقبا به این جمع بندی برسند که نه تنها وحدت بین اصولگرایان ضروری نیست، بلکه رقابت بین آنان در انتخابات ارجح است.
از حدود یکسال پیش این نگرش ناصواب در بخشی از بدنه اصولگرایان القا شده است. البته در مواردی وحدت گریزان علیرغم شعارها و ادعاهایی که مطرح می کنند باورشان آنست که آیینه تمام نمای اصولگرایی هستند و تقریبا تمام اقبال اجتماعی اصولگرایان با گروه، فراکسیون و مجموعه آنهاست و همه دیگران یا اصولگرا نیستند و یا درصد ناچیزی از جامعه هستند ولذا ضرورتی برای همگرایی واقدام مشترک با مجموعه اصولگرایان نمی بینند.
من تصور می کنم ما نه وحدت ساختگی می توانیم ایجاد کنیم، نه افتراق ساختگی. وحدت ضرورتی برای هم‌افزایی است و کسانی به این مجموعه - اصولگرایی - می پیوند که احساس نیاز بکنند. کسانی که به ضرورت وحدت نرسند، نیازش را درک نمی کنند و به آن نمی پیوندند.
وحدت یک تاکتیک سیاسی نیست، یک استراتژی همیشگی برای امروز و فردای اصولگرایان و همه کسانی است که به آرمانهای انقلاب اسلامی پایبند هستند. مبانی وحدت در آموزه های اسلامی ماست. اینکه گفته شود اصلاح طلبان نمی آیند پس خوبست به یک وزن کشی و زورآزمایی و رقابت بین اصولگرایان روی آوریم تلقی درست و واقعی نیست. دوستان ما می توانند ده سال به عقب برگردند و یکی از دلایل شکست اصلاح طلبان را در همین نکته جستجو کنند. خداوند با هیچ قومی عقد اخوت خاص نبسته است و تاریخ همیشه ظرفیت تکرار را دارد. اصلاح طلبان اگر چه مشکل ناکارآمدی گفتمانشان را دارند ولی در انتخابات مجلس نهم شرکت می کنند.
تشکیلاتی یا فردی؟
شکلش فرقی نمی کند، مهم این است که یک جریان سیاسی شناسنامه دار اگر در نقاط عطف یک تحول اجتماعی حضور نداشته باشد در واقع دفتر فعالیت هایش را پلمب می کند.
حزب وجریان سیاسی مانند یک موجود زنده است که باید آثار حیاتی داشته باشد. حضور در فعالیت های سیاسی بویژه در عمده ترین نماد آن که انتخابات است در حقیقت نشانه زنده بودن یک تشکل سیاسی است. اصلاح طلبان حتما در انتخابات حضور پیدا می کنند وچیزی که الان در حال بررسی آن هستند نحوه و تاکتیک حضورشان در صحنه انتخابات است.
خبرهایی که شما دارید حاکی از نحوه حضور آنها [اصلاح طلبان] هم هست؟
 آنان در حال بررسی همه شقوق هستند. در گام نخست، شروط خود را با هدف چانه زنی مطرح کردند. الان در حال بررسی این موضوع هستند که با نام یا بی نام در صحنه حضور پیدا کنند. بررسی می کنند تشکیلاتی بیایند یاغیرتشکیلاتی. اینها تاکتیک های حضور است، اصل این است که حضور آنها قطعی است. این حضور هم با چهره های شناخته شده و هم از افراد گمنام است.
از میان چهره های شناخته شده ای که در این چند ماهه نام آنها برده شده است، شما تلقی‌تان این است که افرادی مثل آقای عارف یا محسن هاشمی وارد عرصه می شوند؟
 نمی توانم از کسی نام ببرم. اما از اصلاح طلبان کسانی وارد عرصه می شوند، که ما آنها را می شناسیم.
شما پیش بینی می کنید در این انتخابات اصلاح طلبان با چهره های مقبول تر خود وارد عرصه شوند یا اینکه برخی چهره هایی که ممکن است از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شوند را هم وارد گود انتخابات کنند؟
 انتخابات یک مصاف سیاسی است.دراین مصاف، دوعنصرتعیین کننده است. اول گفتمانی که با هدف ایجاد فضای مثبت انتخاباتی از سوی یک جریان جریان سیاسی مطرح می شود. عامل دوم هم طرح همه مطالبات واستفاده از مجموعه فضاهای سخت افزاری، نرم افزاری وچانه زنی است.مطرح کردن کسانی که برابر قانون نتوانند نامزد شوند مقدمه ای برای چالشی وامنیتی کردن فضای انتخابات است.
اگر اصلاح طلبان در این انتخابات وارد نشوند فکر می کنید بازگشتشان به قدرت چند سال طول بکشد؟
یکی ازنتایج چنین رفتارسیاسی، دورشدن از مردم و فراموش شدن از سوی آنان است؛ مردم خواهند گفت که ما در صحنه بودیم و شما نیامدید. این سوال اصلا جوابی ندارد. کسی که در چهارچوب یک نظام سیاسی پذیرفته شده فعالیت می کند هر چند نقد داشته باشد، ولی هیچ چیزی حضور نیافتن را توجیه نمی کند.
 
می خواهم از وجه دیگری که حوزه دیپلماسی است هم با شما گپ داشته باشم. در مورد بیداری اسلامی شما اخیرا در گفت وگویی از اظهارت رئیس جمهور در خصوص به کار بردن لفظ بیداری انسانی انتقاد کردید. مگر بیداری اسلامی با بیداری انسانی چه تفاوتی دارد ؟
بهتر است از بازی با الفاظ فاصله بگیریم. مردم این کشورها موجد این تحولات و بیداری بودند و ما یا دیگران به معنای اجرایی و عملیاتی نقشی در آن نداشته ایم. بنابراین نامگذاری این تحولات نیز باید بر اساس واقعیات صحنه باشد. در آغاز این حرکت مطالبات متعددی مطرح بوده، ولی هرچه جلو رفته،حرکت خودش را شناسنامه دارکرده و هم اینک در حال نهادینه کردن هویت خویش است. صحنه ها کاملا گویا است. در داخل کشور هم بحث اینکه تحولات جاری را چه بنامیم، جدی نیست؛ چون خود این حرکت می گوید چیست. بنده بدلیل رسالت مهمتری که برای جمهوری اسلامی در تعامل با این تحولات قائلم، بنا ندارم به پشت پرده های این بازی با الفاظ وارد شوم.
به اعتقاد من، اکنون ما شاهد مرحله «پسا بیداری» یا تحولات بعد از خیزش اولیه در میان ملتها هستیم. زیرا گام نخست که سقوط حکومت های خودکامه بوده است در اکثر مناطق محقق گردیده است.
اتفاقی که خود غربیها نیز ناچار به اعتراف به آن شده اند. تناقضات در تعامل امریکا و اروپا با این تحولات بحدی است که یکی از نمایندگان پارلمان اروپا در هفته های اول اعتراضات گسترده مردم مصر علیه حسنی مبارک و اشک تمساح رهبران غربی برای مردم منطقه در نطق خود در پارلمان اروپا گفت: «نمی دانم چه شده است که این کشورهای که 30 سال از مبارک بعنوان هم پیمان خود حمایت همه جانبه نمودند، الان سخن از نقض حقوق بشر درمصر! و غیر دموکراتیک بودن حکومت مبارک ! را بر زبان می رانند.»
چهره هایی که از این تحولات تلقی بیداری انسانی دارند، به رخدادهایی مثل انتخابات تونس اشاره می کنند که علی رغم اینکه با پیروزی اسلام گرایان همراه شده ولی ما همه می دانیم که آنان به شیوه ما به مسائلی اسلامی نگاه نمی کنند. بنابراین می گویند این اتفاق الزاما بیداری اسلامی نیست و این عنوان مصادره به مطلوب کردن از طرف ما است.
ما بایستی بدون هیچ پیش شرطی، واقعیات صحنه را ببینیم و به این سوال پاسخ دهیم چه سهمی برای اسلام در این تحولات قائل هستیم؟ اسلام هم موتور حرکت و هم الهام بخش در تصمیم سازی های آتی مردم این کشورها در این تحولات بوده است. اگر در سخنان آقای راشدالغنوشی در بدو ورود به تونس و بعد از انتخابات اخیر دقت کنید، و یا با مداقه در صحبت های اخیر رئیس شورای انتقالی لیبی و یا اظهارات صریح و مستمر رهبران جنبش مصر پاسخ سوال خویش را در می یابید. بدیهی است هر کشور اسلامی سازوکارهای خاص خود را در مورد لحاظ مبانی اسلامی در اداره کشور مد نظر قرار دهد.
غربی ها سعی کردند این حوادث را مدیریت کنند، موفق هم بودند؟
تلاششان این بود. در مدیریت این حوادث هدف اول آن بود که مانع تغییرات ساختاری در وضع موجود منطقه و حکومت های وابسته به خود شوند. و اگر نتوانستند و ناگزیر به پذیرش اراده مردم شدند درگام بعدی با استفاده از تجاربشان در کشورهای دیگر سعی کنند تحولات را در مسیر دلخواه خود سوق دهند. این نکته مهمی است و چالش اساسی پیش روی نهضت اسلامی می باشد. سوال این است که نظام اسلامی ما در دیپلماسی رسمی و نیز در دیپلماسی عمومی با توجه به چنین چالشی چه رسالتی بر عهده دارد؟ همین سوال در مقابل نخبگان و اندیشمندان جامعه ما قرار دارد. معتقدم دیپلماسی ما باید در تعامل با کشورهای غربی کمک به فهم درست آنان از این تحولات را در دستور کار خویش قرار دهد. در اروپا غیر از انگلیس زمینه رسیدن به قرائتی متفاوت با امریکا نسبت به خیزش های مردمی در شمال آفریقا و خاورمیانه عربی وجود دارد.
توقف و سرکوب نهضت اسلامی غیرممکن شده است. امریکا و غرب ناچارند از نسخه هایی که برای دیگر مناطق جهان تجویز شده بود استفاده نمایند. کشوری که طی 32 سال گذشته همه نسخه های توطئه آمیز را برای سقوط، تضعیف و یا انحراف انقلاب مردم آن تجویز و عمل نمودند جمهوری اسلامی ایران بود. ملت ایران در هدایت راهبردی امام و رهبری در مواجهه با ترفندهای دشمن نه تنها منفعل نشد بلکه با تغییر زمین بازی و استفاده از تاکتیک «بهترین دفاع حمله است»، به مدد الهی تا کنون پیروز کلان این صحنه بوده است. با چنین نگاهی به اعتقاد من رسالت روشنفکران مسلمان کشورمان در شرایط کنونی فهرست کردن همه آن ترفند ها وتوطئه های دشمنان انقلاب و ملت ایران از یکسو و تدوین همه ضدحمله هایی که از این صورت پذیرفته است می باشد.
آن گاه باید این تجربه ذیقیمت را (copy&paste)کرد. بعبارت دیگر نسخه ای از این گنج انقلاب اسلامی را به پیشقراولان نهضت اسلامی در منطقه هدیه کرد.
ولی مشکل این کشورها این است که رهبری معنوی چون امام(ره) ندارند؟
بله، این موضوع یکی از تفاوت هایی است که انقلاب اسلامی ایران با نهضت اسلامی جاری در منطقه دارد. البته آنگونه نیست که گفته شود اساسا چهره هایی در این حرکت مردمی وجود ندارند و یا حرکت مردم در مسیری تاریک است. آنچه در پاسخ به سوال قبلی جنابعالی گفتیم، یعنی انتقال تجربیات انقلاب اسلامی با هدف پر کردن همین خلاء میباشد.
که یکی از راههای آن قاعدتا سفرهایی است که تاکنون برخی از گروه های سیاسی، فرهنگی این کشور ها به ایران داشتند؟
طرق مختلفی وجود دارد.ما برخی از شیوه هایی که در انقلابمان داشتیم، شیوه های سری و پیچیده ای نبوده است. راهبرد ملی شدن موضوعات در کشورما راهبرد شناخته شده ای است. دفاع از کشور موضوعی ملی و متعلق به همه است. انرژی هسته ای حق همه است. کل ملت را حول یک موضوع و یک محور گرد هم آوردن موجب میشود موضوعات ملی شود. در سفرهایی که اشاره کردید، در لابلای گفتگوها هم می توان در بعد ایجابی راههای اداره موفق کشور را به آنان عرضه کرد وهم در بعد سلبی چگونگی کارشکنی ها و توطئه ها و راههای مقابله با آن را به آنان منتقل کرد.
در این پازل، توجه غرب بیشتر به نگاه های ملی و ترویج آن است تا رنگ وبوی اسلامی این انقلاب ها کمرنگ شود؟
سخن درستی است. البته اولویت اول غربی ها کمک به روی کار آمدن افرادی است که وابستگی وحتی سرسپردگی آشکار یا پنهان به آنها داشته باشند . این سوال شما ما را بیاد کسانی می اندازد می اندازد که اسامی شان از اسناد لانه جاسوسی امریکا بیرون آمد. برخی از کسانی که با مبارک بودند و در رژیم او رشد کردند در روزهای اول تظاهرات علیه او، در کنار مردم قرار گرفتند، اما هر چه انقلاب جلوتر رفت، آنها ناگزیر خود را کنار کشیدند. بله، استفاده از چهره های بظاهر ملی در نهضت اسلامی پوشش خوبی برای عبور از چهره های مصمم مسلمان با هدف زدودن رنگ ومحتوای اسلامی از این نهضت است.
شاید مثالی در این زمینه خالی از فایده نباشد.در تحولات بالکان و تجزیه یوگسلاوی سابق یکی از کشورهای نوپا که در پی تقدیم شهدای فراوان بدست جنایتکاران صرب به حاکمیت مسلمانان در آمد ،بوسنی هرزگوین بود وا لبته این خوشایند امریکا و غرب نبود. علاوه بر ساختار عجیب و غریبی که ازنظر حکومتی در طرح صلح دیتون امریکا بر مردم این کشور تحمیل کردند،پس از آنکه مرحوم علی عزت بگوویچ رهبر مبارزات استقلال طلبانه بوسنی بعنوان نخستین رئیس جمهور منتخب دولت خود را تشکیل داد، امریکایی ها بیشترین فشار را برای چینش دولت بدلخواه آنان به او آوردند و یا بعد از مدتی خواستار تغییر برخی از وزرا از وزیر دفاع او از کابینه شدند. در تحولات منطقه نیزبا کمال تعجب می بینیم چهره هایی مانند آقای اردوغان در سفر به مصر و پس از دیدار با ژنرال ها به رهبران نهضت اسلامی توصیه می کند که قانون اساسی خود را سکولار بنویسند! اگر چه مصری ها پاسخ مناسب را به او دادند.
فکرمی کنید این تصمیم و این اظهارات تلقی های دستگاه سیاست خارجی ترکیه است یا اقدامی هماهنگ با غرب؟
 سیاست های اعلامی ترکیه نشان می دهد که ترک ها تصمیم به مقابله جدی با بیداری اسلامی و مدیریت غربی این تحولات به نمایندگی از غرب دارند.البته چرایی چنین رویکردی از سوی رهبران ترکیه باید ریشه یابی شود. برخی تحلیل ها و احتمالات در این زمینه واقعا نگران کننده است. بنده در اینجا پیرامون روابط ایران و ترکیه اظهارنظری نمی کنم. تداوم روابط خوب بین دو کشور مسلمان و گسترش این روابط به اعتقاد من حتما بنفع دو ملت است. سخن بنده بعنوان یک فرد غیر دولتی و کسی که تحولات ترکیه را می شناسد در مورد سرانجام این رفتار سیاسی امنیتی دولتمردان ترکیه در منطقه و آثار نگران کننده آن بر حرکت و موج عظیم اسلام خواهی مردم و بویژه نسل جوان و پر شور مسلمان این کشور است. به اعتقاد من سیاست های ترکیه در هیچیک از کشورهای مسلمان منطقه قابل دفاع نیست.
غربی ها تا این مرحله، توانستند انقلابهای منطقه را به نوبه خود مدیریت کنند؟
 به هیچ وجه! در مصر همه تلاش خود را به کار بردند، اما انقلاب دوم مردم مصر در 3 هفته گذشته تمام نقشه های آنان را نقش بر آب کرد. حتی معتقدم اگر در تصمیمات ساختاری انتخابات مجلس این کشور محدودیت نمی گذاشتند و برای تعداد نمایندگان منتخب در فهرست جریان های سیاسی حد تعیین نمی کردند، با پدیده شگفتی در مصر مواجه می شدند. علی رغم این درصدهای محدود کننده در نتیجه انتخابات مصر شما مشاهده کردید چه کسانی انتخاب شدند. حتی در حوزه مستقل ها کسانی که نزدیکی بیشتری به تفکرات اسلامی دارند، انتخاب شدند.
بنظر شما چرا بیداری اسلامی در عربستان و اردن و یا مراکش اتفاق نیفتاد؟ احتمال می دهید در این کشورها اتفاقی از جنس انقلاب رخ دهد؟
موتور اعتراضات مردمی در این کشور ها براه افتاده است هر سه کشور دارای سیستم حکومتی پادشاهی هستند.مشکلات در عربستان سعودی چند وجهی است.یک خانواده (آل سعود) حدود یک قرن است که بصورت موروثی بر مردم این کشور حکومت مستبدانه دارد. خانواده های بزرگ و کوچک دیگر اهل سنت عربستان و نیز میلیون ها نفر از شیعیان وزیدی های این کشور نه تنها مشارکتی در تعیین سرنوشت خویش ندارند بلکه مستمرا اعتقاداتشان آماج حملات وهابیون ، مسلک خودساخته در عربستان قرار می گیرد.
حکومت عربستان با مردم یمن، عمان و بحرین مشکلات مذهبی و با امارات وقطر مشکلات ارضی و رقابتی دارد. شاهزادگان سعودی اولین و عمده ترین سهم را از درآمد صدها میلیارد دلاری نفت بزرگترین کشور تولید کننده نفت اوپک و شرکت های بزرگ تجاری وبنگاه های اقتصادی دارند. میلیاردها دلار در سال صرف تبلیغات تفرقه افکنانه در جهان اسلام می کنند. سناریوی امریکایی تنازعات و درگیری های شیعه و سنی در کشورهای اسلامی،عمدتا توسط عربستان عملیاتی و تامین مالی می شود. طی سی سال گذشته بیشترین دشمنی با انقلاب اسلامی و تحریک برخی از دولت ها برعلیه جمهوری اسلامی در اجرای استراتژی امریکا بوسیله این کشور صورت پذیرفت. عربستان بویژه در 20سال گذشته بیشترین حمایت از خط سازش بارژیم صهیونیستی را از طریق برخی رهبران خودفروخته عرب بعمل آورد.
شورای همکاری خلیج فارس از سوی امریکا و توسط ریچارد مورفی (سفیر وقت امریکا در منطقه) با هدف مقابله با فعالیت ها و حرکت اسلامی، حدود سه دهه پیش و با محوریت عربستان تاسیس شد.
دخالت های عربستان در لبنان و عراق طی سال های اخیر و نیز نقش این کشور در مقابله با مطالبات ملت های عرب در نهضت اسلامی یکسال گذشته دقیقا سیاستی نیابتی از سوی امریکا و غرب بود. از طرف دیگر حکومت آل سعود با نسل جدید جامعه خویش بدلیل ساختارغیر دمکراتیک حکمرانی در این کشور که مردم هیچ نقشی در آن ندارند، در تعارض جدی قرار گرفته است.جامعه ای که مردان و زنان آن از آزادی انتخاب شدن و انتخاب کردن محرومند و به خاندانی که پیش از رضاشاه در ایران در عربستان بر سر کار آمده است (1916میلادی1295هجری شمسی) از روی فشار واکراه تمکین نمایند.
 چنین حکومتی در اوضاع و احوال کنونی جهان قابل دوام نیست. تکرار کنم بنده در این مصاحبه بعنوان یک صاحبنظر سیاسی، تحلیل و دیدگاه های شخصی خود را بیان میکنم و مسئولیت دولتی و حکومتی ندارم. قویا معتقدم اگر حکومت عربستان سعودی به تغییراتی بنیادین در ساز وکار و ساختار بشدت لرزان حکمرانی در پاسخ به مطالبات مردم خود دست نزند و همچنین به سیاست های مداخله جویانه خود علیه مطالبات ملت های مسلمان منطقه ادامه دهد در آینده نه چندان دور باید منتظر آثار سونامی اجتماعی و اسلامی براه افتاده باشد.
حکومت مراکش در مقیاسی کوچک تر والبته در حوزه هماهنگی با رژیم صهیونیستی پر رنگ تر وگستاخ تر مسیر عربسان را می رود. اختناق حاکم بر مردم مراکش و توافقات پنهانی با اسرائیل علیه ملت فلسطین و ممانعت با هرگونه فعالیت کمیته قدس سازمان همکاری اسلامی که مقر آن در رباط است مدت هاست که شرایط را در این کشور اسلامی بحرانی کرده است. وقایع تونس بهانه ای برای سرباز شدن عقده حقارت در مردم این کشور شد. تغییراتی روبنایی صورت پذیرفت، اما مطلبات مردم رساندن این تغییرات به ساختارهای اساسی حکومت است. در اردن هم تلاطم اجتماعی مدت هاست آغاز شده است . در آنجا نیز مطالبات مردم بسیار شفاف مطرح می شود.
عربستان بعد از آغاز تحولات منطقه دست به اصلاحاتی زد. این اقدام می تواند فرآیند اعتراضات در این کشورها را از بین ببرد؟
کدام اصلاحات!؟ 20 سال پیش که ملک فهد پادشاه عربستان در وضعیت بد جسمانی قرار گرفت و شاهزاده عبدالله ولیعهد وقت که آنزمان با حدود 70سال سن عملا زمام کشور را در دست داشت، در یک بازی با افکار عمومی مطرح کردند، او در نظر دارد اصلاحات سیاسی، اجتماعی گسترده ای در جامعه عربستان بوجود آورد. امروز بعد از 20سال ملک عبدالله می گوید قرار است به خانم ها در عربستان حق رانندگی داده شود!
 یعنی باید در آینده منتظر حوادثی در عربستان باشیم؟
این حوادث شروع شده است. چندین نفر در تیراندازی مامورین سعودی کشته و جمعیتی مجروح وبیش از آن بازداشت شدند. آل سعود قادر به ادامه سرکوب مردم همانند دیگر کشورهای عربی نیست. به اعتقاد من با سقوط باقیمانده ساختار حکومتی علی عبدالله صالح در یمن، منطقه شاهد تحولات جدیدی در عربستان سعودی خواهد بود. بار دیگر تاکید می کنم که تحولات در این منطقه جدی است و همچون کوه عظیم یخی است که بخش های کمی از آن را روی آب می بینیم. قسمت اعظم آن زیر آب است و این آن چیزی است که غرب نمی فهمد. آل خلیفه خیال می کند که هر چه بیشتر مردم را سرکوب کند ، وضع او بهتر خواهد شد.در حالی که سیر تحولات به گونه ای است که هر تدبیر آنها به زیانشان است.
 این پیام روشن نهضت اسلامی جاری در منطقه است که انقلاب اسلامی نقش الهام بخش در حدوث و نقش رویش و مقاومت در تداوم آن داشت. فرق ما با غرب و برخی کشورهای عربی در نگاه به این تحولات آن است که ما در ایران تحلیل، ارزیابی و پیش بینی آن از متن واقعیات جاری در یافت می کنیم اما دیگران یا نمی توانند یا نمی خواهند عمق و سمت و سوی این تحولات را درک کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 9:53  توسط مصطفی جوان  | 

ایران حزب قوی ندارد

محمدهاشمی در گفت و گو با خبرآنلاین:ایران حزب قوی ندارد چون در بسیاری از موارد با نظام سیاسی تعارض دارند 

مجلس - محمد هاشمی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام نظرات قابل توجهی درباره شکل نگرفتن احزاب در ایران دارد.

معصومه ستوده: موضوع گفت و گوی خبرآنلاین با محمد هاشمی درباره تغییر نظام سیاسی از ریاستی به پارلمانی بود و تا بررسی ریشه های بی دوامی احزاب پیش رفت.

او می گوید جامعه دیندار، ارزش ها و باورهای دینی و مکتبی خود را به خاطر حزب کنار نمی گذارد.

هاشمی تصریح می کند که تغییر نظام سیاسی امکان پذیر نیست زیرا با پارلمانی کردن نظام، جمهوریت نظام دچار آسیب می شود.

****

 

*فکر می کنید مهمترین عواملی که موجب شد تا بحث تغییر نظام سیاسی از ریاستی –پارلمانی به پارلمانی مطرح شود چیست؟
مقام معظم رهبری هنگام طرح موضوع اشاره ای به دلایل نکردند و مشخص نشد که این نظام چگونه خواهد بود. صرفا در پاسخ به یک سوال گفتند که تغییر نظام از ریاستی به پارلمانی در آینده ای دور امکان پذیر است. سخن ایشان در همین حد بوده است و آنچه در حال حاضر در رسانه ها مطرح می شود صرفا برداشت و ارزیابی صاحبنظران و کارشناسان و نمایندگان مجلس می باشد که در این زمینه حدس و گمان های خود را مطرح کردند. من عمدتا به چند دلیل که در رسانه ها توسط حقوقدانان یا کارشناسان سیاسی مطرح شده، اشاره خواهم کرد. در ابتدای تاسیس جمهوری اسلامی در قانون اساسی ،نظام ما ریاستی توام با پارلمانی بوده است. به عبارت دیگر برای جمهوریت نظام، پست ریاست جمهوری وجود داشت زیرا اگر ریاست جمهوری وجود نداشته باشد جمهوریت نظام دچار مشکل می شود حتی در قانون اساسی در اصول 113 و 177 تصریح شده که رئیس جمهور با آرا مستقیم مردم انتخاب می شود و اصل 177 و اصل اول قانون اساسی، تحقق جمهوریت نظام را در انتخاب ریاست جمهوری می داند. بنابراین در نظام سیاسی پیشین نظام ریاستی توام با نوعی پارلمانی بود که در آن رئیس جمهور با رای مستقیم مردم انتخاب می شد و نخست وزیر را معرفی می کرد و مجلس به نخست وزیر رای تمایل می داد. نخست وزیر اعضای کابینه یا دولت را انتخاب می کرد و به مجلس معرفی می کرد و رای اعتماد می گرفت و نخست وزیر در برابر مجلس پاسخگو بود. در این ساختار مشکلاتی به وجود آمد که رئیس جمهور و نخست وزیر نمی توانستند با هم کار کنند، به طور مثال رئیس جمهور که با رای بالای مردم انتخاب می شد یک مقام تشریفاتی بود. کارهای اجرایی بر عهده نخست وزیر بود و اگر رئیس جمهور در برنامه های انتخاباتی قول و قراری با مردم گذاشته بود نمی توانست آن را اجرایی کند چون قدرت اجرایی دست ریاست جمهوری نبود. این تضاد وقتی شدت می گرفت که نخست وزیر و ریاست جمهوری از یک گرایش فکری نبودند این تجربه در کشور ما وجود دارد، همچنانکه در زمان بنی صدر در دور اول ریاست جمهوری این تضاد بسیار شدت گرفت زیرا گرایش فکری آقای بنی صدر با آقای رجایی یکی نبود. بنابراین در انتخاب نخست وزیر بین بنی صدر و مجلس اختلاف نظرهای شدیدی به وجود آمد زیرا بنی صدر تفکرات لیبرالی داشت اما آقای رجایی از تفکرات انقلابی برخوردار بود. این دو تفکر با هم نمی توانستند کار کنند بنی صدر تمایل داشت افرادی را انتخاب نماید که هم نظر عقاید خودش باشد اما مجلس هم به این نخست وزیر رای نمی داد در نهایت مجلس آقای رجایی را به بنی صدر تحمیل کرد. این اختلاف آن زمانی شدت گرفت که قرار شد اعضای کابینه انتخاب شود به قدری این اختلافات زیاد بود که تا مدتها هشت وزارتخانه بدون وزیر بودند چون وزیری که مورد تایید آقای رجایی بود از طرف بنی صدر رد می شد. با اینکه وزرای معرفی شده در وزارتخانه های حساس توسط آقای رجایی تایید نمی شدند.
این اختلافات چه نتایجی را به دنبال داشت؟
آن زمان جمع بندی صاحبنظران یک نتیجه مهم به دنبال داشت که قانون اساسی ما مشکل ساختاری دارد و این ساختار مناسب نیست و هرگز نمی توان با این ساختار تفاهم ایجاد کرد. بنابراین در بازنگری قانون اساسی در سال 68 که البته در سال 67 به تصویب رسیده بود، پست نخست وزیری حذف شد و اختیار نخست وزیر به ریاست جمهوری واگذار شد. البته تغییراتی هم در قانون اساسی در حوزه اختیارات رهبری، شرایط رهبری، اداره صدا و سیما و نام مجلس شورای اسلامی و در قوه قضاییه و مدیریت آن اعمال شد. به این ترتیب در همان زمان نظام کشور به یک نظام ریاستی تبدیل شد. در این نظام رئیس جمهور با رای مستقیم مردم انتخاب می شود اعضای کابینه خود را انتخاب می کند و برای گرفتن رای اعتماد به مجلس شورای اسلامی معرفی می نمود و مجلس به وزرا رای می دهد، وزرا به مجلس پاسخگو هستند البته مجلس می تواند نظارت بر عملکرد رئیس جمهور داشته باشد ولی قدرت انتخاب رئیس جمهوررا ندارد اما در برابر آن از قدرت عزل برخوردار است و می تواند با نظر رهبری ریاست جمهوری را استیضاح کند در زمان بنی صدر وقتی ایشان از حدود گذشت، مجلس ایشان را عزل کرد اما به هیچ وجه مجلس قدرت نصب رئیس جمهور را ندارد. انتخاب ریس جمهور با مردم است که در انتخابات سراسری با حضور گسترده مردم انجام می شود.
در شرایط فعلی چرا این مساله بار دیگر مطرح شد به ویژه اینکه پست نخست وزیری حذف شده بود؟
البته رهبری دلایلی برای طرح این مساله بیان نکردند. مشکل امروز مشابه مشکل سال های اول انقلاب نیست. الان عمده مشکل مطرح شده به مشکلات رفتاری برمی گردد که مهمترین آن قانون گریزی است. زیرا وقتی مجلس یک قانونی را به تصویب می رساند باید اجرا شود همچنانکه رهبری در دیدار خود با دولت بر این مساله تاکید کردند که قانون وقتی از مجلس می گذرد باید اجرا شود و مجری حتی اگر مخالف قانون باشد موظف به اجرای آن است. این اتفاق در تمام موارد نیفتاده است در بسیاری از موارد قانون از مجلس گذشته و تمام سیر خود را طی کرده است و با وجود ابلاغ برای اجرا، اجرا نشده یا ناقص اجرا شده است. این مشکل نه ساختاری بلکه رفتاری است دیگر مثل گذشته اختلاف بین رئیس جمهور و رئیس دولت نیست. از دیدگاه کارشناسان سیاسی، یکی از مهمترین علت های ضرورت یا پیشنهاد به نظام پارلمانی این است که مشکلات رفتاری وجود دارد البته این سوال را بسیاری مطرح کرده اند که آیا با تغییر ساختار این مشکل حل می شود یا خیر. بررسی تجارب گذشته نشان می دهد که مشکل با تغییر ساختار حل نمی شود کما اینکه ممکن است این مشکل حل شود، اما مشکلات دیگری به وجود می آید که ممکن است موجب اختلال در یک قوه شود . بحث مطرح شده ناشی از مشکلات رفتاری است در عین حال بسیاری بر این باورند که راه حل در تغییر ساختار نیست و باید شیوه های دیگری از جمله نظارت را قوی تر کرد تا هر مقامی تخلف کرد مورد بازخواست قرار بگیرد و پاسخگو باشد . 
امام خمینی(ره) بارها در سخنان خود اشاره داشتند که مجلس در راس امور است به نظر می رسد که جایگاه مجلس تنزل پیدا کرده بود آیا می توان این برآورد را داشت که طرح نظام پارلمانی یه به نوعی تقویت این نظریه است؟
در سالهای اخیر نسبت به این جمله امام بی توجهی شد و می گفتند که مجلس در آن زمان در راس امور بود در شرایط فعلی دیگر مجلس در راس امور نیست. به نظر می رسد که نسبت به جمله امام توجه کافی نشد زیرا امام وقتی فرمودند که مجلس در راس امور است یعنی قانون در راس امور است؛ به عبارت بهتر همه باید به قانون عمل کرده و قانون گریزی نباشد هرچند نظر آنها در برابر قانون قرار بگیرد اماباید از آن تبعیت کنند . حالا اگر فرمایش امام مورد توجه قرار بدهیم این معنی را می توان برآورد کرد که تمام ارکان نظام، سازمانها و نهادها و .... باید ملاک عمل خود را قانون قرار بدهند و به قانون عمل کنند. دستگاه های نظارتی هم طبق قانون باید نظارت را انجام دهند. یعنی باید مرز بین نظارت و دخالت را به خوبی مشخص کنند. اگر در حین نظارت متوجه خلافی شدند از طریق مجرایی که قانون تعیین کرده است برای جلوگیری از تداوم خلاف به مجازات متخلف عمل کنند. این فرایند موجب می شود که قانون حاکم باشد. اگر به این شکل عمل شود دیگر مشکلات رفتاری ایجاد نمی شود. زیرا همه می دانند که در صورت عدم اجرای قانون باید پاسخگوی نهادهای نظارتی باشد. در این صورت می توان مطمئن بود که این گونه می توان با این قانون گریزی ها مبارزه کرد. تحلیگران سیاسی مشکل اساسی را رفتاری دانسته و راه‌حل را تغییر ساختار ارزیابی نمی کنند بلکه نظارت صحیح را راهکار رفع این مشکلات می دانند.

اگر مجلس نخست وزیر را انتخاب کند چون انتخاب خودش است مانند مجلس اول که رجایی را انتخاب کرده بود با وی کمال همکاری را داشت برخلاف مواردی که ما شاهد بوده ایم که بین تمام دولت ها و تمام مجالس یک اختلاف نظری وجود دارد و در صورت تغییر ساختار این مشکل حل خواهد شد . در این مورد چه ارزیابی دارید ؟
من این را قبول ندارم. زیرا اگر قرار باشد بی قانونی در کشور نهادینه شود این تغییر ساختار بی فایده است. الان در کشور ما مشکل ساختاری وجود ندارد. راه حل در اعمال قانون است. تفاوتی بین نظام های سیاسی کشور وجود ندارد اگر محوریت قانون باشد. همه باید ملزم به اجرای قانون باشند در قانون نهادهای نظارتی زیادی وجود دارد که می توانند مانع قانون شکنی شوند. در حال حاضر هم مجلس ابتدا از وزیری سوال می کند در صورتیکه قانع نشد وی را استیضاح می کند. اگر محوریت قانون باشد فرقی نمی کند که چه نظام سیاسی وجود داشته باشد باید اصل قانون باشد و همه به قانون عمل کنند با توجه به اینکه در قانون نهادهای نظارتی متعددی مانند بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات وجود دارد که یکی زیر نظر مجلس و دیگری زیر نظر قوه قضاییه فعالیت می کند. دولت در دورن خود نهادهای نظارتی داشته و مقام معظم رهبری در دفتر شان نظارت ویژه دارند. سیاست های کلی که به تصویب می رسد نظارت عالیه آن بر عهده مجمع تشخیص مصلحت نظام است . نهاد نظارتی کم نیست و بسیار راحت می توان بر افراد در هر مقام و موقعیت نظارت کرد و این مقام می تواند وزیر ،قاضی و ... باشد در صورتیکه از قانون تخلف کند قانون مسیر پیش رو را به خوبی ترسیم کرده است که چطور می توان به این تخلف رسیدگی کرد . اگر این کار انجام شود دیگر نیازی به تغییر ساختار نیست . اگر قرار است نظام پارلمانی اجرایی شود و پارلمان رئیس دولت را که نخست وزیر باشد را انتخاب کند دیگر نمی توان به این نظام جمهوری اطلاق کرد. زیرا در قانون اساسی تصریح شده است که ریاست جمهوری با آرا مستقیم مردم انتخاب شود نه اینکه با واسطه انتخاب گردد بنابراین تغییر این نظام به معنای عدم رعایت قانون اساسی است مگر اینکه قانون اساسی تغییر کند. البته برخی از صاحبنظران بر این باورند که جمهوریت نظام که با انتخاب ریاست جمهور بدون واسطه تحقق می یابد را نمی توان تغییر داد چون در اصولی تاکید شده است که جمهوریت و اسلامیت نظام دو رکن تفکیک ناپذیر و تغییر ناپذیر هستند بنابراین این دو رکن را نه می توان از هم جدا کرد و نه می توان تغییر داد. حتی بسیاری بر این باورند که جمهوریت تفسیر آن از حوزه شورای نگهبان خارج است یعنی شورای نگهبان حق نظر دادن در مورد تغییر جمهوریت ندارد. این مساله اصول حقوقی متعدد دارد که در حوصله یک گفتگوی کوتاه نمی گنجد. شورای نگهبان صلاحیت اظهار نظر در این مورد را ندارد. مگر اینکه قانون اساسی تغییر کند که در آن صورت دیگر جمهوری اسلامی نیست . در این صورت باید نظام جدیدی را بنا کرد و به رای مردم گذاشت . به نظر می رسد که راهکار اصلاح رفتار، بهترین گزینه باشد که در عمل به قانون خلاصه می شود .تا اگر در حین نظارت کسی به قانون عمل نکرد با آن برخورد شود .
در نظام پارلمانی بزرگترین عنصر لازمه وجود احزاب بزرگ و قدرتمند است اما این عنصر در کشور ما مفقوده هستند به عبارت بهتر در کشور ما نه تنها برای وجود احزاب بستر سازی نشده بلکه به بهانه های مختلف با احزاب برخورد می شود.
من هم با شما موافقم. نظام های موجود در دنیا مانند پارلمانی، ریاستی، مشروطه، سوسیال، دموکرات هریک از مشخصات خاصی برخوردار است. نظام پارلمانی در دنیای امروز متکی بر وجود احزاب بزرگ و قدرتمند می باشد . این احزاب برنامه های خود را تدوین کرده و در معرض رای مردم قرار می دهند . نمایندگان و کاندیداهای خود را معرفی می کنند و مردم هم به این احزاب رای می دهند به عبارت دیگر مردم به احزاب رای می دهند نه به افراد. مثلا اعلام می کنند که ما به حزب دموکرات رای می دهیم یا به حزب جمهوریخواه. به نماینده رای نمی دهند بلکه با آرا خود تعیین می کنند که به محافظه کار رای می دهند یا کارگر. دو تفاوت وجود دارد همچنانکه احزاب قوی وجود دارند و انتخابات مبتنی بر حضور گسترده احزاب و نه افراد است، همچنانکه در سوال شما آمده بود ما ویژگی های لازم برای تحقق نظام پارلمانی را نداریم. به عبارت دیگر در کشور ما حزب قوی که بتواند برنامه بدهد وجود ندارد چرا که در بسیاری از موارد با نظام سیاسی ما تعارض دارد.
از چه جهت تعارض دارد ؟
سیاست های کلی نظام را رهبری تعیین می کنند امکان دارد که حزبی در برنامه های خود بخواهد برنامه دیگری را پیشنهاد بدهد. این تعارض پیدا می کند با نظام ولایی و ساختار ولایت فقیه. در شرایط موجود ابزار و زمینه های نظام پارلمانی در کشور ما وجود ندارد و نه امکان عملی آن مهیا است. بنابراین نظام پارلمانی جهانی را نمی توان در ایران پیاده کرد زیرا تعارض پیدا می کند با نظام ولایی و ساختار فعلی کشور. مگر اینکه بخواهیم نظامی خاص ایران ابداع شود همچنانکه در جهان، جمهوری اسلامی بی نظیر است و نمی توان کشوری را پیدا کرد که چنین ساختاری داشته باشد. البته می توان در درون ساختار جمهوری تغییراتی را ایجاد کرد که تعارضی هم با قانون اساسی نداشته باشد. چون در صورت تعارض باید قانون اساسی را تغییر داد و برای این کار فرایند ویژه خود را طی کند . بدین ترتیب که رهبری پس از مشورت با مجمع موارد را به ریاست جمهوری ابلاغ می کنند و ریاست جمهوری شورای بازنگری را تشکیل داده و در نهایت تغییر به رفراندوم گذاشته می شود . نمی توان مطابق با نظام های پارلمانی جهان عمل کرد زیرا بسترهای آن فراهم نیست باید به اصلاح قانون اساسی اقدام کرد که همین مساله محل بحث است زیرا اگر ریاست جمهور حذف شود دیگر جمهوریت وجود ندارد چون آرا مستقیم مردم برای انتخاب رئیس دولت حذف شده از میزان دخالت مردم در تعیین سرنوشت ،کاسته می شود .
*به نظر شما مطابق سخنان آقای هاشمی باید اسم نظام را تغییر داد ؟آن الزمات خود را دارد و من به فرمایش ایشان کاری ندارم . من بار دیگر تاکید می کنم که مجلس نمی تواند ریاست جمهور را انتخاب کند زیرا باید رئیس جمهور با آرا مستقیم مردم انتخاب شود اگر رئیس جمهور حذف بنابراین جمهوریت نظام دچار خدشه می شود .
شما فکر می کنید که در ایران حزب واقعی مانند الگوهای جهانی وجود دارد یا اینکه احزاب ما بیشتر به گعده های دوستانه شباهت دارند ؟
حزب به آن معنا که بتواند به محض تشکیل قدرت سیاسی را در دست بگیرد، وجود ندارد. به هرحال احزاب برای این تشکیل می شوند که بتوانند قدرت سیاسی را در دست بگیرند. شرایط موجود در کشور موجب شده که نه حزب قدرتمند وجود داشته باشد نه اینکه حزب بتواند قدرت سیاسی را در در دست بگیرد. به آن معنا حزب وجود ندارد البته من قصد طرح کلمه گعده را ندارم اما طبق قوانین مدنی و سیاسی حزب قدرتمندی در ایران وجود ندارد. این موضوع اختصاص به این دوره زمانی هم ندارد قبل از انقلاب در ایران حزب بزرگ و قدرتمند به وجود نیامد .
به این دلیل نیست که مردم ما حزب گریز هستند ؟
نه شرایط اجازه نمی دهد. قبل از انقلاب حزب مردم و حزب ملیون را شاه راه اندازی کرد و در نهایت هر دو به حزب رستاخیز تبدیل شدند. احزاب شاه ساخته که طبق دستور شاه درست شده بودند در کشور فعالیت می کردند به عبارت دیگر احزابی نبودند که از متن جامعه برآمده باشند. در دوران مشروطیت هم احزاب قدرتمند وجود نداشتند. بعد از انقلاب و حتی در دوران مشروطیت هم احزاب قدرتمندی وجود نداشتند . همچنانکه حزب جمهوری اسلامی که قویترین حزب بود توانست 12 میلیون نفر عضو گیری کند امام که در ابتدا از حزب حمایت کردند چون هیات موسس آن از بزرگان مبارزه و جهاد بودند . اما کمتر از دو سال که از عمر حزب گذشت امام به حزب دستور دادند که فتیله حزب را پایین بکشند زیرا تعارضی بین حزب و دولت به وجود آمده بود که امام توصیه کردند که حزب فعالیتش کم شود . حزبی که توانسته بود از تعداد زیادی ثبت نام کند، دوام نیاورد زیرا بیشتر از پنجاه درصد از واجدان شرایط برای شرکت در انتخابات، عضو حزب جمهوری بودند.
دلیل داوم نیاوردن حزب در عرصه اجتماعی ما چیست؟
من شخصا بر این باورم که دلیل اینکه احزاب قدرتمند در کشور نمی تواند رشد کند نه مردم هستند و نه نظام .
پس چه کسی مقصر است ؟
دلیل اصلی به پایگاه فکری ما بر می گردد. زیرا مردم ما شیعه بوده و پیرو مکتب اهل بیت هستند . این مکتب حزبی کامل بوده که در این حزب جهاد و ... وجود دارد که هیچ حزبی در دنیا از این ارزش ها و بنیان های فکری برخوردار نیست . همچنانکه در مکتب اهل بیت بالاترین و بیشترین آزادی انسان وجود دارد . که در این راستا می توان نمونه های زیادی را مثال زد. جهاد و ایستادگی در برابر ظلم خودسازی در حد اعلا در این مکتب دیده می شود . با توجه به اینکه مردم ما پیرو مکتب اهل بیت هستند گاهی در تبعیت ازیک حزب با باورهای دینی خود دچار تعارض می شوند. حال ناگفته پیداست که افراد دیندار، ارزش ها و باورهای دینی و مکتبی خود را به خاطر حزب کنار نمی گذارد. به همین حزب رونق نمی گیرد، بنابراین هر کاری که حزب می خواهد در راستای سازندگی ،خودسازی و ....انجام دهد این مسائل بارها در مکتب اهل بیت مورد اشاره قرار گرفته است . تشیع یا پیرو مکتب اهل بیت هیچگاه خود را اسیر یک حزب سیاسی نمی کند. بنابراین احزاب رونق نمی گیرند ضمن اینکه احزاب برای قدرت در دست گرفتن تشکیل می شوند که با توجه به ساختاری که موجود است دچار مشکل می شوند .
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 9:52  توسط مصطفی جوان  | 

عباس عبدی به سئوالاتی درباره موانع تحزب در ایران:

عباس عبدی به سئوالاتی درباره موانع تحزب در ایران: دولت مستقل از جامعه، ضد تحزب است

احزاب و تشکل ها - عباس عبدی احزاب را کارخانه های تولید برنامه سیاسی و مدیریتی برای جامعه می داند و استقلال دولت از جامعه را علت العلل ضعف تحزب در ایران معاصر قلمداد می کند.

هومان دورانديش: وی همچنین تشخص نیروهای اجتماعی در قالب طبقات گوناگون و درک آنها از منافع خودشان و امکان مشارکت و تشکل یابی سیاسی شان را از شرایط پیدایش و رشد تحزب می داند؛ شرایطی که به نظر عبدی، در جامعه ایران چنانکه باید وجود نداشته اند. متن زیر، حاوی پاسخ های عبدی به سئوالات خبرآنلاين درباره موانع تحزب در ایران سده اخیر است.
مهمترین موانع تحزب در ایران معاصر ( از مشروطه تا به امروز ) چه بوده است؟
براي شكل‌گيري يك نظام حزبي پايدار و كارآمد، لازم است كه چند شرط زير وجود داشته باشد؛ از يك‌سو طبقات و اقشار اجتماعي تعريف و تحديد شده‌اي وجود داشته باشند، از سوي ديگر اين طبقات و اقشار بتوانند در فضايي مناسب، دركي از هويت و منافع خود پيدا كنند و براي پيگيري و تحقق اين منافع به سازماندهي و تشكيل حزب بپردازند. همچنين بايد به طور نسبي موجوديت ساير اقشار و گروه‌ها را به‌ رسميت بشناسند و صرفا براي رقابت سياسي با آنان و نه حذف و نابودي ديگران آماده‌ شوند. به علاوه، قدرت سياسي حاكم بايد برآمده از اين رقابت باشد و موجوديتي برتر از احزاب تشكيل ‌دهنده فضاي سياسي نداشته‌ باشد؛ زيرا اين‌ وضعیت، یعنی بالاتر بودن جايگاه حكومت و دولت از احزاب و به‌معناي دقيق‌تر برتربودن حكومت از مردم، وجود احزاب را بلاموضوع خواهد كرد؛ چرا که احزاب به معناي دقيق كلمه كارخانه‌هايي هستند كه برنامه سياسي و مديريتی برای جامعه توليد و عرضه مي‌كنند، و اگر اين مديريت (دولت) مستقل از مردم و احزاب باشد، ما با وضعيتي مواجهيم كه حزب داريم ولي آنچه به نام حزب وجود دارد، خالي از مضمون واقعي حزب است.
با اين توضيح بايد گفت كه اگرچه در ایران و در طول يك قرن گذشته، هميشه سازمان‌ها و تشكيلات سياسي كمابيش بوده‌اند، ولي در غياب شرايط پيش گفته، اين احزاب يا ناقص به‌دنيا مي‌آمدند يا در اثر فقدان شرايط مناسب به‌سوي فعاليت‌هاي مخفي و سپس اقدامات غيرحزبي منحرف ‌مي‌شدند و در نهايت هم عمرشان كوتاه ‌بود. به همين دليل است كه حتي در سال‌هاي اول انقلاب كه دهها و بلكه صدها حزب و گروه سياسي فعاليت مي‌كردند، به‌جز حزب توده كه سابقه‌اي 60 ساله داشت، ساير احزاب جوان بودند، و گويي كه هيچ پيوستگي وارتباطي با گذشته نداشتند، در حالي كه طبقات و اقشار اجتماعي ایران عموماً از گذشته وجود داشتند و قشر و طبقه جديدالخلقه‌اي ديده‌ نمي‌شد.
بنابراين مي‌توان گفت كه علي‌رغم وجود اقشار و طبقات گوناگون كه منافع متعدد و گاه متضادي هم داشتند، هيچ‌گاه احزابي كه افراد اين طبقات را حول منافع شناخته شده آنان بسيج و براي كسب قدرت اقدام كنند، وجود نداشته، و يا اگرهم درمقاطعي چنين احزابي وجود داشته است، به علت دمكراتيك نبودن ساختارهاي آنها و نیز فقدان اتصال بدنه این احزاب به قشر و طبقه مورد نظر، این احزاب ضعيف بوده و در نهايت مثل برف در تابستان آب و حتي تبخير شده‌اند. البته مهمتر از همه این‌ها وجود دولت‌هایی بود که به علت استقلالی که از جامعه داشتند اجازه فعالیت موثر و کارآمد به احزاب را برای کسب قدرت و جانشینی نمی‌دادند. همانطور که وزیر کشور در سال 1374 گفت دولت ایران احزابی می‌خواست که سیاسی نباشند بلکه الهی باشند! 
 
از چشم اندازی تاریخی، ساختار قدرت در ایران سده اخیر چگونه ضعف تحزب را رقم زده و پیامد این امر چه بوده است؟ 
ضعف تاريخي احزاب در ايران علل متعدد دارد. مهمترین علت آن استقلال نسبي ساختار قدرت از طبقات و اقشار اجتماعي و كلا مردم است. چنين استقلالي، كه به دليل مالكيت دولت بر زمين (پيش از انقلاب مشروطه و مدتي پس از آن) و اتكا به درآمدهاي نفتي (پس از كشف و استخراج نفت) بوجود آمده است، از يك‌سو اجازه شكل گيري طبقات اجتماعي را چنان كه شايسته است نمي‌دهد، و از سوي ديگر براي اقشار و طبقات موجود (در حدي كه هستند) هم اين حق را قائل نيست كه پاي‌شان را جاي پاي حكومت بگذارند. به عبارت ديگر كوشش براي كسب قدرت سالبه به انتفاء موضوع مي‌شود. از ابتدا هم حكومت‌ها حتي مانع از شكل گيري اوليه و سازمان يابي اقشار و گروه‌هایی مثل معلمان، كارگران، كارمندان، كشاورزان و ... شده اند، چه رسد كه براي آنان حق حضور در قدرت و كسب آن را قائل باشند. به‌دليل وجود اين شرايط، جامعه ایران بيش از آن‌كه با سازمان‌هاي حزبي واقعي روبرو باشد، با باندهاي قدرت كه در پي زد و بند و توزيع پست‌ها بوده اند، مواجه بوده است. اين پاتوق‌هاي حزبي به دليل نبود ساختار دمكراتيك، كم‌كم  در ذهن مردم نيز منفي مي‌شدند و اين منفي بودن به نوبه خود موجب تضعيف بيشتر زمينه‌هاي سازمان‌يابي سياسي و حزبي مي‌شده و فرهنگ مناسب حزبي نيز شكل نمي گرفته است.
 
چرا لیبرالیسم، برخلاف مارکسیسم و ناسیونالیسم و اسلام، هیچ گاه زمینه ساز شکل گیری یک حزب موثر در تاریخ سیاسی ایران نشده است؟
با توجه به جميع جهات و آن‌چه كه گفته‌ شد، روشن است كه در جامعه ايران زمينه براي شكل‌گيري احزاب ليبرال كمتر بوده؛ زيرا از يك‌ سو اقشار و طبقاتي كه بايد زمينه شكل گيري احزاب ليبرال باشند شكل نگرفته یا ضعیف بودند و اگرهم شكل مي‌گرفتند در زير سايه قدرت حكومت قرار داشتند و از استقلال طبقاتي بي‌بهره بودند، و در نتيجه قادر به ايجاد سازماني حزبي كه منافع آنان را ابتدا تعریف و سپس نمايندگي نماید نبودند و از سوي ديگر، وضعيت براي شكل گيري احزاب ليبرال مناسب نبود؛ زيرا فضاي سياسي ايران به طور طبیعی عموما راديكال و در جهت براندازي جناح حاكم سير مي‌كرد و اين فضا براي رشد و نمو ديدگاه‌هاي راديكال و مبارزه‌جو مثل ماركسيسم و بنيادگرايي مناسب‌تر بود، ضمن آن‌كه حضور قدرت هاي بيگانه در ايران زمينه را براي شكل گيري احزاب ناسيوناليستي هم فراهم مي كرد و در نهايت ليبرال‌هاي جامعه ايران هم هركدام به تناسب در ذيل يكي از گرايش‌هاي فوق قرار مي گرفتند و كمتر فرصت اظهار وجود مستقل پيدا مي كردند.
 
موانع سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پیدایش و بقای احزاب قومی در ایران معاصر ( از مشروطه تا به امروز ) چه بوده است؟ و نیز پیامدهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ظهور چنین احزابی در ایران سده اخیر؟

احزاب قومي به‌‌علت فقدان ساختار دمكراتيك در جامعه ايران، به‌سرعت به تجزيه طلبي متمايل يا متهم مي‌شوند و همين امر هم نقطه ضعف آن‌ها است. اگر دفاع از منافع اقوام و اقليت هاي زباني و نژادي در چارچوب كشوري متحد و يكپارچه صورت گيرد، بطور طبيعي چنين احزابي تاسيس مي‌شوند و به حيات خود هم ادامه مي‌دهند، ولي از آنجا كه پاسخ قدرت هاي مركزي به مطالبات گوناگون اجتماعي چندان مساعد نيست، از اين‌رو مطالبات قومي به‌سرعت راديكال و تجزيه طلب و سپس سركوب مي‌شوند. تجربه فرقه و احزاب دمكرات آذربايجان، كردستان و خلق عرب و بلوچ و... از حیث گفته شده كمابيش مشابه يكديگر است. اتفاقا وجود شكاف‌هاي قومي و زباني و اهميت بيشتر آن‌ها نسبت به ساير شكاف‌ها در ايران موجب شده‌است كه ساير اقشار و طبقات اجتماعي نيز نتوانند چنانچه شايسته است سازمان‌يابي نموده و حزب تشكيل دهند. بروز اختلاف ميان حزب توده و فرقه دمكرات آذربايجان، نشان مي‌دهد كه وابستگي شديد هردو به اتحاد جماهيرشوروي و نيز وجود انضباط آهنين در احزاب چپ، هم نتوانست اين اختلاف را حل كند زيرا گرايش‌هاي قومي و منطقه‌اي به ساير موارد غالب و فايق مي‌آيد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 9:51  توسط مصطفی جوان  | 

همسر متکی از رقابت انتخاباتی انصراف داد

همسر متکی از رقابت انتخاباتی انصراف داد 

انتخابات - عصرایران نوشت:

 طاهره نظری همسر  منوچهر متکیوزیر پیشین امور خارجه کشورمان که از حوزه انتخابیه تهران نامزد حضور در انتخابات مجلس شده بود اعلام کناره گیری کرد.

گفته می شود دلیل انصراف وی، قرار نگرفتن نام وی از سوی جبهه متحد اصولگرایان در فهرست نهایی این جبهه است.

انتظار می رود با نهایی شدن این فهرست، عده دیگری از نامزدهای اصولگرا از گردونه رقابت خارج شوند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 9:49  توسط مصطفی جوان  | 

بیش از۹۵درصد حامیان موسوی تأیید صلاحیت خواهند شد/مشایی جاسوس نیست

غفوری فرد در گفت​وگو با خبرآنلاین: بیش از۹۵درصد حامیان موسوی تأیید صلاحیت خواهند شد/مشایی جاسوس نیست

انتخابات - فهرست انتخاباتی جبهه متحد اصولگرایان، اصلی​ترین لیست انتخاباتی و رای​آورترین است.

نسرین وزیری: برآورد اینچنینی از لیست انتخاباتی جبهه متحد اصولگرایان به انضمام احتمال ارائه لیست مجزا از سوی جبهه پایداری، شرایط حضور چهره​های مشترک میان دو لیست جبهه متحد و جبهه پایداری، چگونگی تبدیل استقبال​های مردمی از جبهه پایداری به رای و.... مجموعه مواردی است که حسن غفوری​فرد عضو فراکسیون اصولگرایان از آن یاد کرد. این نماینده تهران که بارها گفته بود امیدوار است جبهه پایداری به جبهه متحد بپیوندد با این واکنش روح​الله حسینیان مواجه می​شود که «امیدوار نباش، نمی​پیوندیم».
شرایط حضور اصلاح​طلبان در انتخابات مجلس نهم، احراز صلاحیت​هایی همچون التزام به ولایت فقیه و نظام از جمله محورهای گفت​وگوی مشروح خبرآنلاین با موسس جامعه اسلامی مهندسین است که در جریان آن گفت: بیش از95درصد حامیان نامزدهای معترض به نتیجه انتخابات 88، حتی حامیان موسوی تأیید صلاحیت خواهند شد. اما آنها که بعد از تایید نتیجه انتخابات از سوی رهبری، باز هم بحث تقلب در انتخابات را مطرح کردند، نشان دادند که به ولایت فقیه التزام ندارند.
 
مشروح این مصاحبه را در ادامه بخوانید:
*پس از آنکه جبهه پایداری تلویحاً اعلام کرد که به جبهه متحد نخواهد پیوست، شائبه ارائه دو لیست از سوی اصولگرایان تقویت شد. اعضای جبهه ایستادگی‌ هم در مورد ارائه لیست جداگانه یا لیست مشترک با جبهه متحد اختلاف نظر دارند. به این ترتیب احتمال ارائه سه لیست انتخاباتی از سوی اصولگرایان وجود دارد. شما این احتمال را چقدر محتمل می‌دانید؟
به نظر می‌رسد، شرایط به سمتی پیش می‌رود که اگرچه لیست اصلی از سوی جبهه متحد اصولگرایان ارائه می‌شود، اما لیست‌های دیگری هم ارائه شوند. در همه انتخابات‌های مجلس هم، اینگونه بوده که بیش از یک لیست ارائه شده است، حتی لیست‌هایی با 5 یا 10 نفر نامزد اختصاصی هم داشته‌ایم. امسال هم شاهد لیست‌هایی به جز لیست جبهه متحد خواهیم بود که کامل نباشند. حرف شما را قبول دارم که جبهه پایداری به سمت ارائه لیست می‌رود و بقیه گروه‌ها هم که ممکن است با جبهه متحد اصولگرایان به توافق نرسند هم احتمالاً لیست خواهند داد اما لیست اصلی و رأی‌بیار، همان لیست جبهه متحد خواهد بود. به نظر من در میان لیست‌های اصولگرایان، تعداد زیادی از افراد در تمامی لیست‌ها مشترک خواهند بود.
*منظورتان این است که در لیست جبهه پایداری ممکن است، برخی از نامزد‌های جبهه متحد هم حضور داشته باشند؟
هنوز جبهه پایداری در این زمینه به اجماع نرسیده است که یک لیست کامل 30 نفره برای تهران ارائه دهد یا لیستی که حداکثر مشترکات و توافق را با لیست جبهه متحد داشته باشد. این عدم اجماع هم به خاطر آن است که در جبهه پایداری از ابتدا تاکنون مواضع مختلفی ارائه شده است. اوایل می‌گفتند که گفتمان انقلاب را دنبال خواهند کرد و لیست نخواهند داد. بعد گفتند که با جبهه متحد به توافق می‌رسیم اما الان ظاهراً به یقین رسیده‌اند که لیست جداگانه بدهند. گویا می‌خواهند در همه حوزه ها هم همین کار را بکنند اما همانطور که گفتم هنوز به اجماع نرسیدند که این لیست‌ها کاملاً مجزا از لیست جبهه متحد باشد یا مشترکاتی داشته باشد. من که فکر می‌کنم نهایتاً لیست آنها، مشترکات زیادی با جبهه متحد خواهد داشت.
*جبهه متحد چطور؟ ممکن است جبهه متحد اصولگرایان چهره‌هایی همچون آقاتهرانی را علی‌رغم عضویت در جبهه پایداری، در لیست خود بگنجاند؟
این بستگی به رویکرد جبهه پایداری دارد. اگر آنها لیست مستقل بدهند، احتمال اینکه از میان نامزد‌های آنها کسی در لیست جبهه متحد نباشد وجود دارد اما اگر به این تصمیم برسند که لیستی با اشتراکات متعدد با لیست جبهه متحد ارائه دهند، احتمالاً جبهه متحد هم با آنها تعامل می‌کند و از افراد شاخص آنها کسانی را در لیست خود خواهد گنجاند.
*مثلاً چه کسانی؟
مثلاً همین آقای آقا‌تهرانی که از چهره‌های منطقی آنهاست.
*چهره‌هایی چون رسایی یا کوچک‌زاده چطور؟
نه؛ البته باید منتظر ماند و دید. الان زود است که قضاوت کنیم هنوز هیچ چیز نهایی نشده است چه بسا جبهه پایداری در نهایت تصمیم بگیرد وارد جبهه متحد اصولگرایی شود.
 
*اگر جبهه پایداری لیست مجزا و بدون اشتراک بدهد و به گفته شما لیست «رأی‌بیار» هم لیست جبهه متحد باشد که اثری از اعضای جبهه ‌پایداری در میان نامزد‌های آن نیست، میزان رأی ارائه‌شده به نامزد‌های جبهه ‌پایداری گویای وزن واقعی آنها خواهد بود. برآورد شما از وزن این گروه نوظهور چیست؟
هنوز هم معتقدم که آنها صرف‌نظر از وزنشان بهتر است با جبهه متحد اصولگرایان لیست مشترک بدهند. بارها هم گفته‌ام که امیدوارم آنها به جبهه متحد بپیوندند و لیست جداگانه ندهند اما آقایان حسینیان و رسایی پس از این گفته‌هایم در مصاحبه با رسانه‌ها به من گفتند که زیاد امیدوار نباشم چون این امکان، چندان وجود ندارد و به جبهه متحد نخواهند پیوست.
جبهه پایداری یک تشکل جدید است که سابقه کمی دارد و از درون جبهه متحد اصولگرایان به‌وجود آمده است. آنها تنها چند ماه است که اعلام موجودیت کرده‌اند و اگرچه در همایش‌های استانی‌ در استان‌های مختلف، مردم به دلیل تأکید آنها بر گفتمان انقلاب، استقبال خوبی از آنها کرده‌اند اما اینکه آیا این اقبال مردمی تبدیل به رأی خواهد شد یا نه، را نمی‌توان به طور قطع گفت. مطمئناً اکثریت مردم در تهران و شهر‌های بزرگ از لیست جبهه متحد اصولگرایان حمایت خواهند کرد.
*به یاد دارم که در ابتدای تشکیل فراکسیون انقلاب اسلامی، توصیه آقای باهنر به اعضای آن، این بود که از فراکسیون اصولگرایان جدا نشوند، چون برای دولت خوب نخواهد بود که وزن فراکسیون حامیانش در مجلس تعداد محدودی باشد و بهتر است که همه فراکسیون اصولگرایان را به عنوان فراکسیون اکثریت، حامی دولت بدانند. اما به این توصیه توجه نشد و وزن حامیان دولت در مقاطع مختلف کم و ضعیف جلوه کرد. الان که جبهه پایداری مدعی «اصولگرایی ناب» است، فکر نمی​کنید اقبال مردمی کم از لیست آنها ممکن است به ضرر مفهوم «اصولگرایی» باشد؟ آیا از این منظر به آنها توصیه نشده است که یا چنین شعاری ندهند یا به بخشی از جبهه متحد تبدیل شوند؟
توصیه و دعوت فراوان شده است که به جبهه متحد اصولگرایان بپیوندند. یعنی همان جبهه​ای که خاستگاه اصلی آنان بوده است و از همان طریق وارد مجلس هشتم شدند. اما آنها فکر می‌کنند که نقش مهمتری در انقلاب و 9 دی داشته‌اند و اساساً 9 دی را کار خودشان می‌دانند.
*البته سن و سال اغلب اعضای جبهه پایداری کمتر از آن است که نقشی در پیروزی انقلاب داشته باشند.
بله همین‌طور است. اغلب آنها جوان هستند. مضاف بر اینکه 9 دی هم کار مردم بود و نباید آن را منتسب به یک گروه خاص کرد. به نظر من انتساب 9 دی به یک گروه یا یک حزب و یا حتی جبهه، ظلم به انقلاب و ظلم به مردمی است که حماسه نهم دی ماه را خلق کردند. نهم دی ماه جوشش طبیعی انسان​هایی بود که نسبت به انقلاب و مقدسات و ولایت فقیه و نظام اسلامی احساس خطر کردند و لذا بطور خودجوش از همه جا جوشیدند و ریشه فتنه را از بن قطع کردند.                                                                                                                  
 اما اینکه گفتید، ممکن است اقبال مردمی محدود به آنها به اصولگرایی، لطمه بزند را قبول ندارم چون مردم نهایتاً به لیست جبهه متحد اصولگرایان رأی خواهند داد و این نشان خواهد داد که مردم، اصولگرایان ریشه‌دار‌تر را بیشتر قبول دارند و آنها را بیشتر به اهداف و آرمان‌های امام و رهبری نزدیک می‌دانند. حالا آنها دوست دارند خودشان را «اصولگرای ناب» معرفی کنند اشکالی ندارد، مهم این است که مردم چه گروهی را بیشتر قبول دارند.  در عین حال رای به جبهه پایداری را هم خلاف اصولگرایی نمی دانم. ما همگی شاخه های درخت تنومند انقلاب اسلامی هستیم.
 
*نفس ارائه چند لیست از سوی گروه‌های مختلف اصولگرا اعم از جبهه پایداری و ایستادگی منجر به شکستن آرای اصولگرایان نخواهد شد؟
شکستن آرا در این صورت طبیعی است، اما بستگی دارد به اینکه دیگر لیست‌های فرعی اصولگرایان- به جز لیست جبهه متحد اصولگرایان که لیست اصلی است- چقدر رأی بیاورد. اگر استقبال از آن زیاد نباشد، آرا هم چندان شکسته نخواهد شد.
*در شرایطی که انتقاد از دولت به دلیل شرایط اقتصادی موجود و اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها، زیاد است، اینکه جبهه پایداری خود را حامی دولت معرفی کند، برایش رأی‌آور است یا ضد‌ رأی؟
اتفاقاً آنها با پرچم حامیان دولت نمی‌آیند و می‌گویند که رایحه خوش، منهای دولت هستند. شاید همین نگاه به دولت سبب شده است که آنها پرچم حامی دولت را کنار بگذارند.
*اخیراً چهره‌های مختلف اصولگرایان، اظهار‌نظر‌‌های مختلفی درباره نحوه حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس نهم داشته‌اند؛ نظر شما در این‌باره چیست؟
به نظر من اصلاح‌طلبان دو مشکل اساسی دارند که باید آن را حل کنند؛ یکی اینکه باید مواضعشان را راجع به فتنه 88 روشن کنند. مادامی‌که به‌طور شفاف درباره آن اظهارنظر نکرده و اعلام برائت نکنند، بعید است که شانسی برای پیروزی در انتخابات مجلس نهم داشته باشند یا حتی نقشی در شکل گیری​های سیاسی مملکت ایفا کنند.. دومین مشکل اصلاح‌طلب‌ها این است که حتی اگر موضعشان را نسبت به فتنه 88 هم اعلام کنند با توجه به ذهنیت منفی‌ای که از عملکرد آنها در مجلس ششم و ریاست جمهوری دهم در میان مردم شکل گرفته‌، اقبال مردم به آنها زیاد نخواهد بود. من معتقدم اگر آنها با پرچم اصلاح‌طلبی به میدان بیایند شانس کمی خواهند داشت، مگر آنکه به‌عنوان نامزدهای مستقل وارد مجلس شوند و بعد گرایششان را اعلام کنند.
*به نظر می‌رسد که اصلاح‌طلب‌ها برای حضور در این انتخابات با یک پارادوکس روبه‌رو هستند. اگر شرکت کنند یعنی ادعایشان در مورد تقلب در انتخابات را رد کرده‌اند و سلامت انتخابات را قبول دارند و اگر هم شرکت نکنند و انتخابات را تحریم کنند برخلاف مشی اصلاح‌طلبی عمل کرده‌اند، چراکه هر اصلاحی مستلزم حضور و تلاش برای اصلاح وضع موجود است، نظر شما در این‌باره چیست؟
این پارادوکس از ابتدای حرکت اصلاح‌طلبان وجود داشته است، چراکه آنها هیچ‌گاه تعریف روشن و شفافی درباره اصلاحات از خودشان ارائه نداده‌اند. برخی مواضع تند و ساختارشکنانه آنها با اصلاحات مخالف است. اصلاحات، حرکت‌هایی در داخل ساختار حکومت و نظام است و مواضع ساختارشکنانه کارگروه‌های رادیکال اپوزیسیون است، نه اصلاح‌طلبان. چون با این پارادوکس از ابتدا مواجه بودند، اعلام کردند که اصلاحات، مولود زودرسی بوده که سالم به دنیا نیامده است. الان هم به همین دلیل نمی‌توانند به توافق نظر درباره شرکت در انتخابات برسند. از یک‌طرف ابطحی، تحریم را با فلسفه اصلاحات در تعارض می‌بیند و از سوی دیگر برخی اعضای آنها می‌گویند که باید انتخابات را تحریم کرد. به نظر من این پارادوکس غیرقابل حل است. همین آقایان ابطحی و تاج‌زاده که ادعای تقلب در انتخابات گذشته را مطرح کردند، بعد حرف‌هایشان را تکذیب کردند اما پاسخ ملت را چه کسی باید بدهد؟ آنها با این ادعا، هزینه زیادی را در فتنه 88 به نظام تحمیل کردند و حضور دوباره آنها در انتخابات و رد تقلب در آن هم، هزینه زیادی را به خودشان وارد می‌کند. همین بحث‌ها را در پایان انتخابات مجلس ششم شاهد بودیم که از یک‌سو خروج از حاکمیت، تحصن و اعتصاب غذا را دنبال می‌کردند و از سوی دیگر اصرار داشتند صلاحیتشان تأیید شود تا بار دیگر در انتخابات مجلس هفتم شرکت کنند!
 
تا وقتی که آنها تعریف مشخصی از اصلاح‌طلبی ارائه ندهند، همچنان با این پارادوکس روبه‌رو خواهند بود و به جایی نمی‌رسند. مقام معظم رهبری تعریفی از اصلاح‌طلبی ارائه کردند، فرمودند که بهترین اصلاحات مبارزه با فقر، فساد و تبعیض است اما اصلاح‌طلبان هنوز تعریف متفق‌القولی ارائه نداده‌اند؛ به همین دلیل است که هرکس براساس تعریف و ایده خودش سوار قطار اصلاحات شده و این‌گونه نبوده که قطار با مقصد خاصی حرکت کند و هر کسی که مسیرش همین مقصد است، سوار آن شود.  در هر حال با ادعای تقلب، که بعدا توسط بسیاری از آنها تکذیب شد، هم هزینه برای نظام ایجاد کردند و هم یک پارادوکس همیشگی برای خودشان و اصلاحات آفریدند که بعید است به راحتی مفری از آن پیدا کنند.
 
*در شرایطی که اصولگرایان به گفته خودشان در اداره امور کشور اعم از دولت و مجلس، دیپلماسی، اقتصاد و... موفق بوده‌اند، اصلاً چه نیازی به حضور دوباره اصلاح‌طلبان هست که به گفته شما با وجود عملکرد مجلس ششم و انتخابات ریاست جمهوری دهم، ذهنیتی منفی در مردم ایجاد کرده‌اند؟ چرا حضور یا عدم حضور آنها محوری از گفتمان انتخاباتی اصولگرایان شده است؟
خوشبختانه در دو دولت و مجلس گذشته، علی‌رغم برخی انتقادات، دستاوردهای بسیار زیادی در عرصه داخلی، خارجی، هسته‌ای، علمی– اعم از نانوتکنولوژی، سلول‌های بنیادی و سفینه فضایی– داشتیم که ایران را به یک قدرت بسیار قوی در منطقه تبدیل کرده است که بیداری اسلامی هم یکی از دستاوردها و نتایج حاصل از آن است. ما نیازی به اصلاح‌طلب‌ها نداریم. ولی نظام ما نظام بازی است که علاقه‌مند است مشارکت عمومی حتی‌الامکان افزایش یابد؛ از این‌رو زمینه باز است تا هرکس که به قانون اساسی و ولایت ‌فقیه اعتقاد دارد، وارد فضای سیاسی و رقابتی شود. همان‌طور که گفتم ما نیازی به حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات آتی نداریم ولی آنها نیازمند حضور در این عرصه هستند تا به کلی از صحنه سیاست کشور حذف نشوند البته حضور یا عدم حضورشان تأثیری بر میزان مشارکت مردم در انتخابات نخواهد داشت، چرا که مردم وظیفه شرعی و دینی خود می‌دانند که فارغ از دسته‌بندی‌های سیاسی وارد عرصه انتخابات شوند.  انتخابات هم حق مردم است و هم تکلیف مردم. مردم آگاه ما این را خوب می​دانند و به لوازم آن پایبند هستند.
 
*اما برخی دوستان اصولگرای شما معتقدند که حضور اصلاح‌طلب‌ها دست‌کم این فایده را دارد که اصولگرایان را برای ارائه یک لیست واحد به اجماع برساند؛ این‌گونه دعوت‌ها برای حضور انتخاباتی اصلاح‌طلبان را از سر اعتقاد به کارآمدی مجلس آتی در نتیجه تضارب آرا میان دو جریان فکری می‌دانید یا رعایت ظاهر انتخاباتی این رقابت و پرهیز از تک‌صدایی شدن مجلس نهم؟
مطمئناً اگر ایده‌های مختلفی در مجلس آینده حضور داشته باشند و تضارب آرا شکل بگیرد، قوانین از کیفیت بهتری برخوردار خواهند بود، به همین دلیل است که نظام معتقد به فراهم‌آوری زمینه حضور تمامی کسانی است که می‌پذیرند در چارچوب نظام فعالیت داشته باشند. همچنان‌که یکی از شاخص‌های حکومت مردم‌سالار هم افزایش میزان مشارکت است که مقبولیت بیشتر نظام را نشان می‌دهد، اما اگر اصلاح‌طلبان نیایند هم باز انتخابات مجلس نهم با حضور گروه‌های مختلف اصولگرا، رقابتی خواهد بود. مثلاً در تهران همواره حدود 1000 نفر برای 30 کرسی نمایندگان پایتخت در مجلس ثبت‌نام می‌کنند. حالا اگر 2، 3 نفر نامزد اصلاح‌طلب به این جمع اضافه شود یا نشود، چه تفاوتی ایجاد خواهد شد؟ آیا انتخابات با حضور همین 3 نفر است که رقابتی می‌شود؟ نه این‌گونه نیست. آنها چه بیایند و چه نیایند این انتخابات برگزار می‌شود و نامزدها اعم از اصولگرا یا مستقل با هم رقابت خواهند کرد اما برای خود اصلاح‌طلبان بهتر است بیایند تا از عرصه حذف نشوند. این توصیه برادرانه من به آنهاست.  سابقه سی ساله انقلاب نشان داد که این حرکت مردمی بسیار قویتر از آن است که حضور یک یا چند نفر در آن تاثیر جدی داشته باشد.                   
      
*شما همچون اکثر دیگر چهره‌های اصولگرا معتقدید که اصلاح‌طلبان حتی اگر بیایند هم با اقبال مردمی چندانی مواجه نخواهند شد. برخی کاربران خبرآنلاین در کامنت‌هایی که ذیل این‌گونه مطالب درج می‌کنند، می‌پرسند که اگر این‌قدر اطمینان دارید، چرا صلاحیت اصلاح‌طلب‌ها را تأیید نمی‌کنید تا مشخص شود وزن اجتماعی آنها چقدر است؟ کما اینکه در شوراهای سوم نیز چنین شد و حتی با وجود تأیید صلاحیت چهره‌هایی از نهضت آزادی توسط مجلس ششم، مردم به آنها اقبال چندانی نشان ندادند. به نظرتان چنین ظرفیتی در حال حاضر وجود دارد؟ شورای نگهبان چنین پیشنهادی را خواهد پذیرفت؟
این یک مغلطه و خلط مبحث است که مطرح می‌شود. تأیید صلاحیت نامزدها اصلاً ربطی به پایگاه اجتماعی گروهی ندارد. مثلاً چون ما معتقدیم که پایگاه اجتماعی و اقبال مردمی به آنها بیشتر است، پس آنها نباید رد صلاحیت شوند؟ نه اینگونه نیست. تأیید صلاحیت افراد ربطی به این ندارد که عضو نهضت آزادی هستند یا اصولگرایند. افراد براساس معیارهای مندرج در قانون اساسی و قانون انتخابات نظیر اعتقاد و التزام به اسلام، نظام جمهوری اسلامی و انقلاب، صلاحیتشان احراز می‌شود. فارغ از اینکه اصولگرا باشند یا اصلاح‌طلب و یا پایگاه اجتماعی‌شان چه باشد. شورای نگهبان همچون کنکور است. نمی‌توان گفت افراد بیایند در دانشگاه بعد اگر توانستند درس بخوانند وگرنه بروند بیرون. برای یک شغل ساده اداری هم احراز صلاحیت افراد و برخورداری از شرایطی الزامی است. وظیفه شورای نگهبان احراز شرایط نمایندگی است نه سنجش پایگاه اجتماعی آنها. مثلاً شورای نگهبان باید ببیند که نامزدهای این دوره، شرط تحصیلی فوق لیسانس یا لیسانس به‌علاوه پنج سال سابقه کار اجرایی را دارند؟ آیا حداقل سن 30 سال و حداکثر 75 سال هستند؟ اینها ضوابط اجرایی قانون انتخابات است و ربطی به اصلاح‌طلب یا اصولگرا بودن افراد ندارد. نمی‌توان از شورای نگهبان انتظار داشت که افرادی را برخلاف قانون، ولو اینکه صلاحیت ندارند، تأیید کند، به این امید که رأی نخواهند آورد! به یاد دارم که در یکی از این انتخابات‌های مجلس، یک فردی نامزد شده بود که فقط دو رأی آورده بود. آیا شورای نگهبان باید صلاحیت وی را به دلیل عدم توانایی‌اش در کسب رأی رد می‌کرد؟ شرایط کاندیداها در قانون کاملا مشخص است و شورای نگهبان تنها با این میزان افراد را می​سنجد و تایید می​کند و یا در صورت عدم احراز شرایط رد می​کند.
 
*مثال‌هایی که در مورد تحصیلات و سن فرمودید، از جمله شرایط کمی احراز صلاحیت نامزدهاست ولی موارد کیفی زیادی هم مثل التزام به قانون اساسی و ولایت فقیه و... وجود دارد که متر مشخصی برای سنجش آن نیست و به همین دلیل است که برخی شورای نگهبان را به برخورد سلیقه‌ای متهم می‌کنند. عمده شکایات از احراز صلاحیت‌ها هم در همین حوزه‌هاست.
ممکن است از نظر من و شما این معیارها چندان مشخص نباشد اما گاهی اسناد معتبری وجود دارد که نشان می‌دهد کسانی فاقد برخورداری از التزام به نظام و انقلاب هستند. مثلاً اگرچه عضو ستاد انتخاباتی نامزد خاصی در انتخابات ریاست‌جمهوری گذشته نبوده‌اند اما در راه‌اندازی راهپیمایی‌های اعتراضی، تخریب اموال عمومی و آشوب‌های خیابانی نقش داشته‌اند. شورای نگهبان چطور می‌تواند صلاحیت چنین کسانی را تأیید کند؟
 
*اتفاقاً آقای مطهری هم در نطقشان گفتند که معیار احراز صلاحیت نامزدها عضویت‌شان در ستادهای انتخاباتی نباشد، بلکه ملاک شورای نگهبان حضور افراد در آشوب‌های خیابانی باشد.
در انتخابات گذشته حدود 13 میلیون نفر از جمعیت کشور به آقای موسوی رأی دادند. نمی‌توان گفت که برای همین باید شورای نگهبان صلاحیت این افراد را رد کند! اتفاقاً به نظر من شورای نگهبان صلاحیت بیش از 95درصد حامیان نامزدهای معترض را هم تأیید خواهد کرد اما آنها که اطلاعیه دادند و مردم را به آشوب دعوت کردند را نمی‌توان تأیید صلاحیت کرد. ضمن اینکه توصیه آقای مطهری هم ملاک نیست. قانون ملاک است که براساس آن افراد نباید با نظام مخالفت کرده باشند یا در جهت تخریب بیت‌المال گامی برداشته باشند. برای همین است که می‌گویم 95درصد رأی‌دهندگان به آقای موسوی برای حضور در انتخابات آتی تأیید صلاحیت خواهند شد، چون بعد از مشاهده دامنه آشوب‌ها و مواضع ایشان، از نظر و رأی‌شان برگشتند. اینکه پس از سخنان مقام معظم رهبری و تأیید نتیجه انتخابات، برخی باز هم ادعای تقلب را مطرح کردند، عملاً نشان دادند که التزامی به قانون اساسی و ولایت فقیه ندارند.  بدون التزام به قانون اساسی و اصل ولایت مطلقه فقیه یقینا صلاحیت کسی تایید نمی​شود و یا در صورت احراز شرایط هم، صلاحیت کسی رد نخواهد شد.
 
*اما برخی به استناد اینکه آیت‌ا... کاشانی در تبعید هم توانست نامزد انتخابات مجلس شود و رأی هم بیاورد، معتقدند که چرا الان نباید چنین اتفاقی بیفتد و حتی به محکومان حوادث پس از انتخابات 88، فرصت دوباره داده شود؟
لابد آنها که این معیارها را می‌گویند طالب‌ حکومت شاهنشاهی هستند! در هیچ کجای دنیا اینگونه نیست که کسی به جرم مبارزه با نظام در زندان باشد و باز هم بتواند نامزد انتخاباتی بشود!
*ولی در ترکیه یک‌بار این اتفاق افتاد.  در مورد آقای اوجالان فکر می کنم.
نه؛ در ترکیه هم‌ چنین اتفاقی نیفتاد. آنها حزب اربکان را منحل کردند و تا آخر عمر هم به او اجازه فعالیت سیاسی ندادند ولی برخی اجزای حزب وی توانستند باردیگر احزاب دیگری تشکیل دهند و در انتخابات‌های مختلف حضور یابند. این یک منطق قانونی است. کسی که آشوب و تخریب می‌کند، تنها در صورتی که در محکمه‌ای از حقوق اجتماعی محکوم نشده باشد، می‌تواند نامزد انتخابات شود.
*متأسفانه در آستانه هر انتخاباتی شاهد برخی تخریب‌ها علیه برخی کاندیداها از سوی رقبا یا رسانه‌ها هستیم. مثلاً همین اواخر از گرین‌کارت آقای آقاتهرانی کلی خبرسازی شد. بعد از برخی نمایندگان از جمعه آقای بروجردی در موضوع اختلاس اخیر یاد شد و مواردی از این دست. این تخریب‌ها علیه چهره‌های اصولگرا از کجا نشأت می‌گیرد؟
روش ما اصولگراها این نیست که با تخریب افراد وجاهتی برای خودمان ایجاد کنیم. ما می‌خواهیم که با اثبات کارآمدی‌ها و شایستگی‌های خودمان رأی بیاوریم. تخریب و ناجوانمردی در منش ما نیست. آقای آقاتهرانی از همکاران شریف ما هستند و تخریب ایشان اصلاً در آیین و روش ما نیست. البته اصلاح‌طلب‌ها بعد از افشای اختلاس اخیر خوشحال شدند و می‌خواستند به نظام فشار بیاورند و با تخریب برخی چهره‌های اصولگرا امتیاز بگیرند.
در صورتی که چنین رفتارهایی با اخلاق ایرانی، اسلامی و سیاسی ما نمی‌سازد و بارها هم مقام معظم رهبری نسبت به چنین رفتارهایی هشدار دادند. حتی ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر هم در اطلاعیه‌ای از تمامی نامزدها خواسته است که در جهت تخریب کسی قدمی برداشته نشود.
*از سخنان شما می‌شود چنین استنباط کرد که اصلاح‌طلبان در پی تخریب اصولگرایانند.
نه؛ معمولاً کسانی هستند که نه اصولگرای حقیقی‌اند و نه اصلاح‌طلب واقعی. این افراد ممکن است تحت چنین عناوینی شناخته شوند ولی اخلاق ندارند و در جهت تخریب کل نظام پیش می‌روند. کسانی که تابع اخلاق و قانون باشند به دنبال چنین روشی نیستند؛ چه اصلاح‌طلب باشند چه اصولگرا.
*فکر می‌کنید چه ضعف‌هایی در رفتارهای اصولگرایان طی سال‌های گذشته وجود داشته که بهانه‌ای برای تخریب آنها در آستانه انتخابات مجلس شود؟
موضوع اختلاس 3هزار میلیارد تومانی اگرچه از سوی دادستان کل کشور پیگیری می‌شود اما ممکن است بهانه‌ای برای تخریب اصولگرایان شود. برخی اشکالات داخلی دولت هم می‌تواند مستمسکی برای تخریب کل اصولگرایان شود، موارد و معضلاتی همچون بیکاری، نارسایی در پرداخت یارانه‌ها، افزایش نرخ طلا و ارز و... می‌تواند چهره‌های خدوم اصولگرا را هم حتی زیر سؤال ببرد.  البته باید همه موارد با هم، میزان سنجش باشد. خدمات فراوان دولت و مجلس بخصوص در جهت حمایت از اقشار آسیب​پذیر (هدفمند کردن یارانه​ها، تامین اجتماعی، بیمه بیکاری و ...) پیشرفت​های علمی در دولت نهم و دهم، همه و همه باید ملاک بررسی قرار گیرد. هرچند که اینجا و آنجا نارسایی​هایی هم بوده است که بعضا طبیعی است.
 
*در هر دوره انتخابات مجلس، بخشی از نمایندگان همان دوره رد صلاحیت شده‌اند؛ فکر می‌کنید این موضوع شامل حال نمایندگان مجلس هشتم هم بشود؟
تأیید صلاحیت نماینده‌ها در هر دوره مؤید این است که تا آن زمان شورای نگهبان اطلاعاتی‌ دال بر نقطه ضعف آنها و رد صلاحیت‌شان نیافته است اما ممکن است در طول چهارسال نمایندگی افراد اطلاعات جدیدی به دست شورای نگهبان برسد که صلاحیت افراد را زیر سؤال ببرد. مثلاً برخی از مفاسد اقتصادی یا اخلاقی. کما اینکه درباره همین پرونده اختلاس اخیر هم اسامی چهار تن از نمایندگان مجلس در این میان برده شده که احضار شده و شاید بازجویی هم شده باشند. با این حال ما مشکل خاصی از سوی نمایندگان مجلس هشتم نداشتیم و اگر هم رد صلاحیتی باشد، تعدادش کم خواهد بود. به نظرم بیش از 90 درصد نمایندگان این دوره بار دیگر تأیید صلاحیت می‌شوند.
*حتی نمایندگان اطلاح‌طلب؟
نمایندگان اطلاح‌طلب مجلس هشتم به‌نظر نمی‌رسد که برای تأیید صلاحیت‌شان مشکلی داشته باشند. البته ممکن است شورای نگهبان تأکید داشته باشد که چون فتنه از درون اطلاح‌طلبی جوشیده است، آنها باید مواضعشان را نسبت به فتنه 88 اعلام کنند و اگر کسی راضی نشود، رسماً تبری بجوید، ممکن است تأیید صلاحیت نشود.
*جریان نوظهوری در دولت که برخی بر آن نام «جریان انحرافی» ‌نهاده‌اند، جریان تعریف نشده‌ای است که هربار از نزدیکان آقایان مشایی و بقایی بخواهند یاد‌کنند، گفته می‌شود. تعریف شما از این جریان چیست؟ آن را بخشی از اصولگرایان می‌دانید؟
همان‌طور که گفتید تعریف دقیقی از این جریان نشده است اما از آنجا که این جریان درون دولت است و دولت هم اصولگراست، باید بپذیریم که جریان انحرافی درون اصولگرایان بوجود آمده است و هیچ ارتباطی هم به اطلاح‌طلب‌ها ندارد و فکر هم نمی‌کنم که بتواند پیوندی میان جریان‌ اصلاح‌طلبی و جریان انحرافی ایجاد شود. بعضی نظرات آقایان مشایی و بقایی و تأکید آنها بر مکتب ایرانی و مقولاتی از این دست که دارای توجیه منطقی و ارزشی نبود، سبب شد تا برخی اصولگریان آنها را «انحرافی» بخوانند اما خط‌مشی مشخصی در قبال آنها وجود ندارد و خط مرز مشخصی هم تعیین نشده است. هر جریانی که با خط ولایت زاویه بیابد، از آن به جریان انحرافی تعبیر می‌شود.  اصولگرایی یعنی هماهنگی با ولایت و انحراف یعنی زاویه گرفتن از ولایت.
 
*این جریان وزن و پایگاه اجتماعی مشخصی دارد که بتواند با حضور در انتخابات مجلس کرسی‌هایی را به‌دست بگیرد؟
مردم ما آگاه هستند و از بلوغ سیاسی بالایی برخوردارند. بنده به دو دلیل نگران فعالیت‌های این جریان نیستم؛ یکی اینکه مردم ما بسیار به روحانیت و حوزه علمیه علاقه‌مند هستند و از آنجا که دو فقیه برجسته آیت‌الله مهدوی‌کنی و آیت‌الله یزدی در رأس جبهه متحد قرار دارند، ‌مطمئناً مردم به نامزدهای مورد تأیید جبهه متحد اقبال خواهند داشت. دلیل دوم هم این است که مردم با شعارهای توخالی گول نمی‌خورند چون بلوغ سیاسی بالایی دارند. آنها ولو اینکه بدون پرچم‌ هم وارد عرصه شوند، نمی‌توانند رأی زیادی را به خود جلب کنند.  در هر حال به نظر می​رسد که لیست اصلی اصولگرایان بیش از هر لیست دیگری شانس خواهد داشت.
 
*از آنجا که برخی آقایان اصولگرا این جریان را جاسوس و حتی عامل دشمن می‌خوانند، آیا نباید از هم‌اکنون نسبت به نفوذ آنها در مجلس نگران بود؟
من قبول ندارم که آنها عوامل دشمن و جاسوس هستند. اصلاً این زیبنده نظام نیست که بگوییم نزدیک‌ترین فرد به رئیس‌جمهور جاسوس است. ممکن است برخی اظهارات ایشان بدسلیقگی باشد اما نباید چنین اتهامی به آنها زد. اگر کسانی که این حرف‌ها را می‌زنند سندی دارند آن را به شورای نگهبان و مراجع قضایی ارائه دهند تا ثابت شود. اگر چنین اتهامی ثابت نشود، تهمت بزرگی است و قابل پیگرد قضایی است. کسانی که به ایران و اسلام علاقه‌مندند باید مراقب این حرف‌ها باشند و بدانند که به این ترتیب چه هزینه سنگینی را به نظام جمهوری اسلامی تحمیل می‌کنند در حالی‌که هیچ سندی برای مطالب خود ندارند. بیان بعضی از مطالب که ممکن است حتی از لحاظ اسلامی هم مشکل داشته باشد، دلیل بر جاسوسی نیست. نباید تنها با یکی دو جمله که کسی به زبان می آورد، او را متهم به جاسوسی کرد. هرچند که گفته​های او کاملا برخلاف مسیر اندیشه​های صحیح ما باشد.
 
*هشدارهایی هم به شورای نگهبان داده می‌شود که در جریان تأیید صلاحیت‌ها مراقب باشد چنین افرادی را تأیید نکند. به نظرتان شواری نگهبان چطور می‌تواند چنین کسانی را شناسایی کند در حالی‌که هیچ تابلو مشخصی ندارند؟
ببینید تأیید صلاحیت یک نفر از سوی شورای نگهبان به این معنی نیست که هیچ مشکلی ندارد؛ همان‌طور که رد صلاحتیش هم به منزله آن نیست که صددرصد مشکل دارد، بلکه تنها به این معناست که براساس معیارها و شاخص‌های موجود صلاحیتش بررسی شده. ممکن است برخی از این تور شورای نگهبان رد شوند و بتوانند به‌عنوان کاندیدا به رقابت‌ بپردازند اما تصمیم‌ نهایی را مردم می‌گیرند. نهایتاً‌ هم باید اعتبارنامه آنها در مجلس تأیید شود. ممکن است برخی اعضای منتسب به جریان انحرافی تأیید صلاحیت شوند ولی یا مردم به آنها رأی نمی‌دهند و یا اینکه در مجلس اعتبارنامه‌شان تأیید نخواهد شد.
*ذیل طرح سؤال از رئیس‌جمهور، امضای شما به چشم نمی‌خورد. این نشان‌‌دهنده مخالفت شما با این سؤال است؟ نظرتان درباره پیگیری این سؤال در شرایط کنونی و در آستانه انتخابات چیست؟
بله؛ من مخالف سؤال از رئیس‌جمهور هستم و در این شرایط آن را به نفع نظام نمی‌‌دانم. این کار تنش بیشتری هم ایجاد می‌کند. هم به دلیل شرایط منطقه و هم به‌خاطر اینکه در آستانه انتخابات هستیم، این کار خوبی نیست. در این شرایط که یک زلزله سیاسی بزرگ رخ داده و چهار دیکتاتور بزرگ خاورمیانه از بین رفته‌اند، اسرائیل در بدترین شرایط است و چشم‌ها و نگاه‌ها به جمهوری اسلامی ایران به عنوان مبدأ انقلاب‌های ضد دیکتاتوری است نباید با طرح سؤال از رئیس‌جمهور فضای کشور را متشنج نشان دهیم. سؤال از رئیس‌جمهور اگر انجام شود، نخستین‌بار در تاریخ انقلاب خواهد بود. اگرچه به زحمت بالاخره امضاهای این طرح به 72، 73 نفر رسید اما به نظر نمی‌آید که به جایی برسد. به نظرم بعید است که بعد از ارجاع این سؤالات به کمیسیون‌ها، نهایتاً این موارد به صحن علنی برسد. البته خوب است که به این سؤالات که در ذهن جامعه هم به‌وجود آمده پاسخ داده شود اما بعید به نظر می‌رسد که ظرفیت این کار در مجلس باشد. پاسخ به بعضی از سوالات وابهامات و حتی بعضی از مواضع دولت و شخص رئیس​جمهور ممکن است از طرق دیگر هم به دست آید ونباید هزینه اضافی بر نظام تحمیل کرد.   
                                                                                                 
*چرا چون بررسی قانون بودجه 91 را در دستور دارید؟
لایحه بودجه 91 که بعید است به موقع به مجلس برسد. کما اینکه سال گذشته نیز چنین شد و لایحه بودجه به شکل دو دوازدهم تصویب شد. مضاف بر لایحه بودجه، لوایح مهم دیگری همچون نظارت بر نمایندگان که از مطالبات مقام معظم رهبری از مجلس هشتم بود نیز همچنان در دستور کار مجلس است که باید به سرانجام برسد. نمایندگان هم که از هم‌اکنون مشغول فعالیت انتخابات هستند، بعید است با توجه به مجموعه این موارد اولویت‌دار، اصلاً فرصتی برای بررسی طرح سؤال از رئیس‌جمهور دست دهد.
* فکر می‌کنید لایحه بودجه 91 هم دو دوازدهمی تصویب شود؟ با توجه به اینکه انتخابات مجلس هم در پیش است.
در بهترین حالت ممکن است بودجه 91 به شکل دو دوازدهم تصویب شود. سال گذشته مراحل مختلف بررسی لایحه اعم از بررسی در کمیسیون‌ها و تلفیق انجام شد و بررسی نهایی لایحه به سال 90 موکول شد اما امسال هیچ‌یک از مراحل بررسی لایحه بودجه طی نشده است و شاید کار به تصویب بودجه یک دوازدهم یا دو دوازدهم برسد.
*به نظرتان تأخیر در ارائه لایحه بودجه، چه دلیلی دارد؟ الان که در آستانه انتخابات مجلس هستیم فکر نمی‌کنید موکول کردن بررسی لایحه بودجه به سال بعد، نوعی ضد تبلیغ علیه نمایندگان باشد که به جای پرداختن به امور کلان کشور مشغول کار انتخاباتی هستند؟
دولت باید تا 15 آذرماه لایحه بودجه را به مجلس بیاورد. سال قبل می‌گفتند که چون باید لایحه بودجه براساس قانون برنامه تهیه شود، آن را با تأخیر آوردند. هرچند آماده نبودن لایحه برنامه پنجم بعد از یک سال تأخیر در ارائه آن به مجلس هم عذر بدتر از گناه بود. به هر حال امسال دولت هیچ بهانه‌ای نداشت و تأخیر در ارائه لایحه بودجه تنها به دلیل کم‌کاری دولت بوده است. زودترین زمانی که انتظار می‌رود این لایحه به مجلس برسد، بعد از تعطیلات مجلس و در 15، 16 دی‌ماه خواهد بود. اینکه این لایحه طبق آیین‌نامه مجلس به کمیسیون‌ها برود و سپس کمیسیون تلفیق تشکیل شود و بعد لایحه به صحن علنی برسد، یک روال قانونی است و نمی‌توان آن را کم‌کاری نماینده‌ها خواند و تقصیر در تأخیر در بررسی و تصویب را به گردن مجلس انداخت. نماینده‌ها که نمی‌توانند از حق قانونی خودشان در تصویب و بررسی لایحه بودجه بگذرند، حتی اگر انتخابات هم نبود.
*در مجلس هشتم شاهد فراز و فرودهایی بودیم. از بررسی استیضاح علی کردان تا رأی دوباره به وزارت شمس‌الدین حسینی. از تأکید بر حفظ جایگاه مجلس تا اظهارات متعدد رئیس‌جمهور که مجلس را در رأس امور نمی‌داند و حتی کار به کتک‌کاری بین نماینده دولت و مجلس و اهانت به جایگاه مجلس رسید. واقعاً‌ جایگاه مجلس هشتم را چطور ارزیابی می‌کنید؟
از نظر قانون اساسی که جایگاه مجلس کاملاً‌ مشخص است. با نظر مقام معظم رهبری و امام خمینی(ره) نسبت به مجلس هم که آشنا هستیم. اینکه رئیس‌جمهور و برخی دوستانشان مطالبی را برخلاف قانون اساسی مطرح کرده‌اند، تخلف قانونی آنها بوده است. اگر رئیس‌جمهور معتقدند که مجلس در نظام‌های پارلمانی در رأس امور است، یک تصور اشتباه است چون هیچ‌گاه در ایران ما نظام پارلمانی نداشته‌ایم و اتفاقاً زمانی که امام چنین حرفی را زدند، اختیارات رئیس‌جمهور بیشتر از حالا بود و حتی تنظیم روابط قوا هم با او بود. دولت هم‌اکنون هیچ وظیفه‌ای جز اجرای مصوبات مجلس ندارد. حتی قوه قضائیه هم باید براساس قوانین مصوب مجلس حکم صادر کند. در اختلاس اخیر که خسارت بزرگی به نظام و اعتماد مردم- به عنوان بزرگترین سرمایه نظام- وارد کرد، چند رئیس بانک تعویض شدند و این بحث وجود داشت که وزیر اقتصاد و رئیس کل بانک مرکزی هم باید عزل شده یا استیضاح شوند. شرایط برای رای عدم اعتماد به وزیر اقتصاد و رأی به استیضاح وی هم فراهم بود ولی آقای حسینی خیلی خوب حرف زد، عذر‌خواهی کرد و به نمایندگان قول داد که جبران کند. به همین دلیل هم برخی نمایندگان تغییر رأی دادند. در حالی که تا روز قبل از آن معتقد بودند که باید او استضیاح شود. با توجه به شرایط کشور، نمایندگان به چنین نتیجه‌ای رسیدند و این هم خدشه‌ای به جایگاه مجلس وارد نکرد. به نظر من مجلس هشتم اقتداری بیش از مجالس گذشته نشان داد. کما‌اینکه اگرچه مرحوم علی کردان از دوستان صمیمی خیلی از نمایندگان و حتی معاون رئیس‌ مجلس در دوره حضور آقای لاریجانی در صداوسیما بود، اما استیضاح شد اما از آنجا که خدا هم توبه و عذر‌خواهی افراد را می‌پذیرد، نمایندگان هم عذر‌خواهی حسینی، وزیر اقتصاد را پذیرفتند.  به نظر من بعد از مجلس اول که بزرگانی همچون مقام معظم رهبری در آن حضور داشتند، مجلس هشتم قویترین مجلس بوده که هم در بعد تقنین و هم در بعد نظارت دستاوردهای بزرگی داشته است.
 
*آقای غفوری‌فرد شما در حال حاضر در 5 حزب عضو هستید که در دوتای آن نیز دبیر‌کل هستید اما واقعاً این احزاب چقدر فعالند؟ و چقدر فعالیت فصلی انتخاباتی دارند؟ مثلاً آخرین اقدام حزب اسلامی ورزشکاران چه بود؟
 یکی از مشکلات بزرگ در کشور‌ ما تحزب است که دلایل مختلف تاریخی دارد و اینکه مردم ما هم عمدتاً اعتماد و اعتقادی به احزاب و فعالیت‌های آن ندارند. از این‌رو اغلب احزاب ما صنفی هستند. مثل جامعه اسلامی مهندسین، دانشگاهیان یا ورزشکاران که هر سه را خود من درست کردم. اغلب احزابی از این دست از ابتدا می‌خواستند یک تشکل صنفی باشند. کما‌اینکه جامعه اسلامی مهندسین را پس از تصویب قطعنامه 598 تأسیس کردیم تا در جریان سازندگی کشور پس از جنگ از مهندسان معتقد به نظام استفاده شود و جامعه اسلامی دانشگاهیان هم برای بسیج اساتید و دانشگاهیان تشکیل شد تا علیه نظام استبدادی وقت، به تنویر افکار عمومی بپردازد. شاید الان تنها حزبی که براساس تعاریف اصولی فعالیت دارد، حزب مؤتلفه اسلامی باشد که در 200 شهر، دفتر و شورا دارد. بقیه احزاب اصولگرا عموماً فعالیت صنفی دارند و در مقاطع انتخاباتی، رویکرد سیاسی می‌یابند.
جامعه اسلامی ورزشکاران هم فعالیت حزبی دارد و هم فعالیت سیاسی و ماهی یک‌بار هم با بسیاری از ورزشکاران بومی و ملی که عضو آن هستند جلسه داریم. برای ایام خاص همچون 22 بهمن و 9 دی هم بیانیه می‌دهیم و اعضا با پرچم حزب وارد راهپیمایی‌ها می‌شوند. ما حتی در مورد وزیر ورزش هم با رئیس‌جمهور رایزنی کردیم.
/

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 9:48  توسط مصطفی جوان  | 

هیأت‎رییسه در ماجرای سوال از رئیس جمهور به‎دنبال آرامش کشور بود

دکتر محمد دهقان عضو هیأت‎رییسه مجلس شورای اسلامی و از اعضای تأثیرگذار کمیسیون حقوقی مجلس است. نماینده مردم طرقبه و چناران در مجلس شورای اسلامی، در این گفت‎وگو تاریخچه دقیقی از طرح سؤال از رییس‎جمهوری را بازگو کرده و آن را حق طبیعی مجلس می‎داند. او آیین‎نامه سؤال از رییس‎جمهوری را غیرمنطقی می‎داند و معتقد است قبل از مطرح شدن سؤال از رییس‎جمهوری، در صحن علنی مجلس باید با قبد دو فوریت آینن‎نامه داخلی تغییر پیدا کند تا شرایط عادلانه شود.

یکی از موضوعات حساسیت ‎برانگیزی که مجلس هشتم با آن مواجه بوده، موضوع «طرح سؤال از رییس‎جمهوری» است. جنابعالی به‎عنوان یکی از اعضای هیأت‎رییسه مجلس، تاريخچه این طرح و همچنین مهم‎ترین دلایل سؤال‎کنندگان را برای خوانندگان بفرمایید.
طرح سؤال از رییس‎جمهوری از حدود اواخر مجلس هفتم و توسط تعدادی از نمایندگان آن دوره مطرح شد. دلایل اولیه شکل‎گیری آن هم مربوط به موضع‎گیری‎‎های آقای احمدی‎نژاد، به‎خصوص در قضیه دستور ورود بانوان به ورزشگاه‎ها بود. البته پس از کش و قوس‎‎هایی طرح سؤال از رییس‎جمهوری در آن زمان به حدنصاب لازم نرسید و این موضوع هم منتفی شد.
همین‎طور که اشاره کردید، در مجلس هشتم دوباره بحث سؤال از رییس‎جمهوری اوج گرفت؛ به‎ویژه بعد از آن‎که آقای مشایی مطالبی را درباره دوستی با مردم اسراییل مطرح کردند و رییس‎جمهوری هم از این حرف حمایت کردند. سپس قضایای زنجیرواری مثل مسائل اعتقادی ایشان، نظیر بحث مکتب ایرانی که به‎شدت به‎دنبال ترویج آن بودند، پیش آمد.
مسأله دیگری که حساسیت برانگیز بود؛ برگزاری جشن‎‎های نوروزی با حضور سران برخی از کشور‎های عربی منطقه بود. این اتفاق با توجه به خیزش ملت‎‎های مسلمان، خیلی حساسیت‎زا و سؤال‎برانگیز بود که دولت به‎سمت برگزاری این جشن‎‎های غیرضروری برود و از برخی سران کشور‎های دیکتاتوری به خصوص پادشاه اردن (که به‎عنوان نماد وابستگی به آمریکا و همکاری با رژیم صهیونیستی مطرح بود) براي سفر به ایران دعوت شده، و از طرف دولت هم روی این دعوت پافشاری شود.
موضوع دیگری که در راستای اتفاق مورد اشاره قابل‎تحلیل است؛ استفاده از واژه بیداری انسانی به‎جای بیداری اسلامی در ادبیات سیاسی رییس‎جمهوری و حاضر نشدن وی برای پذیرش واقعیت روشن بیداری اسلامی در منطقه بود. تحلیل اشتباه برخی از اطرافیان رییس‎جمهوری، در خصوص ریشه آمریکایی خیزش‎‎های منطقه نیز مزید بر علت شد چراکه رهبر معظم انقلاب به صراحت در بیانات خود فرمودند این یک توهم است که فکر کنیم پشت پرده این تحولات آمریکاست. با این حال جریان انحرافی که اطراف رییس‎جمهوری نفوذ کرده و قدرت را در دست گرفته، همچنان خیزش‎‎های منطقه را متکی بر مدیریت آمریکا می‎داند و حمایت از این تحولات را حمایت از آمریکا تلقی می‎کند!
نکته دیگری که باعث شده برخی نمایندگان به فکر سؤال از رییس‎جمهوری بیفتند، موضوع انتخاب برخی افراد مسأله‎دار، مثل آقایان مشایی، بقایی، رحیمی، ملک‎زاده و... به‎عنوان مسئولان دولتی است. اگرچه می‎دانیم پشت پرده همه این عزل و نصب‎ها، رییس دفتر رییس‎جمهوری قرار دارد، اما با توجه به این‎که نمی‎شود از رییس دفتر رییس‎جمهوری سؤال کرد، طبیعتا خود رییس‎جمهوری باید پاسخ بدهد که چرا در برابر این مواضع غلط ساکت مانده و حتی گا‎ه به صراحت با آن‎ها همراه شده است.
نکته دیگر انحرافات فرهنگی دستگاه‎‎های دولتی است؛ شاهد آن هم کمک به افراد مسأله‎دار نظیر برخی از هنرپیشه‎‎های معروف و گرفتن عکس یادگاری مشایی با برخی هنرمندان مسأله‎دار است.
مسأله بعدی عزل و نصب‎‎های مسأله‎برانگیز و مشکل‎ساز همچون عزل وزیر اطلاعات و عدم تمکین به دستور مقام معظم رهبری بود که برای بسیاری از نمایندگان موجب سؤال شد؛ و یا عزل مسأله‎ساز وزیر خارجه که این هم یکی از مشکلاتی بود که به‎وجود آمد.
بعد دیگری که مطرح است، مسائل اقتصادی و از همه مهم‎تر، عدم تمکین دولت به قوانین مجلس است که این مورد متأسفانه به‎صورت علنی از سوی ایشان اعلام شد که ما فلان قانون را قبول نداریم و اجرا نمی‎کنیم.
مجموعه این عوامل سبب شد تا تعدادی از نمایندگان به این نتیجه برسند که حتما باید از ظرفیت قانونی خود برای به تمکین درآوردن مقام ارشد اجرایی و وادار کردن ایشان برای کنترل کردن اطرافیانش وارد صحنه بشوند و از آیین‎نامه داخلی مجلس برای سؤال از رییس‎جمهوری استفاده کنند. برخلاف مجلس هفتم که امضا‎های طرح به حدنصاب نرسید، این‎بار این طرح یک محور پیگیر هم دارد. البته در آن زمان مسائل مربوط به رییس‎جمهوری هم این‎قدر زیاد نبود و جریان انحرافی هم این‎قدر قدرت نگرفته بود، ولی در این دوره انحرافات این جریان در حوزه‎‎های اقتصادی فرهنگی و سیاست خارجی عمیق‎تر و علنی‎تر شده است، مثل ارتباط این‎ها با اختلاس ۳ هزار میلیارد تومانی. مجموعه این عوامل موجب شده تا امضا‎های طرح مذکور به حد نصاب برسد و البته پیگیری‎‎های آقای مطهری هم دلیل مهمی بود که این سؤال در نهایت با فراز و نشیب‎ها به جریان بیفتد و در کمسیون‎‎های مربوطه مطرح شود.
از جمله مسائلی که در جریان طرح سؤال از رییس‎جمهوری توسط طراحان اصلی این سؤال مطرح شده است، تعلل هیأت‎رییسه در اعلام وصول و ارجاع آن به کمیسیون‎ها بود، با توجه به این‎که شما از جمله اعضای هیأت‎رییسه مجلس هستید، آیا این موضوع را تأیید می‎کنید؟
واقعیت این است که با توجه به راهبرد کلی کشور مبنی بر وجود آرامش و تحمل برخی از ناروایی‎ها و توجه به مسائل اصلی و کلان کشور مانند سیاست خارجی و خیزش‎‎های منطقه، در هیأت‎رییسه برای این کار تردید وجود داشت. از سوی دیگر طرح سؤال‎کنندگان نیز سخن حقی است که می‎بایست از باب امر به معروف و نهی از منکر و همان بحث نظارتی که مجلس بر عهده دارد، به آن توجه شود. با این‎حال به‎خاطر همان مسائلی که عرض کردم هیأت‎رییسه نمی‎توانست خیلی سریع این طرح را پیگیری کند؛ هرچند که قاطبه نمایندگان با این طرح موافق بوده و هستند، حتی نمایندگانی که به‎عنوان حامی دولت در مجلس شناخته می‎شوند. اما یک‎سری مصلحت‎اندیشی‎ها در مجلس وجود دارد و ایجاب می‎کند که با وجود وارد بودن این سؤالات، به‎سمتی حرکت نکنیم که آرامش جامعه تحت‎الشعاع سؤال مجلس از رییس‎جمهوری قرار بگیرد. هر مقدار که ما راهبرد آرامش را در کشور دنبال کنیم، این قطعا به‎نفع نظام و مردم خواهد بود. این یک واقعیت است که هیأت‎رییسه مشتاق به سؤال مجلس از رییس‎جمهوری نبود. یعنی به‎دنبال این نبود که طرح سؤال از آقای احمدی‎نژاد حتما در دستور کار قرار بگیرد، بلکه در جلساتی که داشتیم ترجیح هیأت‎رییسه این بود که تا جای ممکن سؤال مطرح نشده و به نوعی نمایندگان قانع بشوند، اما در عین‎حال هیأت‎رییسه نمی‎تواند قانون را زیر پا بگذارد و وقتی که تعدادی از نمایندگان سؤالی دارند و امضا‎های خود را پس نگرفته‎اند، طبیعتا هیأت‎رییسه مجبور است که آیین‎نامه داخل مجلس را که قانون اصلی مجلس است، رعایت کند.
طرح سؤال از رییس‎جمهوری در حال حاضر در چه مرحله‎ای است؟
الان طبق آیین‎نامه سؤال به کمیسیون‎‎های مربوطه ارجاع شده و قرار است تا این کمیسیون‎ها از نماینده رییس‎جمهوری دعوت کنند تا به نمایندگان پاسخ بدهد. ظرف یک هفته این موضوع باید در کمیسیون‎ها انجام شود. البته اگر توجیه قابل‎قبولی باشد مانند این‎که نمایندگان رییس‎جمهوری در سفر باشند و یا مسائل مهم‎تری وجود داشته باشد، با تشخیص کمیسیون زمان یک هفته می‎تواند بیشتر شود. پس از یک هفته کمیسیون مربوطه گزارش خود را به صحن علنی ارائه کرده و وقتی‎که گزارش به صحن علنی آمد، از آن‎موقع رییس‎جمهوری یک ماه وقت دارد که به پارلمان بیاید و خودش پاسخ سؤالان نمایندگان را بدهد.
به‎نظر شما زمان اجرای این طرح به قبل از عید می‎رسد؟
به‎نظر من با توجه به این‎که دولت هنوز بودجه را به مجلس نیاورده و وقتی که بودجه بیاید، اولویت مجلس بودجه خواهد بود، بنابراین شاید مسأله سؤال از رییس‎جمهوری به قبل از عید نرسد. احتمالا سؤال به سال جدید و بعد از انتخابات موکول خواهد شد. چراکه هنوز کمیسیون‎‎ها گزارش خود را نداده و نمایندگان رییس‎جمهوری نیز هنوز به مجلس نیامده‎اند.
به‎عنوان سؤال آخر، آیا برای طرح سؤال از رییس‎جمهوری جایگزین قانونی وجود دارد؟
الان قانون به این شکل است که اگر سؤال از رییس‎جمهوری در صحن مطرح شود، نماینده سؤال‎کنندگان یک ربع وقت دارد و یک ساعت هم رییس‎جمهوری وقت خواهد داشت. این به‎لحاظ آیین‎نامه‎ای خیلی عادلانه به‎نظر نمی‎آید. البته می‎شود برداشت کرد که چون این طرح چهار سؤال دارد و چهار کمیسیون باید گزارش‎‎های خود را ارائه بدهند، رییس‎جمهوری باید برای هر سؤال یک ربع وقت داشته باشد. با توجه به این‎که بعد از انقلاب برای اولین‎بار است که سؤال از رییس‎جمهوری مطرح می‎شود، به‎نظرم آیین‎نامه باید در این‎خصوص اصلاح شود. به همین‎خاطر اگر موضوع اصلاح آیین‎نامه سؤال از رییس‎جمهوری قبل از آمدن رییس‎جمهوری به مجلس در صحن علنی مطرح شود و نمایندگان به دو فوریت اصلاح آن رأی بدهند، بهتر است، و موجب ابهام‎زدایی می‎شود .

منبع: پنجره
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 9:44  توسط مصطفی جوان  | 

پیوند دوباره فتنه‌گران داخل و خارج

به گزارش جهان، جریان فتنه داخلی که مدتی سیاست سکوت و تحریم انتخابات را در پیش گرفته بود اخیرا و پس از دریافت پیام هایی از یک پایگاه منطقه ای امریکایی‌ها، تصمیم به همراهی و همکاری مجدد با فتنه گران خارج نشین گرفته است.

در این راستا طی هفته های گذشته هماهنگی هایی میان حقله لندن و عناصری فراری همچون امیرارجمند و مزروعی با برخی فتنه گران داخلی و مشاوران و نزدیکان مهندس میرحسین موسوی و شیخ مهدی کروبی انجام شده است.

بر اساس این گزارش، فتنه گران برای عملی کرن سناریوهای خود به دنبال فعال سازی افرادی همچون حجت الاسلام سیدمحمد خاتمی و... هستند. آنها همچنین اخیرا تلاش هایی را برای گرفتن مشروعیت و تایید خود از بیوت برخی مراجع در قم انجام داده بودند که ناکام مانده است و با پاسخ رد علما مواجه شده اند.

پیش از این برخی خبرها حاکی از این بود که جریان فتنه در صدد است با تابلوی تحریم انتخابات و ایجاد اغتشاش و ناامنی وارد میدان شود و در همین حال تلاش کند تا ضمن کاهش مشارکت در انتخابات، عناصر سفید خود را وارد مجلس کند.

ترس از مشارکت فعال و گسترده مردم در انتخابات و شکل گیری مجلسی ارزشی و انقلابی و در نتیجه حذف تندروها از عرصه سیاسی ایران، آنها را فکر تکاپوی دوباره انداخته است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 9:43  توسط مصطفی جوان  | 

پابرهنه‌ها فتنه را خاموش كردند

جهان: وحید جلیلی، دانش آموخته اقتصاد دانشگاه امام صادق (ع) است. وی فعالیت مطبوعاتی خود را از نشریات دانشجویی آغازکرد و به نیستان و ابرار رفت. جلیلی سپس سردبیری ماهنامه سوره که [پیش تر برعهده شهید آوینی بود] را بر عهده گرفت. پس از به همراه جمعی از دوستانش دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی را بنیانگذاری کرد و دست به انتشار مجله «راه» زد. جلیلی از جمله فعالین در عرصه فرهنگ انقلاب است که نشان داده، دغدغه های بسیاری دارد. به سراغ او رفتیم تا درباره جایگاه فرهنگ و آسیبشناسی آن درشرایط فعلی کشور گفتگویی ترتیب بدهیم و از نظرات او آگاه شویم. وی در این گفتگو به مظلومیت عرصه سیاست گزاری فرهنگی در مجلس اشاره کرد و گفت که مجلس هفتم و هشتم نتوانسته اند طبق انتظارات دراین حوزه عمل کنند. مشروح گفتگوی وحید جلیلی با سایت جبهه متحد اصولگریان را درادامه می خوانید:
 
* بحث ما در ارتباط با مسايل فرهنگي و مجلس است. جبهه متحد اصولگرايان در حال انتخاب نامزد هستند چگونه مي توان به انتخاب نامزدهاي فرهنگي به آنها كمك كرد؟

ضمن تشکر از شما  باید عرض کنم این نکاتی که  ارائه خواهم کرد مخاطبش یک گروه خاص سیاسی مثل جبهه متحد  یا جبهه پایداری  یا  ... نیست.   بلکه مخاطب،  بیشتر  رای دهندگان  هستند  تا دوستان گروههای سیاسی. هر چه رای دهندگان  با چشم بازتر و معیارهای دقیق تری  وارد انتخابات  بشوند گروه ها  هم حواسشان را جمع تر خواهند کرد. مشكلي كه هميشه در انتخابات ها داشتيم كه امتداد آن را در مجلس هم مي ديديم اين بوده كه نگاه به انتخابات براساس فراكسيون ها شكل مي گيرد نه بر اساس كميسيون ها كه موجب ناكارآمد شدن مجلس مي شود يعني جريانات و جناح ها با اعلام يكي دو بحث شعاري و كلي مي توانند براي خود فضاسازي كنند و آراء را جمع كنند يعني كانديدا به صرف اين كه به يكي دو سوال جواب مي دهد مورد پسند واقع مي شود در حالي كه نماينده بايد ده ها سوال را پاسخ دهد كه ما ببينيم صلاحيت لازم براي نشستن بر كرسي مجلس را دارد.

* كانديداهايي كه فرهنگي هستند به طور مشخص بايد به چه سوالاتي پاسخ دهند؟

 اولا به معنای عام همه كانديداها بايد فرهنگي باشند. شما اگر به مجلس اول به عنوان يكي از مجالس موثر جمهوري اسلامي كه به ايده آل نزديك تر است نگاه كنيد مي بينيد نوع شخصيت هايي كه در مجلس اول حضور دارند شخصيت هاي فرهنگي هستند حتي سياسي ترين آنها. مثلا آدمي مثل شهيد ديالمه درست است از تند و تيزترين نمايندگان سياسي مجلس است اما به شدت فرهنگي و فكري است و ايشان فردي بود كه مباني تئوريك را در اختيار داشت و يك شم اجتهادي در مباحث فكري و فرهنگي داشت. شايد دليل عمده اي كه ما توانستيم امواج نفاق و توطئه اي كه در سال هاي ابتدايي انقلاب وجود داشت را مهار كنيم حضور اين افراد در عرصه سياست بود. يعني آدم هايي كه ابتدائا و اصالتا فرهنگي بودند و به دليل تكاليف انقلابي و ملي شان وارد سياست شده بودند و سياست را هم خوب مي توانستند اداره كنند از خود شهيد بهشتي و مقام معظم رهبري و...، شما بگيريد تا شهيد ديالمه و بسیاری دیگر  استاد دانشگاه و يا استاد حوزه بودند. اين بزرگواران، كارشان قبل از ورود به مجلس، خوراك فكري دادن به نيروهاي انقلاب در همه حوزه ها بود نه در چهار تا تحليل سطح پايين سياسي. پس نكته اول اين است كه كساني كه مي خواهند وارد مجلس شوراي اسلامي شوند بايد با اسلام به عنوان يك منظومه فكري آرماني آشنا باشند و عميقا فرهيخته باشند، اگر اين اتفاق نيفتد تبعات آن را در روند كار مجلس خواهيم ديد.

* در مجلس هفتم كه اصول گراها ليست مي دادند به نوعي اين نگاه بود و مثلا گفتند تركيبي ليست دهيم و گفتند يكسري آدم هاي فرهيخته در عرصه اقتصادي داشته باشيم كه به آقاي نادران و توكلي رسيدند بعد گفتند آدم هاي فرهيخته فرهنگي مثل آقاي حداد عادل، افروغ، مظفر و.... فكر مي كنيد اين همان الگويي است كه شما مدنظر داشتيد؟

الگوي مجلس هفتم عبرت هاي خوبي دارد و بايد تصحيح مي شد يعني عملكرد مجلس هفتم بايد زير ذره بين قرار بگيرد و اگر نقاط قوتي وجود
بيكاري فقط يك مسئله اقتصادي نيست بلكه عميقا يك مسئله فرهنگي هم هست
داشت تلاش در جهت تقويت آن باشد و نقاط ضعف آن هم ريشه كن مي شد. متأسفانه ما نيروهايي كه در نگاه اول فرهنگي بودند وقتي وارد مجلس مي شوند متأثر از فضاي عمومي مجلس مي شوند. نكته اولي كه عرض كردم از اين جهت بود كه بايد نگاه فرهنگي بر فضاي عمومي مجلس حاكم باشد وگرنه فرهنگي ها  هم دچار روزمرگي مي شوند و در فضاي سياست زده مجلس از ايفاي نقش درست خود باز مي مانند كه در مجلس هفتم چنين فضايي وجود داشت و به دليل اين كه نگاه كارشناسي دقيقي وجود نداشت كميسيون فرهنگي هم نتوانست چندان موفق عمل كنند و من رصد كردم از همان ابتدا كاملا مشخص بود كه اشكالات اساسي وجود دارد يعني كميسيون فرهنگي را كميسيون ساده اي فرض كرده بودند مثلا براي كميسيون امنيت ملي بالاي صد نفر ثبت نام مي كنند يا كميسيون انرژي متقاضي زيادي دارند ولي كميسيون هايي مثل كميسيون فرهنگي، مهجور و  متروك و مظلوم هستند و نسبت به آن ها خيلي نگاه هاي سطحي وجود دارد.

* برخلاف شما، تصور مي كنم افرادي كه در مجلس به عنوان عناصر فرهنگي، وارد شدند، نظريه پرداز بودند مثل دكتر حداد عادل و دكتر افروغ تا نيروي عملياتي.

اين را قبول ندارم. اتفاقا اين دو نفري كه مثال زديد هم آقاي حداد و هم آقاي افروغ آدم هاي عملياتي بودند. آقاي حداد علاوه بر نظريه پردازي، كسي است كه در خط مقدم فرهنگ سي سال است كه كار مي كند و حداقل از ايشان مدرسه فرهنگ را سراغ دارم يعني آدمي بوده كه معاون وزير آموزش و پرورش بوده و از معاونت آمده، يك مدرسه تأسيس كرده يعني لوازم كار عملياتي كار فرهنگ حداقل در يك حوزه را مي داند يا آقاي افروغ مدير گروه فرهنگ و تاريخ شبكه يك سيما بوده يعني يك مدير اجرايي عملياتي بوده ولي وقتي وارد عرصه مجلس مي شود فراموش مي كند كه اين قابليت هايي كه دارد؛ در مجلس به چه كار مي آيد. شايد به اين دليل است كه ما اصلا مجلس را نمي شناسیم. البته اين ادعا ممكن است خيلي سنگين باشد ولي به نظر من اين طور است و هنوز كه هنوز است قابليت ها و ظرفيت هاي مجلس درست شناخته نمي شود. مثال مي زنم آقاي حداد شما رئيس كميسيون فرهنگي شديد و قبل از آن هم كه رئيس مجلس بوديد، شما با چه دغدغه اي معاونت وزارت را رها كرديد؟ و دبيرستان درست كرديد؟ و در اوج دوره سازندگي و دوم خرداد در دبيرستان متمركز بوديد تا كادرسازي براي نظام داشته باشيد كه موفقيتهايي نيز داشتيد  حالا كه دستتان باز شده و فضايي فراهم آمده در مجلس، قانوني را وضع كنيد كه  از تأسيس دبيرستان هاي علوم انساني با اين ويژگي ها و استانداردها حمايت هاي ويژه بشود. يعني آقاي حداد مي تواند منشأ صدها دبيرستان علوم انساني حزب اللهي در كشور شود. در آموزش و پرورش ظرفيت هاي حزب اللهي بسيار خوبي داريم اگر حمايت شود(نه حمايت هاي آن چناني) مثلا اگر در اين حوزه كسي تقاضاي دبيرستان كند من زود پاسخ مي دهم يا مثلا موظف هستند كه بخشي از بودجه فرهنگي استان را به تأسيس اين مراکز  اختصاص دهند و.... اين ها نمونه هايي است كه ايشان تجربه كرده و كاملا مي داند كه لوازم آن چيست يا آقاي افروغ وقتي در مجلس مستقر مي شود در حوزه رسانه بايد آسيب شناسي مي كرد به دليل سوابقي كه از او سراغ داريم شما اگر به خاطر داشته باشيد مهمترين دغدغه اي كه داشت كه اگر از ايشان بپرسند كه مهمترين كاري كه در كميسيون فرهنگي انجام داديد چه بوده بگويد «قانون مد» بود كه به هيچ جا هم نرسيد. كه نشان مي دهد ايشان انتزاعي فكر مي كند. خب در عرصه رسانه با شناخت اختيارات مجلس، می شد قوانين و سياست هايي را تصويب كرد كه همين دغدغه هايي كه آقاي افروغ  زیاد از آن صحبت مي كنند مثل نقد؛ در عمل هم به طور خيلي جدي تر در كشور شكل بگيرد. من يك نمونه مثال مي زنم شما نگاه كنيد به فضاي مطبوعاتي كشور، به غیرمنطقی ترین شكل مجوز داده مي شود يعني هركسي كه مي خواهد مجوز بگيرد چه مجوز مجله آشپزي بخواهد بگيرد يا مثلا مجوز براي مجله در حوزه تاريخ انقلاب بگيرد بايد از هزار خم بوروكراسي اداري عبور كند. اخيرا براي همين حوزه تاريخ انقلاب كه ما تماس گرفتيم گفتند ثبت نام هم نكنيد و ثبت نام نمي كنند و اينقدر پرونده مانده كه تا چهار سال ديگر وقت هيئت نظارت پر است. کأنه اصلا تدبيري و برنامه اي پشت  این
در مناقصات و مزايده ها چه خبر است! من چون در اين يكي دو سال اخير، پروژه هاي فرهنگي را دنبال می کنم مي بينم كه چقدر فضا رانتي و انحصارگرايانه است
دستگاه فرهنگي نيست. به راحتي مجلس مي تواند ارشاد را ملزم كند كه با اين گنجينه هاي عظيمي كه در كشور داريم در سال آينده حداقل بايد چهل رسانه در مورد تاريخ انقلاب مجوز داده شود و حمايت کند كه شكل بگيرد لازم هم نيست دولت كاري كند فقط مجوز را زودتر صادر كند. يعني با يك نيش قلم مي توان اين قواره قناس  رسانه ای را تا حدی  اصلاح كرد.

اگر نگاه عملياتي وجود داشته باشد و دوستان اگر وارد مجلس مي شوند فكر نكنند كه كرسي نظريه پردازي و فضايي است كه صرفا بايد موضع سياسي بگيرندكلي ما كارهاي روي زمين مانده داريم كه با يك نيش قلم مي تواند تحولات جدي در عرصه فرهنگ و رسانه و حداقل در فضاي رسانه اي كه من مي بينم مي تواند ايجاد كند.

* نظرسنجي هايي كه از مردم دريافت كرديم را نگاه مي كنيم  اولويت اول مردم بيكاري است، اولويت دوم آن ها معيشت و تورم، اولويت سوم مسكن و.... با توجه به اين مسئله وقتي با نماينده صحبت مي كنيم مي گويد اولويت مردم اين است و من بايد در اين حوزه تلاش كنم چه ضرورتي دارد كه اصلا من وارد عرصه فرهنگي شوم. اين يك پاسخ هم دارد و آن اينكه  با توجه به اين دغدغه ها آيا اصلا مجوز هست كه اصلا نماينده وارد عرصه فرهنگ نشود؟

تفكيكي كه راجع به حوزه هاي اصلي مسائل كشور انجام مي شود با نگاه علمي اين تفكيك يك مقدار محل خدشه است. مثلا مي گويند:" اقتصاد، سياست، اجتماع، فرهنگ و ... " حتي اگر خود غرب را هم شما نگاه كنيد الان آن نگاه خشك به اقتصاد كنار گذاشته شده مشخصا مثلا در علم اقتصاد  در مكتب نهادگرا مي گويند كه يك نگاه جامعه شناختي باید  به عرصه اقتصاد داشت. ابتدائا اين مكتب در اواخر قرن نوزده و اوايل قرن بيست در آمريكا شكل گرفت ولي الان روز به روز جاي بيشتري در اقتصاد نئوكلاسيك باز مي كند حتي نئوكلاسيك ها تلاش مي كنند كه ايراداتي كه نهادگراها به علم اقتصاد وارد كرده اند را دقيق فهم كنند و اقتصاد نئوكلاسيك را براساس رويكرد نهادي بازسازي كنند. اقتصاد نهادي چه مي گويد،؟‌ مي گويد اصلا چيز مستقلی به نام اقتصاد وجود ندارد، اقتصاد رويه مادی فرهنگ جامعه  است. شما اگر نگاهي به اقتصاد داشته باشيد بيكاري فقط يك مسئله اقتصادي نيست بلكه عميقا يك مسئله فرهنگي هم هست وقتي شما فضاي ذهني نيروي جوان خود را از مصرف گرايي پر كنيد و فضاي فرهنگي اي براي او بسازيد كه فقط به دنبال مصرف باشد نه توليد؛ كار براي او معنایی  جز پول در آوردن  پیدا نمی کند . كه مطمئنا روي فاكتورها و متغيرهاي اقتصادي شما تأثيرات عظيمي خواهد گذاشت. اتفاقا من مي خواهم عرض كنم كه نقطه علاج مشكلات اقتصادي ما از بحث فرهنگي است.

* چطور مي شود اين تاثير را عملي كرد؟

در فضاي اقتصاد حتي اگر با نگاه كاملا كلاسيك نگاه كنيم مي گويند اقتصاد  ایده آل  در  بازار رقابت كامل شکل می گیرد، وقتي ويژگي هاي بازار رقابت كامل را برمي شمارند مي گويند بي شمار بنگاه وجود دارد به علاوه شفافيت اطلاعات. چرا آنها مي گويند بهترين مكانيزم براي تعيين قيمت، بازار است؟ مي گويند مفروض را اين قرار مي دهيم كه در بازار، شفافيت اطلاعات وجود دارد يعني وقتي وارد بازار مي شويد و مي خواهيد از مغازه اي خريد كنيد مغازه دار مي داند كه اگر بخواهد به شما گران تر بفروشد شما از قيمت هاي مغازه هاي ديگر مطلع هستي بنابراين تلاش مي كند خودش را با آنها تراز كند و شما را به سمت خودش جلب كند پس مي بينيد كه سيستم گردش اطلاعات در كشور يكي از مباني اقتصاد  رقابتی و پر رونق است .حالا شما ببينيد در اقتصاد ما چه خبر است! در مناقصات و مزايده ها چه خبر است! من چون در اين يكي دو سال اخير، پروژه هاي فرهنگي را دنبال  می کنم مي بينم كه چقدر فضا رانتي و انحصارگرايانه است و واقعا اگر سيستم آزاد گردش اطلاعات وجود داشت وضع خیلی بهتر بود. در همين دهه فجر به وضعيت تبليغاتي كشور نگاه كنيد كه توسط دستگاه هاي عمومي و شهرداري ها و....، ميلياردها تومان صرف پوستر و بنر خواهد شد. شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي بعد از سي سال برگزاري مراسم چرا اينقدر ناكارآمد است؟ چرا بنرها و پوسترهايش هنوز از زيبايي شناسي دهه شصت فراتر نرفته در حالي كه اين همه گرافيست حزب اللهي داريم؟ چون اصلا مدیریتش  به ذهنش خطور نمي كند كه فراخوان عام بدهم. به اين ترتيب چه اتفاقي مي افتد؟ شما مي بينيد كه كلي نيروي كار تواناي كارآمد درجه يك ايجاد شده است ولي به دليل اين كه گردش
پسرخاله آقاي فلاني كه مثلا فقط دو روز با فتوشاپ كار كرده به راحتي مهم ترین بيلبوردهاي تبلیغاتی نظام را طراحي می كند
آزاد اطلاعات وجود ندارد بيكار مي مانند ولي در كنار آن، پسرخاله آقاي فلاني كه مثلا فقط دو روز با فتوشاپ كار كرده به راحتي  مهم  ترین بيلبوردهاي  تبلیغاتی نظام را طراحي می كند.

* بدون شك در شرايط جديد و شرايط جهاني شدن با يك فرصت سوزي مواجهيم. من كاملا حرف شما را قبول دارم كه ريشه بسياري از اين مشكلات اقتصادي عرصه فرهنگي است و گرايشات نظري هم عمدتا در عرصه اقتصادي گرايشات چند رشته اي هستند و رويكردهايشان چند رشته اي است. شما دليل مغفول ماندن اين مسئله را مخصوصا در اين چند دوره مجلس چه مي دانيد؟ آيا فضاي سياست زده مجلس نيست؟ معمولا اين شكلي است كه با نگاه سطحي اولين چيزي كه به چشم مي آيد نمايندگان هدف قرار مي دهند.

بسیاری  ناكارآمدي هایی  كه در مجلس وجود دارد ريشه در انتخابات دارد. يعني هر فسادي، هر ناكارآمدي اي كه در سازوكارها و مكانيزم هاي انتخاباتي ما وارد شود به طور مضاعف در مجلس بازتوليد مي شود. يعني رفتار نماينده در مجلس، امتداد رفتار او در دوران رقابت انتخابات است. مجلس عرصه اي است كه در آن با چهارتا شعار رأي مي آورند و  هيچ وقت وارد مبحث تخصصي و جدي نمي شود. وقتي نماينده اي با فريادكشيدن رأي بياورد در تمام چهارسالي كه در مجلس است دغدغه اين را ندارد كه مثلا در انتخابات بعدي رأي مي آورم يا نمي آورم و عملكرد و كارنامه من را كسي خواهد خواست مي گويد نزديك انتخابات بعدي هم شد يك بازي سياسي جديد راه مي اندازم و شرايطي را به وجود مي آورم كه ملت نتوانند در شرايط عادي رأي دهند و آن چنان هیجان  آن ها را فرا بگيرد كه هركسي من گفتم قبول كنند. اين سيستم مجلس را فاسد مي كند به دليل اين كه آدم هاي توانا گاهي اوقات اصلا وارد گردونه انتخابات نمي شوند آن هايي هم كه وارد اين فضا مي شوند ممكن است توانايي هاي خوبي داشته باشند ولي هيچ وقت كسي از آن ها سوال نمي كند. مثلا من چند وقت قبل از آقاي كوچك زاده پرسيدم شما چه دكترايي داريد؟ گفت من دكترای  کشاورزی  با گرایش  آبياري دارم. گفتم در بحث آبياري حرف تخصصی  نداريد؟ گفت: باور كن كلي حرف دارم ولي همه از ما حرف هاي سياسي مي خواهند. گفتم در حوزه آبياري شما نقدي به سیاست های دوره سازندگي نداريد؟ گفت من اصلا با سدسازي مخالفم نه علمي است و نه كارشناسي و.... و یک تحلیل مفصل  و تخصصی  و کاملا کارشناسی  در  آن حوزه ارائه کرد که اتفاقا در سیاست گذاری و برنامه ریزی هم خیلی به کار  می آمد و آدم هاي متعدد ديگري كه حتي همين الان در مجلس داريم مي بينيم كه فضاسازي در مجلس به سمتي مي رود كه حتي اين ها هم نمي توانند از تخصص هاي خودشان استفاده كنند.

لازمه اين كار اين است كه كساني كه مي خواهند فضاي انتخابات را شكل دهند، لااقل به اندازه بحث های سیاسی به بحث های تخصص  هم توجه کنند.

* يك بحث علاوه بر فضاي عمومي مجلس، فضاي كلي جامعه هم هست. ارزش هاي فرهنگي كه در بافت جامعه نهادينه شده اگر واقعا ارزش هايي باشد كه جزء ارزش هاي ناب باشد كه دغدغه عموم مردم هم باشد نماينده اي اگر بيايد و فضاي هيجاني ايجاد كند قطعا با استقبال مواجه نمي شود. بحث من اين است كه ما بايد با نگاه آسيب شناسانه بايد اين فضاي انتخابات را درست كنيم يا بايد يك نگاه كلي و دقيق تر به كل عرصه اجتماعي داشته باشيم؟ نكته ديگر اينكه از چه نهادي و از كجا بايد براي اصلاح كار را شروع كنيم.

به نظرم يكي از اولويت هاي مهم كشور، اصلاح فضاي رسانه اي كشور است. در نقدي هم كه به دولت نهم در ايام فتنه گفتم اين بود كه يكي از مهمترين خطاهايي كه آقاي احمدي ن‍ژاد داشت اين بود كه عدالت را در همه حوزه ها مطرح كرد ولي هيچ برنامه اي براي  عدالت در حوزه رسانه نداشت .به نظر من يكي از اولويت هاي اساسي كشور، عدالت رسانه اي است و تا اين عدالت برقرار نشود بسياري از مشكلات ديگر اصلا طرح نمي شود كه بخواهد حل شود. تا زماني كه رسانه ها اينقدر قواره هاي قناس  داشته باشند و تا زماني كه اين قدر ضرائب بين آن ها اشتباه تقسيم شده باشد و همه در خدمت جناح هاي سياسي و قدرت هاي اقتصادي باشند و نسبتي با مشكلات واقعي كشور نداشته باشند به نظر مي رسد، در، برروي همين پاشنه خواهد چرخيد.

كميسيون فرهنگي به طور مثال مي تواند يك آسيب شناسي ارائه دهد كه چرا در جمهوري اسلامي بايد صد روزنامه در روز منتشر شود كه از اين صدتا سي چهل
سازمان فرهنگ و ارتباطات يكي از بي خاصيت ترين و مفلوك ترين و ناكارآمدترين و تنبل ترين دستگاه هاي دولتي طول تاريخ جهان است... عرضه ندارند از اين فرصت و رزق لايحتسب جمهوري اسلامي حتي استفاده كنند!
روزنامه راجع به فوتبال است و يك روزنامه مثلا راجع به جنبش علمي نداريم با اين كه كل ليگ يك و دو ما نهايتا دو هزار بازيكن هستند و شما مي بينيد براي اين تعداد بازيكن، سي چهل روزنامه منتشر مي شود كه اين نشان دهنده قناس بودن رسانه ها و نفهمي مديريت فرهنگي ماست. چرا ما يك روزنامه راجع به فضاي علمي كشور نداريم؟ بنده به عنوان يك روزنامه نگار ادعا مي كنم كه روزنامه علمي به شدت از ارزش هاي خبري هم برخوردار است و اين را بارها گفته ام الان در عرصه علم؛ ارزش خبري درگیری  و فراگیری را در عالي ترين حد داريم كه دانشمند ما را مي كشند، يعني غرب به شدت با شما درگير است. چطور درگيري يك بازيكن با مربي مي تواند تيتر يك ده تا روزنامه باشد ولي درگيري علمي هزاران نفر از پژوهشگران ما با يك قدرت استكباري نمي تواند تيتر شود و جذابيت داشته باشد؟ من ادعاي حرفه اي مي كنم. از لحاظ تقسيم بندي حوزه هاي رسانه اي به شدت تبعيض و ظلم در فضاي رسانه اي حاكم است و بسياري از حوزه ها در فضاي رسانه اي ظهوري ندارند. يكي ديگر از اين ناعدالتي ها اقليمي است چرا از صد روزنامه اي كه در كشور منتشر مي شود نودو هفتاي آن در تهران است؟ آيا اصفهان و تبريز و شيراز نمي توانند روزنامه سراسري منتشر كنند؟ مطمئنا مي توانند.

* بحثي كه من فكر مي كنم مغفول مانده و دست كم گرفته شده فضاي مجازي است كه تبعات خاصي را هم بر جامعه ايران داشته. از نظر شما با ضعف سياستگذاري كلي در اين حوزه مواجه نيستيم؟

اينترنت يكي از آسانترين عرصه هايي است كه انقلاب اسلامي مي توانسته در آن جولان بدهد. چون بحثمان راجع به مجلس است از اين زاويه بحث را عرض مي كنم. مجلس سه چهار كاركرد دارد، يكي كاركرد فضاسازي است همين نطق هاي پيش از دستور، موضع گيري ها، مصاحبه هاي نمايندگان و... كه فضاي كشور را تحت تأثير قرار مي دهد و اذهان را متوجه مي كند و خيلي از منابع اين طور تخصيص پيدا مي كند. يكي ديگر قانونگذاري است،  می توانند قوانين مشخصي بگذارند كه اين پول در اين جا خرج شود و اين پول در اين جا. يكي ديگر از كاركردهاي مجلس، نظارت است، دقيق مي توانند نظارت كنند كه شما چه كار كرديد؟ چرا اين جا اين كار را انجام داديد، تحقيق و تفحص و استيضاح و سوال  كنند و... .

در قضيه اينترنت شما هزاران سايت دولتي داريد كه اگر از اين ها تحقيق و تفحصي صورت بگيرد يك مثال ميزنم كه موضوع روشن تر شود. سازمان فرهنگ و ارتباطات يكي از بي خاصيت ترين و مفلوك ترين و ناكارآمدترين و تنبل ترين دستگاه هاي دولتي طول تاريخ جهان است. اولا اينها بايد برنامه ريزي مي كردند كه بيداي اسلامي رخ دهد كه اين كار را نكردند و حالا يكسال است كه اين اتفاق افتاده، عرضه ندارند از اين فرصت و رزق لايحتسب جمهوري اسلامي حتي استفاده كنند! شما سايت هاي اين سازمان را ببينيد فكر مي كنم در بيش از 120 كشور نمايندگي فرهنگي داريم و همه سايت دارند و اکثرا  خالي بندي است . سايت اصلي فرهنگ و ارتباطات را شما نگاه كنيد اکثر  لينك هايش خالي است!‌ خب مجلس به راحتي مي تواند اين ها را موظف كند كه  حداقل سايت اينترنتي شما بايد به طور فعال برخورد كند.

 *اين ها از زاويه نظارت است؟

هم نظارت و هم قانونگذاري. يعني موظف كنند. اگر مجلس آسيب شناسي درستي داشته باشد متوجه مي شود كه مشكل عمده ما اين است كه در توليد محتوا، توازن بهم خورده يعني از آن طرف ماهواره ها و سايت هاي اينترنتي و سايت ها و... توليد محتوا مي كنند و از اين طرف ما كم آورده ايم. در حالي كه به شدت قابليت اين را داريد كه توليد محتوا را صد برابر كنيد. اين پروژه اي بوده كه من خودم پيگيري كردم و به نتيجه نرسيد اين جا مي گويم. مشكلي كه ما در فضاي رسانه و هنر داريم فقر مضمون است. الان كار به جايي رسيده كه سينماي ايران از فيلمفارسي هاي قبل از انقلاب كپي مي كند. چندي پيش در برنامه هفت تلويزيون، گزارش مفصلي پخش شد راجع به فيلمي كه داشت ساخته مي شد و مي گفت من دارم يكي از فيلم هاي دهه چهل يا پنجاه را بازسازي مي كنم! اين فقر مضمون را چطور مي توان برطرف كرد؟ ببينيد سالانه در ايران چند نفر بازنشسته  مي شوند؟ دستگاه هارا موظف كنند كه كسي كه بعد از سي سال بازنشست مي شود 29 سال و يازده ماه در خدمت مجموعه خودش بوده يك ماه يا شش ماه آخر خدمتش در خدمت روابط عمومي آن جا قرار بگيرد و موظف باشد كه خاطرات خودش را بنويسد يا بازگو كند. به اين ترتيب شما خواهيد ديد كه چقدر بركات دارد. مثلا يك آبدارچي كه سي سال خدمت كرده مطمئنا يك ساعت حرف حساب براي گفتن دارد. چه راجع به ريزه
چطور مي تواند قانون بی منطق و به یک معنا ابلهانه شرط فوق ليسانس را براي مجلس تصويب كند، به قول دكتر شريعتي پاي هر قرارداد استعماري در اين كشور را يك دكتر يا مهندس امضا كرده! با اين كار يعني يك دفعه سي ميليون نفر را از كانديد شدن در مجلس محروم مي كنيم به صرف يك كاغذ پاره اي به نام فوق ليسانس. چند تا فوق ليسانس و دكتر به شما نشان دهم كه قدرت تشخيص ندارند، پياده ترين آدم ها در حوزه غيرتخصصي خودشان هستند
كاري هاي آبدارچي گري و چه خاطره، سالي هزارتا آبدارچي بازنشست مي شوند يعني هزارساعت توليد محتوا راجع به آبدارچي گري! هم به درد  دانشکده های هتل داری شما می خورد  هم به درد سینماگر ها  و داستان نویس های شما و ...؛ چه خاطراتي دارد و چند جور مدير ديده و چه ماجراهایی  در ذهن دارد و.... . الان شما مي بينيد طرف 25 سال مدير كل بوده و بازنشست شده يك صفحه كاغذ از تجربیات  اين مدير وجود ندارد! اين مسئله را مجلس به راحتي مي تواند محقق كند و حتي مي تواند اهرم تشويقي بگذارد مثلا بگويد هركسي خاطراتش را بنويسد يك سال زودتر بازنشست مي شود حالا مجلس يك دفعه در آموزش و پرورش  براي بحث اشتغال گفت پنج سال شما را زودتر بازنشست مي كنيم بدون هيچ مابه ازايي! خب به راحتي مي توان گفت كه شما را در صورتي زودتر بازنشست مي كنيم كه ده صفحه خاطراتت را بنويسي و نكاتت را بگويي. شما وقتي در مقياس ملي نگاه كنيد مي بينيد كه ميليون ها صفحه توليد محتوا شد كه به درد مي خورد. يك نمونه ديگر مثال بزنم، در آمريكا روزي وجود دارد به نام روز ملي شنيدن! در اين روز هركسي سراغ يك نفري كه از او بزرگتر است  می رود يكساعت صحبت مي كند و خاطرات او را ضبط مي كند و عين آن فايل را روي اينترنت مي گذارد. به این ترتیب در یک دوره زمانی  نه چندان طولانی، دهها هزار ساعت تولید محتوا می شود.

اگر نگاه حكومتي وجود داشته باشد و ابزارهاي حكومتي و قانونگذاري را دقيق بشناسند مي توان بدون يك ريال هزينه هم ايجاد اشتغال كنند، هم توليد محتوا كنند و متأسفانه طرف از روزي که وارد مجلس مي شود به دنبال اين فراكسيون آن فراكسيون است...

يكي ديگر از كارهايي كه مي تواند مجلس انجام دهد اين است كه شاخص را روي مديريت فرهنگي ببرد. چطور مي تواند قانون بی منطق و  به یک معنا ابلهانه  شرط  فوق ليسانس را براي مجلس تصويب كند، به قول دكتر شريعتي پاي هر قرارداد استعماري در اين كشور را يك دكتر يا مهندس امضا كرده! با اين كار يعني يك دفعه سي ميليون نفر را از كانديد شدن در مجلس محروم مي كنيم به صرف يك كاغذ پاره اي به نام فوق ليسانس. چند تا فوق ليسانس و دكتر به شما نشان دهم كه قدرت تشخيص ندارند، پياده ترين آدم ها در حوزه غيرتخصصي خودشان هستند، ساده انديش ترين نفرات در حوزه سياسي هستند، ببخشيد ولي كاري كه مجلس كرد خيلي ابلهانه بود يعني بعد از  سال 88 كه  جمع کثیری  از نخبگان هم رذالت و هم كج فهمي شان را نشان دادند اين قانون تصويب شد! فضاي جنبش سبز چي بود؟ چرا آقاي موسوي را توهم برداشت چون جماعت نخبگاني اطرافش بودند، در دوره اي كه نخبگان بدترين امتحان را دادند مجلس به آن ها مدال افتخار داد و بهترين امتيازات و پاداش ها را به آن ها داد يعني كأنه مجلس براي فتنه هاي آينده برنامه ريزي مي كند! پابرهنه ها وارد صحنه شدند و فتنه را خاموش كردند و آن چيزي كه آقا گفت، بصيرت بود. خواص در اين قصه صفر گرفتند و عوام بيست گرفتند و مجلس صدوهشتاد درجه خلاف آن را عمل كرد.

در حالی که مجلس آنجایی که باید استاندارد درست بگذارد را رها کرده و در دستگاهها  به راحتی  بی صلاحیت ترین آدم ها منع قانونی  برای به عهده گرفتن  بسیاری  پست های مهم ندارند.

همين سازمان فرهنگ و ارتباطات؛ مجلس قانون بگذارد اين 120 رايزني كه دارد به اضافه كارشناساني كه دارد جمعا سيصد نفر مي شوند واقعا ما سيصد آدم فرهنگي در كشور نداريم كه حاضر باشند خارج از كشور بروند و كار فرهنگي درست انجام دهد؟

* مجلس در واقع شاخص هاي اين ها را بايد تعيين كند

بله بگويد كسي كه مي خواهد رايزن فرهنگي شود بايد اين ويژگي ها را داشته باشد نه اين كه طرف نه فرهنگ ايران را مي شناسد و نه چيزي از مباني جمهوري اسلامي. خداشاهد است اين 120 رايزن را جمع كنيد و من يك امتحان خيلي ساده فرهنگي بگيرم اكثريت اين ها از بيست ده نخواهند گرفت. شك ندارم و با بسياري از اين افراد صحبت كردم. يعني طرف رفته فلان كشور آسياي ميانه يا اروپا يا غيره نه زبان آن جا را مي شناسد و نه كوچكترين اطلاعاتي راجع به آن كشور دارد فقط آن جا نشسته و ماهي چندهزار دلار مي گيرد و جيبش را پر مي كند و برمي گردد. حسين جعفريان  از شاعران كشور تعريف مي كرد يك شب ميهمان يكي از رايزن هاي فرهنگي بودم. اين رايزن فرهنگي به من گفت كه آقاي بيدل دهلوي را اگر دعوت كنيد من همه پولش را مي دهم! از اين دست خاطرات من زياد شنيدم. از مسعود شجاعي طباطبايي كه اين همه كشورهاي دنيا را رفته بشنويد كه رايزن هاي فرهنگي ما چه تيپي هستند. يعني ضعيف ترين مديران فرهنگي را در گلوگاه ها قرار داديم، خب مجلس كه هرسال ميلياردها تومان به اين دستگاه بودجه مي دهد بايد نظارت داشته باشد و بايد تيمي را تشكيل دهد كه هركسي خواست رايزن فرهنگي شود اين هيئت مستشاري از اين افراد امتحان بگيرد و براي گزينش افراد نخبه اي مثل آقاي حدادعادل و فلاني و فلاني باشند كه افرادي هستند كه هم كار عملياتي كرده اند و هم نظريه پرداز هستند. نه اين كه صرف رفاقت با فلاني مي بينيد پانزده سال رايزن فرهنگي است. هیچ کار مهمی نكرده. تعيين شاخص ها و استاندارها براي مسئوليت هاي فرهنگي كاري است كه كاملا در حيطه اختيارات و نظارت مجلس است كه اگر همين نكته را مجلس جدي بگيرد خيلي از مشكلات مملكت حل مي شود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 9:41  توسط مصطفی جوان  | 

بولتن‌سازی علیه آیت‌الله مهدوی‌کنی تنها دشمن را شاد می‌کند

به گزارش جهان،‌ عضو شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان با بیان اینکه کینه افراد را از مسیر حق منحرف می‌کند، گفت: درخواست ما از کسانی که خود را در چارچوب اصولگرایی معرفی می‌کنند، این است که با الهام از آموزه‌های دینی و رهنمون‌های رهبری مبتنی بر اخلاق رقابت کنند.

در این راستا، حجت‌الاسلام  محمدحسن ابوترابی فرد درخصوص تخریبها علیه جبهه متحد اصولگرایان و آیت الله مهدوی کنی به پایگاه اطلاع رسانی جبهه متحد اصولگرایان گفت: هرگونه تهدید و اعلام نظری که مبتنی بر اصول اخلاقی نباشد در فضای اسلامی ما مورد استقبال قرار نمی‌گیرد و جامعه دینی آن را برنمی‌تابد.

وی افزود: انتظار از همه کسانی که خود را اصولگرا می‌دانند، این است که در قالب آموزه‌های دینی و رهنمودهای مقام معظم رهبری اخلاق را در دستور کار خود قرار دهند.
 
ابوترابی اضافه کرد: باید مراقب بود که هوس‌ها و کینه‌ها ما را از مسیر حرکت و حق منحرف نکنند.
 
وی خاطرنشان ساخت: جامعه مدرسین و جامعه روحانیت مبارز، دو بازوی قدرتمند رهبری به شمار می‌روند و پیشگامان حفظ وحدت هستند.
 
عضو شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان با اظهار تعجب از برخی که هم رویه تخریبی دارند و هم می گویند اصلاح طلبان در صحنه انتخابات نیستند، گفت: من نمی‌دانم این که گفته می شود دیگران حضور پیدا نکردند بر چه اساسی است، عرصه انتخابات نشان می‌دهد که گروه‌های دیگر هم حضور دارند، چه کسی گفته است اصلاح‌طلبان حضور ندارند.

رقابت سیاسی بهانه نقض اخلاق انتخاباتی نیست/ خدشه به وحدت اشتباهی فاحش

عضو جبهه پایداری نیز با بیان اینکه رقابت سیاسی بهانه نقض اخلاق انتخاباتی نیست گفت: به بهانه ایجاد رقابت سیاسی نباید اتحاد اصولگرایان را خدشه دار کرد و یا اعتبار سیاسی و دینی بزرگانی مانند آیت الله مهدوی کنی و آیت الله مصباح یزدی را زیر سئوال برد.

حجت الاسلام موسی غضنفر آبادی در گفتگو با خبرنگار مهر در خصوص بولت سازی های اخیر با بیان اینکه القای اختلاف و انشقاق در میان اصولگرایان اشتباه فاحش و بزرگی است اظهار داشت: ایجاد اختلاف در آستانه انتخابات و با توجه و تاکیدات رهبری بر لزوم حفظ وحدت به مصلحت اصولگرایان نیست و از جانب هر گروه و یا جبهه ای که انجام شود اشتباهی فاحش و بزرگ است.

نماینده مردم بم در مجلس شورای اسلامی حفظ انسجام و اتحاد را انتظار رهبری از احزاب و گروه های سیاسی در آستانه انتخابات دانست و تصریح کرد: انشقاق و تفرقه شکست اصولگرایان در انتخابات آتی را در پی دارد.

وی تاکید کرد: آیت الله مهدوی کنی و آیت الله مصباح یزدی هر دو از بزرگان انقلاب و نظام هستند که در راستای وحدت احزاب و گروه های اصولگرا و معتقد به آرمان های انقلاب تلاش می کنند و در واقع هم دوش با یکدیگر در راستای این هدف بزرگ گام برمی دارند و در تقابل با یکدیگر نیستند.

غضنفر آبادی افزود: به بهانه ایجاد رقابت سیاسی نباید اتحاد اصولگرایان را خدشه دار کرد و یا شخصیت و اعتبار سیاسی و دینی بزرگانی مانند آیت الله مصباح یزدی و آیت الله مهدوی کنی را زیر سئوال برد.

وی تاکید کرد: با توجه به شناختی که از جبهه پایداری دارم اعضای این تشکل انقلابی را با درایت تر از این می دانم که با انتشار مطالبی به وحدت اصولگرایان خدشه وارد کنند.

غضنفر آبادی با اشاره به تعریف های متفاوت جبهه پایداری و جبهه متحد از اصولگرایی گفت: این تفاوت سلایق در جزئیات است و باید دانست که حفظ وحدت میان دو تشکل معتقد به امام انقلاب و ولایت فقیه مهمتر از اصرار بر برخی تفاوت های جزئی است.


بی‌اخلاقی مردم را از دین فراری می‌کند

محسن اسماعیلی، عضو حقوقدان شورای نگهبان هم با بیان اینکه آنچه مردم را از دین فراری می‌دهد بی‌اخلاقی است، گفت: دشمنی با یکدیگر و بدگویی نسبت به همدیگر چیزهایی نبوده که از دین پیامبر اکرم (ص) باشد.
وی جمعه شب در جمع عزاداران نبوی در حسینیه حضرت زهرا سلام الله علیها در بلوار قیام تهران، اخلاق نیکو را بزرگترین امکانات در دست رسول گرامی اسلام (ص) برای جذب مردم زمانه خود دانست و گفت: قرآن می گوید پیغمبر فقط با یک چیز یعنی اخلاق خوش با سرعت از مردم عصر جاهلیت، انسان‌هایی نظیر ابوذر و سلمان ساخت.

با پول نمی توان مردم را جذب کرد

عضو حقوقدان شورای نگهبان افزود: حضرت علی علیه السلام فرمود با پول نمی‌شود مردم را جذب کرد چون آن قدر پول ندارید که بتوانید با پولتان همه را جذب کنید، اما با اخلاق می‌شود همه را جذب کرد. به همین خاطر است که پیامبر اعظم این قدر به پیروان خود سفارش کرده که اگر خواستید کسی را به دین و دیانت جذب کنید با اخلاقتان می‌توانید این کار را انجام دهید.

استاد دانشگاه امام صادق(ع) با اشاره به سفارشات پیامبر اعظم مبنی بر رعایت احترام دیگران و پرهیز از قضاوت بی پایه، گفت: دشمنی با یکدیگر و بدگویی نسبت به همدیگر چیزهایی نبوده که از دین پیغمبر باشد. هر کسی خیال بدی به برادران دینی خود داشته باشد خیال بدی نسبت به خدا کرده است.

وی افزود: آنچه مردم را از دین فراری می دهد بی اخلاقی است. مبادا با بی اخلاقی، آنهایی که پیامبر اعظم جذب کرده بود را پس بزنیم.

وی در تبئین خلق نیکوی حضرت رسول (ص) به یک ماجرا که در حال طوف برای ایشان رخ داده است اشاره کرد و گفت: بند کفش پیامبر گرامی اسلام (ص) در طواف باز شد. فردی بند کفش خود را درآورد و می خواست به پیامبر بدهد اما حضرت رسول (ص) قبول نکرد و گفت این امتیازطلبی است و فرمود "امتیازی از کسی قبول نمی کنم. بند کفش من پاره شده است چرا شما مشکلی پیدا کنید ..."

اسماعیلی افزود: خداوند خوشش نمی‌آید کسی را ببیند در حالی که در بین بندگان دیگرش تافته جدا بافته باشد. یک چنین اخلاق و نگاهی می تواند برای جذب دیگران به سمت دین و دیانت یک عامل مهم باشد. برای جذب دیگران به سمت دین و دیانت سواد، بیان و عمل لازم است اما کافی نیست بلکه آنچه اکسیر دعوت دیگران به سمت دین است اخلاق خوب است.

بولتن‌سازی علیه آیت‌الله مهدوی تنها دشمن را شاد می‌کند

همچنین عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز با بیان اینکه بولتن سازی علیه آیت‌الله مهدوی کنی تنها دشمن را شاد می‌کند، گفت: کسانی که به هر دلیل در انشار بولتن های غیراخلاقی علیه چهره‌های نظام سهیم باشند در جهت همسویی با دشمن حرکت کرده اند.

جعفر شجونی در گفتگو با مهر، بولتن سازی علیه آیت الله مهدوی کنی و جبهه متحد اصولگرایان را اقدامی مشکوک دانست و گفت: حضرات آیات مهدوی کنی  و محمد یزدی امتحان خود را به خوبی پس داده اند، از آب پاک ترهستند و هر جریان و گروهی که بخواهد آنها را تخریب کند، در اصل همسویی  خود با دشمن را به اثبات رسانده است، چرا که دشمنان نظام همین را می خواهند.

وی گفت: دشمن می خواهد روحانیت در مقابل هم قرار گیرد، در صورتی که بزرگان نظام نظر دیگری دارند و بر وحدت روحانیت تاکید می کنند، چرا باید در راهی قدم برداشت که دشمن می خواهد؟ بولتن سازی ها با هرعنوان به ضرر نیروهای انقلاب تمام می شود.

عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز با اشاره به اینکه آیت الله مهدوی کنی از همان ابتدا از سایر گروه های اصولگرا برای حضور در جبهه متحد اصولگرایان دعوت کرد، اظهار داشت:  نباید در آستانه انتخابات بین جریان های اصولگرا انشعاب و اختلاف ایجاد شود، تشکل ها می توانند در انتخابات با یکدیگر رقابت کنند اما نباید رقابت را با بولتن سازی ها و تخریب چهره های شاخص نظام و بزرگان اصولگرا گره بزنند، ضمن انکه رهبر معظم انقلاب نیز هیچگاه این بداخلاقی های انتخاباتی را نمی پسندند.

وی همچنین تصریح کرد: نمی توان تخریب چهره های شاخصی همچون آیت الله مهدوی کنی و مصباح یزدی را توجیه کرد، این بزرگان از دلسوزان انقلاب شناخته می شوند.

شجونی در پایان گفت: آیت الله مهدوی کنی بر جذب حداکثری و دفع حداقلی اعتقاد دارند و آیت الله مصباح و نزدیکان وی  معتقدند که نباید افراد به راحتی از روحانیت استفاده کنند.
واکنش جبهه متحد

2 روز پیش و در پی انتشار بولتن های تخریبی علیه آیت الله مهدوی کنی و جبهه متحد اصولگرایان، این جبهه هم با صدور اطلاعیه ای نسبت به این حرکت غیر اخلاقی واکنش نشان داد و اعلام کرد: جبهه متحد اصولگرایان علی رغم درخواست متعدد امت حزب الله و اصولگرایان در اقصی نقاط کشور برای پاسخگویی به برخی دروغها و تهمتها و باطل آمیخته به حق در آن، برای تبعیت از خواست صریح رهبر معظم انقلاب اسلامی و رعایت مصالح عالی نظام و جریان اصولگرایی، از حق خود در پاسخ دادن به بولتن نویسان صرفنظر کرده، بازهم مانند پاسخ به اتفاق گذشته در انتساب لیست دروغین به جبهه متحد اصولگرایان در یک نشریه خاص، فعالین سیاسی و احزاب و افراد را به رعایت تقوا و اخلاق دعوت می نماید.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 9:40  توسط مصطفی جوان  | 

ترافیک نمایندگان سابق ردصلاحیت شده در راهروهای مجلس

به گزارش خبرنگار جهان برخی از نمایندگان اصلاح طلب ادوار گذشته همچون اکبر اعلمی نماینده تبریز در مجلس ششم، ناصر نصیری نماینده گرمی و دشت مغان در مجلس هفتم، مهر انگیز مروتی نماینده اردبیل در مجلس هفتم رای انتخابات مجلس نهم ثبت نام کردند اما ظاهرا هیئت اجرایی صلاحیت آنها  را رد کرده است.

این عده از نمایندگان سابق مرتب در راهروهای مجلس حضور دارند و گویا هدف شان رایزنی برای تائید صلاحیت است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 9:38  توسط مصطفی جوان  | 

وزیر کشور: در مورد برخی رد صلاحیت شدگان تجدید نظر شده است

وزیر کشور: در مورد برخی رد صلاحیت شدگان تجدید نظر شده است 

انتخابات - ایسنا نوشت:

وزیر کشور با اعلام این‌که در مورد برخی رد صلاحیت شدگان تجدید نظر شد، گفت: شورای نگهبان اسامی این افراد را با تایید صلاحیت به ما اعلام خواهد کرد.
مصطفی محمدنجار که در حاشیه گردهمایی استانداران سراسر کشور در جمع خبرنگاران سخن می‌گفتبه بحث بررسی صلاحیت‌ نامزدهای نمایندگی مجلس نهم در شورای نگهبان اشاره کرد و گفت: شورای نگهبان در حال اعلام اسامی جدید به ماست و در مورد صلاحیت برخی رد صلاحیت‌ شدگان تجدید نظر شده و اسامی این افراد را با تایید صلاحیت به ما اعلام کردند.
وی همچنین در مورد بحث در نظر گرفتن سیستم امنیتی برای صندوق‌های رای گفت: کمیته‌های مختلفی که در وزارت کشور تشکیل شده، در زمینه‌های مختلف برنامه‌ریزی انجام می‌دهند و بحث در نظر گرفتن سیستم‌های امنیتی برای صندوق‌های رای نیز از جمله این مباحث است و به طور کلی در تمامی مراکز و حوزه‌های انتخابیه تدابیر لازم اتخاذ شده است.
وی همچنین اضافه کرد: آخرین نتیجه‌ در مورد صلاحیت داوطلبان انتخابات میان دوره‌ای مجلس خبرگان نیز به ما اعلام شده است که ما این نتایج را به فرمانداری‌ها اعلام خواهیم کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 9:18  توسط مصطفی جوان  | 

منوچهر متکی: جبهه پایداری کاندیداهای جبهه متحد را در فهرست خود نگنجاند 

انتخابات - دبیر اجرایی جبهه متحد اصولگرایان بار دیگر از جبهه پایداری دعوت کرد تا به جبهه متحد بپیوندد وگرنه لیست جدا بدهد.

به گزارش خبرآنلاين، منوچهر متکي در دومین همایش جبهه متحد اصولگرایان استان یزد گفت: ما در تهران مطرح کردیم که دوستان دو نوع شجاعت داشته باشند یا شجاعت داشتن یک لیست واحد با جبهه متحد که طبیعتا باید این لیست متبلور همه مجموعه هایی باشد که با هم ائتلاف می کنند و این آمادگی وجود دارد همانطور که در مجلس هشتم بود و یا اینکه شجاعت ارائه یک لیست کاملا واحد را داشته باشند اما باید منتظر بمانیم در یک ماه باقی مانده چه تصمیمی می گیرند.
وي با دعوت مجدد از جبهه پایداری برای وحدت با اصولگرایان خواستار آن شد که این جبهه در صورت اصرار بر حضور مستقل در انتخابات شجاعت ارائه یک لیست کاملا واحد را داشته باشد.
دبیر اجرایی جبهه متحد اصولگرایان در پاسخ به سوال یکی دیگر از حضار در خصوص ساکتین فتنه گفت: ما ساکتین فتنه را مردود می دانیم و به خاطر ظلم بزرگی که پس از انتخابات شیرین و حضور حداکثری مردم صورت گرفت هرگز با این گونه افراد ائتلاف نمی کنیم.
متکی در پایان گفت: ما باید در مصادیق دقت کنیم و کسانی که در جبهه متحد اصولگرایان برای انتخابات دور هم جمع شده اند شیوه های متفاوت برخورد و عملکرد در قبال فتنه داشته اند اما در راستای فهمی که از نگاه مقام معظم رهبری داشته اند، عملکردهای متفاوتی در قبال فتنه گران داشتند و حکم ساکتین در برابر فتنه مردودین است و این را ما قبول داریم.
/

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 9:16  توسط مصطفی جوان  | 

ترکیب مجلس آینده به نفع اصولگرایان است

حجت‌الاسلام شجونی در گفت‌و‌گو با ‌فارس:
ترکیب مجلس آینده به نفع اصولگرایان است / مهره‌های جریان انحرافی با نقاب ظاهر می‌شوند‌

خبرگزاری فارس: عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز با اشاره به تحرکات انتخاباتی جریان انحرافی در کشور گفت: مهره‌های جریان انحرافی با نقاب ظاهر می‌شوند که در این زمینه باید مراقب بود.

خبرگزاری فارس: ترکیب مجلس آینده به نفع اصولگرایان است / مهره‌های جریان انحرافی با نقاب ظاهر می‌شوند‌

حجت‌الاسلام والمسلمین جعفر شجونی امروز در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در رزن با تأکید بر لزوم حضور حداکثری مردم در انتخابات اظهار کرد: توجه به نقش برجسته مجلس شورای اسلامی و مسئولیت و رسالت سنگین نمایندگان در تعیین سرنوشت کشور، باید مردم را بر آن دارد تا افراد اصلح‌، انقلابی، خادم و ولایی را برای این امر خطیر انتخاب کنند.

وی با اشاره به حضور مردم پرشور مردم در انتخابات در طول حیات نظام جمهوری اسلامی افزود: این حضور بهنگام و چشمگیر همواره نقشه‌ها و دسیسه‌های دشمنان را نقش بر آب کرده است.

 

*حضور در انتخابات پایه‌های نظام را مستحکم می‌کند

 

دبیر جامعه وعاظ تهران با بیان اینکه حضور در انتخابات پایه‌های نظام را مستحکم می‌کند، ابراز داشت: ایستادگی در برابر  توطئه‌های دشمنان و زیاده‌خواهی‌های استکبار جهانی همواره مسیر پرنور انقلاب اسلامی بوده که همین امر الگویی برای دیگر کشورهای منطقه و آزاده جهان شده است.

 

*رهبر انقلاب نظام را انحرافات نجات داده‌اند

 

وی از درایت، شجاعت و صلابت مقام معظم رهبری سخن گفت و خاطرنشان کرد: رهبر فرزانه انقلاب اسلامی با بصیرت و تیزبینی‌ خودشان همواره نظام را از انحرافات و انواع توطئه‌ها نجات داده‌اند که تبعیت مردم از ولی فقیه نیز در این میان نقش اثرگذاری در ماندگاری انقلاب داشته و دارد.

 

*باید مانند ستونی محکم حافظ انقلاب و منافع آن بود

 

شجونی با بیان اینکه باید همواره برای دفاع از ارزش‌ها و آرمان‌های نظام آماده بود، تصریح کرد: ما باید مانند ستونی محکم حافظ انقلاب اسلامی و اهداف آن باشیم که شرکت در انتخابات یکی از راه‌های دفاع از آن به شمار می‌رود.

وی با اشاره به تهدیدها و تحریم‌های دشمنان علیه انقلاب اسلامی افزود: تا زمانی که مردم حامی ولایت و ارزش‌های انقلاب باشند تهدیدها و تحریم‌ها راه به جایی نمی‌برند که البته تاکنون نیز همین طور بوده است.

 

*نزدیکی کاندیداها به کانون‌های قدرت و ثروت سم مهلکی است

 

عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز در بخش دیگری از سخنانش با تأکید بر لزوم تبعیت از مقام معظم رهبری و منویات ایشان، نزدیکی کاندیداها به کانون‌های قدرت و ثروت را سم مهلکی دانست و ادامه داد: نزدیک شدن به ثروتمندان و قدرتمندان در شأن نمایندگان و نامزدهای انتخاباتی نیست.

وی در پاسخ به ارزیابی‌اش از فعالیت و تحرکات انتخاباتی‌ جریان انحرافی در کشور تأکید کرد: برخی مواقع دشمنان نظام و مردم شناخته شده و مشخص هستند ولی در بعضی شرایط نیز افرادی با نقاب وارد صحنه می‌شوند تا از این طریق به اهداف و منافع خود دست یابند.

 

*جریان انحرافی تمرکز خود را بر شهرستان‌ها معطوف کرده است

 

شجونی با بیان اینکه مهره‌های جریان انحرافی با نقاب ظاهر می‌شوند، افزود: به عقیده بنده این جریان در تهران نمی‌تواند کاری از پیش ببرد به همین دلیل برنامه‌ریزی‌ و تمرکز خود را معطوف شهرستان‌ها کرده که در این رابطه نیز ممکن است با چهره اصولگرایی وارد عرصه شوند بنابراین باید مراقب و هوشیار بود.

وی تصریح کرد: البته من نگران تحرکات و فعالیت آنها نیستم زیرا با داشتن رهبری شایسته و بصیر که خود فرموده‌اند، هرگز اجازه شکل‌گیری انحراف و ظهور و بروز آن در کشور را نمی‌دهند، این جریان و موارد مشابه آن نمی‌توانند کاری از پیش ببرند.

 

*ترکیب مجلس آینده به نفع اصولگرایان است

 

دبیر جامعه وعاظ تهران با بیان اینکه ترکیب مجلس آینده به نفع اصولگرایان خواهد بود، گفت: نمایندگان باید توجه به مسائل محرومان و رسیدگی به نقاط محروم را مورد توجه قرار دهند و با وضع قوانین، در راستای پیشرفت و اعتلای روزافزون نظام مقدس جمهوری اسلامی گام بردارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 8:41  توسط مصطفی جوان  | 

فهرست جبهه متحد اصولگرایان هفته آینده نهایی می‌شود

متکی در گفت‌وگو با فارس:
فهرست جبهه متحد اصولگرایان هفته آینده نهایی می‌شود

خبرگزاری فارس: دبیر اجرایی جبهه متحد اصولگرایان گفت: فهرست کاندیداهای جبهه متحد اصولگرایان ظرف هفته آینده نهایی خواهد شد.

خبرگزاری فارس: فهرست جبهه متحد اصولگرایان هفته آینده نهایی می‌شود

منوچهر متکی در حاشیه دومین همایش اصولگرایان استان یزد در پاسخ به سؤال خبرنگار فارس در مورد برنامه‌های جبهه متحد اصولگرایان پس از اعلام فهرست نهایی اظهار داشت: فهرست اصولگرایان در این انتخابات براساس نظرسنجی‌های مردمی تکمیل و نهایی می‌شود و پس از اعلام فهرست برنامه‌های اصلی ما آغاز می‌شود.

وی با بیان اینکه هم‌اکنون فهرست تهران در دست بررسی است و ظرف یک هفته آینده فهرست کاندیداهای جبهه متحد اصولگران در سراسر کشور نهایی می‌شود، افزود: پس از نهایی شدن فهرست، کاندیداها به همایشی در تهران دعوت می‌شوند و رئوس برنامه‌های جبهه متحد اصولگرایان در اختیار آنها قرار می‌گیرد.

متکی با اشاره به منشور جبهه متحد اصولگرایان خاطرنشان کرد: برنامه‌ها براساس اولویت‌های منشور در بخش‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و ... اعلام می‌شود و کاندیداها در زمان تبلیغات براساس این برنامه‌ها حرکت می‌کنند، اگر کاندیداها به مجلس راه پیدا کنند، بلافاصله نسبت به عملیاتی کردن برنامه‌ها و اهداف منشور در مجلس اقدام خواهد شد.

دبیر جبهه متحد اصولگرایان درباره وحدت جبهه متحد با جبهه پایداری نیز اظهار داشت: جبهه متحد پایداری برای تصمیم‌گیری نهایی خود یک ماه فرصت دارد و هر تصمیمی که بگیرد برای ما قابل احترام است.

متکی خاطرنشان کرد: جبهه متحد پایداری از چند ماه پیش کار خود را آغاز کرده، اما ساختار جبهه متحد اصولگرایان به گونه‌ای است که جبهه پایداری را نیز در بر می‌گیرد.

وی افزود: با توجه به توصیه‌های آیت‌الله مهدوی‌کنی و آیت‌الله مصباح‌یزدی اگر جبهه پایداری تصمیم گرفت به جبهه متحد ملحق و متصل شود،‌ از آنها استقبال خواهیم کرد.

متکی تاکید کرد: جبهه پایداری باید دو شجاعت از خود نشان دهد، یا به جبهه متحد اصولگرایی متصل شود و لیست واحد بدهد یا اینکه لیستی کاملا مستقل و جداگانه داشته باشد.

وی بیان کرد: ما به لحاظ اسلامی تکلیف داریم با یکدیگر تعامل سازنده داشته و متخلق به اخلاق اسلامی باشیم.

متکی با بیان اینکه وحدت یک ضرورت است اما هر کس باید خود به این ضرورت برسد تا به وحدت بپیوندد، افزود: رقیب اصلی همه ما در این انتخابات سلطه جهانی است و همه باید در مقابل آن به وحدت برسیم.

وی در مورد سیاست جبهه متحد اصولگرایان در مقابل ساکتین فتنه نیز عنوان کرد: بزرگترین اقدام عملی فتنه ظلم به ملت و رأی مردم بود و جبهه متحد اصولگرایان با کسانی که در مقابل ظلم به ملت سکوت کنند،‌ ائتلاف نمی‌کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 8:39  توسط مصطفی جوان  | 

پاسخ آقاتهراني به چهار سؤال دانشجويان در مورد جبهه پايداري

پاسخ آقاتهراني به چهار سؤال دانشجويان در مورد جبهه پايداري

چندی پیش دبیر جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان، نامه ای را به حجت‌الاسلام و المسلمين دكتر مرتضي آقاتهرانی نوشته و در آن سوالاتی را جهت روشن شدن مواضع جبهه پایداری انقلاب اسلامی در فضای انتخابات آینده مطرح کرده است.

به گزارش رجانيوز، در سؤال دانشجويي به امضاي علی اصغر جاویدپرور دبیر جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان آمده بود:

«با توجه به اهمیت انتخابات مجلس در سال جاری و لزوم ایجاد فضای شور و نشاط سیاسی در دانشگاه و همچنین جهت روشن شدن مواضع جریانات مختلف برای دانشجویان، از محضر جناب عالی سوالاتی پیرامون مواضع جبهه پایداری در زیر مطرح شده است.

مطمئنا پاسخ های روشن جناب‌عالی به پرسش های مطرح شده، کمک شایان توجهی به تحلیل های دانشجویی در دانشگاه صنعتی اصفهان و به تبع آن هدایت موثرتر جامعه در انتخابات اخیر مجلس خواهد كرد.

1- در صورت امکان توضیحاتی در مورد دلیل اصلی تشکیل جبهه پایداری را در فضای انتخاباتی سال جاری بفرمایید.

2- مهم‌ترین وجوه تمایز این جبهه را با دیگر جریان‌هاي سیاسی کنونی در چه می دانید؟

3- نقش علامه مصباح در این جبهه را تشریح بفرمایید.

4- جبهه در آینده چه هدفی را دنبال می کند و چه ساز و کاری را برای رسیدن به آن در نظر گرفته است؟»

 

در عين حال، حجت‌الاسلام و المسلمين آقا تهرانی در پاسخ به اين سؤال نوشت:

بسم الله الرّحمن الرحیم

با سلام

در پاسخ به چند سؤالی که از جانب عزیزان دانشجوی دانشگاه اصفهان در هنگامه انتخابات مطرح شده می‌گویم:

1) دلیل اصلی تشکیل جبهه پایداری:

به واقع تشکیل این جبهه بازگشت به دوران فتنه دارد که عده‌ای از دوستان به محضر حضرت آقا شرفیاب شدند و آن عزیز امر به بصیرت‌دهی فرمودند؛ پس از آن بود که فراکسیون انقلاب اسلامی به راه افتاد و بی‌بصیرت‌ها را در صحن مجلس به مناسبت‌ها محکوم کرد.

با فرا رسیدن دوران انتخابات ساکتین در فتنه و نیز منحرفین یکی پس از دیگری فعال می‌شدند. این فعالیت‌ آن‌ها در آینده و فتنه‌های آتی خود را بهتر نشان خواهد داد.

طبیعی بود که عده‌ای از دوستان هم‌فکر اعلان مواضع کنند تا که خواص بی‌بصیرت صحنه را برای تاخت و تاز باز ببینند و بچه‌های حزب‌الله فردا بین بد و بدتر نمانند که یا به انحرافیون گرایش یابند و یا به راه‌اندازان بی‌درد فتنه رأی دهند.

اشکال از آن جا شروع می‌شد که برخی شعارهای ارزش‌مندی را در جامعه داده بودند و میوه‌های شیرینش را چیده بودند و اینک خود دیروز خود را فراموش کرده و دیگر غرورشان آن ولایت‌مداری دیروز را برنمی‌تابید. این بود که "پایداری" شعار اصلی جبهه شد. آن را جبهه نامیدند تا که حزب و اشکالاتش را نداشته باشد.

با استناد به صحبت مقام ولایت (دام عزه)؛ معنویت، عقلانیت و عدالت را شعاری مناسب یافتند به شرطی که بر محور ولایت تحقق یابد تا که به هر کلمه گروهی از انحراف را کنار زده باشیم، لیبرالیست‌های بی‌معنا نه، متحجران بی‌درد و عقل نه، و ویژه خواهان عدالت‌ستیز نیز نه. و اگر هر سه تحقق یافت بدانند که باید بر محور ولایت الهی، نبوی، علوی، مهدوی و اینک، فقیهی مجاهد که بیان و گفتارش حجت است استوار گردد.

2) با توضیحی که بر اولین پاسخ نوشتم این سؤال‎تان نیز جواب داده شد که وجه تمایز این جبهه با دیگر جریانات چه می‌باشد. دیده شد که دیگر دوستان به صحنه وارد شده‌اند و خود به مصلحت‌اندیشی افتاده‌اند در حالی این جایگاه اولاً از آن مقام ولایت است و ثانیاً به صراحت حضرت آقا، ساکتین در فتنه را محکوم کرده و از مردم خواستند که به کانون قدرت و ثروت منتخبین انتساب نداشته باشند، ولی دارند. از خودشان بپرسید و لحظه‌ای به بیانات دیروز و امروزشان بنگرید! برای ما گو این که همه مورد احترامند و دوستشان داریم ولی غفلت نشود که بیان مقام ولایت و امامت حجت است و با او همه را باید تراز کرد تا که به اشتباه نیفتیم.

3) پس از داستان فتنه و انحراف دوستان به محضر مبارک حضرت استاد آیت‌الله مصباح (دام ظله) می‌رسیدند و از رهنمودهای ایشان بهره می‌بردند و البته این نشست‌ها با جناب آیت‌الله جنتی (دام ظله) و نیز قدری رقیق‌تر با آیت‌الله یزدی (زید عزه) برقرار می‌شد. برای تکمیل نیاز معنوی خود، جناب آیت‌الله خوشوقت (حفظه‌الله) نیز برایمان کارساز بودند.

تا این که جبهه‌ها و احزاب برای انتخابات یکی پس از دیگری به فکر اعلان مواضع افتادند. حضرت استاد در نشستی دوستان را دعوت به اعلان مواضع فرمودند. و در ضمن اشاره داشتند که شعارهايی گویا که جامع افراد و مانع اغیار باشد داشته باشید. وقتی که به اعلان مواضع جبهه رسیدیم برخی حضرت ایشان را از حضور در جلسه منع کرده بودند. ولی ایشان نسبت به اهمیت این کار بیشتر احساس مسئولیت فرمودند و در افتتاحیه قدری زودتر از وقت سخنرانی حضور یافتند و خود را از خاندان پایداری معرفی کردند. ما که باور نداشتیم ولی او همیشه پیشگام بوده و هست، خدایشان نگه‌دار باشد.

4) هدف همان است که در شعارها بیان شد؛ ولایت‌مداری؛ ولایت‌مداری؛ ولایت مداری.

از خداوند متعال توفیق نیل به آن را داشته و داریم. کاری است بس بزرگ ولی چه کنم که آرزو بر جوانان عیب نیست. شیعه به ویژه عمری از خسران عملیاتی نشدن این ادعا سوخته و ساخته است. اگر هدف را مقدس بدانیم که هست برای آن باید هزینه داد. این است که باید از طریق گفتمان و نشست‌های آزاد، گفتگو با جوانان و معطل نشدن برای چند نفر وامانده، خلاصه بیداری و بصیرت را به جامعه القا کرد.

فراموشم نمی‌شود که در دوران فتنه حضرت آقا (سلام‌الله علیه) می‌فرمودند:

که در جو مه‌آلود و گردآلود، غبارآلود است که برخی سوء استفاده می‌کنند؛ در تاریکی آن‌ها نورافکن بیندازید. اگر این شد مردم اشتباه نخواهند کرد.

عبارات نقل به مضمون است، که معانی را گرفته و به زبان خودم بیان کردم. ایستاده‌ایم تا که خود بیدار باشیم و دیگران را نیز به بیداری بیشتر فراخوانیم. جالب است که چون این خیر را بر دیگران خواسته‌ایم خداوند متعال خودمان را بی‌بهره از این داشته نکرده. انشاءالله که این باشد.

«قل ادعوا الی الله علی بصیره انا و من اتبعنی»

این دعوت انبیاي الهی و تابعین به آن عزیزان است که بیدار باش و دیگران را به بیداری فرا خوان!

والحمدالله اولاً و آخراً

دوست‌تان دارم

به همه عزیزان دانشجو سلامم را ابلاغ کنید!

تهران

11 بهمن سال نود

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 8:34  توسط مصطفی جوان  | 

پيش به‌سوي مجلس آرمان‌گرا/12/ گفت‌وگو با فاطمه آليا/

پيش به‌سوي مجلس آرمان‌گرا/12/ گفت‌وگو با فاطمه آليا/ اجمالي؛
برنامه‌هاي جريان نفوذي و ارتباط برخي زنان مدعيان‎اصول‌گرايي با فائزه هاشمي/ ترویج بی‌حيایی در سریال‌ها عادي شده است

گروه سياسي- جواد حجتي: فاطمه آلیا مسئول کمیته بانوان جبهه پایداری انقلاب اسلامی از جمله نمایندگان فعال مجلس شورای اسلامی در دوره‌های هفتم و هشتم است که هم‌اکنون در یکی از مهم‎ترین کميسیون‌های مجلس یعنی کميسیون امنیت ملی و سیاست خارجی عضویت دارد. تجربه 20 ساله ناشی از حضور در آموزش و پرورش همراه با سوابق اجرایی و مسئولیت‌های اجتماعی که در ادامه به آن اشاره می‌شود، موجب شد تا به عنوان اولین زن ایرانی برای تصدي وزارت آموزش و پرورش دولت دهم معرفی شود که بنا به دلایلی که در گفت‌وگوی زير به آن پرداخته است، با نوشتن نامه‌ای انصراف داد.

آلیا در کنار فراگیری علوم حوزوی، تحصیلات دانشگاهی‌اش را در رشته زبان انگلیسی از دانشگاه علامه طباطبایی آغاز کرد و در ادامه از دانشگاه آزاد موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته علوم سیاسی شد. نماینده دوره‌هاي هفتم و هشتم مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، مؤسس و رئیس کمیته حقوق بشر مجلس، مؤسس و رئیس فراکسیون حمایت از حقوق معلولان و پیش‎گیری از معلولیت‌ها، عضو هیئت امنای مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری (در دولت‌هاي نهم و دهم)، رئیس کارگروه زنان و خانواده و عضو شورای علمی مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری (نهم و دهم)، عضو گروه هیئت تحقیق و تفحص از شورای عالی ایرانیان (مجلس هشتم) تنها بخشی از سوابق اجرایی و فعالیت‌های اجتماعی آلیا در سال‌های اخیر است.

این عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی فعالیت‌های سیاسی خود را پیش از انقلاب با حضور فعال در جلسات و اجتماعات مذهبی- سیاسی و شرکت در تظاهرات دانشجویی سال 57 تهران آغاز کرد و پس از انقلاب نیز همراه با مشارکت فعال در برخورد با عناصر منافق و گروهکی دانشگاه علامه طباطبایی و حضور در مناطق عملیاتی فتح المبین در قالب کاروان خواهران امدادگر و مبلغ، فعالیت سیاسی خود را در شاخه دانشجویی حزب جمهوری اسلامی (تأسیس تا تعطیلی)، عضویت در شورای مرکزی جامعه زینب سلام‌الله علیها (پنج دوره) و عضویت در شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی (سه دوره 1386- 1381) ادامه داد.

فاطمه آلیا چندی پیش با حضور در تحریریه رجانیوز با خبرنگاران ما به گفت‌وگو نشست که متن کامل این گفتگو را در پیوندهای زیر می توانید ببینید.

آخرين‎وضع لايحه حمايت‌از خانواده/ جریمه مجازات بدپوششان مانند تخلفات رانندگی به روز نمی‌شود

ماجراي انصراف از وزارت آموزش و پرورش/ ارتباط برخي زنان مدعي اصول‌گرايي با فائزه هاشمي

در ادامه نيز بخش اجمالي این گفت‌وگو تقديم مي‌شود:

فاطمه آليا در ابتدای این گفت‌وگو درباره سرنوشت لایحه حمایت از خانواده گفت: لايحه حمايت از خانواده بايكوت نشده و هنوز هم در دستور كار مجلس است. اين يك لايحه پنجاه و چند ماده‌اي بود كه از مجلس هفتم تقديم مجلس شد و مورد بحث و بررسي قرار گرفت، به كميسيون تخصصي رفت، به مجلس هشتم رسيد، در مجلس هشتم هم 50 ماده از 54 ماده آن تصويب شد. يكي دو ماده مورد بحث قرار گرفت. بخشي از آن حقوقي بود و بخشي هم به‌طور طبيعي ابهاماتي داشت، اما يك بخشي هم كه فشار آورده شد، سياسي بود و در واقع از يك محافلي وارد مي‌شدند و قضيه سياسي می‌شد. الان مدتي است كه آن اشكالات در كميسيون قضايي برطرف و حذف و اضافه‌ها انجام شده و در دستور كار مجلس است، چند هفته است كه در دستور جلسه هم چاپ مي‌شود، اما نوبت طرحش نمي‌شود. در اين ماه‌هاي آخر، مجلس طرح و لایحه فوريتي زیاد به صحن مي‌آيد كه فكر مي‌كنم اگر به‌خاطر انتخابات در اين طرف سال هم تصويب نشود، چون در دستور صحن علني است، در سال آينده به تصويب برسد.

وی در پاسخ به این سؤال که با تصویب اين لایحه چه مشکل اساسی از مشکلات خانواده حل خواهد شد، افزود: روح لايحه حمايت از خانواده، رفع مشكلات شكلي و ساختاري محاكم قضايي است. به مسائل محتوايي وارد نشده است. به عنوان مثال در قوانين فعلي در دعاوي خانوادگي هر جايي كه زوج شكايت كند، زوجه به آن محل مي‌رود. ما در لايحه جديد، اين را برعكس كرده‌ايم، يعني دادگاهي كه به دعاوي رسيدگي مي‌كند، بايد در محل زندگي زوجه باشد، كه خانم‌ها كمتر به زحمت بيفتند. يا مواردي كه به صورت شكلي در قوانين فعلي داريم، اين است كه اگر مردي نفقه فرزندانش را ندهد، در قوانين فعلي، بچه‌ها بايد بروند و از پدرشان شكايت كنند تا پدر نفقه دهد، اما در لايحه جديد كه در دستور كار مجلس است، مادر مي‌تواند تقاضاي نفقه براي فرزندان كند، ولي اگر فرزندان به‌دليل اختلاف‌هاي پدر و مادر رودرروي پدرشان قرار بگيرند، شايد به لحاظ عاطفي و روند زندگي، صورت خوشي ندارد. در مورد مجازات‌هاي كيفري، الان در بعضي محاكم قضايي گاهي ديده مي‌شود كه به يك شكلي به زنان ظلم روا مي‌شود و مثلاً آقايي براي اينكه همسر دوم اختيار كند، سند جعل مي‌كند که مثلاً همسرش بيمار است و یا با يك پزشك تباني مي‌كند. در فصل ششم اين لايحه، مجازات‌هاي بازدارنده‌اي براي دفتر ثبت ازدواج و يا آقايي كه مي‌خواهد با اسناد جعلي مبادرت به ازدواج مجدد كند، وجود دارد.

نماینده دو دوره مجلس شورای اسلامی از تهران در بخش ديگري از اين گفت‌وگو با انتقاد از برخی سریال های صداوسیما گفت: صدا و سيما در بعضي از بخش‌هايي گام‌هايي برداشته است، از جمله اينكه لباس‌هاي محلي اقوام خودمان را مطرح كرده است. لباس‌هاي اقوام ما معمولاً پوشيده است و ترويج عرياني را كه در لباس‌هاي غربي هست، ندارند، اما بحث ما فقط پوشش و حجاب نيست، بحث عفاف هم هست، يعني حجاب مقدماتي دارد كه آن حيا و عفاف است، يعني بايد حريم محرم و نامحرم شناخته و حرمت نگه داشته شود. اگر اختلاط غيرضروري ساماندهي نشود و در واقع حيا را در صحبت كردن و در نگاه كردن اصل نگيريم، در برنامه‌هاي مختلفي كه اجرا مي‌شوند، گاهي كه مجري خانم و آقا هست، اگر حد و مرزهايي رعايت نشود، تأثير مثبت نخواهد داشت. عفاف آن جنبه دروني است، بروز و ظهورش حجاب است. وقتي ارتباط با نامحرم، عادي مي‌شود، در لباس‌ هم رعايت نمي‌كنند. شايد خيلي‌ها هم نمي‌خواهند گناه كنند. حجاب جزو ضروريات دين است و كسي كه منكر ضروريات دين باشد، كافر است؛ اين را همه مي‌دانند. اما بحث بی‌حيایی از بس عادي شده و اهمیت بحث حيا تبيين نشده و جا نيفتاده، با همان ارتباطات نامعقول بروز و ظهورش هم بحث بي‌توجهي به لباس و حجاب و جنبه‌هاي ظاهري است. از حجاب مهم‌تر، عفاف است و ريشه عفاف، حياست. در اين سريال‌ها دو تا پسر و دختر جوان با هم دوست مي‌شوند، آن هم به صورتي كه در فرهنگ و در خانواده‌ها و عرف ما نيست، با هم ارتباطاتي برقرار مي‌كنند، ادبياتي كه با هم دارند، گفت‌وگوهايي كه با هم دارند، خيلي وقت‌ها در عرف نيست و بدآموزي دارد.

آلیا که پیش از نمایندگی از کارشناسان سازمان صداوسیما بوده، درباره اشکالات ساختاری سازمان صداوسیما گفت: مقام معظم رهبري گمانم در 9 مرداد سال 75 در بازدید از صدا و سيما مواردي را گفتند كه خانم‌ها چگونه به تصوير دربيايند، شخصيت آنها چگونه باشد، همه اينها را گفتند. همان موقع هم كميته‌هاي محتوايي برنامه‌ريزي در سازمان تشكيل شد كه هر كدام از مباحث زنان و خانواده به چه صورت باشد، اما دست‌خوش سلايق مي‌شود. نقدي كه بر صدا و سيما وارد است، اين است كه دانشكده صدا و سيما ايجاد شد تا افرادي در آنجا طبق موازين فرهنگي‌‌مان، مطالبات مردمي و روح قانون اساسي تربيت شده و همين‌ها تهيه‌كننده، مجري و كارگردان شوند، اما مي‌بينيم دانشكده صدا و سيما راه خودش را مي‌رود و اغلب كاركنان صدا و سيما پروژه‌اي و قرارداد‌ي هستند. تهيه‌كننده رسمي هست، كار دستش نيست و آن وقت در بيرون سازمان فيلمي را مي‌سازند و مي‌آورند و ارائه مي‌دهند. حتي اگر رد شود، راهش را بلدند و از كانال‌هاي ديگري وارد مي‌شوند و بالاخره پخش مي‌شود. همين است كه بارها گفته شده و گاهي اوقات، خود رئيس صدا و سيما پخش بعضي از سريال‌ها را در وسط كار متوقف كرده است، اما اصل همه اينها به نظارت مردم برمي‌گردد، چه بحث‌هاي فرهنگي، چه بحث‌هاي قانون‌گذاري و نظارت همگاني بسيار مهم است، يعني مردم اگر اعتراض كنند، كار پيش مي‌رود. يكي از دستاوردهاي انقلاب ما در همه عرصه‌ها، پشتوانه مردمي است. هر وقت مردم به ميدان بيايند، مشكل حل مي‌شود. اين را هم در زمينه فرهنگي داشتيم، هم در قانون‌گذاري و هم جنبه‌هاي ديگر. در روز 9 دي مردم به ميدان آمدند. یا در همين يكي دو تا قانوني كه در مجلس تصويب شد و مردم متوجه شدند و واكنش نشان دادند، مثل قانون وقف دانشگاه آزاد و حقوق مادام‌العمر نمايندگان، مردم به ميدان آمدند. من فكر مي‌كنم در مورد رسانه و صدا و سيما هم بايد مردم در واقع حمايت و مسئوليت‌پذيري بيشتري نشان بدهند و با پشتوانه مردمي، همه مي‌توانند همه كاري كنند.

عضو شورای مرکزی جبهه پایداری انقلاب اسلامی در ادامه درباره تحلیلش از برنامه حلقه منحرف نفوذی در دولت برای انتخابات نهم مجلس گفت: بروز و ظهورش اين است كه به هر حال تلاش‌هايي مي‌كنند. اخبارش جسته گريخته مي‌آيد، جلسات و برنامه‌هايي دارند، حتي چند وقت پيش با عنوان جبهه حاميان دولت اسلامي اعلام موجوديتي كردند كه در آن گفته بودند خط قرمز ما اصول‌گرايان هستند، به همراه فتنه‌گران و جبهه پايداري. واقعاً اين يك تير خلاص بود. يعني وقتي تفكر اصول‌گرايي جا افتاده و مردم به خاطر تفكر اصول‌گرايي به آقاي احمدي‌نژاد رأي دادند، حالا اگر يك اصول‌گرايي خطايي مي‌كند، با تفكر اصول‌گرايي فرق مي‌كند و يا مواضع جبهه پايداري بسيار مشخص است. افرادي كه در آن هستند و در واقع رهبري معنوي حضرت آيت‌الله مصباح، مسير را كاملاً نشان مي‌دهد. حالا بيايند و در يك بيانيه بگويند كه خط قرمز ما اصول‌گرايان و جبهه پايداري است، نشان مي‌دهد كه همين اعلام موجوديت از مسير اصلي انقلاب منحرف شده، به‌دليل اينكه هم مواضع جبهه پايداري مشخص است و هم مواضعي كه در منشور اصول‌گرايي آمده است. حالا اگر بعضي از اصول‌گرايان بد عمل كرده‌اند، هم در داخل مجلس و هم بيرون از آن، ما هم مي‌دانيم و اتفاقاً بعضي از اصول‌گرايان در جريان فتنه وارد شدند. اين اصول‌گرايان را احتمالاً شوراي نگهبان براي كانديدا‌توري مجلس رد مي‌كند، اما چنين چيزي هم از طرف جبهه حاميان دولت اسلامي آمد.

فاطمه آلیا در مورد ماجرای معرفی‌اش برای وزارت آموزش و پرورش در ابتدای دولت دهم گفت: بحث آموزش و پرورش در دولت نهم هم مطرح بود و اين‌طور نبود كه در دولت دهم مطرح شود. در دولت نهم كه اين بحث مطرح شد، در مجلس همهمه شد، حتي زماني كه آقاي فرشيدي را مي‌خواستند مطرح كنند، بعضي از همكاران ما در مجلس هفتم گفته بودند، اگر به آقاي فرشيدي رأي ندهيد، مي‌خواهند يك خانم را معرفي كنند و فضاسازي شده بود. كلاً اين در جامعه جا افتاده، يكي وزارت بهداشت است و يكي وزارت آموزش و پرورش. با توجه به اينكه بخشي از وظايف و مأموريت‌هايش آموزشي و تربيتي است و گروه هدفش بيشتر خانم‌ها هستند، اين امكان و زمينه وجود دارد كه وزير آنها يك خانم باشد. در دولت نهم اين مسئله براي وزارت آموزش و پرورش مطرح شد، اما فضاسازي شد و در واقع به فراموشي سپرده شد. در دولت دهم مطرح شد و در آنجا بحث شد كه آيا بحث وزارت، يكي از مصاديق ولايت است يا نه، چون نظر مراجع و روحانيت ما اين است كه زنان نمي‌توانند بر جامعه ولايت داشته باشند كه در اينجا از سوي مقام معظم رهبري پاسخ داده شد، در جامعه ولايي كه ولي‌فقيه حضور دارد، حتي رئيس‌جمهور هم ولايت ندارد و به وزير هم ولايت ندارد كه حالا بگوييم که وزارت، ولايت زنان بر مردان است. اگر بخواهيم عدم ولايت زن بر مرد را مطرح كنيد، كار مشكل مي‌شود، چون شما در يك دبستان كوچك هم كه مديرش يك خانم است، اگر يكي از كاركنان، آقا باشد، مي‌گويند اين خانم بر آن آقا ولايت ندارد، بنابراين مقام معظم رهبري در يك استفتا به اين مطلب پاسخ دادند كه بحث ولايت مطرح نيست، اما در آن فضا آقاي احمدي‌نژاد استدلالي داشتند و در همان صحبت‌هاي مقدماتي هم كه مي‌كردند كه بايد يك خانم مجموعه آموزش و پرورش را اداره كند، بيشتر تأكيد ايشان روي مباحث تربيتي بود و مي‌گفتند اگر در بحث تربيت انرژي بيشتري بگذاريم و برنامه‌ريزي بهتري داشته باشيم، برآيند خوبي براي تربيت نسل اسلامي خواهد داشت. با توجه به اينكه بيشتر بدنه آموزش و پرورش را خانم‌ها تشكيل مي‌دهند، بهتر است يكي از خانم‌ها باشد، ولي شايد جوّ عمومي نمي‌پذيرفت. در همان موقع بعضي از مراجع و روحانيت شايد صلاح ندانستند و طوري بود كه وقتي مطرح شد، مدتي روي آن فكر شد و من خدمت ايشان رسيدم و ضمن ذكر دلايلي گفتم فكر مي‌كنم در مجلس بمانم مؤثرتر هستم. با توجه به اينكه 20 سال سابقه خدمت در آموزش و پرورش داشتم، گفتم ان‌شاءالله بتوانم از سنگر مجلس همان‌ها را به كار بگيرم و ايشان هم قبول كردند و استدلال مرا پذيرفتند، ولي ديديم كه خانم ديگري وزير بهداشت و درمان شدند و مشكلي هم پيش نيامد.

 

آلیا همچنین درباره تحرکات سیاسی برخی بانوان اصولگرا و اصلاح طلب در آستانه انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی گفت: عده‌اي از خانم‌ها مثل خانم بهروزي و چند نفر ديگر كه شاخص و مشهور نيستند، بلكه عضو بعضي از تشكل‌ها هستند، خانم بهروزي با اينها جمع شدند و خودشان را تحت عنوان زنان اصول‌گرا مطرح كردند. در واقع اين عنوان بود و روي همه زنان اصول‌گرا در مجلس و دولت شموليت نداشت، بلكه عده‌اي بودند كه در يكي دو تشكل بودند كه با خانم بهروزي هماهنگ بودند و اينها با بعضي از زنان اصلاح‌طلب جلساتي گذاشتند، مثل خانم راكعي، خانم ابتكار، خانم كولايي و اينها گفتند اسم اين مجموعه را مي‌گذاريم ائتلاف زنان ايران. اينها چند سال است كه اين ائتلاف را دارند، جلسات مشترك با هم دارند، اين جلسات چرخشي است. گاهي در مكاني كه زنان اصلاح‌طلب دارند، گاهي در مكاني كه اينها تحت عنوان زنان اصول‌گرا دارند و اين مواضع را عنوان كرده‌اند كه بحث مربوط به زنان يك بحث مستقل است و ارتباطي با فضاي كشور ندارد و با هم تعهد متقابل داشتند و الان هم دارند كه اگر اصول‌گرايان به پيروزي رسيدند، سهمي به زنان اصلاح‌طلب دهند و بالعكس. الان تحت عنوان ائتلاف اين جلسات را دارند. مي‌گويند براي اينكه از حقوق زنان حمايت كنيم، چنين ائتلاف‌هايي را با هم تشكيل داده‌اند. خانم فائزه هاشمي هم در جمع آنها هست و الان در دفتري تحت عنوان جامعه زينب در ساختمان نمايندگان ادوار، جلساتي را برگزار مي‌كنند و در جلسات‌شان خانم فائزه هاشمي هم هست. بعد از جريان فتنه بود كه اينها به‌اتفاق خانم فائزه هاشمي به مجلس و به ديدن آقاي باهنر آمدند كه خبر آن در رسانه‌ها هم منتشر شد مبنی بر اینکه آقاي باهنر با خانم فائزه هاشمي ديدار داشته است. بعد از جريان فتنه آقاي باهنر در توضیح آن گفت كه يك عده از خانم‌ها توسط خانم بهروزي از من وقت گرفتند، ولي من به اسم فائزه هاشمي وقت نداده‌ام. بالاخره اين فعاليت را دارند و احتمالاً در مجلس نهم هم با همين ائتلاف ليست ‌می‌دهند، ليستي كه متشكل از زنان باشد. هيچ بعيد نيست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 8:33  توسط مصطفی جوان  | 

نظر جريان فتنه و طيف متمايل به آن درباره تحريم انتخابات

رجانيوز منتشر مي‌كند: گزارش‎های راهبردي درباره انتخابات مجلس/ 2
نظر جريان فتنه و طيف متمايل به آن درباره تحريم انتخابات/ انگيزه غرب از وزن دادن به گروه‌هاي تحريمي چيست؟

راهبرد قدرت های معاند غربی برای تاثیرگذاری در انتخابات نهمین دوره‌ي مجلس را می توان در سه سطح؛ نهادهای حاکمیتی جمهوری اسلامی، جناح ها و احزاب سیاسی، مردم و یا افکار عمومی ارزیابی كرد. در سطح نهادهای حاکمیتی، تفسیر انتخابات مجلس به عنوان محل و موضوعی برای جنگ قدرت، در سطح جناح ها و احزاب سیاسی تلاش برای تحریم و انشقاق و در سطح مردم از طریق ایجاد یاس و ناامیدی و بدبینی به کارآمدی مجلس، مهم‌ترین شیوه های تاثیرگذاری بیگانگان بر انتخابات مجلس و تبدیل آن به چالشی سیاسی امنیتی برای نظام است.

رجانيوز تا انتخابات مجلس، در سلسله گزارش‌هاي راهبردي به برنامه‌هاي دشمن براي انتخابات آينده، شرايط داخلي و خارجي كشور مي‌پردازد.

به اختصار این راهبردهای دشمنان نظام در سه سطح مورد بررسی می شود که بخش اول (سه هدف عمده غرب از القاي جنگ قدرت در آستانه انتخابات مجلس ايران) در گزارش قبلي مورد بررسي قرار گرفت و تحلیل کوتاه حاضر به راهبرد بیگانگان در سطح دوم می پردازد:

راهبرد دو؛

تلاش برای تحریک اصلاح طلبان و جهت دهی به آنها برای تحریم انتخابات

یکی دیگر از مهم‌ترین راهبردهای رسانه ای و محافل بیگانه، فضاسازی بسیار منفی از عرصه‌ي انتخابات برای شخصیت‎ها، جناح ها و احزاب سیاسی برای تحریک آنها جهت مشارکت نكردن در انتخابات مجلس نهم است. از نظر آن‌ها، حضور نيافتن جناح و کاندیداهای اصلاح طلب در انتخابات مجلس موجب نبود وجود رقابت جدی بین احزاب و جناح های سیاسی خواهد بود و وجود فضای نبود رقابت بین جناح ها موجب مشارکت نكردن طرفداران یکی از جناح های مهم در کشور و یا مشارکت ضعیف در انتخابات 12 اسفند مجلس خواهد شد.

بر مبنای این رویکرد، نتیجه و پیامد این وضعیت به‎وجود آمدن مشارکت حداقلی مردم در انتخابات به ویژه در شهرهای بزرگ است. بر این اساس برآیند و نتیجه نهایی حضور نيافتن یکی از جناح های مهم نظام سیاسی و نیز مشارکت حداقلی مردم، تضعیف مشروعیت انتخابات و مجلس شورای اسلامی و در نهایت کاهش پرستیژ سیاسی نظام در جهان و منطقه به‌ویژه در عصر جنبش های انقلابی ملت های عربی است که میزان تأثیرگذاری نظام را در منطقه کاهش می دهد.

ارائه‌ي گونه شناسی های خودساخته مانند تحلیل زیر در سایت بی‌بی‎سی از گرایش های سیاسی فرعی در میان اصلاح طلبان و جریان های سیاسی مخالف نظام در داخل کشور و ترغیب مستقیم و غیرمستقیم آن‌ها به مشارکت نكردن و تحریم انتخابات در چارچوب این راهبرد رسانه های بیگانگان قابل ارزیابی است.

در ماه های اخیر، سه گرایش عمده در مقابل جناح اصول‎گرا در موضوع انتخابات قابل بازشناسی از یکدیگر است؛

گرایش اول، طیف رادیکال تر جريان فتنه و کسانی را در بر می گیرد که بیشترین فاصله را با کلیت نظام جمهوری اسلامی دارند. از نگاه این گروه، با تجربه برگزاری انتخابات "مهندسی شده" که مبتنی بر اقدامات حذفی و کنترلی شدید از سوی حاکمیت بوده و به‎ویژه نحوه برگزاری و اعلام نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، جنبش سبز باید به‌طور کلی ایده شرکت در هر نوع انتخابات در این شرایط را فراموش کند. از این منظر، شرکت در انتخاباتی که نه آزاد است و نه عادلانه، تنها این امکان را به حاکمیت می دهد که با استناد به مشارکت مردم، از مشروعیت مردمی خود سخن بگوید، بدون آنکه جنبش تحول طلب و آزادی خواه، کوچک ترین بهره ای از آن ببرد.

گرایش دوم، که در برگیرنده‌ي چهره های شاخص دوران اصلاحات و کسانی است که بر وفاداری خود به مبانی نظام جمهوری اسلامی تاکید می کنند، ایده تحریم پیشاپیش انتخابات را رد و در مقابل، بر مشارکت مشروط در انتخابات تاکید می کند.

از نگاه گرایش دوم، اصلی ترین راه گذار به دموکراسی و یا دست کم در کوتاه مدت اصلاح نظام، از صندوق های رأی می گذرد؛ بنابراین، باید به شیوه های گوناگون از طرح مطالبات و بیان شروط گرفته تا مذاکره با جناح حاکم و هشدار دادن به آنان، نسبت به عواقب وخیم رویکردهای جاری برای کل نظام جمهوری اسلامی، حاکمان را متقاعد کرد که از برگزاری انتخاباتی مهندسی شده، نمایشی و فرمایشی بپرهیزند و با برآوردن شروطی مانند آزادی زندانیان سیاسی، رفع سانسور از رسانه ها و مطبوعات و تضمین آزادی فعالیت احزاب و گروه های سیاسی، شرایط را برای برگزاری انتخاباتی آزاد و عادلانه فراهم سازند.

گرایش سوم، طیف حاشیه ای در میان اصلاح طلبان و کسانی را در بر می گیرد که رویکرد انتقادی به مراتب ملایم تری نسبت به وضعیت کنونی اتخاذ کرده اند. این گروه، با این استدلال که انتخابات یک فرصت و حق مسلم است، از ضرورت شرکت در انتخابات به‌رغم انتقادهای موجود به نحوه برگزاری آن سخن می گویند. این گرایش شامل گروهی از چهره‌های شاخص دوران اصلاحات و کسانی است که بر وفاداری خود به مبانی نظام جمهوری اسلامی تاکید می کنند و معتقد هستند که اصلی ترین راه گذار به دموکراسی و یا دست‌کم در کوتاه مدت اصلاح نظام، از صندوق های رای می گذرد."

پایگاه اجتماعی هر کدام از این سه گرایش، میزان حضور چهره های شاخص و شناخته شده در هر کدام از آن‌ها، و نیز روند تحولات سال های اخیر در جمهوری اسلامی و منطقه عملا از همان ابتدا موجب شده که گرایش آخر، اهمیتی حاشیه ای بیابد و بحث ها عمدتا حول محور استدلال های دو گرایش نخست شکل بگیرد.

بر اساس این گونه شناسی و وزن دهی خودخواسته به این گرایش‎ها، رسانه‌هاي بيگانه و ضد انقلاب در طي چند هفته اخیر تلاش زيادي برای پوشش رسانه ای دو گرایش اول داشته اند و بیشترین بازتاب رسانه ای را به مواضع گروه های افراطی مخالفان نظام اختصاص داده اند؛ چند شبکه رادیو و تلویزیونی فارسی زبان و نیز سایت و پایگاه های خبری و تحلیلی به صورت زیر به معرفی مواضع و گرایش های مختلف یاد شده پرداخته اند؛

مزروعی سخنگوی شاخه خارج از کشور سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با تشریح اوضاع حاکم بر فعالان سیاسی در داخل کشور می‌گويد: «شاید اصلاح طلبان داخل کشور به‎دلیل فضای امنیتی پلیسی حاکم حداکثر موضعی که می‏توانند اتخاذ کنند، اعلام عدم مشارکت باشد، اما سبزها و اصلاح طلبان خارج از کشور که با فشارهای داخل مواجه نیستند، رسماً و علناً انتخابات را بایکوت کرده و از همه مردم خواهند خواست در انتخابات شرکت نکنند.»

محمد خاتمی رييس جمهور سابق ايران، روز دوشنبه گفته است اصلاح طلبان بر اساس رويکرد "شورای هماهنگی جبهه اصلاحات" نسبت به انتخابات مجلس نهم در ۱۲ اسفندماه سال جاری عمل خواهند کرد، يعنی "نمی‌توانند و نبايد در اين انتخابات نامزد داشته باشند". محمد خاتمی با بيان اينکه همه نشانه‌ها حکايت از اين دارد که نبايد در انتخابات شرکت کرد، گفته است: «حرف همان است که شورای هماهنگی جبهه اصلاحات اعلام کرده‌است، يعنی اصلاح‌طلبان نمی‌توانند و نبايد در اين انتخابات نامزد داشته باشند و ليست بدهند و البته اين به معنای تحريم انتخابات نيست.»

در همین زمینه علی‌محمد غريبانی، رئيس دوره‌ای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، در ۲۳ آذرماه سال جاری گفته بود، اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس نهم شرکت نمی‌کنند و در اين انتخابات از هيچ‌کس حمايت نمی‌کنند. با وجود تلاش‌های شورای هماهنگی جبهه اصلاحات برای مناسب شدن فضای انتخاباتی، متأسفانه عرصه هر روز تنگ‌تر می‌شود و در نتيجه، اين شورا تصميم گرفته‌است ليست انتخاباتی ارائه ندهد و از هيچ‌کس حمايت نکند. "لغو پيش ‌همايش هم‌انديشی اصلاح‌طلبان و مساعد نشدن شرايط برای برگزاری هم‌انديشی سراسری اصلاح‌طلبان" را می توان "از جمله نشانه‌های مناسب نبودن فضا برای حضور در انتخابات" دانست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 8:31  توسط مصطفی جوان  | 

10 دلیل براي اينکه جبهه پایداری باید لیست مستقل بدهد‎

10 دلیل براي اينکه جبهه پایداری باید لیست مستقل بدهد‎

گروه سياسي- محمد حسن روزي‌طلب: با نزدیک شدن زمان انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی که در روز 12 اسفند برگزار می شود، تکاپوی جریان ها و گروه های سیاسی برای تعیین نحوه حضور و یا عدم حضورشان در انتخابات به صورت جدی تری دنبال می شود.

در این میان، جریان فتنه که سال گذشته با راهبری میرحسین موسوی و مهدی کروبی در یک بن بست استراتژیک گرفتار شده بود، با منزوی شدن این‌دو، دوباره عنان کار را در اختیار محمد خاتمی قرار داد و او با مشورت موسوی خويینی‌ها، استراتژی کاهش مشارکت در انتخابات به مثابه کاهش مشروعیت نظام را در دستور کار قرار داد. این استراتژی موجب شد تا اعضای جریان تجدیدنظر طلب به صورت یک‎پارچه در روزهای ثبت نام در خانه بنشینند و ثبت نام نکنند.

از سوی دیگر، در جریان اصول‌گرا پس از آن که جبهه پایداری انقلاب اسلامی و گروه 7+8 شکل گرفت، یک جدال گفتمانی برای تعیین صلاحیت‎ها و نحوه حضور، وحدت، کثرت و خالص سازی رخ داد که همچنان ادامه دارد.

در این نوشتار قصد نداریم که به بررسی این مجادله بپردازیم و داعیه اصلی این یادداشت، اثبات این گزاره است که جبهه پایداری انقلاب اسلامی به عنوان یکی از جریان های اصول‌گرا و انقلابی باید در انتخابات پیش رو، حضوری فراگیر داشته و لیست انتخاباتی ارائه دهد. در بیان دلایل این گزاره می توان گفت:

1- اتفاق‌هاي سال جاری و نحوه شکل گیری زمینه حضور اصول‌گرایان در انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی نشان داد که جریان های مختلف اصول‌گرایان قطعا با هم متفاوت بوده و دارای پیشینه، عقاید و عملکرد متفاوت هستند. افرادي مانند آقايان علی مطهری و عباسپور با دکتر آقاتهرانی و حجت الاسلام روح الله حسینیان متفاوت هستند. دیدگاه آن‌ها نسبت به کلیدی ترین مفاهیم متفاوت و متضاد بوده و نمایش آن در چند سال گذشته به‌ویژه پس از فتنه 88 این مسئله را در پیش چشم رأی دهندگان باورپذیر و عینی کرده است. حضور این افراد در یک لیست به نوعی گمراه کردن رأی دهندگان و خلاف شرط صداقت و انصاف است. این تفاوت ها، تفاوت سلیقه نیست مثلا تفاوت عقیده در مورد انتخاب اصلح یا انتخاب صالح مقبول و کنار گذاشتن اصلح یک تفاوت بنیادی است که تبعات سیاسی و اجتماعی گسترده ای در پی دارد.

2- حضور نداشتن چهره های جریان فتنه و کمبود نیروی انسانی جریان نفوذی در دولت و رد صلاحیت صحیح برخی ثبت نام کنندگان موجب شد تا امید دشمن برای غیررقابتی شدن انتخابات در شهر تهران پررنگ شود اما حضور یک لیست قوی از جبهه پایداری در کنار فهرست گروه موسوم به 7+8 به اضافه حضور تک چهره هایی که رأی قابل توجهی دارند، می تواند این استراتژی را نیز نقش بر آب کند.

3- حضور جبهه پایداری می تواند نمایش‌گر یک رقابت اخلاقی و درون چارچوب نظام باشد، بدون ترس از ساختارشکنی عده ای که امروز فتنه گر نامیده شوند. در 25 سال گذشته و در هر دور از انتخبات، این نگرانی وجود داشت که عده ای که التزامی به انقلاب اسلامی و ولایت فقیه ندارند، با روش های تبلیغاتی غیر اسلامی بتوانند به مراکز حساس تصمیم‌گیری بروند و اخلالی در کار جمهوری اسلامی به وجود آورند، آن‎گونه که در مجلس ششم و دولت اصلاحات رفتار شد. همچنین رعایت بایسته های اخلاقی در رقابت های انتخاباتی آن گونه که در شأن آیت الله مهدوی کنی و آیت الله مصباح یزدی است، می‎تواند الگوی سالمی از رقابت را در جمهوری اسلامی پدید آورد.

4- حرکت مردمی بدون جنجال و هیاهو به سوی خالص سازی، رمز بقای جریان های سیاسی است. جبهه پایداری در ماه های پس از اعلام موجودیتش توانسته با پافشاری بر اصول و به جان خریدن هزاران فحش و ناسزا، گفتمان اصول‌گرایی ناب را بر مبنای ولایت مطلقه فقیه به جلو ببرد و تأثیرات این پافشاری جبهه پایداری حتی در نحوه رفتار و گفتمان رقبا نیز آشکار شده است، آنجا که برخی افراد که فتنه 88 را کدورت و یا دعوای شخصی می دانستند، به صف اول مبارزه با فتنه آمده اند و یا انتخاب اعضای ستاد انتخاباتی 7+8 خود به خوبی نمایش‌گر تأثیرات حرکت گفتمانی جبهه پایداری است. به هر حال، استقامت بر اصول آن هم در عرصه پر هیجان انتخابات می تواند تکمیل کننده حرکت به سمت خالص سازی حداکثری جریان اصول‌گرایی باشد.

5- آنچه در ایران 1388 گذشت، اگرچه يك بیماری سیاسی و امنیتی بود که با حضور مردم در 9 دی درمان یافت اما زخم‌ها و تجربیات این دوران هنوز تازه است. حضور جبهه پایداری در انتخابات می تواند مانع از فرموشی خیانت خائنان و سکوت ساکتان شود. کارنامه خوانی جریان های درگیر در فتنه 88 و بازخوانی مواضع افراد در این گیرودار، می تواند انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی را جدا از رقابت های سیاسی، به یوم الحساب برخی جریان ها تبدیل کند.

6- یکی از دلایل اعلام موجودیت جبهه پایداری، عملکرد نامناسب دکتر احمدی نژاد در حمایت و میان‌داری جریان نفوذی است که در ماجرای تأسف برانگیز خانه نشینی بروز یافت. اکنون نیز چشم خیل عظیم علاقه مندان آقاي احمدی نژاد که از سویی از عملکرد او و رئیس دفترش سرخورده شده و از سوی دیگر ارتباطي با کسانی ندارند که سال‎های گذشته را با لجن پراکنی و عقده گشایی علیه دولت مورد حمایت رهبری سپری کرده اند، به جبهه پایداری دوخته شده تا این خلأ را پر کند. آنها در دوران اصلاحات مشتی کفن پوش و قابلمه به دست خوانده شدند، کاندیداهای ریاست جمهوی اصول‌گرايان در سال 84 هم مدل تبلیغات بلری و مشعوف شدن از جایزه نوبل شیرین عبادی را به آنها ترجیح دادند و اکنون نیز جرین نفوذی در دولت دهم می گوید مگر شما چند نفرید؟! اکنون چشم امت حزب الله به جبهه پایداری دوخته شده است!

7- یکی از مهم‌ترین رسالت های جبهه پایداری جایگزینی تخصص به جای سهمیه بندی های معمول گروه های سیاسی است. به‎عنوان مثال در مجلس گذشته علی رغم مسائل متعدد سیاست خارجی، تعداد نمایندگانی که سابقه حضور در دستگاه دیپلماسی و اشراف بر پيچيدگي‌هاي اين حوزه را داشتند، به عدد 3 نمی رسید و همین مسئله، موجب ضعف مفرط کارشناسی در مجلس و اظهارات شتاب‎زده و مبتدیانه متعدد نمایندگان در حوزه سياست خارجی می‌شد. در حوزه اقتصاد نیز این مسئله مصداق داشت.

در اين ميان، جبهه پایداری باید با ارائه فهرستی از متخصصین توان‌مند مانند دکتر مرتضی آقا تهرانی، دکتر محمد سلیمانی، دکتر مسعود میرکاظمی، دکتر محمد هادی زاهدی وفا، دکتر زهره طبیب زاده، مهندس سید مهدی هاشمی، دکتر ناصر سقای بی ریا و... تخصص محوری آرمان‌خواهانه را به مجلس نهم هدیه بدهد.

8- یکی از مقدمات و الزامات وحدت آن است که طرف‌های درگیر، بنای‎شان بر تفاهم و وحدت باشد اما متأسفانه با رصد موضع گیری برخی از چهره‌ها و گروه های سیاسی، این مساله هم اکنون در میان اصول‌گرایان دیده نمی شود. این افراد و گروه ها که نفس حضورشان در جمع اصول‌گرایان با توجه به سابقه‎شان در فتنه 88 ناموجه می‎نماید، با سد کردن ملزومات وحدت مانند انتخاب هیئت داوری مورد اجماع، نگذاشتند تا وحدت حداکثری سیاسی شکل بگیرد.

از سوی دیگر، موج تخریب ها و بی انصافی هاي برخي از چهره‌های این گروه‌ها علیه جبهه پایداری که حتی پیش از اعلام موجودیت این جبهه آغاز شده بود و حتی این شائبه را ایجاد می کرد آنها جبهه پایداری را نه ظرفیتی از ظرفیت های اصول‌گرایان بلکه به عنوان گروهی می شناسند که جای‎شان را تنگ کرده است و به اين ترتيب، با شعار وحدت حداکثری، جمعي از خالص ترین و بهترین نیروهای کیفی جریان اصول‌گرا را دفع حداکثری کردند.

حضور مستقلانه جبهه پایداری می تواند حباب توهمی این گروه ها را بترکاند و محملی جذاب برای نشان دادن حقایق عریان این افراد و گروه ها باشد.

9- یکی دیگر از بایدهای ارائه لیست جبهه پایداری انقلاب اسلامی، نمایش خالصانه ارزش‎های مشترک ولایت‌مداران است. کسانی که نگاه‎شان به ولایت فقیه است، هرگز دچار قبیله گرایی سیاسی نمی شوند، حتی اگر کسی با سلیقه های آن‌ها اختلاف داشت، اما در نگاهش به اطاعت از ولایت فقیه حرف و حدیثی نبود، مانند دکتر حدادعادل در صدر فهرست جبهه پایداری انقلاب اسلامی قرار خواهد گرفت. فهرست جبهه پایداری نشان خواهد داد که امثال سردار ایثارگر محمد کوثری در صدر توجهات قرار خواهند داشت.

10- همه دلایل پیش‎گفته به کنار، اگر اعضای جبهه پایداری با احساس تکلیف و معامله با آن کسی که تجارت با او شیرین‎ترین تجارت است، به صحنه انتخابات وارد شوند، حتماً پیروز هستند. چه آنکه به پیروزی ظاهری برسند و چه آنکه در ظاهر ناکام بمانند. با انتخاب گزینه‎های اصلح، فردای انتخابات پیروزی و شکست ظاهری علی السویه است چرا که تکلیفی انجام شده و باری در جهت منافع انقلاب به مقصد رسیده است. "اگر در مسير امر و اراده‌ي خدا قرار بگيريد، حتماً پيروز هستيد" (آيت‌الله مصباح يزدي در ديدار 6/11/90 با اعضاي جبهه پايداري)

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 8:26  توسط مصطفی جوان  | 

پيش به‌سوي مجلس آرمان‌گرا/11/ گفت‌وگو با حجت‌الاسلام نبويان/

پيش به‌سوي مجلس آرمان‌گرا/11/ گفت‌وگو با حجت‌الاسلام نبويان/ اجمالي؛
سروش می‏گفت باید قرآن را اصلاح و دسته‏ای از آیات را حذف کنیم/ مسئله ما با ساكتين فقط مربوط به انتخابات نيست

حجت الاسلام و المسلمین سید محمود نبویان را اغلب به واسطه روشنگری‏ها و سخنرانی‏های طوفانی‏اش در مورد سروش، قتل‏های زنجیره‏ای، وقایع 18 تیر، تقلب در انتخابات 88 و جریان انحرافی می‏شناسند. او عضو هیئت علمی موسسه امام خمینی(ره) و در زمره شاگردان استاد مصباح یزدی به شمار می‏آید.

نبویان همچنین به واسطه ارتباط نزدیکش با محافل دانشجویی در دانشگاه‏ و طرح ولایت، همواره مورد رجوع نخبگان کشور بوده است. او در دبيرخانه فقهي مجلس خبرگان رهبري نیز فعالیت دارد. از نبویان در موضوعاتی چون اسلام و مدرنیسم، علم‏گرایی، مولد و مولود روشنفکری، حق و تکلیف و تلازم آنها، مجرّد و مادی، مغالطات، معنا و ماهیت حق و... مقالات علمی و مفصلی در نشریات و فصلنامه‏ها منتشر شده است.

در این مصاحبه او از اصلی‏ترین چالش انقلاب اسلامی و غرب سخن به میان آورد تا به مسئله علم‏گرایی و دانش سکولار و مبحث علوم انسانی برسد. نبویان انقلاب فرهنگی را جزو ضروری‏ترین نیازهای کشور دانست و همچنان آن را واجد اهمیت تلقی کرد.

پس از این مقدمه با سیری تاریخی به انحرافاتی که خصوصا پس از رحلت امام در نهضت شکل گرفت پرداخت و توضیح داد که سروش چگونه از تشکیک در فهم از قرآن به تشکیک در اصل قرآن رسید. او همچنین زاویه نگاهی به وضعیت امروز کشور و مسئله جریان انحرافی داشت و این انحرافات را در یک سمت و سو تلقی می‏کرد.

نبویان با اشاره به خطر ساکتین و مردودین فتنه گفت: «اين آدم‌ها دروغ مي‌گويند كه طرفدار ولي‌فقيه هستند.» او توضیح داد که مسئله ما با اینها صرفا مسئله وقايع پس از انتخابات نیست و اساسا نسبت به مشی اینها در نسبت با نظام و انقلاب باید احساس خطر کرد. نبویان گفت:«چه چيزي باعث مي‌شود كه انسان ولي خودش را تنها بگذارد؟ باز مي‌گرديم به زمان امام‌حسين(ع). چه چيزي بود؟ زمان حضرت امير(ع) چه چيزي بود؟ كساني كه ساكت بودند، 17، 18 هزار نفر ظاهراً اوايل به مسلم‌بن عقيل نامه داده بودند. همان‌هايي كه ساكت هستند، ابزار دشمن خواهند شد. 18 هزار تا نامه مي‌دهند، اما وقتي عبيدالله‌بن زياد مي‌آيد، 12 هزار نفر هم اضافه مي‌شوند و 30 هزار نفر مي‌روند و پسر حضرت امام‌علي(ع) را مي‌كشند.»
 
گزیده‏ای از مصاحبه خواندی با حجت الاسلام و المسلمین نبویان را در ادامه می‏خوانید. متن کامل این مصاحبه از دو پيوند زیر قابل دسترسی است:
 
 
 
متن اجمالي اين گفت‌وگو نيز در ادامه آمده است:
 
 
حجت الاسلام و المسلمین نبویان مهم‌ترین چالش انقلاب اسلامی با غرب را در دو حوزه معرفتی و انگیزشی دانست و نسبت به حاکمیت مدرن و سکولار انديشه‌ها در دانشگاه‌ها ابراز نگرانی کرد. وی گفت: يكي از كارهاي بزرگي كه بايد بكنيم اين است و بايد به سمت توليد نرم‌افزار علوم انساني براي دانشگاه‌هايمان برويم.
 
وی افزود: خاطره‌اي را نقل كنم. در اينجا با اسم هم نقل مي‌كنم. اين حرفي كه مي‌زنم مال 12، 13 سال پيش زمان دوم خرداد است. مشكلي برايم پيش آمده بود. رفتم از حاج‌آقا‌ مصباح پرسيدم: «كارهاي دانشگاهي‌ام را ادامه بدهم يا ندهم؟» ايشان فرمودند كه من برايت خاطره‌اي مي‌گويم. فرمودند: «يك زماني در درس علامه طباطبايي شركت مي‌كردم. سه دانشجو از تهران زنگ زدند كه شما بيا و براي ما تفسير بگو. وسط هفته هم بود. طلبه‌هاي درس‎خوان معمولاً وسط هفته جايي نمي‌روند و درس‌هاي‎شان را نمي‌گذارند. مردد شدم كه بروم يا نروم. با اتوبوس‌هاي آن وقت هم خيلي طول مي‌كشيد تا از قم به تهران برسي. پيش مرحوم علامه طباطبائي رفتم. عين الفاظش يادم نيست، ولي مضمون كلي حرف‌هاي ايشان اين بود كه واجب است كه بروي. خيلي تعجب كردم و پرسيدم: چرا؟ فرمود: دانشجویان وقتي فارغ‌التحصيل مي‌شوند، يكي رئيس آموزش و پرورش مي‌شود، يكي معلم، يكي رئيس شركت، يكي وزير. به عبارت ديگر، كشور دست خروجي‌هاي دانشگاه‌هاست». الان هم همين‌طور است. اينكه امام «رضوان‌الله‌عليه» فرموده است: «اگر مي‌خواهيد كشور را نجات بدهيد، بايد به دانشگاه توجه كنيد»، سرّش همين است. الان هم اكثريت قريب به‌اتفاق مسئوليت‌هاي كشور دست فارغ‌التحصيلان دانشگاه‌هاست.
 
نبویان با تاکید بر اینکه آمده‌ايم اسلام را در جامعه بياوريم، نه مدرنيته را، گفت: اين اسلام اگر قرار است بيايد، با تئوري اقتصاد‌ي مدرنيته نمي‌شود اقتصاد اسلامي بياوريد. وی انقلاب فرهنگی را هنوز دارای موضوعیت دانست و تصریح کرد: كارهاي‌مان بايد در اينجا منحصر شود.
 
وی به تفاوت تعریف انسان در اسلام و غرب اشاره کرد و در خصوص انقلاب اسلامی گفت: به انقلاب خودمان برگرديم. واقعاً بچه‌ها در جبهه‌ها به اميد دست‌يابي به چه چيزي مقاومت مي‌كردند؟ مقام؟ پول؟ شب حمله، شب سيدالشهدا(ع) بود. چه چيزي داشتيم؟ سوپراتاندرها را چه كسي به عراق مي‌داد؟ ميگ‌ها را چه كسي مي‌داد؟ تي.76 را چه كسي مي‌داد؟ ميراژدرها را چه كسي مي‌داد؟ اين مضحكه شده بود كه ما آمار دقيق نيروهاي خودمان را از راديو عراق مي‌گيريم. آواكس‌هاي عربستان بلند مي‌شدند و همه تصويربرداري‌ها و جمع‌آوري اطلاعات را انجام مي‌دادند. ما كه چيزي نداشتيم و با كلاشينكف جلو مي‌رفتيم. چه كسي مي‌توانست اين انقلاب و اين جنگ را در برابر اين همه فتنه‌ها، سالم بيرون بياورد؟
 
نبویان گفت: متأسفانه صدا و سيما‌ي ما مدرن است، انديشه اسلامي كجاست؟ كارگردان‌هايمان اسلامي فكر مي‌كنند؟ فيلمساز‌ان ما؟ روزنامه‌نگاران ما؟
 
 
وی نفوذ فکر مردن را سبب انحراف در میان اصحاب انقلاب دانست. نبویان گفت: تا سال 76 تلاش برای کنار گذاشتن دین فقهی در حوزه انديشه و تفكر جامعه انجام شد و روشنفكر‌ان و كساني كه براي جوانان ما انديشه‌ساز بودند، اين كار را انجام دادند، اما در حوزه سياسي، فاز ديگري از همين انديشه حاكم بود، خود آقاي مرعشي اعلام كرد كه حزب كارگزاران، ليبرال‌ـ‌دموكرات است، منتهي ليبرال‌ـ‌دموكرات مسلمان.
 
حجت الاسلام نبویان تصریح کرد: در مبارزاتي كه عليه اسلام شده است، مي‌بينيم رئيس‌جمهور مملكت، جناب آقاي خاتمي، بزرگ‌ترين شعارش آزادي است. در سالگرد دوم خرداد 77 ايشان مي‌گويند دعواي ما دعواي انديشه‌اي است، دعواي هيكلي نداريم. متأسفانه اين انديشه‌هاست ـ‌با قصد يا بي‌قصدـ انديشه‌اي است كه ريشه اسلام را مي‌زند. ايشان در سالگرد دوم خرداد 77 تصريح مي‌كند آزادي آن‌قدر مهم است كه اگر دين هم در مقابل آزادي بايستد، محكوم به شكست است.
 
وی با اشاره به مشکک شدن ارزش‏ها و اندیشه‏ها در دوره اصلاحات گفت: در جامعه، قرائت باطل نبايد اجرايي شود. مي‌گفتند كه تو دليلي داري كه قرائت من باطل است؟ نه، پس همه چيز مشكوك است. من دليلي دارم كه حرف شما باطل است؟ پس همديگر را تحمل كنيد: تسامح و تساهل! پس امر به معروف و نهي از منكر تعطيل! معروفي نداريم. يقين داري اين معروف است؟ يقين داري اين منكر است؟ تازه قرآن نمي‌گويد معروف را بگو، مي‌گويد امر كن. نمي‌گويد منكر را بگو، مي‌گويد نهي كن، لذا آقايان فقهاي ما، امام(ره) و ديگران، گفتن عادي را مي‌گويند به تكليفت عمل نكرده‌اي. امر به معروف تكليف ديگري است. پس بايد دين را بگذاريم كنار، امر به معروف را بگذاريم كنار، شيعه و اسلام را بايد بگذاريم كنار و هر ديني كه شد، شد. اين نوع انديشه اسلامي بايد زده شود.
 
وی به نسبت میان دولت سازندگی و اصلاحات اشاره کرد و گفت: آقاي هاشمي حرف جالبي مي‌زند. در سال 84 تصريح مي‌كند كه خاتمي سياست‌هاي مرا ادامه داده است. او به همان جايي رسيده است كه اگر من هم بودم، مي‌رسيدم. راست هم مي‌گويد. يك انديشه است.
 
نبویان به مستندات مکرری از نوشته‏های سروش اشاره کرد و توضیح داد که از سال 76 این جریان شمشیر خود را علیه اسلام برهنه کرده است. او گفت: دين بايد از بين برود. دين را مي‌فهمم، قرآن و روايات و تجربه ديني چيست؟ صفحه 3 مي‌گويد من كه مي‌گويم تجربه ديني هم بشري است، تجربه يعني وحي. وحي يك امر بشري است و پيغمبر(ص) خودش به خودش وحي كرده! جبرئيل يعني چي؟ مي‌خوانم كه ببينيد از نظر دكتر سروش تجربه يعني وحي! صفحه 3: «پس مقوم شخصيت و نبوت انبيا و تنها سرمايه آنها همان وحي يا به اصطلاح امروز تجربه ديني است، پس دين و وحي يك امر بشري هستند.»
 
وی به مکالمه خود و دکتر سروش هم اشاره کرد. نبویان با اشاره به مواضع سروش ادامه داد: مي‌گويد ديگر دبّه در نياوريد و بگوييد ما مي‌خواهيم به اين آيات قرآن ملتزم باشيم، دقيقاً با همين واژه. بعد مي‌گويد من كه مي‌گويم اصلاح‌طلبم، اصلاح‌طلبم، اصلاح‌طلبم، با سياست كار ندارم، با فرهنگ كار ندارم. اينها را بگذاريد كنار،‌ اصلاح خود قرآن! پرسيدم: «يعني فهم قرآن؟» گفت: «نه بابا! اصلاح خود قرآن»! آدرس بدهیم و دسته‌بندي کنیم كه اين آيات از قرآن حذف شود!
 
نبویان گفت: جمله‌اي برايتان بخوانم از آقاي محمدرضا خاتمي، صريحاً اعلام مي‌كند. كي؟ سال 84، 31/1/84 دو ماه مانده به انتخابات دوره اول آقاي احمدي‌نژاد. روزنامه اقبال مال آقاي معين كانديدا‌ي اصلاح‌طلبان. ايشان مي‌گويد 8 سال از اصلاحات گذشت. چه كسي مي‌گويد اصلاحات شكست خورده؟ اصلاحات آن‌قدر پيروز شده كه ما به خود حق مي‌دهيم كه اگر در رأس حكومت، آن امام غايب و معصوم هم باشد، او را در ملاءعام استيضاح كنيم. بله، چون معصوم اصلاً يعني چي؟ من نمي‌دانم اينها به چه چيز باور دارند؟ جمله را عيناً بخوانم كه مستند باشد. روزنامه اقبال 31/1/84، محمدرضا خاتمي: «يكي از بزرگ‌ترين دستاوردهاي اين دوران 8 ساله آن است كه حكومت از جايگاه آسماني و ملكوتي‌اش به زمين نشست. حتي اگر امام غايب و معصوم هم در رأس حكومت قرار بگيرد، بايد بتوان به او انتقاد كرد و از عملكردش ايراد گرفت و در ملاءعام استيضاحش كرد.»
 
 
نبویان افزود: اين نكته خيلي خطرناك است. الان واضح شده كه چرا غربي‌ها و امريكا‌يي‌ها از اصلاح‌طلب‌ها دفاع مي‌كنند، چون همگي يك فكر دارند با شدت و ضعف‌هاي متفاوت. قرار است حمله به نظام، حمله به اسلام، حمله به ولايت‌فقيه انجام شود. اگر امام‌زمان(عج) را مي‌شود نقد و استيضاح كرد، ولي‌فقيه كه تكليفش معلوم است. اينها اصلاً به اين نكته باور دارند؟ باور به قرآن دارند؟‌ چگونه كسي باور به تشيع دارد و مي‌تواند اين حرف را بزند؟ بعد آمد خيلي ماستمالي‌اش هم كرد كه باز هم درست نشد.
 
وی با اشاره گفت: اين همه حمله عليه دين و اين ظرفيت‌ها پر شده، در سال 84 با آمدن آقاي احمدي‌نژاد اميد داشتيم كه خوب هم شد و در دولت اول، ايشان موفق هم بود، براي همين مقام معظم رهبري فرمود اينهايي كه كارگزاران و اصلاحات آوردند، ضد اسلام است. پس انقلاب اسلامي اين نبود، براي همين آقا مي‌فرمايند: «دولت آقاي احمدي‌نژاد (دولت اولش) قطار انقلاب را در ريل خودش قرار داد»، يعني چه؟ يعني دو دولت قبلي قطار انقلاب را از ريل خودش خارج كردند، منتهي متأسفانه در دولت جديد آقاي احمدي‌نژاد، با آمدن حلقه انحرافي، دوباره فكر اصلاحات زنده شد. دقت كنيد كه چرا مكتب ايراني مطرح مي‌شود؟ من مكتب ايراني را ادامه همين انديشه مي‌بينم كه اسلام بايد برود.
 
وی سه خطر اصلاح‏طلبان، جریان انحرافی و ساکتین را موجب به صحنه آمدن آیت الله مصباح یزدی در انتخابات مجلس نهم دانست و در خصوص خطر ساکتین گفت: چه چيزي باعث مي‌شود كه انسان ولي خودش را تنها بگذارد؟ باز مي‌گرديم به زمان امام‌حسين(ع). چه چيزي بود؟ زمان حضرت امير(ع) چه چيزي بود؟ كساني كه ساكت بودند، 17، 18 هزار نفر ظاهراً اوايل به مسلم‌بن عقيل نامه داده بودند. همان‌هايي كه ساكت هستند، ابزار دشمن خواهند شد. 18 هزار تا نامه مي‌دهند، اما وقتي عبيدالله‌بن زياد مي‌آيد، 12 هزار نفر هم اضافه مي‌شوند و 30 هزار نفر مي‌روند و پسر حضرت امام‌علي(ع) را مي‌كشند.
 
وی افزود: اين آدم‌ها دروغ مي‌گويند كه طرفدار ولي‌فقيه هستند، چرا؟ به چه دليل دروغ مي‌گويند؟ مقام معظم رهبري در زمان فتنه مگر نفرمود شفاف بگوييد. عين جمله آقاست. روشنگري كنيد، شفاف بگوييد، هر چه مي‌دانيد بگوييد. من انتظار ندارم چيزي را كه نمي‌دانيد بگوييد. شفاف بگوييد، روشنگري كنيد، اَيْنَ عَمّار؟ تو طرفدار ولي‌فقيه و ولايت‌فقيه هستي؟ يك جمله كه در زمان فتنه فرموديد و روشنگري كرديد كجا بود؟ آن زمان وقت سكوت بود؟ روي مرز راه مي‌روند، اين طرف نگاه مي‌كنند، اگر اين طرف بيشتر بود، به اين طرف مي‌آيند و يا بالعكس، لذا به اينها نمي‌شود اعتماد كرد.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 8:25  توسط مصطفی جوان  | 

سه هدف عمده غرب از القاي جنگ قدرت در آستانه انتخابات مجلس ايران

رجانيوز منتشر مي‌كند: گزارش‎های تحلیل انتخابات مجلس/ 1
سه هدف عمده غرب از القاي جنگ قدرت در آستانه انتخابات مجلس ايران

راهبرد قدرت های معاند غربی برای تاثیرگذاری در انتخابات نهمین دوره‌ي مجلس را می توان در سه سطح؛ نهادهای حاکمیتی جمهوری اسلامی، جناح ها و احزاب سیاسی، مردم و یا افکار عمومی ارزیابی كرد. در سطح نهادهای حاکمیتی، تفسیر انتخابات مجلس به عنوان محل و موضوعی برای جنگ قدرت، در سطح جناح ها و احزاب سیاسی تلاش برای تحریم و انشقاق و در سطح مردم از طریق ایجاد یاس و ناامیدی و بدبینی به کارآمدی مجلس، مهم‌ترین شیوه های تاثیرگذاری بیگانگان بر انتخابات مجلس و تبدیل آن به چالشی سیاسی امنیتی برای نظام است.

رجانيوز تا انتخابات مجلس، در سلسله گزارش‌هاي راهبردي به برنامه‌هاي دشمن براي انتخابات آينده، شرايط داخلي و خارجي كشور مي‌پردازد.

به اختصار این راهبردهای دشمنان نظام در سه سطح مورد بررسی می شود که تحلیل کوتاه حاضر به راهبرد بیگانگان در سطح اول می پردازد:

راهبرد یک؛

بزرگ نمایی اختلافات فکری و سیاسی بین ارکان جمهوری اسلامی به عنوان جنگ قدرت

مهم‌ترین راهبرد قدرت های غربی در آستانه‌ي انتخابات مجلس، ارائه تحلیل ها و تهیه‌ي گزارش های متعدد در سطح نظام رسانه‏ای و مراکز مطالعاتی خود برای اثبات وجود اختلاف و تنش بین نهادهای حاکمیتی به ویژه بین مقام معظم رهبری و رئیس جمهور، بین دولت و سایر قوا، درون جبهه‌ي اصول‏گرایان و بین روحانیت و دولت، بین بسیج و سپاه با دولت در موضوع انتخابات است.

رسانه های بیگانه از طریق رصد دقیق و حرفه ای سخنرانی ها، مواضع و رفتارهای شخصیت ها، مسوولان و نهادهای حاکمیتی و حتی جناح‌ها و احزاب سیاسی به دنبال القاي این ایده و دیدگاه هستند که انتخابات اسفند ماه امسال در تعیین موازنه قدرت در بین نهادهای حاکمیتی فرصتی سرنوشت ساز است.

تحلیل زیر که در سایت های متعدد اینترنتی بی بی سی و صدای امریکا و مصاحبه های تلویزیونی گوناگون تکرار شده، نشان‌گر اهمیت انتخابات برای بیگانگان برای ایجاد سوءظن و بدبینی بین کارگزاران نظام است و صریح ترین بیان برای القاي جنگ قدرت و منازعه تمام عیار در درون حاکمیت جمهوری اسلامی تلقی می شود:

«احمدی نژاد از اینکه به او نگاه ابزاری شود، تنفر دارد. او می داند تا کنون جاده صاف کن رهبری و اصول‌گرایان بوده و به خوبی می داند که همین اصول‎گرایان، قرار است کاسه کوزه هر آنچه را كه در این سال‎ها گذشته است، بر سر او خراب کنند. این اتفاق نخواهد افتاد مگر آنکه او عرصه قدرت را ترک کند. معنای دیگر این سخن آن است که برای ماندن در قدرت، تسخیر مجلس نهم ضروری است.»

یا این جمله که به نقل قول از مقامات امنیتی و اطلاعاتی توسط بیشتر رسانه های معاند غربی بیان شده، در صدد بحرانی نشان دادن فضای سیاسی- انتخاباتی در ایران است:

«وزير اطلاعات ايران گفته‌است، انتخابات نهمين دوره مجلس "حساس‌ترين" انتخابات در عمر جمهوری اسلامی است و جريان‌های "فتنه، انحرافی و اصلاح‌طلبان" اهداف مشترکی برای مقابله با آيت الله علی خامنه‌ای، رهبر ايران، دنبال می‌کنند.»

همچنین یکی از شگردهای تبلیغاتی رسانه های غربی ایجاد تصور وجود تنش و چند دستگی و به عبارتی جنگ قدرت در بین طیف های مختلف اصول‌گرا است. آنها در صدد القاي این دیدگاه در میان مردم هستند که وحدت اصول‌گرایان در گذشته نه به خاطر ارزش‌های انقلاب و نظام، بلکه به خاطر سهم خواهی در قدرت و مجلس بوده و به همین دلیل در آستانه انتخابات مجلس نهم با وجود تلاش های فراوان رئیس مجلس خبرگان و دیگر مقامات متنفذ سیاسی و مذهبی دچار فروپاشی شده است. مطلب زیر از پایگاه خبری- تحلیلی بی بی سی در اواخر آذر ماه به عنوان یکی از ده‌ها تحلیل و گزارش در این چارچوب می تواند مد نظر قرار گیرد:

اعلام موجودیت جبهه پایداری در کنار فعالیت متمایز جبهه ایستادگی، احتمال وحدت اصولگرایان و ارائه لیستی واحد از سوی گروه ۸+۷ را کاهش می دهد و چالشی جدی برای آن ایجاد می کند. این اتفاق، این گمانه را تقویت می سازد که اصلاح طلبان و جریان نزدیک به آقای احمدی نژاد مجوز مشارکت در رقایت های انتخاباتی را پیدا نخواهند کرد. حوزه منازعه در انتخابات مهندسی شده محدود به بازیگری بخش های سنتی و جدید و یا میانه‌رو و تندروی اصولگرایان همراه با نیروهای حاشیه ای این جریان و با مشارکت "شبه اصلاح طلبان" خواهد شد... زمینه سازی برای فعالیت ناگهانی جبهه پایداری بیانگر اراده ای است که مستقل از اصولگرایان در صدد فتح اکثریت کرسی های مجلس نهم است.

روح الله حسينيان از اعضای "جبهه پايداری" اعلام کرده که اگر اصلاح‌طلبان سازماندهی شده در انتخابات حضور نيابند، ائتلاف همه احزاب و گروه های جناح حاکم منتفی است و لازم نمی‌دانيم يک گروه، ليستی ارائه کند و همه موظف به تبعيت باشد. بر این مبنا به  نظر برخی شخصیت ها، جبهه پایداری "به خاطر تمايلات افتراقی" اکنون به يکی از دغدغه‌های اصولگرايان در انتخابات تبديل شده است.

از طریق این شانتاژهای خبری- تحلیلی اميد بیگانگان اين است كه در آستانه انتخابات مجلس در ايران منازعه قدرت و تنش بین نهادها، کارگزاران نظام و درون جناح اصول‌گرا تا حداكثر ممكن افزايش پيدا كند. به‌ويژه امريكايي‌ها دريافته اند كه بحراني كردن فضا بخشي از بازي سياسي برخي جريان هاي سياسي در ايران است.

بر مبنای تحليل هاي منابع غربي و مفسران امور ايران در امريكا، افزايش منازعه قدرت در رأس حاکمیت جمهوری اسلامی چند تاثیر مهم خواهد داشت:

اول اينكه موجب مي شود روند رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی و پیش‌برد اهداف و پروژه های کلان ملی مانند طرح هدف‌مندی یارانه ها تحت الشعاع منازعات سیاسی قرار گیرد. براي تقویت همین چالش است كه امريكايي ها و اروپایی‌ها اخيراً تحريم هاي خود را روي حوزه هايي متمركز كرده اند كه تصور مي كنند بيشترين مقدار نارضايتي در ايران را به دنبال خواهد داشت (تحريم‏های بانک مرکزی، تحریم سرمایه گذاری در صنایع نفت کشور و حتی ایجاد محدودیت در خرید نفت، ایجاد مشکلات قابل توجه برای شرکت های هواپیمایی ايران، تحريم شرکت های بزرگ کشور و تحريم هاي بانكي).

دوم، تصور امريكايي ها اين است كه افزايش منازعه قدرت در ايران موجب خواهد شد كه جناح هاي مختلف عليه يكديگر دست به افشاگري بزنند و در اثر تشديد اين افشاگري ها به تدريج اسرار نظام برملا شود.

و سوم، تصور بیگانگان اين است كه افزايش منازعه قدرت در ايران مجال استفاده از فرصت هاي منطقه اي را از آن خواهد گرفت و براي امريكا زماني ايجاد مي‏كند تا بتواند حداقلي از مديريت را بر تحولات منطقه و جنبش های انقلابی عربی اعمال كند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 8:24  توسط مصطفی جوان  | 

پيش به‌سوي مجلس آرمان‌گرا/10/ گفت‌وگو با دکتر زهره طبیب زاده/

پيش به‌سوي مجلس آرمان‌گرا/10/ گفت‌وگو با دکتر زهره طبیب زاده/ اجمالي؛
طراحي شبكه جنسيتي در دولت خاتمي براي اجراي پروژه‌هاي سياسي/ به حاشيه‌سازي‌هاي مشايي اعتراض كرده بودم
 

چندی پیش خانم دکتر زهره طبیب زاده به همراه دیگر اعضای کمیته بانوان جبهه پایداری انقلاب اسلامی میهمان ما در رجانیوز بود و فرصتی برای خبرنگاران رجانیوز فراهم آمد تا در فرصتی موسع به گفت‌وگو با این شخصیت ها بپردازند. زهره طبیب زاده دانشیار دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران و رئیس سابق دانشکده دندان پزشکی این دانشگاه است. او که از دانشجویان انقلابی در سال‌های ابتدای پیروزی انقلاب و عضو شورای عمومي دفتر تحکیم وحدت در سال‌های دهه 60 است، در دولت نهم روز های پر ماجرای در ریاست مرکز امور بانوان و خانواده ریاست جمهوری داشت.

دکتر طبیب زاده روایت جذابی از رویارویی با تفکر فمنیسیتی حاکم بر این مرکز در دوران اصلاحات دارد. او همچنین از معدود افرادی است که می تواند به دقت روند تحول احمدی نژاد در برخورد با مسائل اجتماعی مانند حجاب و عفاف را توضیح دهد. طبیب زاده در پاسخ به سوالات ما با دقت دانشگاهی‎اش به تفصیل پاسخ گفت.
 
در پیوند های زیر متن کامل این گفت‌وگوی دو ساعته را می خوانید:
 
 
 
 
در ادامه بخش اجمالي این گفت‌وگو آمده است:
 
دکتر زهره طبیب زاده درباره رویکردهای فرهنگی و اجتماعی دولت اصلاحات گفت: دولت اصلاحات رويكرد كاملاً غرب‌زده و ليبراليستي داشت، با ارتباطي كه با آژانس‌هاي بين‌المللي داشت و با اتحاد استراتژيك فكري با غرب و خودباختگي فكري‌اي كه سران جبهه اصلاحات در مقابل فرهنگ غرب داشتند كه تجلي مشخص آن در افرادي مثل آقاي عطاالله مهاجراني و به نظر من شخص خود آقاي خاتمي و ساير عناصري كه با ايشان همكاري مي‌كردند، طبعاً اينها تلاش مي‌كردند سياست دين‌زدايي ـ‌دين به مفهوم دقيقاً واقعي ديدگاه‌هاي حضرت امام و با برداشتي كه حضرت امام از مقوله دين دارند و فقه جواهري كه ايشان مي‌فرمايند‌ـ‌ پيش ببرند. رويكرد اين آقايان از لحاظ تئوريك كاملاً با ديدگاه روحانيت و به‌خصوص شخص حضرت امام مغايرت داشت، بنابراين با آن عقبه فكري ضعيف و التقاط فكري با فرهنگ غرب تلاش كردند به هر نحو ممكن اسلامي را كه حضرت امام مطرح كرده بودند، در دانشگاه‌ها كمرنگ كنند و اگر هم ظاهري از اسلام وجود دارد، باطن اسلام از بين برود.
 
وی درباره نحوه انتصابش به مشاورت رئیس جمهور و رئیس مرکز امور بانوان و خانواده در دولت نهم گفت: من با آقاي دكتر احمدي‌نژاد ارتباط و آشنايي نداشتم، ولي همسرم (آقای دکتر صالح‌زاده عضو هیات علمی و رئیس دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت) با ايشان دوست نزديك بودند و ايشان را مي‌شناختند. فكر مي‌كنم از طريق دوستان به شكلي غيرمستقيم اين آشنايي ايجاد و اين اطلاع به ايشان داده شد. با من تماس گرفته و مسئله مشاورت ايشان در امور بانوان مطرح شد. بنده در ابتدا نپذيرفتم و افراد اصلح نسبت به بنده را كه در اين حوزه كار كرده بودند، پيشنهاد كردم، ولي اظهار لطفي كه بزرگواران داشتند، شايد صلاح مي‌دانستند حضور پيدا كنم.
 
طبیب زاده درباره محتوای جلسه اش با دکتر احمدی نژاد قبل از انتصاب گفت: از من خواستند نظراتم را در باره زنان در عرصه‌هاي مختلف بيان كنم. بنده هم نوشته‌اي را تنظيم و ديدگاه‌هايم را در مورد زنان و مشكلات آنها مطرح كردم، به‌خصوص جوانان، چون من بعد از انقلاب همه عمرم را در دانشگاه بوده‌ام و با زير و بم مسائل دانشگاه آشنا و با گرايش‌هاي روشنفكر‌ي و مسائل علمي و فرهنگي آنجا بسيار آشنا بودم. ديدگاه‌ها و مسائل خودم و اولويت‌هايي را كه در حوزه زنان از نظر خودم مطرح بود مطرح و راهكارهايي را پيشنهاد كردم و خدمت ايشان دادم تا مطالعه كنند و بعد هم ايشان براي همكاري ابراز تمايل كردند.
 
رئیس مرکز امور بانوان و خانواده در دولت نهم درباره وضعیت این مرکز در دولت اصلاحات اصلاحات نیز گفت: خانم شجاعي دست بسيار بازي در اين حوزه داشتند و آقاي خاتمي امكانات بسيار خوبي در اختيار ايشان گذاشته بودند و من كم و بيش و جسته گريخته شنيده بودم كه ايشان دست بازي داشتند، تقريباً اهداف بسيار عميق و سياسي خاصي را در حوزه زنان طراحي و برنامه‌ريزي كرده بودند. شبكه جنسيتي وسيعي را تشكيل داده بودند كه در تمام استان‌ها و شهرستان‌ها سرشاخه‌هايي داشت كه با هم مرتبط بودند كه اگر قرار باشد حركت‌هاي سياسي و جنبشي از طريق زنان صورت بگيرد، يك تشكيلات اجرايي پشتوانه اين قضيه باشد.
 
عرض مي‌كردم كه تقريباً در تمام وزارتخانه‌ها، اين دو رويكرد فمينيستي در قالب فعاليت‌هاي مشاوره امور بانوان آن مركز و سازمان سياسي يا ارگان دولتي حضور داشت، از بهزيستي گرفته كه رويكردهاي خود را مستقيماً اعمال مي‌كردند تا هلال‌احمر، آموزش و پرورش، وزارت كشور به‌شدت در اين زمينه فعال بود، وزارت امور خارجه، دانشگاه‌ها و جاهايي كه خانم‌ها يا به عنوان كارمند يا بهره‌برداران از آن واحد اجتماعي بودند، حتي وزارت جهاد كشاورزي و جاهاي ديگري كه در مورد زنان روستايي فعاليت مي‌كردند.
 
 
 
وی افزود: در واقع تلاش‌شان اين بود كه بحث تقابل زنان با مردان را در قالب يك گفتمان حقوقي در عرصه‌هاي مختلفي كه امكان حضور و ظهور و فعاليت داشتند، مطرح كنند. روي بحث حقوق زنان خيلي تأكيد مي‌كردند و چيزي كه اصلاً برايشان حائز اهميت نبود، بحث خانواده بود. از آن طرف مشاركت اجتماعي زنان را به صورت افراطي تبليغ مي‌كردند، روي اشتغال زنان به صورت افراطي كار و تبليغ مي‌كردند. در رويكردهايي كه نظام سرمايه‌داري در باره توسعه در حوزه زنان قائل است، اينها دقيقاً با حمايت‌هاي آژانس‌هاي بين‌المللي تلاش مي‌كردند بومي‌سازي و در قالب تشكيلات‌هاي مختلف اجرايي و اداري ساماندهي كنند. رد پاي اين قضيه را مي‌شود در گسترش بي‌ضابطه و غيرمتعارف (N.G.O)ها و سازمان‌هاي مردم‌نهاد زنان با رويكردهاي كاملاً فمينيستي ‌ديديد كه از زمان آنها تشكيل شده بود. ما چيزهايي تحت عنوان مراكز خيريه با رويكرد ديني داشتيم كه مساجد، منشأ تشكل اين خانم‌‌ها بود، بسيج را به عنوان حركت‌هاي مردمي انقلابي‌اي كه زنان متعهد و متدين ما در قالب پايگاه‌هاي بسيج متمركز مي‌شدند،‌ داشتيم. اينها بحث فرهنگسراها و (N.G.O)ها را مطرح كردند كه در واقع مي‌خواستند پايگاهي براي زنان در مقابل پايگاه‌ سنتي‌‌ـ‌مذهبي‌اي‌ كه در قالب بسيج و مساجد و مراكز خيريه زنان داشتيم، با رويكرد غربي ايجاد كنند. حضورشان در اجلاس‌هاي بين‌المللي در مورد زنان كاملاً همسو با رويكردهاي غربي بود و تيم‌هاي سازمان‌يافته‌اي داشتند كه در آژانس‌هاي بين‌المللي و كنوانسيون‌ رفع تبعيض از زنان تلاش كردند با اعمال فشار روي دولت و اعمال فشار بسيار زياد روي شخص رئيس‌جمهور وقت ـ‌آقاي خاتمي‌‌ـ اين را در دولت و پيوستن به اين كنوانسيون را تصويب كند.
 
خانم دکتر طبیب زاده در پاسخ به این سوال که آیا دیدگاه های دکتر احمدی نژاد از ابتدای دولت نهم تاکنون عوض شده است، گفت: من گمان نمي‌كنم ديدگاه آقاي دكتر احمدي‌نژاد نسبت به عقايد ديني در باره اصل بحث پوشش و حجاب و عفاف تناقضي با ديدگاه ساير بزرگواران در كل نظام يا با روحانيت داشته باشد. اين تعارض وجود ندارد. تفاوتي كه به نظر من رويكرد ايشان با ديگران دارد و اقتضا ايجاد مي‌كند ـ‌‌از جمله در طرح امنيت اجتماعي‌ـ‌ حمايت‌ها يا عدم حمايت‌هاي دولت از اين طرح، برخوردهاي تاكتيكي و سليقه‌‌اي‌‌ نسبت به نحوه برخورد با اين پديده اجتماعي است. بعضي از افراد در جمهوري اسلامي بسيار آرمان‌گرا هستند و راجع به هر مسئله‌اي خيلي آرماني برخورد مي‌كنند. اتفاقاً آقاي دكتر احمدي‌نژاد بسيار آدم تشكيلاتي‌اي است و ستادي عمل مي‌كنند و جزئي‌نگر هستند و در عين حال كه يك‌سري از آرمان‌ها را قبول دارند، ولي براي رسيدن به آن آرمان‌ها تاكتيك‌هاي مشخصي هم دارند.
 
مشاور سابق رئیس جمهور درباره مسئله برخورد انتظامی با بانوان بدحجاب در سالهای گذشته گفت: من نمي‌خواهم در نفي و اثبات نيروهاي انتظامي صحبت كنم، اما بحث من اين است كه اگر ما اين مدل برخورد را نفي مي‌كنيم، چه مدل برخوردي را در اين 6 سال جايگزين كرده‌ايم؟ من نمي‌خواهم وارد بحث حجاب و عفاف شوم، چون بحث مفصلي است، اما چون سئوال كرديد به‌طور اجمال اشاره مي‌كنم كه برخورد صرفاً فرهنگي با مسئله حجاب و عفاف به نظر من يك‌جور عبور كردن از كنار مسئله است. مثل اينكه بگوييد من بايد در مورد تمام مسائل ديني يقين مطلق و مسلم پيدا كنم تا آن را انجام بدهم. اين كار عملاً براي كليه آحاد جامعه مقدور نيست كه ما همه افراد را به اين باور برسانيم كه بايستي قوانين اجتماعي مورد قبول اسلام را اجرا كنند، ‌مثلاً در مورد خوردن مشروب به عنوان يك بحث حرام ممكن است نتوانيم با كار فرهنگي همه آحاد جامعه را متقاعد كنيم كه اين يك كار خلاف شرع است، اما چون يك امر پذيرفته شده اعتقادي و ديني است و كل آحاد جامعه به جمهوري اسلامي رأي داده‌اند، بر اساس آن رأي مي‌گوييم ملزم هستيم دستورات اسلامي را بر طبق اعتقادات ديني اجرا كنيم، ولو اينكه بخشي از آحاد جامعه قلباً به حرام بودن مشروبخواري نرسيده باشند. من شخصاً هيچ فرقي بين مشروبخواري و بي‌حجابي قائل نيستم. من معتقدم همان‌طور كه بقيه منكرات، منكر هستند، بدحجابي و بي‌حجابي يا وضعي كه به لحاظ ظاهري و پوشش الان در سطح جامعه وجود دارد، هم يك منكر اجتماعي است و يك معضل اخلاقي‌‌ـ‌اجتماعي كه با بار سياسي هم همراه هست، چون من معتقد نيستم كه بي‌حجابي و بدحجابي فقط يك مسئله فرهنگي است، بلكه به جنگ نرم اعتقاد دارم و معتقدم كه بحث حجاب در حال حاضر به منزله يك تاكتيك سياسي دشمن است براي از بين بردن انقلاب. يعني الان انقلاب تهديد نظامي نمي‌شود و دشمنان انقلاب جرئت تهديد نظامي را ندارند. سال‌هاست و بعد از جنگ ايران و عراق متوجه شدند كه با جمهوري اسلامي نمي‌شود از طريق نظامي برخورد كرد و بيش از 20 سال است كه تاكتيك برخورد با جمهوري اسلامي، جنگ نرم است. به نظر من بحث ناتوي فرهنگي كه آقا مطرح كردند، بحث بسيار واضح و روشن و اظهر من الشمسي است، اما اگر ما برخورد با افراد ناآگاهي را كه بدپوششي مي‌كنند يا پوشش مناسبي ندارند، نفي مي‌كنيم، دليل نمي‌شود كه با عوامل اصلي فساد هم كه ريشه و اصل هستند، برخورد نكنيم. من بارها در دولت نهم خدمت خود آقاي رئيس‌جمهور هم عرض كردم كه شما يك‌ وقت مي‌خواهيد در مورد حجاب با گروهي از زنان برخورد كنيد كه اين كار غلطي است، يك وقت مي‌خواهيد با بوتيك‌ها برخورد كنيد كه باز مجبوريد با حجم وسيعي از افراد برخورد كنيد، اما يك وقت با توليدي‌ها برخورد مي‌كنيد. توليدي‌هايي كه به صورت كلان كالا توليد مي‌كنند، تعدادشان محدود است. گاه مي‌شود با 100 عامل توليد برخورد كرد كه اين كار چندان دشواري نيست، اما اگر بخواهيد با 2000 عامل فروش و يا با چند ميليون زني كه مي‌روند و اين لباس‌هاي نامناسب را مي‌خرند، برخورد مي‌كنيد؛ عقل اقتضا مي‌كند كه با سرمنشأ قضيه برخورد كنيم، نه خانمي كه در اثر عدم اطلاع، آن پوشش نامناسب را انتخاب كرده. بنابراين من فكر مي‌كنم در اين زمينه كوتاهي شده است، يعني اگر آقاي دكتر احمدي‌نژاد هم قائلند كه نبايد با تك‌تك خانم‌ها در بيرون برخورد و اصطكاك فيزيكي داشت، اين حرف درستي است، چون اين كار امكان‌پذير نيست. ما قادر نيستيم با تك‌تك اين افراد برخورد فيزيكي كنيم و اصلاً اسلام اين نوع برخورد را قبول ندارد و نيروي انتظامي هم به اين شكل قبول ندارد، اما بحث من اين است كه ما از ابتداي شروع دولت نهم مي‌توانستيم با مراكز توليدكننده عمده مانتوها و لباس‌هاي زنان برخورد كنيم. ما اين كار را مي‌توانستيم بكنيم، اما كوتاهي كرديم.
 
دکتر طبیب زاده که از حاضرین جلسه جنجالی دولت نهم پس از انتصاب رحیم مشایی به معاون اولی بوده، در توصیف این جلسه می گوید: آقاي رئيس‌جمهور، آقاي مشايي را به عنوان معاون اول خودشان مطرح كرده بودند. من قبلاً هم در جلسات مختلف، در باره صحبت‌هاي آقاي مشايي در باره مردم اسرائيل و غيره و در جلسات هيئت دولت به سهم خودم نسبت به اين حاشيه‌سازي‌هايي كه پيرامون دولت اتفاق مي‌افتاد، اعتراض كرده بودم و فكر مي‌كردم دولت نهم به‌قدر كفايت دشمن دارد و ديگر ضرورتي ندارد عناصري كه در خود مجموعه دولت هستند، مسئله‌اي به مسائل دولت اضافه كنند و در جلسه‌اي كه خود آقاي مشايي هم حضور داشتند، اعلام كردم كه اين كار را نكنيد. درست نيست كه نزديك انتخابات بياييم و به دست خودمان عليه دولت مسئله ايجاد كنيم. من قبل از آن مواضع ايشان را به‌طور صريح نمي‌دانستم و دقيقاً نمي‌دانستم كه ديدگاه‌ها و رويكردهاي ايشان در زمينه‌هاي مختلف چيست، اما در آن جلسه وقتي متوجه شدم كه مقام معظم رهبري نسبت به انتخاب ايشان نظراتي دارند و به دليل اظهارنظر‌هاي آقاي مشايي در گذشته، در جامعه فضايي عليه صحبت‌هاي ايشان وجود دارد، در آنجا بنده هم با اين مسئله كه ايشان معاون رئيس‌جمهور باشند، همراه با بقيه بزرگواراني كه بودند، مراتب اعتراض خودمان را اعلام كرديم و دلايلي را كه داشتيم مطرح كرديم.
 
وی در توضیح دلالیلش در مخالفت با معاون اولی مشایی گفت: ما عرض كرديم كه دولت مشروعيتش را از ولايت‌فقيه مي‌گيرد و با توجه به مسائلي كه آقاي مشايي مطرح كرده‌اند و در جامعه، به‌حق هم اعتراضاتي در مورد نظرات ايشان وجود دارد ـ‌به‌طور خاص در باره مردم اسرائيل‌ـ صراحتاً همه در قبال صحبت‌هاي ايشان موضع گرفتند و با توجه به شخصيت جنجال‌برانگيزي كه ايشان از خودشان بروز داده‌اند، به صلاح نيست فردي كه حاشيه‌هايي در اطرافش هست، به عنوان معاون اول رئيس‌جمهور انتخاب شود، مضافاً بر اينكه ما متوجه شده بوديم كه مقام معظم رهبري از ايشان خواسته بودند كه اين حكم را فسخ كنند، بنابراين چون ما فكر مي‌كرديم علت اينكه دور آن ميز جمع شده‌ايم، مسئله اطاعت آقاي احمدي‌نژاد از مقام معظم رهبري بود؛ حداقل انگيزه خود بنده اين بود، چون من ولايت‌فقيه را در رأس امور مي‌بينم و معتقدم همه بايد خودشان را با ولايت تنظيم كنند. ولي‌فقيه نبايد خود را با خواسته‌هاي عمر و زيد تنظيم كند. همه ارگان‌ها و نهادهاي جامعه بايد خود را با وليّ امر تنظيم كند، بنابراين وقتي ما احساس كنيم ايشان در زمينه‌‌اي كوچك‌ترين نظري را اعلام كرده‌اند، شرعاً بر ما واجب است كه اطاعت كنيم.
 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 8:23  توسط مصطفی جوان  | 

متن کامل سخنان مهم آيت‌الله مصباح يزدي در ديدار با اعضاي جبهه پايداري:

متن کامل سخنان مهم آيت‌الله مصباح يزدي در ديدار با اعضاي جبهه پايداري:
خداي جبهه‌ها همان خداي عرصه سياست است/ اگر در مسير امر و اراده‌ي خدا قرار بگيريد، حتماً پيروز هستيد
 

اعضاي شوراي مركزي جبهه پايداري انقلاب اسلامي شب گذشته با حضور در مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني قم با آيت‌الله مصباح يزدي ديدار كردند. اين ديدار دومين ديدار اعضاي اين جبهه با علامه مصباح در ظرف يك ماه گذشته است.

به گزارش رجانيوز، آيت‌الله مصباح كه در ديدار قبل با يادآوري استقامت و پايداري رسول خدا و مؤمنان در صدر اسلام و عالم‌گير شدن دين مبين اسلام در عصر كنوني، تأكيد كرده بود "چنانچه هر كاري در مسير الهي و توأم با استقامت باشد، آثار آن محدود به همان زمان نخواهد ماند و در آينده نيز اثراتي خواهد داشت كه شايد حتي بانيان آن حركت نيز نتوانند تصور آن را بكنند"، در ديدار شب گذشته نيز بار ديگر خلوص و جهت الهي در كارها را مورد تأكيد قرار داد.

رئيس مؤسسه امام خميني كه جبهه‌ي پايداري تحت نظارت و هدايت اين فيلسوف و فقيه شناخته شده فعاليت مي‌كند، ابتدا جريان‌هاي سياسي فعال در انقلاب اسلامي را به سه دسته تقسيم كرد و در توضيح هر يك گفت: برخي معتقدند كه اسلام يك برنامه فردي است و محتوا و برنامه‌ي اجتماعي براي اداره‌ي كشور ندارد، بنابراين، بايد صرفاً به علوم روز اتكا كرد و دين را در عرصه‌هاي اجتماعي مانند سياست و اقتصاد دخالت نداد.

وي در تبيين نگرش گروه دوم خاطرنشان كرد: عده‌ي ديگر اگرچه به اسلام معتقد هستند اما به بهانه‌ي "مصلحت" مي‌گويند براي پيشرفت كشور نياز است كه نگاه‌هاي ليبرالي و افراد تكنوكرات به‌كار گرفته شوند و با نگاه فن‌سالارانه در اقتصاد و مديريت حركت كرد.

آيت‎الله مصباح با يكي دانستن نتيجه‌ي هر دو نگاه فوق، به نگرش ديگري نيز اشاره كرد كه نگاه نيروهاي جبهه‌ي انقلاب و ولايت براي اداره كشور است كه بر مبناي اين نگاه، با اعتقاد كامل به اسلام و ايمان به اينكه اسلام براي تمام حوزه‌ها و شئون برنامه دارد، بايد به سمت استخراج و فهم اين برنامه‌ها حركت كرد.

وي در بخش ديگري از سخنان خود با يادآوري اينكه "امام خميني به همه‌ي ما ياد داد كه خداوند قبل از هر جا در ميدان سياست است"، افزود: من اين باور را از گذشته داشته‌ام و هر روز نيز نشانه‌هاي بيشتري براي آن يافته‌ام كه خداي جبهه‌هاي دفاع مقدس، همان خداي دانشگاه‌ها، همان خداي حوزه‌هاي علميه و همان خداي عرصه‌هاي سياست و اقتصاد است.

علامه مصباح با يادآوري شرايط مسلمين در جنگ بدر و پيروزي آن‌ها در شرايطي كه به تعبير قرآن كريم مؤمنين خوار شده و در حالت ذلت بودند، بيان داشت: قرآن كريم مي‌فرمايد "انتم اذلة" اما خداوند دعاي پيامبر اكرم را كه عرضه داشت خدايا اگر مي‌خواهي در روي زمين مؤمناني بمانند كه بندگي‌ات را كنند، اجابت فرمود و با ملائكه‌اش آن‌ها را ياري و نصرت كرد.

استاد علوم عقلي و نقلي حوزه علميه قم ادامه داد: همان خدايي كه در جبهه‌ها آن معجزات را آفريد و آن پيروزي‌ها را براي ما رقم زد، مي‎تواند به ذهن جوانان دانشگاهي ما مسائلي را بياندازد كه دانشمندان جهان متحير بمانند.

وي با انتقاد از رواج سياست‌ورزي غيرمؤمنانه و بي‌توجهي به نقش خداوند در عرصه سياست تأكيد كرد: خداي سياست نيز همان خداي جبهه‌ها و دانشگاه‌ها است اما متأسفانه حتي برخي از افراد متدين ما به‌ويژه در عرصه سياست تصور مي‌كنند كه براي پيروزي و جلوگيري از شكست‌هاي ظاهري مجبور هستند كه از همان روش‌ها و ابزارهاي غيرمؤمنانه غربي‌ها استفاده كنند و هر جا پول باشد، بُرد با آن‌هاست.

علامه مصباح يزدي افزود: در اين نوع از سياست ورزي، قدرت و ثروت اصل است و بر همين اساس، فلان آقا از يك كشور اروپايي براي تبليغات و تنظيم روش‌ها و شعارهاي تبليغي‌اش مشاور استخدام مي‌كند و به ايران مي‌آورد.

وي با بيان اينكه، اين افراد عمدتاً و حتي بر اساس همين محاسبات مادي نيز ناكام هستند، اضافه كرد: برخي از آن‌ها از اول انقلاب تاكنون دارند هزينه‌هاي سنگين مي‌كنند اما حتي نتوانسته‌اند، به‌عنوان نماينده به مجلس بروند.

رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني در تبيين وظيفه‌ي سربازان جبهه‌ي حق خاطرنشان كرد: بايد به وعده‌ي خداوند مطمئن بود و براي خدا كار كرد كه اگر جهت كار الهي و براي خدا شد، خداوند نيز بر اساس وعده‌ي "ان تنصروا الله ينصركم" حتماً ياري مي‌كند.

وي با تأكيد بر شناخت صحيح وظيفه و عمل به آن، گفت: بايد وظيفه را به درست شناخت و سپس بر روي آن ايستاد و پايداري كرد.

آيت‌الله مصباح يزدي افزود: اكنون در امتحان بزرگي قرار داريم كه بايد اخلاص و ايمان خود را به ولايت فقيه اثبات كنيم و بر اساس اين نگاه چه در ظاهر شكست بخوريد، چه پيروز شويد و چه حتي آبروي‌تان برود، پيروز هستيد، چرا كه مهم عمل به تكليف و وظيفه است.

وي با بيان اينكه هجمه‌ي كنوني به ولايت فقيه در طول تاريخ در مقايسه با ساير هجمه‌هاي تبليغاتي بي‎سابقه است، اظهار داشت: تمام جبهه كفار و مشركين با تمام قدرت و ابزارهاي تكنولوژيك، اقتصادي و سياسي خود همين يك نقطه را هدف‌گيري كرده‌اند اما خداوند هر روز مقام ولايت را عزيزتر مي‌كند.

علامه مصباح با يادآوري آيه‌ي شريفه‌ي "و الله غالب علي امره" افزود: امر و اراده‌ي خدا هيچ‌گاه شكست نمي‌خورد و اگر فرد و جرياني نيز در مسير اين اراده و امر قرار گرفت، غالب و پيروز است.

وي در خصوص انتخابات مجلس نهم نيز تأكيد كرد كه مسئله عمده و وظيفه‌ي اصلي شناخت افراد اصلح و مفيد براي اسلام و انقلاب به‌منظور ورود به مجلس است كه اگر اين كار به‌درستي انجام شود، هيچ شكستي در آن نيست.

رئيس مؤسسه امام خميني خطاب به اعضاي شوراي مركزي جبهه پايداري تصريح كرد: از كانديداهاي اصلح با امكانات و ابزارهاي مشروع حمايت و آن‌ها را در هر نقطه از كشور ترويج و تبليغ كنيد.

متن کامل بیانات آیت الله مصباح یزدی که در هفته نامه 9دی منتشر و در نماز جمعه امروز تهران توزیع شد به شرح ذیل است :

 

بسم الله الرحمن الرحیم

بنده در ذهنم طرفداران انقلاب اسلامی از بدو پیروزی انقلاب تاکنون را مرور می کردم، وقتی خواستم آنها را دسته بندی کنم به ذهنم رسید علیرغم اینکه همه آنها به اسلام و جمهوری اسلامی و حضرت امام و ولایت فقیه اعتراف دارند ولی برداشتها و حتی عملکردشان بسیار متفاوت است. شاید بعضی که کم هم نیستند تصورشان این باشد که انقلابی شده و گروه های مختلفی با رژیم ستم شاهی مخالفت کردند. چپی ها و راستی ها و یک عده ای هم متدین بودند بالاخره امام آمد و فضا را مدیریت کرد و اسم این حرکت جمعی را گذاشت انقلاب اسلامی و بعد مردم به خاطر زحماتی که ایشان کشیده بودند حرفهای ایشان را پذیرفتند برای همین یک اسم اسلام روی این جریان ماند و شد انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی تا جایی که برخی انجمن ها هم که ربطی به اسلام نداشت ولی پسوند اسلامی را یدک می کشید حتی برخی وزارتخانه ها هم شد وزارت ارشاد اسلامی با این که مسئولش می گفت ما  در رابطه با اسلام هیچ مسئولیتی در این وزارتخانه نداریم ولی اسم اسلامی را به احترام امام یدک می کشیم. 

اعتقاد اینها این است که ما یک دینی داریم، نماز، روزه، کربلا، امام حسین اینها سر جای خودش ولی مسئله مدیریت کشور و استفاده از امکانات یک باب دیگری است که ربطی به دین ندارد. این بستگی دارد به زرنگی آدم که چطور بتواند از این امکانات استفاده کند. برخی ها گوشه و کنار این اعتقاد را ابراز هم می کنند ولی بیشتر در قلبشان همین است. بعد که نظام استقرار پیدا کرد، به فکر افتادند که برای خودشان و نزدیکان و بستگانشان یک دستگاهی درست کنند. این ها می گویند این امور ربطی به اسلام ندارد، آدم باید زمین های موات را آباد کند، بفروشد این زرنگی است و ربطی به دین ندارد. یا استفاده از موقعیت های خاص سرمایه گذاری های ریالی دلاری در شرق و غرب، اینها زرنگی است شما هم می توانید انجام دهید.

نه تنها می گفتند اینها ربطی به اسلام ندارد بلکه منت هم می گذاشتند که ما داریم کشور را آباد می کنیم شما بلد نیستید ما بلدیم و داریم کار تولید می کنیم. با کشورهای دیگر رابطه برقرار می کنیم آن هم ارتباطات سیاسی که شما عقلتان نمی رسد، تازه زحمتها را ما انجام می دهیم ولی لذتش را شما می برید. پیشرفت ها مال ماست نه مال شما چهارتا آخوند و بچه بسیجی. پیشرفت علمی و صنعتی مال ماست اینها ربطی به اسلام ندارد. علاوه بر این می گفتندکه ما سر مردم هم منت داریم که این کارها را برایشان انجام می دهیم اگر قرار بود که کار دست چند آخوند و بسیجی باشد مملکت از دست رفته بود؛ واقعا عقیده اینها همین است. کارشان نشان می دهد گاهی هم که سخنرانی می کنند لایه هایی از اینها در لابلای سخنانشان هست. من شخصا علیرغم اینکه طلبه گوشه گیری هستم ولی آنقدر کد از اینها دارم که بلاواسطه شنیده ام.

گروه دیگری می گویند حکومت اسلامی یک چیز مهمی است، فقط اسم نیست منتها حکومت اسلامی به این است که عدالت پیاده شود، کمک به محرومین، آزادی، دموکراسی اجرا شود و اسلام یعنی همین موارد. مگر نگفتیم استقلال آزادی جمهوری اسلامی، اسلامی اش یعنی هر کسی مستقل فکر کند، آزاد هم باشد هر طور می خواهد فکر کند، البته در چارچوبی. ما باید برای حکومت اسلامی و عدالت کار بکنیم ولی اجرای این کارها نیاز به ابزار دارد، ما باید عدالت را اجرا کنیم ولی ما برای این امور ابزار نیاز داریم، همکارانی لازم داریم، یک نفره که نمی توانیم، یک تیم می خواهیم، گروه می خواهیم، خب اگر بخواهیم گروهی داشته باشیم ناچاریم هوای اینها را در وزارتخانه ها و سازمانهای مختلف داشته باشیم. 

نه به عنوان اینکه این امور برای این دسته اصالت داشته باشد، نخیر این امور ابزار است. این افرادی که لازمشان داریم، در مراکز مختلف باید تابع ما باشند برای اینکه تابع ما باشند، باید مراقبشان باشیم، باید به آنها برسیم تا از آنها کار بکشیم. خب این موارد هم که با یک میلیون و دو میلیون حل نمی شود باید میلیاردی خرجش کنند. آنهایی که با ما مخالفند که اصلا به ما رأی نمی دهند اما آنها که با ما موافقند باید مراقبشان باشیم، سبیل شان را چرب کنیم تا بتوانیم از آنها کار بکشیم. در نظر این گروه ویژه خواری نه به عنوان هدف مثل گروه اول بلکه به عنوان ابزاری تصحیح می شود. توجیه شان این می شود که اگر این امور را نداشته باشیم، نمی توانیم عدالت را اجرا کنیم. 

خب نتیجه عملی این دسته با دسته اول فرقی ندارد، ویژه خواری سر جایش هست، قانون شکنی سر جایش هست فقط عنوانها فرق دارد. آنجا این امور اصالت داشت اینجا ابزار است. 

یک گروه سومی هم هست که واقعا اصالت را برای اسلام می داند، اصالت را برای امامت و ولایت فقیه می داند، می گویند اگر اینها نباشند ما مشروعیت نداریم. استنادشان به این است که امام می فرمود اگر رئیس جمهور منتخب مردم، تمام مردم هم به او رای بدهند ولی از طرف ولی فقیه نصب نشود طاغوت است و اطاعتش حرام است. خب این دسته سومی چیز دیگری است نه اولی و نه دومی است. این تفکر مال همین بسیجیها و پابرهنه هاست. دیگران می گویند چون ولایت فقیه در قانون اساسی است ما قبول می کنیم بعدش هم می گویند خب قانون اساسی را هم می شود عوض کرد. ته دلشان می گویند این ولی فقیه یعنی چه؟ مردم رای می دهند و رییس جمهورشان را انتخاب می کنند ولی فقیه دیگر یعنی چه؟! ته دلشان این است که این ولایت فقیه هم که می شود همان دیکتاتوری!

خب آن دو گروه را کنار بگذاریم، در این گروه سوم هم همه یک دست نیستند. آنچه محور وحدت آنهاست اعتقاد به ولایت فقیه و رهبری است. ولی این معنایش این نیست که در همه چیز با هم اشتراک دارند، نخیر اختلاف سلیقه هم دارند. بالاخره ما در این جامعه زندگی می کنیم، بهترین حکومت در این عالم جمهوری اسلامی ایران است و مهمترین رکنش هم ولایت فقیه است. ولی واقعیت این است که اختلاف سلیقه هست و شما خودتان نمونه های زیادی سراغ دارید. نمونه هایش در همین روزها را از برخی افراد باسابقه جنگ داریم می شنویم که ته دل اینها چه چیزهایی است که اگر بیرون بریزد چه چیزهایی می شنویم.

اینها تازه پیدا نشده، قبلا هم بوده ولی زمینه ظهور نداشته،؟؟؟؟  شاید خیلی ها دیگر هم باشند که هنوز درونشان را بیرون نریخته اند ولی واقعیت جامعه این است. نباید انتظار داشته باشیم تا همه حزب اللهی فکر کنند، بسیجی فکر کنند، مثل ما فکر کنند، این با واقعیت نمی سازد؟ 

حالا چه باید کرد؟ برخی از بزرگانی که سابقه زیادی در مسائل سیاسی دارند همین اواخر هم گفته اند  که حکومت با یک گروه تمام نمی شود و مردم وقتی رهبر را قبول نداشتند آن رهبر دیگر وظیفه ای ندارد و شرایط ما هم شرایط شعب ابی طالب است. البته این حرفها تازگی ندارد، در هر مقطعی از انقلاب از این تیکه ها القا کرده اند. اگر بخواهم تعبیر عامیانه ای بکنم باید بگویم که از این لگد پراکنی ها  به رهبری همیشه بوده. 

آن چه هست این که علی رغم قدرت و ثروتی که دست دو گروه اول است، دانشگاهها در اختیارشان است، ثروت های خارج از محاسبه در اختیارشان هست، علیرغم همه اینها خدا ثابت کرده که پابرهنه ها موفق می شوند. دهها بار خدا در این نیم قرن به ما نشان داده که آنها شکست خورده اند. هر چند ثروت دست آنهاست، قدرت دست آنهاست، سیاست را آنها  مثلا بلدند، طراحی می کنند، نقشه می کشند با سازمان های جاسوسی رابطه می گیرند ولی عملا می بینیم شکست می خورند. شاید در داخل کشور هم دیده اید که برخی همه ثروت و قدرت و بهترین امکانات را در اختیار دارند واز نظر هوش سیاسی هم بالا هستند و تجربه سیاسی بالایی هم دارند ولی کمتر کسی است که آبرویش اینطور ریخته باشد، حالا اگر کسی ظرفیتش اینطور است که به روی مبارکش هم نمی آورد، حرف دیگری است. 

اینها مایه امید ما می شود تا خیلی دل به این قدرت ها و ابزار ظاهری نبندیم. خدا غیر از این که در تاریخ دهها بار این را به ما نشان داده و غیر از این که در آیات متعددی آمده که "ولقد نصرکم الله ببدر و انتم اذله اذ تستغیثون ربکم فاستجاب لکم" تاریخ را که ما نبوده ایم ببینیم ولی در این دوره خودمان که خیلی از این موارد را دیده ایم. در همین هشت سال جنگ تحمیلی ندیدیم؟ این دوره دفاع مقدس نمایشگاه معجزات الهی بود. چه کسانی با چه ابزارهایی چه قدرت هایی را شکست دادند. البته شاید برخی در ذهنمان این باشد که این کمک های غیبی مال جنگ و جهاد نظامی است نه مربوط به مسجد پیامبر. این کمک ها مال جنگ بدر بود نه مواقع دیگر. ولی این طور نیست خدای جبهه، خدای دانشگاه، خدای بازار و خدای حوزه ها یکی است، ما چند خدا نداریم. خدای جبهه ها در دانشگاهها هم هست، در بازار هم ممکن است افراد گمنامی باشند که کارهای اقتصادی بزرگی بکنند که علمای بزرگ اقتصاد به عقلشان نرسد و نتوانند انجام دهند. اما متاسفانه آنها که جبهه های جنگ و امدادهای غیبی آن را دیده اند به اینجا که می رسند کمی می لنگند. ما در میدان سیاست هم نیاز به مددهایی داریم که خدا در جبهه ها عنایت کرد. 

ما خیال می کنیم در میدان سیاست هم باید مثل آمریکایی ها عمل کنیم مثل رسانه ها و ابزارهایی که دارند باید عمل کنیم، در این جاها خدا خبری نیست. من عرضم این است که امام به ما یاد داد قبل از هر چیز خدا در میدان سیاست است. باید کارها را با او ببندیم. اگر این را باور کردیم از هیچ چیزی نمی ترسیم، از طوفان ها نمی هراسیم چون با جایی بسته ایم که تزلزلی در آن نیست. برخی فکر می کنند احزاب در کشورهای اروپایی و امریکایی چطور عمل می کنند، ما هم باید همینطور عمل کنیم. متاسفانه در بسیاری از متدینین هم همین طور هست. خیال می کنند در میدان سیاست نیاز به پول و تبلیغات و کارشناسان و ابزارهای هوچی گری داریم ولی این اشتباه است. هم در جبهه، هم در بازار، هم در صنعت، هم در دانشگاه، هم در سیاست و حتی در علوم حوزوی باید کار را با صاحب کار بست. اگر خیال می کنیم هدف درست ولی راه همان است که دیگران رفته اند، اشتباه می کنیم.  

در همین انتخابات اخیر دیدیم برخی دلارها و تبلیغات وسیع و حتی متخصص از خارج آوردند، از چه ابزارهایی در تبلیغات استفاده کردند و آواز و رقص به کار گرفتند ولی مردم به دلشان افتاد که به دیگری رای بدهند، البته باز هم باور نمی کنیم. البته در آن دوره - برخی ها که من پشت سرشان نماز می خواندم - در شعارهای انتخاباتی شان اسمی از اسلام نمی بردند درحالی که نماز شب شان ترک نمی شد. چرا ؟ چون می گفتند این کار دنیایی است و پیروزی در این میدان راه دارد، راهش چیست؟ پول می خواهد و من پول ندارم پس باید وابسته شوم به جایی که پول دارد، نیروی انسانی دارد، آنوقت است که وابستگی درست می شود. باورمان نیست که دست دیگری هم در کار است و اگر ما به وظیفه خودمان عمل کنیم، آن دست  قدرتی دارد که بیشتر از قدرت های دیگراست. 

امام به ما یاد داد فقط دنبال یک کلمه باشیم آن هم اسلام است. دل به یک چیز ببندیم آن هم اسلام. هم چیز فدای اسلام شود. برخی این را درست یاد گرفتند برخی هم نه. اگر امام الان بود همین را می گفت. امروز هم امام می گفت صبح که از خواب بیدار می شوید ببینید خدا از شما برای اسلام چه می خواهد، همان کار را انجام بدهید. 

امروز ما در یک صحنه امتحان تازه ای هستیم. ده ها صحنه امتحان دیگر را گذرانده ایم، الحمدلله دین مان سالم مانده، اما امتحان ها روز به روز سخت تر می شود. امروز در صحنه امتحانی هستیم که باید اخلاص و ایمان خودمان، دلبستگی مان را به  اسلام و ولایت فقیه ثابت کنیم. اگر این را فراموش کنیم برویم دنبال ابزارها خدا هم شما را واگذار می کند به ابزارها و اسباب ها آنوقت «تکلوهم الی الاسباب». اما اگر گفتیم خدایا ما جز تو کسی را نمی شناسیم، به کسی هم جز تو امید نداریم، جز رضای تو نمی خواهیم. از من چه دوست داری همان بشود، اگر اینطور شدیم خدا با ما طور دیگری معامله می کند. همانطور که با اولیا خودش و با امام آنطور معامله کرد. همانطور که امروز با رهبری همانطور معامله می کند. 

صحنه امروز را ببینید، این همه تلاش علیه یک شخص تا کنون  انجام نشده! امروز ببینید امریکا و اسرائیل و تمام قدرت های سیاسی اقتصادی امنیتی علیه یک نفر است. ما در چنین صحنه ای هستیم.  باید ببینیم خطر کجاست، متوجه چه نقطه ای است. ما چه راهی برای رفع آن داریم. بیاییم با خدا پیمان بنیدم که ما خودمان را می گذاریم کنار و می بینیم تو چه می خواهی؟ وظیفه من چیست آن را انجام می دهم ، سود دارد یا زیان؟ به به دارد یا اه اه؟ احترام دارد یا افترا؟ فرق ندارد تو چه دوست داری؟ من خیال می کنم اگر اینطور شدیم هرگز شکست نمی خوریم، چون آنچه خدا خواسته واقع شده "والله غالب علی        امره" اما هرجا پای نفس و هوای شیطانی و فریب دادن بود، همانجا شکست می خوریم. 

در مسیر انتخابات هم اصل ما این باشد که هرجایی بین ما و خدا فهمیدیم این فرد بهتر است همان کار را انجام دهیم ولو در لیست دیگران باشد، آنچه خدا می پسندد را حمایت کنیم، آن کس که اصلح است حمایت کنیم، می خواهد رفیق ما باشد یا نباشد، میثاق نامه ما را امضا کرده باشد یا نکرده باشد.

یک جا شاید شما لیست 30 نفره بدهید یا یک نفر را معرفی کنید یا حتی شاید لازم نباشد شما از او علنی حمایت کنید بلکه پنهانی حمایت کنید. اگر هدف این باشد شکست نخورده ایم والا اگر هدف من باشد یا ما باشد یا گروه و جبهه ما باشد، مطمئن باشید اینها شیطانی است، این شکست است. فقط به فکر این باشید که چه چیزی به نفع اسلام است اگر اینطور بودید، این کار شکست نمی خورد، هر کس هم هر چه بگوید به ضرر  خودش است، اگر علیه این هم کار کند، به ضرر خودش کار کرده. در همین جریانات هم دیده اید که کسانی  - شاید حسن نیت هم داشته اند – ولی چون در این قاعده نبوده به ضرر خودشان تمام شده. اما اگر ما هم دنبال پست و مقام دنیایی باشیم و بخواهیم خر خودمان را برانیم ما هم می شویم مثل آنها. آن وقت باید گفت بجنگ تا بجنگیم! اما اگر دنبال این هستید که خدا کمک کند، باید ببینید خدا چه دوست دارد همانطور باید عمل کنید. خدا انشاء الله همه را موفق کند.

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 8:19  توسط مصطفی جوان  | 

دكتر لنكراني در هشتمين نشست جبهه پايداري فارس؛

دكتر لنكراني در هشتمين نشست جبهه پايداري فارس؛
كشور را با همین شرایط و فشارهای مستکبرین هم می‌توان بهتر اداره كرد/ پاسخ به سؤال‌ها درباره جزوه شبهات و تركيب ليست‌هاي جبهه پايداري
 

گروه استان‌ها – فارس:  هشتمین نشست از سلسله نشست‌های منطقه‌ای جبهه پایداری استان فارس، در مسجد حضرت خاتم الانبیا صلی الله و علیه و آله واقع در شهرک گلستان شیراز برگزار شد.

محور سخنان دکتر باقری لنکرانی در این نشست که با پرسش و پاسخ پایان یافت، نقشه‌های دشمن در اعمال فشارهای اقتصادی در قالب تحریم‌های اخیر و التهاب آفرینی در بازار کشورمان بود.

آغاز سخنان این عضو موسس جبهه پايداري آیه شریفه "والَّو اسْتَقَامُوا عَلَي الطَّريقَهِ لَاسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا" بود که بر لزوم استقامت در مسیر حق تاکید دارد. دکتر لنکرانی یکی از مصداق‌های استقامت را استقامت در برابر فشارهای اقتصادی برشمرد و تاکید کرد که نباید اشتباه کسی را در این زمینه، هر چند که آن کس و یا آن اشتباه از طریق مناصب دولتی هم بود، به حساب نظام بگذاریم.

"جوسازی‌های اخیر نسبت به جزوه‌ای دانشجویی در پاسخ به شبهات علیه جبهه پایداری" و "اظهارات اخیر منوچهر متکی مبنی بر اینکه اگر جبهه پايداري جسارت داشته باشد و ليست مستقل ارائه كند" از جمله مواردی بود که  لنکرانی در پاسخ به سوال‌های حاضران در مورد آنها اظهار نظر کرد.

متن کامل سخنرانی و پرسش و پاسخ این نشست در ادامه آمده است:

استقامت در فراز و نشیب‌ها را نباید فراموش کنیم

اعوذبالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

"والَّو اسْتَقَامُوا عَلَي الطَّريقَهِ لَاسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا" ( سوره جن آیه 14) این آیه، آیه الهام بخشی است. خداوند متعال در این آیه مبارکه می‌فرماید که اگر بر مسیر و طریق پایداری کنید ما به شما آب گوارایی خواهیم داد. ما همه در طول زندگی فراز و نشیب‌های زیادی را تجربه کرده‌ایم. خداوند رحمت کند مرحوم آیت الله حق شناس را که عالم اخلاق بزرگی در تهران بودند که چند سال پیش از وجودشان محروم شدیم. بیش از یکصد سال ایشان زندگی کردند و بیش از 80 سال درس اخلاق داشتند. می‌فرمودند که مشکل ما این نیست که مطالب خوب را نمی‌دانیم، مشکل ما این است که همانی را که می‌دانیم خوب عمل نمی‌کنیم. مقتضیات را می‌فهیم ولی آن چیزی که باید خودمان را از آن رها کنیم، نمی‌کنیم.

 خداوند متعال در جای جای قرآن کریم این نکته را به ما یادآوری کرده است. قرآن، کتاب انسان سازی است فرموده که کفایت نمی‌کند که شما راه درست را بشناسید، آنچه که برای شما خیر و برکت می‌آورد، این است که بر این راه درست استقامت و پایداری کنید و مسیرتان عوض نشود.

ما امروز با مشکلات مختلفی روبرو هستیم. مسائل و فشار گرانی و مشکلاتی که به دلیل تغییرات نرخ ارز و دلار در بازار مسلمین در کشور ما بوجود آورده، فشار مضاعفی را بر مردم به ویژه قشر کم درآمد وارد می‌کند، در این فراز و نشیب‌ها هم باید لحظه و آنی موضوع استقامت و پایداری را فراموش نکنیم. این استقامت و پایداری برای هر کسی و در هر منصبی و در هر جایگاه اجتماعی یک معنا و مفهوم دارد. ما باید بدانیم که این فراز و نشیب‌ها نباید ارتباط ما را با خداوند متعال و با ولایت الهیه و نظام مقدس جمهوری اسلامی ‌خدای نکرده سست کند. این بدین معنا نیست که ما بخواهیم همه کم‌کاری و اهمال‌ها و برنامه‌های غلط را توجیه کنیم. ما باید بدانیم که خداوند متعال نعمت‌های بزرگی را به ما داده است و ما باید قدردان آن نعمت‌ها باشیم و پای اصول‌مان پافشاری کنیم ضمن اینکه در برابر کم کاری‌ها و برنامه‌های غلط هم انتفادات خودمان را داشته باشیم.

خدای نکرده نباید اشتباه کسی را، ولو اینکه آن کس و یا آن اشتباه از طریق مناصب دولتی هم بود، به حساب نظام بگذاریم.

باید ارتباط‌‌مان را با نظام مستحکم کنیم، همان‌طور که در 33 سال گذشته علی‌رغم اینکه مشکلات زیادی وجود داشته و برخی مواقع حتی نرخ تورم به 50% هم رسیده، حفظ کرده‌ایم.

هیچ‌وقت این مردم ارتباط خودشان را با کلیت نظام و محوریت نظام نگسستند. باید حواس‌مان باشد که این فشارها که بعضاً هم فشارهای سختی است و بنده به‌دلیل اینکه خداوند توفیق داده که در جایی طبابت می‌کنم که بیشتر بیمارانی که مراجعه می‌کنند از قشر ضعیف هستند، می‌بینم بعضی از فشارهایی را که ضعفا تحمل می‌کنند، ولی می‌بینیم که ضعفا و همان‌هایی که از نظر اقتصادی مشکل دارند، آنها پافشاری‌شان بر ارزش‌ها و اصول نظام خیلی بیشتر از متمولین و برخوردارها است.

امیر المومنین علیه‌السلام هم به این اشاره داشتند و فرمودند که این ضعفاي مردم برای حاکمان کم خرج‌تر و کم توقع‌تر و همواره پشتیبان‌تر هستند.

ما مطمئنیم که خداوند متعال بعد از این شدت، فرجی را قرار خواهد داد. وعده خداوند متعال است. "والَّو اسْتَقَامُوا عَلَي الطَّريقَهِ لَاسْقَيْنَاهُم مَّاء غَدَقًا"؛ اگر شما بر این مسیر صحیح پایداری کنید ما هم به شما رزق فراوان می‌دهیم.

 اینکه در آیه فرموده "آب فراوان" مفسرین فرموده‌اند، کنایه از رزقی است که خداوند عنایت می‌کند. جای دیگر هم فرموده که اگر شما تقوا پیشه کنید، برکات آسمان و زمین را بر شما جاری می‌کنیم. ما به این وعده‌های الهی اطمینان داریم و مطمئن هستیم همان‌طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند این صحنه‌هایی که دشمنان برای فشار به انقلاب اسلامی‌ طراحی کردند ان‌شاءالله بر علیه خودشان خواهد شد و این صحنه‌ها نخواهند توانست که به آرمان‌های انقلاب لطمه بزنند.

وقتی وزیر جنگ اسرائیل دلیل اطمینان ما از مسیر درست‌مان می‌شود

در اخبار دیدید که امروز وزیر جنگ رژیم جعلی اسراییل با خانم اشتون که مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپاست، ملاقات کرد و تشکر کرد که شما خیلی خوب کاری کردید و ما ممنون شما هستیم که ایرانی‌ها را تحریم کردید. لازم بود که این ضربه را به ایرانی‌ها بزنید.

ما این اخبار را که می‌شنویم، مطمئن می‌شویم که مسیرمان مسیر درستی است. مطمئن می‌شویم که باید پایداری کنیم و با همه سختی‌ها و علی‌رغم اینکه دشمنان برنامه دارند که با نبرد اقتصادی این کشور را از عزت خودش پایین بکشند، مسیر را گم نکنیم. مطمئن هستیم که با این مردم پر استقامتی که داریم این برنامه‌ها به جایی نخواهد رسيد. انشاءالله پایداری در این راه پایانی پیروزمندانه برای مردم خوب کشورمان است.

باید بر این نکته تاکید کنیم که عامل تمام فشارهای اقتصادی تحریم‌ها نیست. البته مشکلاتی که مستکبرین عالم الان برای نظام ما درست می‌کنند، هرچند که سابقه 33 سال دارد در یک سال گذشته به اوج خودش رسیده است. در همین هفته اخیر خیلی از کارهایی که تا الان این مستکبرین در مقابل انقلاب تجربه نکرده بودند، مثل تحریم بانک مركزي و فشار روی خرید نفت، به آن دست زدند.

حتی در زمان جنگ هم تحریم نفت توسط اروپاییان انجام نشد. اما ما نباید دست روی دست بگذاریم و ناامیدانه بنشینیم که دولت‌های مستکبر غربی هر فشاری که می‌خواهند به مردم ما وارد کنند. معلوم است که آنها در دشمنی چیزی کم نخواهند گذاشت. ترسیمی‌ که آنها از فضای چند ماه آینده دنیا کرده‌اند، بعنی با این خیزش‌هایی که جهان در حال مشاهده آن است و به اعتراف خودشان، الهام گرفته از نظام مقدس ما به یک سرانجام می‌رسد و این جمهوری اسلامي می‌تواند نقش الهام بخشی خودش را کماکان حفظ کند که در این صورت سراشیبی نابودی مستکبرین عالم شتاب تندتری خواهد گرفت.

در تحریم نفتی ایران خود زنی کردند

آنها بر این باورند که در چند ماه آینده ضرباتی را وارد کرده و خودشان را از مخمصه نجات دهند. این که شما می‌بینید این فشارها با این شدت در این چند هفته ایجاد شده و دائماً هم ادامه پیدا می‌کند، مربوط به افقی است که آنها در افق جهانی برای خودشان ترسیم می‌کنند و تنها چیزی که برای خودشان مانع می‌بینند این جمهوری اسلامی‌ مظلوم ماست که از هر فنی برای ضربه به آن استفاده می‌کنند.

تمام قوای‌شان را به میدان آورده‌اند و بعضی جاها هم خودزنی می‌کنند، مثلاً این که اروپایی‌ها بیایند نفت ما را تحریم کنند، خود آنها می‌دانند که در وهله اول اولین ضربه را به خودشان می‌زنند. همین امروز بعد از اعلام این خبر، قیمت بنزین در فرانسه جهش داشت و گران شد. خوب معلوم است که بعداً آثار شدیدتری خواهد داشت.

ما در این شرایط نباید مایوسانه نگاه به عملکرد آنها کنیم. کشور ما بحمدالله یک کشور پهناور است و امکانات بومی‌ آن بسیار زياد است. امروز هم اعلام کردند که ذخایر ارزی ما، بالاترین حد ذخایر ارزی است که ما با در چند سال گذشته داشتیم. نکته‌ای که می‌خواهیم روی آن تاکید کنیم این است که توقع مردم این است که دست اندرکاران و مسئولین اعم از دولت و مجلس محترم به این مسائل با یک فوریت و دقت عمل و تدبیر بیشتری بپردازند.

توقع ما از دولت در بازار پرآشوب دلار وسکه آرامش بیشتر به مردم بود

ما در این یک‌ماه گذشته در ارز و دلار و سکه، یک بازار پرآشوبی داشتیم. توقع این بود که در این ایام دولت محترم اطلاع رسانی بیشتری کند و مردم را آرامش بیشتری دهد. همین امروز که سخنگوی اقتصادی دولت جناب آقای دکتر حسینی یک مصاحبه کردند و اطلاعات خوبی به مردم دادند به فاصله چند ساعت قیمت سکه نزدیک به 300 هزارتومان سقوط کرد. همین اعتماد به مردم و مردم را در جریان گذاشتن کارساز است.ما فکر می‌کنیم که با همین شرایط و با همین فشارهایی مستکبرین، می‌شود کشورمان را بهتر اداره کنیم.

تشکر می‌کنیم از مسئولین محترم به‌ویژه دولت محترم که مساعی زیادی برای خدمت‌رسانی انجام می‌دهد. ولی توقع ما این است که با توجه به تشدید فشارهای دشمن، دولت هم فعالیت بیشتری انجام دهد. مجلس محترم هم حمایت بیشتری از دولت کند و شاهد باشیم که این مشکلات فشاری را بر اقشار ضعیف و محروم جامعه وارد نکند.

علی رغم تمام این تحریم‌ها، هم کشور ما، کشور پهناوری است و هم جهان، جهان بزرگی است. این‌طور نیست که چند نفر بنشیند دور هم و تصمیم بگیرند تا ایران را تحریم کنند و این تحریم به جایی برسد. همین الان که این تحریم شده یک بشكه نفت ما هم روی دریا باقی نمی‌ماند و همه‌اش به فروش می‌رود. بالاخره راه‌هایی وجود دارد آن هم راه‌هایی که مسئولین ما خوب شناخته‌اند و از آن استفاده می‌کنند. در تحریم بانک مرکزی هم با زحماتی که مسئولین کشیده‌اند راه‌های مقابله با آن را پیش‌بینی کرده‌اند و ان‌شاءالله شاهدیم که علی‌رغم این فشارها مشکلی پیش نیاید. 

امیدواریم که این حاشیه‌سازی‌ها آثارش را بر روند اجرایی کشور نگذارد

اشکال معمولاً آنجا پیش می‌آید که یک عده حاشیه‌ساز سعی می‌کنند منافعی غیر از منافع منافع عمومی را ‌اصل قرار دهند و این حاشیه‌سازی است که مشکل ایجاد می‌کند. همیشه حاشیه‌سازی مشکل‌ساز بوده چه در مباحث اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و غیره؛ امیدواریم که این حاشیه‌سازی‌ها آثارش را بر روند اجرایی کشور نگذارد.

معتقدیم که وظیفه اولیه دولت رسیدگی به اقشار ضعیف، محروم و گرفتار است و همین اصول مبنای همه تصمیم‌گیری‌ها باقی بماند و تصمیمات با توجه به منافع عمومی‌و منافع اقشار ضعیف گرفته شود و آن حاشیه‌سازها نتوانند خواسته‌های خود را تحمیل کنند. خیلی تاسف برانگیز است این حاشیه‌سازها وقتی پای سود و منافع به میان می‌آید، همه شان کنار هم قرار می‌گیرند و باهم به سمت ثروت اندوزی هجوم می‌آورند.

پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله فرمودند: "مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ عَبَدَ الدِّينَارَ وَ الدِّرْهَمَ" ( وسائل جلد 4، باب 26 از ابواب نکاح محرّم). مورد لعنت است، مورد لعنت است کسانی که بنده دینار و درهم‌اند، دنبال ثروت اندوزی هستند. از حضرت پرسیدند که بدترین امت شما چه کسانی هستند؟ فرمودند: اغنیا، پرسیدند: تمام آنها؟ فرمودند: یک عده قلیل‌شان اما آنها که از ثروت خود به محرومین رسیدگی می‌کنند و تکاثر نمی‌کنند و فخر فروشی نمی‌کنند و... اهل بهشت می‌شوند، آنهایی که ثروتی دارند باید حواس‌شان جمع باشد که در این ایام هدف را این قرار ندهند که حالا یک بازار گل آلودی شده، این سود را به هر قیمتی در بیاورند. باز روایت است که حضرت در بازار رد می‌شدند دیدند یک آقایی جنس‌شان را زیر قیمت بازار می‌فروشند، پرسیدند که چرا این کار را می‌کنی؟ گفت که من می‌خواهم با این کار یک آرامشی به بازار مسلمین دهم، چون قریش شما را تحریم کرده و نمی‌گذارد که به شما جنس برسد، من این کالا را آورده ام و با سود کمتر زیر قیمت می‌فروشم، حضرت او را دعا کردند و فرمودند که تو حتماً اهل بهشت هستی.

این نکات تاریخ اسلام برای به کار بردن امروز ماست، اگر کسی می‌تواند یک کمکی برای اقشار ضعیف باشد و این کار را نکند، مصداق آن ملعون عبد دینار و درهم مي‌شود و کسی می‌تواند فضایی برای مسلمین ايجاد کند و نکند و برعکس فشاری بر مسلمین بیاورد و بخواهد با یک نگاه محدود، فقط گلیم خودش را از آب بکشد، اینها لعن شده‌اند.

استقامت در راه برای هر کسی یک مفهومی‌دارد؛ برای عموم مردم این است که معیارها و مبانی و اصول ایمانی رابه هیچ قیمتی از دست ندهند و لو اینکه فشارها زیاد شود.

برای مسئولین هم این است که هرچه می‌توانند از حاشیه‌ها بزنند و وظیفه خود را خدمت‌گزاری بی مزد و منت به مردم بدانند و نگذارند این فراز و نشیب‌ها به مردم فشار وارد کند. اغنیا هم باید از این فشار برای منافع شخصی استفاده نکنند، بلکه کمک حال فقرا باشند. اگر ما چنین فضایی را در جامعه نهادینه کنیم، صدهزار برابر این مشکلات هم کاری از پیش نمی‌برد.

بزرگان دین به ما فرموده‌اند که سنت الهی است مملکتی که این قدر شهید داده و پایمردی کرده، عقب نشینی در کارش نباشد، حرکت رو به جلواش فراز و نشیب دارد، اما عقب نشینی ندارد. مشکلات هست اما "إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا" ( سوره انشراح آیه 6) وقتی که فرج شد، رو سیاهی به کسانی می‌ماند که در این مسیر به وظیفه خود عمل نکردند و بر اعتقاداتشان پایداری نداشتند.

پیامبر صلی الله و علیه و آله فرمودند که این سوره هود مرا پیر کرد. پرسیدند چه نکته‌ای در سوره هود است که شما را پیر کرد، فرمودند که در این سوره خداوند متعال فرموده "فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ" این استقامت که فقط در سوره هود نیست و در چند جای دیگر قرآن هم آمده است اما آن نکته‌ای که سوره هود وجود دارد اما در بقیه سوره‌ها نیست این است که " فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ" حضرت خودشان استقامت داشتند، نگرانی‌شان این بود که مسلمانان آن‌طور که باید و شاید استقامت نداشته باشند. خودشان هم فرمودند که من ترسم برای این است این امت گرفتار نفاق و مال اندوزی شوند.

امروز هم اگر می‌خواهیم که به رستگاری برسیم راهش این است که بر اصول استقامت و پایداری کنیم. استقامت در اصول و مبانی هم در هر صحنه‌ای خودش را نشان می‌دهد. فردا هم دو سه جور می‌شود وارد انتخابات مجلس شویم. یک عده‌ای دنبال این می‌روند که چه کسی یک فایده‌ای برای ما دارد؛ یک عده‌ای نام‌ها و عنوان‌ها را نگاه می‌کنند، نه عملکردها را؛ یک عده‌ای هم انتخاب‌شان بر اساس اصول و معیارهاست. باید بدانیم که آینده کشور و آینده تک تک ما در گروه پایداری بر اصول و مبانی است.

برخي وظیفه خود می‌دانند که جبهه انقلاب اسلامی‌ را نسبت به هم بدبین کنند

دکتر لنکرانی در ادامه این نشست به پرسش‌های حاضران پاسخ گفت که متن این پرسش و پاسخ در ادامه آمده است.

نظر شما درباره جزوه‌ای که اخیرا بازتاب‌های زیادی داشت، چیست؟

ما یک انتخاباتی را در پیش داریم که برای دشمن یک صحنه تعیین کننده‌ای است. بخشی از هدفش هم این است که اقبال مردمی ‌به انتخابات کم شود. حالا در صحنه اقتصاد با این فشارها تقلا می‌کند و در صحنه‌های اجتماعی هم دنبال این هستند که بتوانند بین افراد بدبینی ایجاد کرده و اختلافات را تشدید کنند. همه اینها هم یک هدف کلی دارد و آن این است که حضور مردم در صحنه انتخابات کم رنگ شود و پشتوانه مردمی‌نظام ما مخدوش شود. در یک چنین موضوعاتی خیلی مهم است که ما د چار ترفند‌های نخ‎نمای دشمن نشویم. مثلاً کسی پیش من می‌آید و بدگویی از کسی می‌کند و پیش فرد دیگری می‌رود و چیز دیگری می‌گوید. وظیفه خود می‌دانند که گروه‌های جبهه انقلاب اسلامی‌ را نسبت به هم بدبین کنند.

درباره جزوه هم، همین اتفاق افتاد. یک عده‌ای بدون اینکه اصلاً این جزوه را بخوانند و بدانند که در آن چه نوشته شده است، شروع به محکوم کردن آن کردند. مثلاً گفتند که این در تیراژ میلیونی چاپ شده و خیلی برای چاپ آن هزینه شده است، در صورتی که این جزوه اصلاً چاپ نشده است. فقط به صورت ایمیل برای عده‌ای فرستاده‌اند و در یک سایت هم گذاشته‌اند. آن سایت هم وبلاگ یک دانشجو بوده است. حالا یک عده‌ای به خاطر همین آدم‌هایی که می‌آیند، اختلاف می‌اندازند، باورشان می‌شود که چاپ شده و بیانیه می‌دهند و بعد که بیانیه دادند، متوجه می‌شوند که اصلاً یک نسخه هم چاپ نشده است. خیلی بد است که آدم در ترفند دشمنی قرار گیرد که می‌خواهد اختلاف ایجاد کند.

البته ما همه مطالب آن جزوه را قبول نداریم، برخی از مطالب آن نیازمند اصلاح است. اما این نوع موضع‌گیری، بدون خواندن جزوه هم موضع‌گیری درستی نیست.

وقتي تخريب جاي رقابت اخلاقي و ارائه برنامه براي اداره بهتر كشور را مي‌گيرد +فايل جزوه پاسخ به شبهات عليه جبهه پايداري

جبهه پایداری شجاعت بیان حرف‌هایش را دارد؛ نیازی به شب‌نامه نویسی نیست

بحمد الله ما در جبهه پایداری این شجاعت را داریم که اگر خواستیم حرفی بزنیم، با صراحت بیان می‌کنیم و این توفیق را داشته‌ایم که چند ماه پیش حرف‌هایی که لازم بوده را مکتوب نوشته‌ایم. برخی را در بیانیه تاسیس و بخشی را در نامه‌ای که به بزرگان نوشتیم. شب‌نامه نداده‌ایــم، امضا کرده‌ایم و گفته‌ایم که نظر ما این است. روند وقایع هم نشان داد که برخی از عرائض آن موقع ما هم، عرائض صحیحی بوده است و خوب بود آن موقع به آن توجه می‌شد حالا هم پای حرفمان هستیم.

نكته اصلي اين است كه در اين فضا، دشمن آن سياست نخ‌نماي انگليسي را دنبال خواهد كرد. اختلاف بينداز و حكومت كن! حتماً اين كار را خواهد كرد. مهم اين است كه در اين ترفندها قرار نگيریم و يك چيزي را بدون آنكه بدانیم چيست، محكوم يا تائيد نكنیم. يك احتمال صحت براي طرف مقابل قائل شویم و بتوانیم باب گفتگو را بين خودمان حفظ كنیم.

می‌گوییم همه با هم رفیق باشیم، می‌گویند تو هم مثل ما شو!

معني اين حرف، اين نيست كه همه بايد مثل هم فكر كنند. بعضي ها تا ما مي گویيم بايد با هم رفيق باشيم، مي‌گويند خب بيا تو هم مثل ما شو! بعد مي‌گويد تو مثل ما شو، نه اينكه ما مثل تو مي‌شويم. اينكه حرف خوبي نيست. بايد سلائق و نگاه‌هاي مختلف در چارچوب نظام را قبول كنيم و كمك كنيم كه اين نگاه‌ها و سلائق ضمن حفظ احترام و حفظ اخوت و برادري و اصول و مباني با هم رقابت كنند. چرا فضا را فقط اين‌طور بينم كه يا فقط همه مثل من باید باشند و اگر كسي جور ديگري فكر كرد، اصلاً نبايد باشد. طبیعتا اين درست نيست.

خوشبختانه در انتخابات آتي از همه سلائقی كه در نظام ما به رسميت شمرده مي شوند، حضور دارند و اين فرصت خوبي است كه مي‌توانند بيايند و حرف‌هاي خودشان را بزنند و اين يك زمينه خوبي براي حضور گسترده مردم مي تواند باشد.

قضاوت‌هاي عجولانه و موضع‌گيري‌هاي سريع را كنار بگذاريم

انشاءالله اين قضاوت‌هاي عجولانه و موضع‌گيري‌هاي سريع را كنار گذاريم و تا یک اتفاقی افتاد، هم‌ديگر را متهم نكنيم. اگر بر وفق مراد ما نبود نگویيم فلاني اين بلا را سر ما آورد.

خداوند متعال يك سنت‌هایي دارد. ما نمي‌توانيم بگویيم كه شما بر خلاف سنت الهي عمل كنيد و توقع داشته باشيد كه آن سنت در مورد شما جاري نشود. مثلاً در خصوص محبت مردم، خداوند متعال اين سنت را قرار داده كه هر كس ايمان و عمل صالح داشت مردم به او محبت پيدا مي‌كنند. حالا يك كسي بيايد تبختر كند. با فخرفروشي و تكبر رفتار كند. مردم به او محل نمي‌گذارند. بگويد من از فلان فاميل هستم. يك كسي بيايد با پخش پول بخواهد آراي مردم را جذب كند، خوب اين نتيجه‌اي نمي‌گيرد. همان‌هایي كه پولش را مي‌گيرند به او راي نمي‌دهند. اين را ما پيش بيني مي‌كنيم.

مي‌شنويم بعضي‌ها در حاشيه‌ها مي‌روند اين كارها را انجام مي‌دهند، من مي‌گويم كه پول‌تان را هدر ندهيد. همين‌ها كه از شما پول مي‌گيرند، به شما راي نمي‌دهند. چون اينها دلشان پاك است، چرا که ممكن است اين پول را به دليل گرفتاي دریافت کنند ولي به شما راي نخواهند داد. اين روش‌ها را به كار نبريد.

گذاشتن نام حائزان صلاحیت در لیست‌ تکلیف است، اگرچه عضو جبهه پایداری نباشد

در مورد سخنان آقاي متكي كه گفته‌اند جبهه پايداري جسارت داشته باشد و ليست مستقل ارائه كند، آیا جبهه پايداري ليست مستقل ارائه مي كند يا خير ؟

عرصه فعاليت‌هاي اجتماعي با نگاه مومنانه و نگاه غير مومنانه فرق مي‌كند. ما اينجا ابداً لج‌بازي با كسي نداريم. ابداً مبناي ما اين نيست كه بگویيم ما هستيم و ديگران نيستند. ما اتفاقاً دنبال اين هستيم كه هرچه بتوانيم با همديگر نزديك‌تر شويم، منتها طبق اصول و مباني. تكليف به ما حكم مي‌كند كه اگر كسي را ديدیم صلاحيت حضور در مجلس را دارد، ولو اينكه عضو جبهه پايداري نباشد ما در ليستمان بگذاريم. اگر هم ديديم كسي صلاحيت ندارد در مجلس باشد ولو اينكه دوست ما باشد، در اين ليست نمي‌گذاريم.

ما درباره انتخاب كانديدا با وسواس رفتار مي‌كنيم. به خاطر همين ممكن است در برخي حوزه‌ها اصلاً كانديدا معرفي نكنيم. يكي از حرف‌هایي كه در جبهه پايداري مكرر گفته‌ايم اين است كه جبهه پايداري، جبهه انتخاباتي نيست. ما بعد از انتخابات هم هستيم و حرف داريم. به نظر خودمان حرف‌هاي گفتماني‌مان خيلي مهم‌تر از اين است كه بگویيم به چه كسي راي دهيد. به هر كس كه مي‌خواهيد راي دهيد. ما هم البته وظيفه داريم آنجایي كه به نتيجه رسيديم كه كانديداي مناسبي است، معرفي كنيم. ولي مهم اين است كه اين وقتی به مجلس رفت مي‌خواهد چه كار كرده و چه گفتماني را دنبال كند. اين مه‌متر از افراد است و به همين دليل است كه ما مي گویيم پايداري روي اصول اصل است. 

پاسخ صریح ایران، تصمیمات دشمن را تغییر داد

آیا در شرایط فعلی احتمال جنگ می‌دهید؟

آنچه كه تحليل‌گران غربي مي‌گويند اين است كه وضعيت فعلي اقتصاد جهان غرب تحمل جنگ ديگري را ندارد. البته يك عده آدم ماجراجو دنبال اين هستند كه جنگ‌هاي كوچك و سريعي را راه بيندازند ولي قطعاً اينها تحمل جنگ طولاني مدت ندارند. آنچه كه هم از جانب ايران اسلامي گفته شد، اين بود كه شما خيال نكنيد كه اگر يك ضربه به ايران زنيد، اين ضربه با يك ضربه پاسخ داده مي‌شود، بلكه اين ضربه با يك پاسخ كوبنده و وسيع همراه خواهد بود. و اين پيغام آشكار ما باعث شد كه خيلي‌ها در تصميمات‌شان تجديدنظر كنند.

رئيس متكبر و مغرور دولت آمريكا پيام مي‌دهد كه نكند تنگه هرمز را ببنديد. ما مي‌خواهيم با شما مذاكره داشته باشيم. اين نشان مي‌دهد كه اينها متوجه شده‌اند كه جمهوري اسلامي در دفاع از منافع خودش كوتاهي نمي‌كند و از همه ابزارهاي موجود استفاده خواهد کرد.

قرارگاه جهاد اقتصادي ما بايد آرايشی تهاجمي و مديرانه‌اي بگيرد

به نظر مي‌رسد اين تحريم‌ها جهت تضعيف اقتدار ولايت فقيه است، نظر شما چيست؟

اشاره كرديم يك عده‌اي هستند كه با اين فشارها مردم ايران را محك مي‌زنند. ما اين را اعلام مي‌كنيم مردمي كه در فتنه سال 88 خودشان حماسه عاشورایي خلق كردند، 9 دي را رقم زدند، اين مردم را نمي‌شود با ترفندها از اعتقادات‌شان جدا كرد.

براي چه مقام عظماي ولايت امسال را سال جهاد اقتصادي عنوان كردند. ديد تيزبين ايشان،‌ مي‌ديد كه در پايان سال با چنين موضعي روبرو شديم. تاكيدشان اين بود كه در عرصه اقتصاد با آرايش جهادي خود را آماده كنيد. يك عده‌اي آن‌طور كه بايد عمل نكردند. امروز هم اگر رهنمود ايشان را عمل كنند شاهد وضعيت بهتري خواهيم بود. قرارگاه جهاد اقتصادي ما بايد مثل قرارگاه جنگ ما يك آرايش به هنگام، تهاجمي و مديرانه اي بگيرد.

توقع داريم كه دولت برخاسته از گفتمان انقلاب اطاعتش خيلي بارزتر و مستحكم‌تر باشد

نظر شما راجع به جريان انحرافي و اطاعت احمدي نژاد از رهبري چيست؟

چيزي كه بايد بگويم اين است كه ما در روند انقلاب اسلامي به‌ويژه بعد از پايان جنگ شاهد بوديم، همان تفكري كه در پايان جنگ هم باعث شد كه اتفاقاتي بيفتد، همان تفكر اعتقادشان اين بود كه در پايان جنگ بايد برنامه توسعه كشور را تنظيم كنيم كه در آن يك رشد اقتصادي محوريت همه برنامه‌ها را داشته باشد. با همين نگاه كه رشد اقتصادي را اصل قرار دهيم، خودشان را مجاز دانستند كه طبقات ويژه به‌وجود بیايد. با همين نگاه ما را به يك نرخ تورم 50% در سال 75 رساندند و با همين نگاه هم آمد و براي خودش يك پشتوانه فرهنگي ايجاد كرد كه وقايع اواخر دهه هفتاد و اوائل دهه هشتاد را ایجاد کرد. اتفاقي كه در سوم تير 84 اتفاق افتاد اين بود كه مردم گفتند كه ما اين نگاه را قبول نداريم.

اين يك اتفاق مهمي بود كه با روي كار آمدن دولت نهم روي داد و گفتمان كشور عوض شد. سفر اولي كه ما به خراسان جنوبي رفته بوديم، وزرا در يك مسجد مانندي مثل زمان جنگ هر كس يك پتویي گرفت و خوابيد. اين يك تغيير گفتمان مبارك و مهمي بود. آقا در ديدار اولي كه خدمت ایشان رسيديم به عنوان دولت نهم فرمودند كه شما پرچم مهمي بلند كرده‌ايد. ولي مهم است كه پاي پرچم بتوانيد استقامت داشته باشيد. بعد فرمودند كه يك عده‌اي بودند كه رو به خدا و كعبه داشتند و امروز رو به بتكده‌ها دارند، حواستان جمع باشد و پاي حرفتان بايستيد.

ما فكر مي‌كنيم كه روي كار آمدن دولت نهم و دهم يك تغييري در گفتمان مديريتي كشور بود. اما بايد بگوییم كه بعضي حاشيه‌ها اين تغيير گفتمان را كمرنگ ‌می‌كند. ما دعا مي‌كنيم كه اين حاشيه‌ها نتوانند آثار سوء بگذارند. در واقع عرض كردم كه آن وظيفه‌اي كه باعث شد جبهه پايداري تاسيس شود، مقابله با همين حاشيه‌ها بود. همين حاشيه‌ها كه در غالب جريان فتنه و جريان انحرافي، جريان فتنه به صورت مقابله آشكار و جريان انحرافي به صورت مقابله پنهان دارد تلاش مي‌كند كه اين مسير خدمتگزاري را مخدوش كند.

ما از دكتر احمدي نژاد همراهي با رهبري را مكرر ديده‌ايم. چند وقت پيش آقا در يك سخنراني صبح فرمودند كه دولت بخشنامه كند كه دستگاه‌هاي اجرایي خريد كالاهاي خارجي را متوقف كنند. دولت آن موقع كرمانشاه بود. همان روز عصر دولت جلسه گرفت و مصوب كرد.
بالاخره اين افتخارات خوبي براي دولت است. البته ما از دولتي كه برخاسته از گفتمان انقلاب اسلامي است توقع بيشتري داريم. خيلي‌ها بودند كه در زمان مسئوليتهاي اجرایي خون به دل رهبري كردند و هنوز هم مي‌كنند. ما توقع داريم كه دولت برخواسته از گفتمان انقلاب اسلامي، اطاعتش خيلي بارزتر و مستحكم‌تر باشد. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 8:18  توسط مصطفی جوان  | 

جبهه پایداری همان اصولگرایانند ؟

 
 

ارتباطی که بین مقام عظمای ولایت واعضای جبهه پایداری وجود دارد ، یک ارتباط خشک و بی روح در چهارچوب قانون اساسی با حدود و ثغور معین ومشخص نیست . شناخت ، علاقمندی ، وابستگی ، وفاداری واحترامی که جبهه پایداری انقلاب اسلامی نسبت به اصل ولایت مطلقه فقیه ، در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و ولی فقیه زمان دارد ، فراقانونی است و حد و میزان آن در ظرفهای قانونی و مادی نمی گنجد  . ولایت مداری و ولایت پذیری یا به تعبیری تبعییت و اطاعت و فرمانبراری اعضای جبهه پایداری انقلاب اسلامی از ولایت فقیه ، و فصل الخطاب دانستن کلام ولایت ، ناشی از الزامات قانونی و رعایت بایدها و نبایدهای اخلاقی و ضروریات اجتماعی و سیاسی  و بخاطر جایگاه ویژه ولایت فقیه در نظام سیاسی جمهوری اسلامی نیست . تکریم و تجلیل از ولایت فقیه درجبهه ی پایداری  ، به خاطر رهبر بودن مقام عظمای ولایت  و اجباری بودن اطاعت واحترام عادی از مقام شامخ ایشان ، و یا از روی عادت و آداب و رسوم های متعارف و شناخته شده در مجامع سیاسی نیست .  عبادی بودن ولایتمداری در جبهه پایداری ؛ یا به تعبیر دیگری ، عبادت دانستن مقوله ولایت مداری ذر جبهه پایداری ، از این بابت است که ، شناخت و معرفت ، عشق و ایمان ، اعتقاد قلبی و التزام عملی ، تبعیت واطاعت بلا قیدوشرط ازمقام واوامرولی فقیه جامع شرایط در عصر غیبت امام معصوم (ع) ، توسط اعضای جبهه ی پایدار انقلاب اسلامی ، بخاطر وجوبیت شرعی اجراء و رعایت این امر و حرمت شرعی ترک آن است .  بدینسان ، شناخت ، حمایت و پشتیبانی ، اطاعت و فرمانبرداری از ولی فقیه زمان ، در جبهه پایداری ، جزو ضرورتها و ملزومات غیر قابل انکار تکامل بندگی و از رموز موفقیت در امر سیر و سلوک و تحقق بخشیدن به فلسفه خلقت و اکمال توحید و قبول شدن در آزمون خداشناسی و خداپرستی و توحید مداری است .  فراقانونی بودن ولایتمداری در جبهه پایداری انقلاب اسلامی بدین خاطر است که ، اعضای این جبهه بر این باور هستند که ، ولایت رکن توحید است و1400 سال قبل از تولد رهبر کبیر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) و تألیف کتاب ولایت فقیه و حکومت اسلامی و پیروزی انقلاب اسلامی و تدوین و تصویب قانون اساسی ؛ به حکم خدا و رسول خدا و ائمه هداء علیهم السلام ، اطاعت از امر ولی امرمسلمین منصوب شده از طرف خدا و اولیاء الهی واجب عینی ابلاغ شده است ؛ و از این رو قبولی توحید وکمال دین وایمان بندگان خدا نیز، مشروط برقبولی آنان در امر ولایت پذیری اعلام شده است . یعنی تا زمانیکه مسلمانان در آزمون ولایت پذیری قبول نشوند ، وخداوند از آنها در امر شناخت امام زمان خود ومودت وتبعیت ازاو از راضی نگردد ، در هر مقام ولباس وجایگاهی که باشند ، ولو اینکه صد سال از خدای سبحان عمر گرفته باشد ، ودر تمام روزهای عمرش روزه باشد وتمام شب ها به نماز خواندن وعبادت مشغول باشد ، عاقبت مشرکی بیش نخواهد بود . واین عبادات منهای ولایت هیچ ارزش آخرتی برای انسان نخواهد داشت .  بنابراین ، ولایت مداری وولایت پذیری  وعشق ورزیدن به مقام عظمای ولایت ، در جبهه پایداری انقلاب اسلامی ، به خاطرالزامات دینی واحکام شرعی است که بطور متیقن ، منبع ومأخذ این الزامات واحکام ، چیزی  به غیر از نصوحات قرآنی وروایی نیست . وبه همین دلیل ، جبهه پایداری تکریم ولایت ویا اطاعت از ولایت که به ولایت مداری وولایت پذیری در جامعه معروف است را از روی عادت وملزومات قانونی ؛ در شأن ولایت نمی داند . جبهه پایداری معتقد است ، کسانی که از روی عادت به ولایت احترام می گذارند ویا افرادی که به حکم قانون ولایت را محترم می شمارند ، شناخت ومعرفتشان نسبت به ولایت ؛ در حد شناخت ومعرفت یک راننده نسبت به چراغ راهنما یا کمر بند ایمنی در قانون راهنمایی ورانندگی است . برای اینکه جمعیت قابل توجهی از انسانها که دارای گواهینامه رانندگی هستند ومجوز رانندگی دارند ، بدون اینکه از چیستی وچرایی وضع قانون راهنمایی ورانندگی وفلسفه وفواید الزامی بودن ایست وتوقف پشت چراغ قرمز را بدانند ، ویا بدون اینکه از مزایا ومحاسن بستن کمر بند ایمنی چیزی بدانند ، متبایناً بخاطر جلوگیری از جریمه شدن و اینکه در مسیر توسط پلیس راهنمایی ورانندگی متوقف نگردند ، بر اساس تکرار به این کار عادت نموده ودر ظاهر هم به چنین افرادی ؛ راننده قانون مدار وقانون پذیر ومنضبط می گویند . در حالیکه اگر اینگونه رانندگان ، از مزایا وفواید بستن کمر بند ایمنی وتوقف پشت چراغ قرمز آگاه شوند وبا چیستی وچرایی تدوین وتصویب قوانین مربوطه آشنا شوند ، بدون اینکه در مسیرجاده ها نیاز به حضور پلیس باشد ، وبدون ترس از جریمه شدن ، صرفاً بخاطر بهره مندی بیشتر از مزایای اینگونه قوانین وتضمین سلامت خود وسرنشینان خودرو در سفر؛ با بصیرت کامل وآزادانه وداوطلبانه تسلیم قوانین خواهند شد . ولایت مداران عادت پیشه که متأسفانه  تعدادشان نیزکم نسیت ، برای رسیدن به اهداف کمالیه دنیوی ونیل به مقامات عالیه سیاسی وغیر سیاسی در جامعه ، بر اساس عادت واز ترس قانون واینکه نقطه ضعفی از خود ارایه ندهند واز طرفی دوست ندارند ؛ به هنگام بررسی وضعیت صلاحیت فردی خود ، در هسته های گزینش وهیئات نظارت ، با چراغ قرمز رد صلاحیت ویا عدم احراز صلاحیت مثل : موضوع بند یک ماده 28 قانون انتخابات مجلس شورای اسلامی مواجه شوند ، همواره مستعد هستند که در ظاهر خودرا علاقمندومطیع ولایت نشان دهند . اما جبهه پایداری انقلاب اسلامی ، با این نوع از ولایت مداری وولایت پذیری شدیداً مخالف است . وچنین ولایتمدارانی که صرفاً بخاطر بایدها ونباید های قانونی وترس از رد صلاحیت شدن و اینکه بدون هرگونه موانعی ، پلکان ترقی را برای تصرف وتصاحب پست های مدیریتی طی نمایند ، به ولایت احترام می گذارند وسعی می کنند که خودرا مطیع ولایت جلوه دهند ، را ولایت مداران مردود ویا مدعیان دروغین ولایتمداری می داند . جبهه پایداری معتقد است ، ولایت مداران اصیل و واقعی  ، قبل از وضع قوانین موضوعه ، وبدون توجه به الزامات قانونی ، به حکم عقل ودین ومنطق الهی ، معرفت ومودت وتبعیت نسبت به مقام عظمای ولایت را ضروری دانسته ولذا ولایت پذیری آنها برای رضای خداست ودر راستای تحقق بخشیدن به فلسفه آفرینش وجلب رضایت خداوند متعال ونیل به کمال مطلوب به ولایت احترام می گذارند واز او اطاعت می نمایند . ونیاز های مادی واغراض های سیاسی وشخصی ویا ضروریات قانونی در عشق وایمان ووفاداری آنها نسبت به ولایت تأثیرگذار نخواهد بود . بنابراین از زمان تشکیل جبهه پایداری ، تمام کسانیکه میزان علم ومعرفت وعملشان ، در حق ولایت بیشتر از همان چراغ قرمز وکمربند ایمنی نیست ؛ واز روی عادت وتکرار ، در حد مدارا با قانون ، نگاهی ظاهراً احترام آمیز وقانون مدارانه به ولایت دوخته اند ، به تخریب وتضعیف جبهه پایداری روی آورده وبا گزارشات خلاف واقع ونشر اکاذیب وتهمت وافتراء ، سعی در غبار آلود نمودن فضای تشخیص ومشتبه نمودن حق وحقیقت دارند ، تا به زعم وخیال باطل خودشان ، از اقبال عمومی به سمت وسوی جبهه پایداری جلوگیری نمایند .   دشمنان ولایت که به دستور اربابهای خارجی خود مبادرت به تخریب جبهه پایداری می نمایند ، خیلی خوب می دانند ، صدیق ترین ، وفادارترین ، عاشق ترین ، عالم ترین ، جان نثار ترین فداکارترین یاران ولایت  به انگیزه دفاع از ولایت واسلامیت نظام ولایی ، در جبهه پایداری انقلاب اسلامی دور هم جمع شده اند و آگاه هستند که ، نزدیکترین تفکربه تفکرات مقام معظم رهبری ، تفکر حاکم بر جبهه پایداری است ؛ خب طبیعی است که دشمنان ولایت ، باید از این افراد واین مجتمع ولایی بترسند ووحشت داشته باشند . برای اینکه تا چنین یارانی دور وجود مقدس ولی فقیه ونایب امام زمان (عج) می گردند ؛ آسیب رسانی به ولایت محال خواهد بود .   آری نباید تردید داشت که ، وفادارترین افراد به خط وگفتمان امام راحل  ومتعهد ترین اشخاص به اصول وآرمانهای مقدس انقلاب اسلامی ایران ، تحت زعامت ونظارت بزرگترین عمار ولایت حضرت علامه مصباح یزدی مدظله العالی ، همو که امام خامنه ای عزیز، مطهری زمانش خوانده اند ، این جبهه را تأسیس نموده اند ، وعلت تامه دشمنی دشمنان ومخالفان جبهه پایداری را نیز باید ، اخلاص وصداقت وتعهد اعضای این جبهه جستجو نمود ولاغیر برای اینکه تمام افراد وگروههایی که این روزها به تخریب وتضعیف چبهه پایداری روی آورده اند ؛ به خوبی می دانند گه اگر مردم آنطوریکه حق جبهه پایداری ایجاد می نماید که ، آنگونه که هستند ، بدون تحریف وتخدیربه مردم معرفی شوند وهمچنانکه دانستن حق مردم است ، نسبت به جبهه پایداری اطلاعات وشناخت ودانستنی های مورد نیازشان را کسب نمایند ؛ وبا اساسنامه و اصول وآرمانهای جبهه پایداری آشنا شوند ، طبیعی است که دیگر تا مادامیکه آب پاک ومباح وگوارایی مثل اعضای جبهه پایداری وجود دارد ؛ کسی مجبور به تیمّم  یا وضو گرفتن با آب های مشکوک ومضاف ونا خالص ومسئله دار نخواهد شد . علی ایحال این بنده ناچیز خدا که افتخار دارد خودش را عضو کوچکی از این جبهه قدسی بداند ، از همه بزرگان ودوستان فعال در جبهه پایداری استدعا دارد ، از هر فرصتی برای معرفی مبادی فکری وعقیدتی جبهه پایداری استفاده کنند ، چراکه معرفت وشناخت است که دلبستگی وعشق وعلاقه ایجاد می نماید ودلبستگی وعشق وعلاقه هم مؤجد وفاداری وپایداری خواهد بود.  انشاء الله وتعالی .

سید مختار موسوی    


+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 8:15  توسط مصطفی جوان  | 

آیت الله علم الهدی: به هیچ لیستی پایبند نیستم، بگردید ببینید چه کسانی شاخص ها را دارند


روز اربعین حسینی امسال بود که طبق رسم همیشگی خود جهت عرض تسلیت به محضر قدسی حضرت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا(ع) مشرف شدم.

نماز صبح که برگزار شد، در صحن آزادی جنب کفشداری شماره 9، آیت الله علم الهدی را در حال خروج دیدم. فرصت را غنیمت شمردم و خدمت ایشان رسیدم تا سئوالاتی که در ذهنم بود، بپرسم.

به ایشان گفتم زائری هستم که از تهران مشرف شدم و چند سئوال سیاسی داشتم. اجازه دادند. گفتم شما در ایام اخیر بسیار می فرمایید که به ساکتین فتنه برای مجلس رای ندهیم، اما اسمی از آنها نمی برید و این برای من مخاطب و امثال ممکن است خوب تبیین نشود، چرا مصادیق را روشن به مردم نمی گویید؟

آیت الله علم الهدی همچنان که در حال قدم زدن به سمت درب اصلی صحن بودند، فرمودند: مصادیق را مردم بهتر می دانند و مردم ما بصیرتشان خیلی زیاد است، مردمی که نه دی را خلق کردند، ساکتین فتنه را خودشان تشخیص می دهند.

پرسیدم نظرتون درباره جبهه پایداری چیست؟ که پاسخ دادند: آنها هم آدمهای خوبی و باتقوایی هستند که زیرنظر آقای مصباح فعالیت می کنند.

فرصت کم بود و باید کلام را به پایان می بردم که سئوال آخرم را اینگونه پرسیدم: حاج آقا اگر در آینده در تهران دولیست در اصولگراها پیش آمد چه کنیم؟ به لیست جبهه پایداری رای بدهیم یا به لیست جبهه متحد اصولگرایان؟

که ناگهان ایشان با لحنی عتاب گونه فرمودند: ما به لیست ها چکار داریم! اصلا مشکل ما از اول انقلاب همین بوده که لیستی رای دادیم. من خودم به هیچ لیستی پایبند نیستم، بگردید ببینید چه کسانی شاخص ها را دارند ، در هر لیستی که بودند به همانها رای بدهید.

تشکری کردم و التماس دعایی گفتم و به زیارت مشرف شدم.

 قصد داشتم همان روز بازگشتم به تهران، این مطلب را روی وبلاگم بگذارم اما با خود گفتم که شاید گفت و گوی بنده و ایشان در شرایط خاصی بوده و رسانه ای شدن آن اخلاقی نباشد.

لیکن امروز دیدم در برخی سایت های خبری طی مطالبی و تیترهای یکسان از اظهارنگرانی آیت‌الله علم‌الهدی از چند لیست‌شدن اصولگرایان یاد شده است، خبر را که مشاهده کردم، دیدم منبعی هم برای مصاحبه ذکر نشده و تنها به لفظ "در گفت و گویی" بسنده شده است، لذا خواستم با ذکر آنچه خودم، شخصا از زبان آیت الله علم الهدی شنیدم،  این شبهه را برطرف کرده و بگویم نظر صحیح ایشان آمدن افراد اصلح و ولایتمدار است، و طبق آنچه خودشان گفتند به لیست ها و این موارد اهمیتی نمی دهند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 8:14  توسط مصطفی جوان  | 

چرا نمایندگی مجلس جاذبه دارد؟

چرا نمایندگی مجلس جاذبه دارد؟

بطور کلی هر شغلی و جایگاهی امتیازات ، مواهب و در کنار آن مسئولیّت هایی دارد؛ که باعث می شود افراد با داشتن شرایط احراز آن شغل برای تصاحب آن تلاش نمایند. البتّه همین شغل ممکن است مشکلاتی هم در پی داشته باشد که فرد متقاضی با همه ی محاسبات و با ارزیابی کامل جهت انجام کار، پای پیش می گذارد. با نگاهی سرسری و ظاهرنگری معلوم نیست بحث نمایندگی مجلس علاوه بر کار طاقت فرسای قانون گذاری و نظارت بر اجرای قانون و عملکرد جریان قانون چه شرح شغل دیگری دارد که آنرا از تمامی مشاغل، حتی وزیر بودن جذّاب تر و متمایز می کند.آنچه از دور ملاحظه می شود نمایندگی کاریست پر مسئولیت و دشوار، که تمامی شبانه روز شخص ،تمام فکر و ذهن و تمام توان او را به خود اختصاص می دهد.باری است که سنگینی آن کمر آدم را خم می کند . زیرا بر اساس قانون شخص را در برابر کل ملّت مسئول و پاسخگو می کند و لو اینکه با رأی محدود و از منطقه ای کوچک به مجلس راه یافته باشد.

می دانیم دلایل مختلفی ممکن است برای نمایندگی جاذبه ایجاد کند و این نکته را هم می پذیریم که اکثر آنهایی که پای بر این عرصه می گذارند ؛ قصد جدّی برای خدمتگزاری و ادای دین به جامعه دارند. منظور ما یقیناً با توجّه به رفتارشناسی داوطلبین این قشر حداکثری در تعداد و حداقلی در امکانات مالی و رسانه ای نیست.

        منظور ما نقد عملکرد افرادی است که این صحنه را میدان دیگری غیر از خدمت تصوّر می کنند. البتّه این افراد هم امکانات مالی فراوان دارند ؛ هم رسانه ای دارند که آنها را موجّه جلوه می دهد.

      انگیزه ی متصوّر برای تعدادی ممکن است کسب قدرت،ثروت،شأن اجتماعی،برتری جوئی و دلایل دیگری باشد. این دلایل به خودی خود جاذبه دارد ولی چیزی دیگر را باید جستجو کرد. زیرا این اهداف را در سایر دستگاه ها نیز می توان به نوعی محقّق ساخت.

        با اینکه وضعیّت مجلس کاملاً استثنائی است و مردم با دست بسته به عنوان ناظر حضور دارند و رسانه ها حسّاس عمل می کنند؛ پس موضوع چیز دیگری است . هرچه هست کار طاقت فرسا را توجیه می کند. دوری از خانواده و عزیزان را گوارا می کند و چشمان ناظر را قابل تحمّل می کند.

آن چیست؟

       در خصوص قوای دیگر مثلاً دولت و در رأس آن رئیس جمهور، حتی اگر با ده ها میلیون رأی انتخاب شده باشد؛ بوسیله ی نمایندگانِ مجلس نظارت می شوند؛ به آنها تذکّر داده می شود و در صورت لزوم با استیضاح از آنها سلب مسئولیّت می شود.

       قوانین مورد نیاز قوّه ی قضائیه از مسیر مجلس عبور کرده و تا حدودی بر روند کلی این قوّه مخصوصاً در ستاد بوسیله مجلس اعمال نظر می شود. و در صورت لزوم تحقیق و تفحّص می شود. البتّه این هم از حقوق مردم است که بر امور نظارت داشته باشند. دقیقاً موضوع اصلی اینجاست که چه کسی بر خود مجلس و صحّت عملکرد نمایندگان مجلس نظارت دارد؟ کدام مسیر قانونی برای اعمال نظازت بر موتور محرّکه نظام (مجلس) وجود دارد؟

      حلقه ی مفقوده و پاسخ سؤال اینجاست و دقیقاً قدرت خارج از نظارت و مسئولیّت آن چیزی است که جاذبه ای شدید برای نمایندگی مجلس بوجود آورده است.

مثلاً رئیس جمهور یا وزراء (هر رئیس جمهور و هر وزیری) با هر میزان رأی ،باید در خصوص دلایل هر فعل یا حرفی آماده ی توضیح باشند ولی نماینده مجلس!!!

      سؤال اینجاست اگر احدی از نمایندگان یا گروهی از نمایندگان بعد از انتخاب شدن خلاف ویترین ارائه شده عمل نمود و منافع ملّت را رعایت نکرد « خدای نکرده گندم نمای جو فروش » بود ؛ بواسطه ی تسلط بر قانون هم نشد او را به دادگاه کشید؛ آن وقت چه باید کرد؟

       آیا تا کنون شاهدی بر استیضاح و سلب وکالت چنین افرادی مشاهده شده است؟ آیا راهکار قانونی وجود دارد که در صورت ردّ صلاحیّتِ فرد انتخاب شده از سوی رأی دهندگان بشود از او سلب مصونیّت و وکالت کرد؟ آیا مردم حتماً باید فرد خاطی را تا پایان دوره تحمّل کنند؟ در این صورت چه بر سر کشور و حوزه ی انتخابیه ی فرد خاطی خواهد آمد؟

       حافظه تاریخی مردم وجود چنین افرادی را تأیید می کند ولی سابقه ی ذهنی قابل ذکری در برخورد با اینگونه افراد وجود ندارد.

       به نظر می رسد برای بعضی افراد ،این قدرت نامحدود و فارغ از نظارت از نان شب هم واجب تر است و شاید جاذبه نمایندگی برای بعضی ها اینجا باشد.جاذبه ای که باعث می شود بعضی از داوطلبین و حامیان مالی و سیاسی آنها ،ده ها برابرِ کل حقوق دوران نمایندگی را صرف تبلیغات ،خرید رأی، سفره انتخاباتی و ... نمایند و این آفتی است که در نهایت به سلامت مجلس و حیثیّت آن آسیب زده و مشارکت مردم را در امر انتخابات مجلس کاهش داده و امور محوله به نمایندگان معطّل می ماند و مجلسی که عصاره ی فضائل ملّت است و باید در رأس امور باشد ؛ توسط بعضی متولّیان به حاشیه خواهد رفت.

       مجلس هشتم پس از مقاومت فراوان و برای رهایی از فشار افکار عمومی و درخواست رهبری قدمی بسیار ناقص و دیر هنگام برداشت که به هیچ وجه جامعه را راضی نکرد.

      کوتاه سخن اینکه مردم چشم براه ساز و کاری جدّی برای نظارت بر عملکرد نمایندگان و صیانت از سلامت مجلس هستند؛ زیرا ممکن است خدای ناکرده این قدرت خارج از نظارت در راه هایی غیر از خدمت به مردم مورد سوء استفاده قرار گیرد. آن موقع ضرر آن تشدید خواهد شد. مثلاً اگر از این اختیارات جهت تشدید قدرت، ایفاء نقش اپوزیسیون از درون ، فشار به مسئولین اجرائی جهت امتیازخواهی و یا کسب ثروت استفاده شود ؛ یقیناً تاوان آن را مردم و نظام خواهند پرداخت...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 8:13  توسط مصطفی جوان  |